وبلاگ احادیث وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند. هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30 ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد. التماس دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات ( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد ) http://hadith110.mihanblog.com 2020-08-08T01:17:04+01:00 text/html 2018-04-24T20:18:37+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) برخاستن براى تعظیم شنیدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام) http://hadith110.mihanblog.com/post/1346 <p dir="rtl" align="right"> <span style="font-size: 14px;"><span style="font-family: Tahoma,Geneva,sans-serif;"><font color="#000000">[تعظیم شنیدن اسم مبارك]<br> 6 نجمة<br> <br> ایضا ششمین تكلیف عباد،برخاستن براى تعظیم شنیدن اسم مبارك آن حضرت است،خصوصا اگر به اسم مبارك قائم-عجل اللّه تعالى فرجه-باشد؛چنان<span lang="en-us"> </span>‌كه سیرۀ تمام اصناف امامیّه-كثرهم اللّه تعالى-در جمیع بلاد از عرب،عجم،ترك،هند و دیلم بر آن مستقر شده و این خود از وجود مأخذ و اصلى براى این عمل كاشف باشد؛اگرچه تاكنون به نظر نرسیده،لكن از چندنفر از علما و اهل اطّلاع مسموع شد كه ایشان خبرى در این باب دیدند.<br> <br> بعضى از علما نقل كردند كه این مطلب را از عالم متبحّر جلیل،سیّد عبد اللّه،سبط محدّث جزایرى سؤال كردند و آن مرحوم در بعضى از تصانیف خود جواب دادند خبرى دیدند كه مضمون آن،این است :</font></span></span><br> <br> <strong><span style="font-size: 14px;"><span style="font-family: Tahoma,Geneva,sans-serif;"><font color="#000000"> </font></span></span></strong><span style="font-size: 14px;"><span style="font-family: Tahoma,Geneva,sans-serif;"><font color="#000000">روزى در مجلس حضرت صادق علیه السّلام اسم مبارك آن جناب برده شد.حضرت به جهت تعظیم و احترام آن برخاست و در اهل سنّت این عادت براى اسم مبارك حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله مرسوم است.<br> <br> سیّد احمد مفتى شافعى مكّى معاصر در سیرۀ خود گفته:عادت بر این جارى شده كه مردم چون ذكر وصف آن جناب صلّى اللّه علیه و آله را مى‌شنوند،به‌جهت تعظیم آن حضرت برمى‌خیزند و این برخاستن مستحسن است،چون در آن برخاستن،تعظیم پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله است و بسیارى از علماى امّت این كار را به جاى آورده‌اند كه باید به ایشان اقتدا نمود.<br> <br> حلبى از علماى اهل سنّت در سیره گفته:بعضى حكایت كرده‌اند امام سبكى بسیارى از علماى عصر نزد او جمع شد،پس قصیده ‌خوانى،كلامى را در مدح آن جناب صلّى اللّه علیه و آله خواند:<br> <br> قلیل لمدح المصطفى الخطّ بالذهب&nbsp;&nbsp;&nbsp; على ورق من خطّ احسن من كتب<br> و ان تنهض الأشراف عند سماعه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قیاما صفوفا أو حیّا على الرّكب<br> <br> پس در این‌حال امام سبكى و جمیع كسانى كه در مجلس بودند،برخاست و وجد عظیمى در آن مجلس شد،انتهى.<br> &nbsp; </font></span></span></p> <p dir="rtl" align="right"> <span style="font-size: 14px;"><span style="font-family: Tahoma,Geneva,sans-serif;"><font color="#000000">العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)&nbsp; جلد 7 ، ( صفحه 114 الی 115 )</font></span></span></p> text/html 2017-11-07T20:24:39+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) اربعین حسینی بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد http://hadith110.mihanblog.com/post/1344 <DIV class=ahadith-post-inner> <DIV class=ahadith-postcontent> <DIV class=ahadith-article> <P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><IMG style="WIDTH: 399px; HEIGHT: 292px" alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/a-e-h.jpg"></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)">بشارة المصطفى ـ به نقل از عطیّه عوفى <SPAN class=footnotes>[1] </SPAN><SPAN lang=en-us>&nbsp;</SPAN>: همراه جابر بن عبد اللّه انصارى ، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حركت كردیم . هنگامى كه به كربلا رسیدیم ، جابر به كرانه فرات ، نزدیك شد و غسل كرد و پیراهن و ردایى به تن كرد و كیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت ، جز آن كه ذكر خداى متعال گفت ، تا این كه به قبر ، نزدیك شد و [به من ]گفت : دست مرا بر قبر بگذار . چون دست او را بر قبر گذاشتم ، بیهوش ، بر روى قبر افتاد . كمی آب بر او پاشیدم و هنگامى كه به هوش آمد ، سه بار گفت : اى حسین ! آن گاه گفت : دوست ، پاسخ دوست را نمى دهد ؟! سپس گفت : چگونه پاسخ دهى ، در حالى كه خون رگ هایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیكرت ، جدایى انداختند؟! گواهى مى دهم كه تو ، فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چكیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب كسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه ، سَرور زنانى ؟! و چگونه چنین نباشى ، در حالى كه از دست سَرور پیامبران ، غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان ، پرورش یافته اى و از سینه ایمان ، شیر نوشیده اى و با اسلام ، تو را از شیر گرفته اند . پاك زیستى و پاك رفتى ؛ امّا دل هاى مؤمنان ، در فراق تو خوش نیست ، بى آن كه در این ، تردیدى رود كه همه اینها به خیرِ تو بود . سلام و رضوان خدا بر تو باد ! و گواهى مى دهم كه تو بر همان روشى رفتى كه برادرت یحیى بن زكریّا رفت . آن گاه جابر ، دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت : سلام بر شما ، اى روح هایى كه گرداگردِ حسین ، فرود آمده ، همراهش شدید ! گواهى مى دهم كه نماز را به پا داشتید و زكات دادید و به نیكى فرمان دادید و از زشتى ، باز داشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید . سوگند به آن كه محمّد را به حق برانگیخت ، در آنچه به آن در آمدید ، با شما شریك هستیم . به جابر گفتم : اى جابر ! چگونه [با آنان شریك باشیم] ، با آن كه ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از كوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم ، در حالى كه اینان ، سرهایشان از پیكر، جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند ؟ ! جابر گفت : اى عطیّه ! شنیدم كه حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید : «هر كس گروهى را دوست داشته باشد ، با آنان محشور مى شود ، و هر كس كارِ كسانى را دوست داشته باشد ، در كارشان شریك مى شود» ، و سوگند به آن كه محمّد را به حق به پیامبرى بر انگیخت ، نیّت من و همراهانم ، همان است كه حسین علیه السلام و یارانش بر آن رفته اند . مرا به سوى خانه هاى كوفه ببر . هنگامى كه بخشى از راه را رفتیم ، گفت : اى عطیّه ! آیا سفارشى به تو بكنم ، كه دیگر گمان ندارم پس از این سفر ، تو را ببینم ؟ دوستدار خاندان محمّد را ، تا زمانى كه آنان را دوست مى دارد ، دوست بدار و دشمن خاندان محمّد را ، تا زمانى كه با آنان دشمن است ، دشمن بدار ، هر چند روزه گیر و شب زنده دار باشد ، و با دوستدار محمّد و خاندان محمّد ، رفاقت كن ، كه اگر یك گامش از فراوانىِ گناهش بلغزد ، گام دیگرش به محبّت آنان استوار مى مانَد ؛ چرا كه دوستدار آنان ، به بهشت باز مى گردد و دشمن آنان ، به سوى آتش [دوزخ ]مى رود .</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P>&nbsp;</P> <P dir=rtl align=right><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 12px">&nbsp;بشارة المصطفى : ص 74 ، الحدائق الوردیّة : ج 1 ص 129 ، تیسیر المطالب : ص 93 كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 68 ص 130 ح 62 ؛ مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 2 ص 167 نحوه .دانش نامه امام حسین علیه السلام ج8 ص 387 الی 391 </SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN class=footnotes><B>[1] -</B> </SPAN>ابو الحسن عطیّة بن سعد بن جُناده عوفی جدلی قیسی کوفی. امیر مؤمنان علیه السلام ، نام او را انتخاب کرد و در باره اش فرمود: «این ، عطیّه (هدیه) خداست». وی از تابعیان مشهور است و شیخ طوسی ، او را در زمره اصحاب امام علی علیه السلام و امام باقر علیه السلام بر شمرده است و بَرقی، او را از اصحاب امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام دانسته است .</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px">او مورد اعتماد و کثیر الحدیث است. وی همراه ابن اشعث ، علیه حَجّاج، قیام کرد و حَجّاج، به دلیل خودداری وی از دشنامگویی به امام علی علیه السلام، دستور داد چهارصد ضربه شلّاق به وی زدند و سر و ریشش را تراشیدند. او سپس به فارس پناه بُرد و در باقی مانده دوران حکومت حَجّاج، در خراسان، سُکنا گزید و زمانى که عمر بن هُبَیره، حاکم عراق شد، به کوفه باز گشت.</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px">او به سال 111 ق (بنا بر قول مشهور) و یا 127 ق (بنا بر قولى دیگر، که ظاهرا به قرینه روایت کردنش از امام صادق علیه السلام، همین تاریخ، درست است)، در همان کوفه در گذشت. دانش نامه امام حسین علیه السلام ج8 ص387 (پاورقی)</SPAN></SPAN></SPAN></P> <HR> <P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="COLOR: rgb(47,79,79)"><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><A href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-mozooei/24-a-emam-hosein-a/808-1396-08-05-20-55-41.html" target=_blank>زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین ، به روایت صفوان جمّال </A></SPAN></SPAN></STRONG></SPAN><BR><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"></SPAN></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="COLOR: rgb(47,79,79)"><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><A href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-mozooei/24-a-emam-hosein-a/807-1396-08-05-20-24-12.html" target=_blank>زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت} </A></SPAN></SPAN></STRONG></SPAN><BR><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"></SPAN></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>نشانه‌<SPAN lang=ar-sa> </SPAN>های مؤمن راستین</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">نمازهای شبانه‌<SPAN lang=ar-sa> </SPAN><SPAN lang=en-us>روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>فرائض همان نمازهای پنجگانه است كه در پنج وقت انجام می‌دهیم و مجموعاً 17 ركعت است، دو ركعت نماز صبح، چهار ركعت نماز ظهر، چهار ركعت نماز عصر، سه ركعت نماز مغرب و چهار ركعت نماز عشاء جمعاً می‌شود 17 ركعت.</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>نوافل یعنی نمازهای مستحبّی شبانه‌</SPAN> <SPAN lang=en-us>روزی دو برابر فرائض یعنی 34 ركعت است، دو ركعت نافله‌ی صبح قبل از فریضه، هشت ركعت نافله‌ی ظهر قبل از فریضه، هشت ركعت نافله‌ی عصر قبل از فریضه، چهار ركعت نافله‌ی مغرب بعد از فریضه و دو ركعت نافله‌ی عشاء نشسته بعد از فریضه و بعد از نیمه شب هشت ركعت نافله‌ی شب، دو ركعت نافله‌ی شَفْع و یك ركعت نافله‌ی وَتْر كه جمعاً می</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌شود 34 ركعت دو برابر فرائض كه 17 ركعت بود و جمع فرائض و نوافل شبانه</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌روزی می</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌شود 51 ركعت كه در حدیث منقول از حضرت امام حسن عسكر</SPAN>ی (علیه السلام)<SPAN lang=en-us> از علامات پنجگانه‌ی مؤمن به حساب آمده و فرموده است:</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>(عَلاماتُ الْمُؤمِنِ خَمْسٌ صَلاةُ الاِحْدَی وَ خَمْسِینَ وَ زِیارَةُ الاَرْبَعینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم)؛[بحارالانوار،جلد82 ،صفحه‌ی75.]</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>علامات و نشانه‌های مؤمن[شیعه] پنج چیز است: 1ـ پنجاه و یك ركعت نماز [در شبانه</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌روز].2ـ زیارت [امام حسین</SPAN> (علیه السلام) <SPAN lang=en-us>در روز] اربعین 3ـ انگشتر به دست راست كردن 4ـ پیشانی را در سجده بر خاك نهادن 5 ـ [در نماز] بسم الله الرّحمن الرّحیم را بلند گفتن.</SPAN></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN lang=en-us>از جمله شعائر ما شیعه‌ی امامیّه بلند گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در قرائت نماز است، حتّی در نماز ظهر و عصر كه اِخفات در قرائت یعنی آهسته خواندن قرائت واجب است، در فقه ما بلند گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» مستحبّ است. در مذاهب مخالف ما در قرائت نماز یا «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را نمی‌گویند و یا آهسته می‌گویند.<BR>شعار دیگر ما این است كه در سجده پیشانی را روی خاك می</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌گذاریم و در غیر این صورت نماز را باطل می</SPAN> <SPAN lang=en-us>‌دانیم و دیگر از شعائر ما انگشتر به انگشت دست راست داشتن است و امام سیّدالشّهداء</SPAN> (علیه السلام) <SPAN lang=en-us>&nbsp;را در روز اربعین زیارت نمودن و پنجمین شعار و علامت شیعه تقیّد به خواندن پنجاه و یك ركعت نماز در هر شبانه‌</SPAN> <SPAN lang=en-us>روز كه گفتیم مجموعه‌ی 17 ركعت فریضه و 34 ركعت نافله است.<BR>&nbsp;</SPAN><BR><BR>&nbsp;برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی ( کتاب نماز رمز پرواز صفحه 126 الی 127 ) </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=right>&nbsp;</P> <HR> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl>&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">به مناسبت اربعین حسینی متن کتاب ارزشمند از حسین (علیه السلام) گفتن تا حسینی شدن از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی را که انتشارات موسسه الزهرا (علیها السلام) خالصانه در اختیار پایگاه اینترنتی احادیث قرار دادند را از لینک زیر مطالعه بفرمایید : </SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><A href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/109-s-m-e/530-a-h-t-h-s.html" target=_blank>از حسین (علیه السلام ) گفتن تا حسینی شدن </A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><A href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/109-s-m-e/530-a-h-t-h-s.html" target=_blank><STRONG>ما كه پیرو حسینیم و از عشق و ارادت به او دم می<SPAN lang=en-us> </SPAN>‌زنیم باید درعمل تابع حقّ و در مقام احقاق حقّ باشیم و حقّ را زنده كنیم و اگر در عمل توانستیم حقّ را در زندگی شخصی خود اجرا كنیم آن وقت قادر خواهیم بود در خارج از وجود خود هم حقّ را احیا كنیم.ولی تا زمانی‌كه ما در زندگی خود به حق<SPAN lang=en-us> </SPAN>‌كشی عادت كرده‌ایم و به سبب هواهای نفسانی كه بر ما و عقل ما غلبه كرده حقوق نزدیكان خود را مراعات نمی<SPAN lang=en-us> </SPAN>‌كنیم چطور می‌<SPAN lang=en-us> </SPAN>توانیم در مقابل دشمن خارجی بایستیم و مدافع حق باشیم؟</STRONG></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="COLOR: rgb(47,79,79)"><B><A style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.bskafi.com/fa/category-speech/file/15-kafi-14.html" target=_blank>دانلود سخنرانی شیخ احمد کافی (ره) با موضوع : اربعین حسینی { نشانه های مومن } </A></B></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</P> <HR> <P dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><FONT style="weight: 400">وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ حَسَّانَ الْبَصْرِیِّ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ‏ اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقِیلَ لِی ادْخُلْ فَدَخَلْتُ فَوَجَدْتُهُ فِی مُصَلَّاهُ فِی بَیْتِهِ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلَاتَهُ فَسَمِعْتُهُ یُنَاجِی رَبَّهُ وَ هُوَ یَقُولُ : </FONT></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><FONT style="weight: 400">اللَّهُمَّ یَا مَنْ‏ خَصَّنَا بِالْكَرَامَةِ وَ وَعَدَنَا بِالشَّفَاعَةِ وَ خَصَّنَا بِالْوَصِیَّةِ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا بَقِیَ- وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْنَا اغْفِرْ لِی وَ لِإِخْوَانِی وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِیَ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِی بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَكَ فِی صِلَتِنَا وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّكَ وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا- أَرَادُوا بِذَلِكَ رِضَاكَ فَكَافِهِمْ عَنَّا بِالرِّضْوَانِ وَ اكْلَأْهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ اخْلُفْ‏<SPAN lang=en-us> </SPAN>عَلَى أَهَالِیهِمْ وَ أَوْلَادِهِمُ الَّذِینَ خُلِّفُوا بِأَحْسَنِ الْخَلَفِ وَ اصْحَبْهُمْ وَ اكْفِهِمْ شَرَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ كُلِّ ضَعِیفٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ شَدِیدٍ وَ شَرَّ شَیَاطِینِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ أَعْطِهِمْ أَفْضَلَ مَا أَمَّلُوا مِنْكَ فِی غُرْبَتِهِمْ عَنْ أَوْطَانِهِمْ وَ مَا آثَرُونَا بِهِ عَلَى أَبْنَائِهِمْ وَ أَهَالِیهِمْ وَ قَرَابَاتِهِمْ.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><FONT style="weight: 400">&nbsp;اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَیْهِمْ بِخُرُوجِهِمْ فَلَمْ یَنْهَهُمْ ذَلِكَ عَنِ الشُّخُوصِ إِلَیْنَا- خِلَافاً مِنْهُمْ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِی غَیَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِی تَتَقَلَّبُ عَلَى حَضْرَةِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْیُنَ الَّتِی جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الصَّرْخَةَ الَّتِی كَانَتْ لَنَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُكَ تِلْكَ الْأَبْدَانَ وَ تِلْكَ الْأَنْفُسَ حَتَّى تُوَفِّیَهُمْ عَلَى الْحَوْضِ یَوْمَ الْعَطَشِ الْأَكْبَرِ.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><FONT style="weight: 400">&nbsp;فَمَا زَالَ یَدْعُو وَ هُوَ سَاجِدٌ بِهَذَا الدُّعَاءِ فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَوْ أَنَّ هَذَا الَّذِی سَمِعْتُ مِنْكَ كَانَ لِمَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَظَنَنْتُ أَنَّ النَّارَ لَا تَطْعَمُ مِنْهُ شَیْئاً أَبَداً وَ اللَّهِ لَقَدْ تَمَنَّیْتُ أَنِّی كُنْتُ زُرْتُهُ وَ لَمْ أَحُجَّ فَقَالَ لِی مَا أَقْرَبَكَ مِنْهُ فَمَا الَّذِی یَمْنَعُكَ مِنْ زِیَارَتِهِ ثُمَّ قَالَ یَا مُعَاوِیَةُ لِمَ تَدَعُ ذَلِكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَمْ أَرَ أَنَّ الْأَمْرَ یَبْلُغُ هَذَا كُلَّهُ فَقَالَ یَا مُعَاوِیَةُ مَنْ یَدْعُو لِزُوَّارِهِ فِی السَّمَاءِ أَكْثَرُ مِمَّنْ یَدْعُو لَهُمْ فِی الْأَرْضِ‏</FONT><FONT style="weight: 400" color=#000000> وَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ‏ اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ ذَكَرَ مِثْلَه</FONT><FONT style="weight: 400" color=#242887>‏.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">معاویة بن وهب گفت : (( اجازه خواستم که بر امام صادق (علیه السلام) وارد شوم ، به من گفته شد : داخل شو. پس داخل شدم و آن حضرت را در محلّ نماز او در خانه اش یافتم. پس نشستم تا آن حضرت نمازش را به پایان رساند. شنیدم که آن حضرت با پروردگارش راز و نیاز می نمود و می فرمود : </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">خداوندا ! ای کسی که به ما کرامت مخصوصی عطا فرموده و به ما وعده ی شفاعت دادی و ما را به جانشینی پیغمبرو به امامت ، مخصوص نموده و علم به گذشته و علم به آینده را به ما دادی و دلهای بعضی از مردم را محب و دوستدار ما قرار دادی ، من و برادران و زایران قبر پدرم حسین (علیه السلام) را بیامرز ، آنها که به خاطر میل و رغبت به نیکی نسبت به ما و امید به ثوابی که برای این نیکی قرار دادی و به خاطر شاد نمودن پیغمبرت (صلی الله علیه و آله و سلم) و اجابت امر ما و خشمگین کردن دشمن ما ، اموال خود را انفاق و بدنهای خویش را در راه سفر به زحمت انداختند و در این کار ، تنها رضای تو را طلب نمودند ، پس پاداش و جزای آنها را از جانب ما ، رضوان قرار ده و آنها را شب و روز حفظ نما و به خانواده ها و فرزندانشان - که آنها را ترک نمودند - بهترین عوض را عنایت بفرما؛ و با آنها همدم و ملازم باش و آنها را از شرّ هر ستمگر ستیزه جو و هر ضعیف و نیرومندی از میان آفریدگانت و از بدی شیطانهای انس و جن کفایت نما و بهترین چیزی که در غربت از وطنهایشان از تو آرزو دارند به آنها عطا بفرما و نیز بهتر از مخارج سفری که با آن ، ما را بر پسران و خانواده ها و نزدیکانشان مقدّم داشتند به آنها عطا بفرما. </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">خداوندا ! دشمنان ما ، به سبب حرکت آنها ( برای زیارت ) از آنها انتقاد نمودند و آن انتقاد ، آنها را از حرکت به سوی ما باز نداشت و آنها به این طریق میخواستند با مخالفان ما مخالفت کنند ، پس به آن چهره هایی که خورشید آنها را تغییر داده ، رحم نما و به آن گونه هایی که در پیشگاه ابی عبدالله حسین (علیه السلام) از این رو به آن رو می شوند ، رحم بفرما و به آن دیدگانی که اشکهایش به خاطر دلسوزی و مهربانی نسبت به ما جاری شد ، رحم بفرما و به آن قلبهایی که برای ما بیتابی نمود و آتش گرفت ، رحم نما و به آن فریادی که برای ما بود ، رحم بفرما. </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">خداوندا ! من ، آن بدنها و آن روحها را به تو می سپارم تا آنها را در بزرگترین روز تشنگی ( یعنی قیامت ) ، به کنار حوض برسانی. </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">و آن حضرت پیوسته - در حال سجده - این دعا را می خواند ، از این رو هنگامی که برگشت ( یعنی از محل نماز خود و اشتغال به نماز و دعا بازگشت ) عرض کردم : جانم به فدایت ! اگر این دعایی را که از تو شنیدم ، برای شخصی می نمودی که خداوند عزّوجلّ را نمی شناخت ، گمان می کردم که آتش هرگز به او اصابت نمی کند (یعنی تا چه برسد به شخصی که خداشناس هم باشد ) به خداوند متعال سوگند ! من آرزو کردم که آن حضرت را زیارت کرده بودم و حج به جا نیاورده بودم. آنگاه آن حضرت به من فرمود : چقدر تو به آن بزرگوار نزدیک هستی ! چه چیز تو را از زیارت امام حسین (علیه السلام) باز میدارد ؟ </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">سپس فرمود : ( ای معاویه ! چرا زیارت آن حضرت را ترک می کنی ؟ عرض کردم ! جانم به قربانت ! فکر نمی کردم که زیارت آن بزرگوار این همه اهمیّت داشته باشد! حضرت فرمود : ای معاویه ! آنها که در آسمان برای زوّار آن بزرگوار دعا می کنند ، بیش از کسانی هستند که در زمین برای آنها دعا می نمایند).</SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">حدیث فوق به طریق دیگری نیز روایت شده است. </SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=justify><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif">کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 262 الی 264 </SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><FONT style="FONT-SIZE: 20px; weight: 400" color=#000000>&nbsp;&nbsp;</FONT> </SPAN></SPAN><BLOGEXTENDEDPOST></BLOGEXTENDEDPOST></P> <HR> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)">روز بیستم صفر روز اربعین و به قول شَیْخَیْن روز رُجُوع حرم امام حسین علیه السلام است از شام به مدینه و روز وُرُود جابربن عبدالله انصارى است به كربلا به جهت زیارت امام حسین علیه السلام و او اوّل زائر آن حضرت است و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است و از حضرت عسكرى علیه السلام روایت شده كه فرمود علامات مؤمن پنج چیز است پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شب و روز گذاردن و زیارت اربعین كردن و انگشتر بر دست راست كردن و جَبین را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را بلند گفتن و شیخ در تهذیب و مصباح زیارت مخصوصه این روز را از حضرت صادق علیه السلام نقل كرده و ما انشاءَالله آن را در باب زیارات نقل خواهیم نمود.</SPAN></SPAN></SPAN></P> <DIV class=jcomments-links><A class=readmore-link title="اربعین حسینی بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد" href="http://www.ahadith.ir/fa/component/content/article/78-monasebatha/427-a-r-h-o.html">ادامه مطلب...</A> </DIV></DIV></DIV> <DIV class=cleared></DIV></DIV> <DIV class=cleared></DIV> text/html 2017-08-15T20:00:28+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) زیارت تجلی محبت و ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام http://hadith110.mihanblog.com/post/1343 <SPAN style="DISPLAY: inline" class=fadebody> <DIV class="safir-postcontent clearfix"> <DIV class=safir-article> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><STRONG><A href="http://axgig.com/images/17851940736503658807.jpg" target=_blank><IMG alt="" src="http://axgig.com/images/17851940736503658807.jpg" width=438 height=327></A></STRONG></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 18px"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma,Geneva,sans-serif">&nbsp;اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً كَثِیرَةً تَامَّةً زَاكِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ</SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl>&nbsp;</P> <P dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,geneva,sans-serif"><STRONG>&nbsp;بسم الله الرحمن الرحیم<BR><BR>صفیر سعادت<BR><BR>سلسله مباحث&nbsp; معارفی سید محمد ضیاء آبادی<BR><BR>&nbsp;<BR><BR>زیارت تجلی محبت و ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام</STRONG><BR><BR>بسم الله الرّحمن الرّحیم<BR><BR>اشاره‌ای به موضوع زیارت<BR><BR>دهه‌ی آخر ذیقعده، ایّام زیارتی حضرت امام ابوالحسن الرّضا(علیه السلام)است. روز یازدهم ذیقعده روز میلاد مباركشان و روز بیست و سوّم، روز زیارتی مخصوصشان می ‌باشد و روز بیست و پنجم ذیقعده نیز روز «دَحوُا الارض» است كه باز زیارت آن حضرت در آن روز استحباب مؤكّد دارد. سپس دهه‌ی اوّل ذیحجّه پیش می‌آید كه ایّام بسیار مباركی است و فرصتی است فوق‌العاده مغتنم برای آنان كه اهل دعا و راز و نیاز و مناجات با خدا می‌باشند، به‌خصوص آن سعادتمندانی كه در آن ایّام، مشرّف به زیارت بیت الله و زیارت روضه‌ی مطهّره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) …و صدّیقه‌ی كبری(علیها السلام)و ائمّه‌ی هدی(علیهِم السلام) خواهند شد. از این‌رو تناسب ایّام اقتضا می‌كند كه راجع به موضوع زیارت صحبتی داشته باشیم.<BR><BR>از شعائر بسیار بزرگ و افتخارآمیز ما شیعه‌ی امامیّه «شعار زیارت» است كه ما بر اساس محبّتی كه نسبت به خاندان رسالت(علیهِم السلام) داریم و همین را شرف و سرمایه‌ی سعادت خود در دنیا و آخرت می‌دانیم و خداوند منّان در قرآن كریمش مودّت اهل بیت(علیهِم السلام) را به عنوان اجر رسالت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) خود…نشان داده و فرموده است:<BR><BR>{...قُلْ لا أسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أجْراً إلاّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی...}؛[1]<BR><BR>[ای پیامبر به امّت خود] بگو: من در قبال این زحمتی كه كشیده [و شما را با خدا مرتبط ساخته و راه تقرّب به او را نشانتان داده‌ام] اجری جز این نمی‌خواهم كه نسبت به خویشاوندان من ابراز مودّت بنمایید...</SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl><BR><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma,geneva,sans-serif">شكّی نیست كه احدی خدمتی مانند خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به عالم انسان نكرده است، اوست كه عالی‌ترین نوع احسان و انعام را كه هدایت به سوی خدا و حركت دادن این بشر خاكی و رساندن او به عالم قرب الهی است به انسان عنایت فرموده است و لذا به حكم عقل و وجدان و انصاف، آدمی موظّف است در برابر این خدمت بزرگی كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) …به او كرده، اجر و مزدی مناسب بپردازد؛ ولی او به امر خدا فرموده است: من از شما هیچ اجر و مزدی نمی‌خواهم، تنها چیزی كه از شما توقّع دارم این است كه دوستدار خویشاوندان من باشید. آنگاه توجّه داده كه این دوستی و مودّت شما نسبت به خاندان و اهل بیت من، نه به نفع من است و نه به نفع اهل بیت من، بلكه:<BR><BR>{قُلْ ما سَألْتُكُمْ مِنْ أجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ...}؛[2]<BR><BR>[خدا فرموده كه] بگو: آن اجری كه من از شما خواسته‌ام [نفعش] عائد خود شما می‌گردد[زیرا]...:<BR><BR>{قُلْ ما أسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أجْرٍ إلاّ مَنْ شاءَ أنْ یَتَّخِذَ إلی رَبِّهِ سَبِیلاً}؛[3]<BR><BR>بگو: من برای رسالتم از شما اجری جز این نمی‌خواهم كه كسی بخواهد راهی به سوی خدایش بیابد.<BR><BR>اجر من همین راهیابی شما به سوی خداست كه از طریق مودّت اهل بیت من تحقّق خواهد یافت. درست مثل این است كه پدری كه هم ثروتمند است و هم قدرتمند، از پسر خودش نه توقّع كمك مالی دارد و نه كمك جسمی، به او می‌گوید: پسرم، من برای تو زحمات فراوان كشیده‌ام؛ بدیهی است كه تو به حكم وجدانت خودت را بدهكار به من می‌دانی و دوست داری كه زحمات چندین ساله‌ام را جبران كنی، اینك به تو می‌گویم من تنها اجر و مزدی كه از تو می‌ خواهم، این است كه خوب درس بخوانی و باز هم بدیهی است كه شخص من از درس خواندن تو نفعی نمی‌برم، بلكه محضاً نفع خوب درس خواندن تو عائد خودت می‌ گردد كه فاضل و عالم و دانشمند می ‌شوی و در میان مردم بزرگ و محترم به شمار می‌آیی.<BR><BR>ابراز مودّت و محبّت به اهل بیت (علیهِم السلام) وظیفه‌ی امّت اسلامی<BR><BR>پیغمبراكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز كه پدر روحانی عالم انسان است می‌گوید: من در مقابل زحماتی كه در راه ارشاد و هدایت شما متحمّل شده‌ام، اجر و مزدی كه از شما می‌خواهم، محبّت و مودّتی است كه از شما نسبت به خاندانم توقّع دارم كه در پرتو نور آن مودّت، راه تقرّب به خدا را روشن‌تر بیابید و آن را عاری از هرگونه انحراف و كجروی بپیمایید و به سعادت ابدی نائل گردید. احتمالاً فرق میان محبّتو مودّتاین باشد كه محبّتیك امر قلبی است، اعمّ از اینكه در ظاهر گفتار و عمل بارز شود یا نشود، امّا مودّتآن محبّت قلبی است كه در مرحله‌ی گفتار و عمل نیز ظاهر گردد.<BR><BR>حال، وظیفه‌ی ما امّت اسلامی نسبت به اهل بیت (علیهِم السلام) به دستور قرآن كریم مودّتاست، یعنی هم قلباً دوستدارشان باشیم و هم از طریق زبان و عمل نیز آن محبّترا ظاهر سازیم و طبق دستوراتشان كه دستور خدا و رسول خداست عمل كنیم و از جمله مظاهر محبّت اینكه در حال زنده بودنشان به زیارت خودشان و بعد از وفاتشان به زیارت قبر شریفشان برویم، چه آنكه لازمه‌ی قهری و طبیعی محبّتاین است كه هر محبّی دوست دارد خودش را به محبوبش نزدیك كند و با او هم صحبت و مأنوس گردد و تا آنجا كه می‌تواند او را مورد تعظیم و تكریم قرار دهد و اگر به خودش دسترسی ندارد، به سراغ هر كه و هر چه با او نسبتی دارد می‌رود و اظهار محبّتمی‌نماید.<BR><BR>افتخار شیعیان، زیارت قبور شریف ائمّه(علیهِم السلام)<BR><BR>حال، ما دوستداران اهل بیت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) كه از عمق جان خویش احساس محبّتنسبت به آن مقرّبان درگاه خدا می‌نماییم و دسترسی به‌وجود مبارك خودشان نداریم، با اشتیاق تمام به سوی مراقد منوّرشان می‌رویم و قبور شریفشان را در آغوش پر مهر و محبّت خود می‌ فشاریم، آنها را می ‌بوییم و می ‌بوسیم و اشك محبّت می ‌ریزیم و همین را یكی از راه‌های روشن تقرّب به خدا و جلب رضا و خشنودی خدا می ‌دانیم. آری این شعار بسیار بزرگ و افتخارآمیز ما شیعه‌ی امامیّه است كه اجر رسالت رسول الله الاعظم…(صلی الله علیه و آله و سلم) را كه به فرموده‌ی قرآن كریم{مودّت ذی القربی}است، تقدیم آستان اقدسش می‌نماییم و به این لطف و عنایت خدا كه نصیب ما فرموده است، در میان طوائف و فِرَق امّت اسلامی می‌نازیم و می بالیم، هر چند دیگران مخصوصاً فرقه‌ی وهّابیّه جاهلانه یا مغرضانه بر ما می‌تازند و ما را متّهم به شرك می‌نمایند یا بدعتگذار می‌شمارند و منطقشان این است كه:<BR><BR>(اذا ماتَ فاتَ)؛انسان وقتی مُرد، نابود شده است.<BR><BR>دیگر چیزی از او باقی نمانده است.پیغمبر و امام (علیهِم السلام) هم وقتی مردند دیگر نابود شدند و دیگر آثاری از آنها باقی نمانده است تا شما به سراغشان بروید و به آنها سلام كنید و آنها را وسیله‌ی بین خود و خدا قرار داده و حلّ مشكلات و قضای حوائج بخواهید و این منطق، همان انكار حیات برزخی است.<BR><BR>اثبات حیات برزخی از نگاه قرآن<BR><BR>قرآن كریم صریحاً حیات برزخی را اثبات كرده و فرموده است:<BR><BR>{...وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ}؛[4]<BR><BR>...[آنها كه از دنیا رفته‌اند] پشت سرشان یا پیش رویشان برزخی است تا روزی كه برانگیخته شوند.<BR><BR>و فرموده است:<BR><BR>{وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ أمْواتٌ بَلْ أحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ‌}؛[5]<BR><BR>كسانی را كه در راه خدا كشته شده‌اند، نگویید كه مرده‌اند، بلكه زنده‌اند ولی شما آگاهی از حیاتشان ندارید.<BR><BR>و روشن است كه حیات برزخی، منحصر به شهدا نیست، منتهی چون پس از جنگ بدر راجع به شهدا میان مردم بحث و گفتگو بود كه آنها در چه وضعی هستند؛ آیه درباره‌ی آنها نازل شد كه آنها را مرده به معنای نابود شده نخوانید، آنها در عالم دیگری زنده‌اند. حال آیا باورتان می‌شود كه شهدا زنده باشند، امّا رسول خدا…(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمّه‌ی هدی(علیهِم السلام) كه پایه‌گذار اصلی شهادت و حركت به سوی خدا هستند مرده و نابود شده باشند(العیاذبالله).<BR><BR>مُردن، نابود شدن نیست!<BR><BR>حاصل اینكه ما بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین(علیهِم السلام) اعتقاد به حیات برزخی داریم و معتقدیم كه انسان پس از مرگ و رفتن از این دنیا، هیچ و پوچ و نابود نمی‌شود بلكه انتقال از این عالم به عالم دیگری پیدا می‌كند و آنجا به حیاتی عالی‌تر از حیات دنیوی نائل می‌شود و لذا موت از نظر قرآن، امر عدمی (یعنی نیست و نابود شدن) نیست، بلكه امر وجودی است كه متعلّقِ خلقت قرار گرفته است، چنان كه فرموده است:<BR><BR>{الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ...}؛[6]<BR><BR>خدا كسی است كه موت و حیات را آفریده است...<BR><BR>و جالب اینكه موتدر آیه، مقدّم بر حیاتذكر شده است و نشان می‌دهد كه انسان در مسیر خلقت، مراحلی را پیموده و در هر مرحله از مرتبه‌ی پایین انتقال به مرتبه‌ی بالا پیدا كرده است و از همین انتقال از مرتبه‌ی پایین به مرتبه‌ی بالا، تعبیر به موتشده است.<BR><BR>در اشعار مولوی نیز اشاره به این حقیقت شده كه گفته است:<BR><BR>از جمادی مُردم و نامی شدم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وزنـمــا مُـردم زِ حـیوان سـر زدم<BR><BR>مُردم از حـیوانـی و آدم شدم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پس چه ترسم كی ز مُردن كم شدم<BR><BR>بار دیـگر هـم بـمـیـرم از بشر&nbsp;&nbsp; پـس بـرآرم از مـلایك بال و پر<BR><BR>بـار دیگـر از مَلَك پرّان شوم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آنـچـه انـدر وهـم نایـد آن شوم<BR><BR>پس همه‌ی این مراحل را انسان با مردن می‌پیماید، امّا نه مردن به معنای هیچ و پوچ شدن، بلكه به معنای از مرتبه‌ی پایین به مرتبه‌ی بالا رفتن و برتر شدن، نه مگر ما را از خاك آفریده‌اند، این گفتار خالق ماست كه می‌فرماید:<BR><BR>{وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ...}؛[7]<BR><BR>از نشانه‌های علم و قدرت او اینكه شما را از خاك آفریده است...<BR><BR>آری، او ما را از خاك و از عالم جماد حركت داده به صورت نبات و گیاهی از زمین رویانیده است.<BR><BR>{وَ اللهُ أنْبَتَكُمْ مِنَ اْلاَرْضِ نَباتاً}؛[8]<BR><BR>آن نبات و گیاه، خوراك گوسفندی شده و در وجود او تبدیل به گوشت گشته و گوشت آن حیوان، غذای پدر و مادر ما شده و در وجود آنها تبدیل به نطفه گشته و آن نطفه هم مراحلی را از عَلَقه و مُضْغِه بودن و جنین شدن پیموده و سرانجام به صورت طفل از مادر متولّد گشته‌ایم و همچنان از كودكی به جوانی و پیری تا روزی كه از شكم مادر دنیا بیرون رفته وارد عالم برزخ و سپس وارد محشر می‌شویم و عاقبت سر از بهشت یا جهنّم در می‌آوریم و برای همیشه باقی می‌مانیم.<BR><BR>مولای ما امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)فرموده است:<BR><BR>(خُلِقْتُم لِلْبَقاءِ لا لِلْفَناء)؛<BR><BR>شما برای ماندن خلق شده‌اید، نه برای نابود گشتن.<BR><BR>مرگ به معنای نابود شدن نیست، بلكه:<BR><BR>(اِنَّما تُنْقَلُونَ مِنْ دارٍ اِلَی دارٍ)؛<BR><BR>از خانه‌ای به خانه‌ی دیگری انتقال داده می‌شوید.<BR><BR>این چراغی است كزین خانه به آن خانه برند و لذا قرآن نیز فرموده است:<BR><BR>{كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ...}؛[9]<BR><BR>هر جانی چشنده‌ی مرگ است...<BR><BR>مرگ اگر امر عدمی بود و به معنای نیست شدن، چشیدنی نبود. معلوم می‌شود كه یك امر وجودی است و همچون غذایی كه انسان آن را می‌چشد، حالا یا تلخ است و یا شیرین تا مزاجش چه مزاجی باشد، اگر مبتلا به بیماری كفر و نفاق است، در ذائقه‌ی جانش تلخ خواهد بود و اگر متنعّم به نعمت اسلام و ایمان است و تقوا، در ذائقه‌ی جانش شیرین و خوشگوار خواهد شد. به هر حال انسان است كه مرگ را می‌چشد، نه اینكه مرگ، انسان را می‌چشد و او را از بین می‌برد.<BR><BR>نمونه‌ای از آیات قرآن در خصوص حیات برزخی<BR><BR>آری انسان است كه مرگ به معنای انتقال از عالمی به عالم دیگر را در جان خود می‌یابد و به مرتبه‌ی بالاتری از حیات تحوّل پیدا می‌كند، این اعتقاد به حیات برزخی است كه ما آن را از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهِم السلام) به دست آورده‌ایم.اینك به نمونه‌ای از آیات اشاره می‌كنیم.<BR><BR>الف: تقاضای بازگشت به دنیا<BR><BR>این آیه می ‌فرماید:<BR><BR>{حَتَّیإذا جاءَ أحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ*لَعَلِّیأعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَكْتُ...}؛[10]<BR><BR>وقتی مرگ یكی از آنان فرا رسید[و مرد] می‌گوید: ای خدا، مرا[به دنیا]بازگردانید تا شاید درباره‌ی وظایفی كه آن را ترك كرده‌ام عمل صالحی انجام بدهم [و جبران گذشته‌ها بنمایم]...<BR><BR>ولی به او پاسخ داده می‌شود:<BR><BR>{...كَلاّ إنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها...}؛[11]<BR><BR>...نه، هرگز، [راه بازگشتی وجود ندارد] این سخنی است كه او به زبان می‌گوید [و منشأ قلبی ندارد و اثری نخواهد داشت]...<BR><BR>{...وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ}؛[12]<BR><BR>...و در پشت سر آنها تا روزی كه برانگیخته شوند برزخی وجود دارد.<BR><BR>آیه‌ی شریفه چنان كه ملاحظه می‌فرمایید می‌گوید:<BR><BR>{حَتَّیإذا جاءَ أحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ}؛<BR><BR>وقتی مرگش فرا رسید در عالم پس از مرگ خطاب به فرشتگان می‌گوید مرا بازگردانید تا عمل صالح كنم.<BR><BR>یعنی انسان در عالم پس از مرگ، حیات دارد و زنده است و از فرشتگان تقاضای بازگشت به دنیا می‌كند و جواب یأس می ‌شنود. این همان حیات برزخیاست كه فاصله‌ی میان حیات دنیوی و حیات محشری است.<BR><BR>{...وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ}؛<BR><BR>ب: مؤمن آل یاسین<BR><BR>آیه‌ی دیگر در سوره‌ی یاسین است، آنجا كه داستان مؤمن آل یاسین را بیان می‌كند كه وقتی رسولان خدا آمدند و مردم شهر را ـ حالا هر شهری بوده ـ دعوت به توحید نموده و از بت‌پرستی نهی كردند، آنها به مخالفت و ستیزگی با رسولان خدا برخاستند و تصمیم به قتل آنها گرفتند. مرد باایمانی كه در دورترین نقطه‌ی شهر زندگی می‌كرد آگاه شد كه مردم به مخالفت با انبیاء برخاسته‌‌اند،شتابان آمد و به پند و اندرز مردم و حمایت از رسولان پرداخت؛ چنان كه در آیه‌ی شریفه آمده:<BR><BR>{وَ جاءَ مِنْ أقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعی قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ}؛[13]<BR><BR>مردی از دورترین نقطه‌ی شهر شتابان آمد و گفت: ای قوم و قبیله‌ی من،از رسولان خدا پیروی كنید.<BR><BR>ولی مردم كافر با او هم به ستیزگی برخاستند و او را كشتند. حالا قرآن می ‌فرماید:<BR><BR>{قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ یا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ*بِماغَفَرَ لِی رَبِّی وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُكْرَمِینَ}؛[14]<BR><BR>[پس از اینكه كشته شد] به او گفته شد: داخل بهشت شو[معلوم است كه مراد بهشت برزخی است، زیرا بهشت محشری هنوز نیامده است] او گفت: ای كاش این قوم من آگاه از وضع و حال من می‌شدند و می‌دانستند كه چگونه خدایم مرا آمرزیده و از اكرام شدگان قرارم داده است.<BR><BR>این داستان از قرآن نیز نشان می‌دهد كه آن مرد مؤمن، پس از انقطاع از دنیا زنده بود و با فرشتگان خدا گفتگو داشت. آنها به او گفتند: داخل بهشت شو، او گفت: ای كاش این مردمی كه مرگ را به معنای نابود شدن می‌دانند و چنین می‌پندارند كه من بعد از كشته شدن نابود شده‌ام، ای كاش می‌دانستند كه من الان چه حال خوشی دارم و چگونه مورد غفران و اكرام خدایم قرار گرفته‌ام.این هم یك نمونه از آیات قرآن كه وجود حیات برزخیرا نشان می‌دهد.<BR><BR>ج: زنده بودن شهدا<BR><BR>آیه‌ی دیگر كه با صراحت تمام اثبات حیات برزخیمی‌نماید، آیه‌ی مربوط به شهدا و كشته شدگان در راه خداست كه می‌فرماید:<BR><BR>{وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أمْواتاً بَلْ أحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ}؛[15]<BR><BR>هرگز گمان نكنید آن كسانی كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند[و نابود شده‌اند] بلكه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان رزق و روزی داده می‌شوند.<BR><BR>د: درباره‌ی شهدا<BR><BR>آیه‌ی دیگر همین مضمون را با اندكی تفاوت در عبارت می‌فرماید:<BR><BR>{وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ أمْواتٌ بَلْ أحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ}؛[16]<BR><BR>به كسانی كه در راه خدا كشته می‌شوند نگویید مرده‌اند، بلكه آنها زنده‌اند ولكن شما آگاه از حیاتشان نمی‌باشید.<BR><BR>و قبلاً گفته شد مفاد این آیات این نیست كه حیات برزخیاختصاص به شهدا دارد و شاید علّت اختصاص شهدا به ذكر، این باشد كه وقتی غزوه‌ی بدر یعنی اوّلین جنگی كه بعد از هجرت پیغمبراكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه میان مسلمین و مشركین واقع شد و اوّلین شهدا را مسلمانان در راه خدا دادند، این جریان در میان جمعی از مسلمانان مورد بحث و گفتگو قرار گرفت و به اصطلاح مسأله‌ی روز شد كه آیا این شهدا كجا رفتند و چه شدند و اكنون چه وضعی دارند آیا مردند و نابود شدند یا آنگونه كه پیغمبر(صلی الله علیه وآله و سلم) می ‌گوید زنده‌اند.در این اوضاع و احوال بود كه این آیات نازل شد و اخبار از حیات برزخیشهدا فرمود كه:<BR><BR>{وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ أمْواتٌ بَلْ أحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ}؛<BR><BR>هـ : فرعون و آل فرعون<BR><BR>قرآن نه تنها خبر از حیات برزخی شهدا می‌دهد، بلكه سخن از حیات برزخی اشقیاء از قبیل فرعون و آل فرعون نیز به میان آورده و زنده بودن آنها را در عذاب برزخیاعلام می‌كند و می ‌فرماید:<BR><BR>{النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أشَدَّ الْعَذابِ}؛[17]<BR><BR>[تا در برزخ هستند] صبح و شام به آتش عرضه می‌شوند و روزی كه قیامت برپا شود دستور به فرشتگان می‌رسد كه آل فرعون را به سخت‌ترین عذاب داخل كنید.<BR><BR>و: قوم نوح<BR><BR>درباره‌ی قوم نوح هم كه مبتلا به طوفان و غرق شدند می‌فرماید:<BR><BR>{مِمَّاخَطِیئاتِهِمْ اُغْرِقُوا فَاُدْخِلُوا ناراً...}؛[18]<BR><BR>بر اثر گناهانشان، میان آب غرق شدند و بلافاصله میان آتش افتادند...<BR><BR>این آیات كه خواندیم، نمونه‌ای بود از آیاتی كه اثبات حیات برزخیپس از مرگ می‌كنند و نشان می‌دهند كه همه‌ی آنها كه از دنیا رفته‌اند، هم اكنون در عالم دیگری به نام عالم برزخزنده‌اند اعمّ از خوبان و بدان؛ منتهی خوبان در بهشت برزخی متنعّم به نعمت‌ها می‌باشند و بدان در جهنّم مبتلا به نقمت‌ها و عذاب‌ها هستند و علاوه بر آیات قرآن، از لسان اخبار و روایات معصومین(علیهم السلام) نیز این حقیقت با كمال وضوح استفاده می‌شود.<BR><BR>سخن گفتن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با مُردگان<BR><BR>در همان جنگ بدر كه جمعی از مؤمنان به شهادت رسیدند و جمعی از مشركان نیز به درك واصل شدند، رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم)دستور داد اجساد كفّار را در میان چاه ریختند، آنگاه خود حضرت در كنار چاه ایستاد و اسامی یك ‌یك از سران آنها را برد و فرمود: ای ابوجهل،ای عتبه، ای شیبه...<BR><BR>(اِنّا قَدْ وَجَدنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقّاً فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدْ رَبُّكُم حَقّاً)؛[19]<BR><BR>ما آنچه را كه خدای ما به ما وعده كرده بود به حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را كه خدای شما به شما وعده كرده به حق یافتید؟<BR><BR>به ما وعده‌ی پیروزی داده بود؛ آن را به دست آوردیم، آیا به شما كه وعده‌ی جهنّم داده بود، شما هم آن را درست یافتید و دیدید من در رساندن پیام خدا به شما صادق بودم كه می‌ گفتم پایان كار شما جهنّم است.<BR><BR>اصحاب كه اطراف آن حضرت بودند از روی تعجّب گفتند: یا رسول الله، با مرده‌ها حرف می‌زنید؟ اینها كه مرده‌اند و زنده نیستند تا سخن شما را بشنوند. فرمود: قسم به خدایی كه جانم به دست اوست، الان آنها سخنان مرا بهتر از شما می‌شنوند، امّا قادر به جواب دادن نیستند. می‌فرمود:<BR><BR>(اَلْقَبْرُ رَوضَةٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّةِ اَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّیران)؛<BR><BR>قبر [آدمی] یا باغی از باغ‌های بهشت و یا گودالی از گودال‌های جهنّم است.<BR><BR>تقوا، بهترین زاد و توشه برای حیات برزخی<BR><BR>روایتی هم نقل شده كه وقتی امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)از جنگ جمل مراجعت می‌كرد، با جمعی از اصحاب رسید به قبرستانی كه در نزدیكی كوفه بود، داخل آن رفته و ایستاد و خطاب به خفتگان در میان قبور فرمود:<BR><BR>(یا اَهْلَ التُّرْبَةِ وَ یا اَهْلَ الْغُرْبَةِ اَمَّا الْمَنازِلُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ اَمَّا الاَمْوالُ فَقَدْ قُسِّمَتْ وَ اَمَّا الاَزْواجُ فَقَدْ نُكِحَتْ هذا خَبَرُ ما عِنْدَنا فَما خَبَرُ ما عِنْدَكُمْ)؛[20]<BR><BR>ای خاك ‌نشینان و ای دورافتادگان از اقارب و ارحام، امّا خانه‌های شما به تصرّف [دیگران] درآمد و امّا اموالتان [در میان ورّاث] تقسیم شد و امّا همسرانتان به نكاح دیگران درآمدند، این خبرهایی بود نزد ما، حال نزد شما چه خبر است؟<BR><BR>آنگاه امام(علیه السلام) سر به پایین انداخت و لحظاتی سكوت كرد و سپس سر برداشت و رو به اصحابش فرمود:<BR><BR>(وَ الَّذِی اَقَلَّ السَّماءَ فَقَلَّتْ وَ سَطَحَ الاَرْضَ فَدَحَتْ لَوْ اُذِنَ لِلْقَومِ فِی الْكَلامِ لَقالُوا اِنّا وَجَدْنا خَیْرَ الزّادَ التَّقوی)؛[21]<BR><BR>قسم به خدایی كه آسمان را برافراشته و زمین را گسترده است، اگر اینان مأذون در سخن گفتن بودند، در جواب ما می‌گفتند آنچه كه ما اینجا یافتیم، این است كه بهترین زاد و توشه در این سفر، تقواست.[22]<BR><BR>در روایت دیگری آمده كه امام(علیه السلام)رو به اصحابش فرمود: اگر هم اكنون پرده كنار برود و عالم برزخ برای شما مكشوف گردد، می‌بینید اینان حلقه حلقه نشسته‌اند و با هم صحبت می‌كنند، هرگاه یكی از دنیا بر آنها وارد شود، دورش جمع می‌شوند و راجع به نزدیكان و خویشانشان از او می‌پرسند. اگر گفت پیش از من مرده و اینجا آمده است ناراحت می‌شوند و می‌گویند:<BR><BR>{...إنَّا لِلهِ وَ إنَّا إلَیْهِ راجِعُونَ}؛[23]<BR><BR>معلوم می‌شود به جایگاه بدان رفته و مبتلا به عذاب شده است و اگر گفت: هنوز زنده است، درباره‌اش دعا می‌كنند.[24]<BR><BR>احاطه‌ی علمی و قدرت نافذ معصومین(علیهِم السلام) در عالم برزخ<BR><BR>این هم نمونه‌ای از روایات از معصومان(علیهِم السلام) كه حیات برزخیرا با كمال وضوح اثبات می‌نمایند.<BR><BR>حال ما معتقدیم پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) …و امامان(علیهِم السلام) كه در حیات دنیویشان به اذن خدا دارای علم محیط به همه جا و همه چیز عالم بوده‌اند و قدرت نافذه داشته‌اند. اكنون كه به عالم برزخ كه عالمی بالاتر از عالم دنیاست منتقل شده‌اند، طبعاً احاطه‌ی علمی و نفوذ قدرتشان وسیع‌تر شده است؛ بنابراین در مشاهد مشرّفه كنار زنده‌هایی می‌رویم كه از زنده‌های دنیا حیاتی به مراتب عالی‌تر دارند و علمی محیط‌تر و قدرتی نافذتر.<BR><BR>آری، ما به حضور آنها عرض سلام و احترام و ادب می‌كنیم و از آنها كه مجاری فیض خدا می‌باشند تقاضای حلّ مشكلات و قضای حوائج می‌نماییم و عجب از فرقه‌ی وهّابیّه كه به ما می‌گویند شما طایفه‌ی شیعه، به مرده‌ها سلام می‌كنید و سلام كردن بر مرده بدعت در دین است. ما می‌گوییم بنابراین اوّل بدعت‌گذار در دین،خداست، زیرا خداست كه در قرآنش به انبیاء و رسولان پیشین(علیهِم السلام)سلام می ‌كند و می‌گوید:<BR><BR>]وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ[؛[25]<BR><BR>]سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ[؛[26]<BR><BR>]سَلامٌ عَلی إبْراهِیمَ[؛[27]<BR><BR>]سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ[؛[28]<BR><BR>]سَلامٌ عَلی إلِ یاسِینَ[؛[29]<BR><BR>و حال اینكه آنها همه از دنیا رفته‌اند و به قول شما مرده‌اند.<BR><BR>(وَ اِذا ماتَ فَات)؛<BR><BR>وقتی انسان مرد، تباه شد و نابود گشت.<BR><BR>و اثری از او باقی نیست تا مورد خطاب قرار گیرد، آیا این دستور خدا به ما درباره‌ی رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) نیست كه می ‌فرماید:<BR><BR>{إنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً}؛[30]<BR><BR>خدا و فرشتگانش درود بر پیامبر دارند، ای كسانی كه ایمان آورده‌اید شما هم بر او درود بفرستید و بر او سلام كنید.<BR><BR>پیامبر…(صلی الله علیه و آله و سلم)كه از دنیا رفته و به قول شما مرده است و سلام كردن به مرده بدعت است، پس چرا خدا هم به مرده‌ها سلام می‌كند و هم به ما دستور سلام به مرده می‌دهد و لابدّ شما هم كه مسلمانید، در تشهّد نمازتان به پیامبر سلام می‌كنید و می‌گویید:<BR><BR>(اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّها النَّبیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه)؛<BR><BR>آیا سلام به مرده بدعت نیست، پس شما چرا در نمازتان مرتكب بدعت می‌شوید؟ آنگاه از ما عیب می‌گیرید كه چرا به مرده‌ها سلام می‌كنید.<BR><BR>حاصل اینكه ما شیعه‌ی امامیّه طبق آیات قرآن و روایات معصومین (علیهِم السلام)اعتقاد به حیات برزخیداریم و پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…و امامان(علیهم السلام)را در عالم برزخ زنده می‌دانیم و چون در دنیا دستمان به دامن وجود اقدسشان نمی‌رسد، طبق دستور پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به زیارت مراقد منوّر و مشاهد مشرّفه‌شان می‌رویم و از این راه،تقرّب به خدا می‌جوییم.<BR><BR>سخن جالب رسول خدا…(صلی الله علیه و آله و سلم) در باب زیارت<BR><BR>این بیان از رسول خدا…نقل شده كه خطاب به امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرموده است:<BR><BR>(یا اَبَاالْحَسَن، اِنَّ اللهَ جَعَلَ قَبْرَكَ وَ قَبْرَ وُلْدِكَ بِقاعاً مِنْ بِقاعِ الْجَنَّةِ وَ عَرصَةً مِنْ عَرَصاتِها)؛<BR><BR>حقیقت اینكه خدا قبر تو و قبر فرزندان تو را بقعه‌ای از بقعه‌های بهشت و عرصه‌ای از عرصات آن قرار داده است.<BR><BR>(اِنَّ اللهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَباءَ مِنْ مُحِبّیكَ تَحِنُّ اِلَیْكُمْ وَ تَحْتَمِلُ الْمَذَلَّةَ وَ الاَذَی فیكُمْ)؛<BR><BR>خداوند دل‌های پاك سرشتان از دوستان تو را طوری قرار داده كه به شما گرایش دارند و در راه شما همه گونه مذلّت و اذیّت و آزار را تحمّل می‌كنند.<BR><BR>(فَیَعْمُرُونَ قُبُورَكُمْ وَ یُكْثِرُونَ زِیارَتَها)؛<BR><BR>قبرهای شما را آباد می‌كنند و مكرّراً به زیارت آنها می‌آیند.<BR><BR>(اُولئِكَ یا عَلِیُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفاعَتِی وَ الْوِارِدُونَ حَوضی)؛<BR><BR>آنها هستند ای علی كه اختصاص به شفاعت من دارند و وارد بر حوض من می‌شوند.<BR><BR>(وَلكِنْ حُثالَةٌ مِنَ النّاسِ یُعَیِّرُونَ زُوّارَ قُبُورِكُمْ بِزیارَتِكُمْ كَما تُعَیَّرُ الزّانِیَةُ بِزَناهَا)؛<BR><BR>ولی مشتی فرومایگان از مردم پیدا می ‌شوند كه زوّار قبور شما را مورد ذمّ و نكوهش قرار می‌دهند آنگونه كه یك زن بدكاره را به خاطر كار زشتش مورد سرزنش قرار می‌دهند.<BR><BR>(اُولئِكَ شِرارُ اُمَّتِی لا تَنالُهُمْ شَفاعَتِی وَ لا یَرِدُونَ حَوضِی)؛[31]<BR><BR>اینان بدترین افراد امّت من هستند كه شفاعت من به آنها نخواهد رسید و وارد بر حوض من نخواهند شد.<BR><BR>اینك ما شیعه‌ی امامیّه از عمق جان و صمیم دل خدا را شاكر و سپاسگزاریم كه قلب ما را كانون حبّ علی و آل علی(علیهِم السلام)قرار داده كه سعادت هر دو جهانی خود را در سر بر آستان اهل بیت نبوّت و خاندان رسالت(علیهِم السلام) نهادن می‌دانیم و در مقابل فرقه‌های مخالف مذهب خود، این آیه‌ی از قرآن را می‌خوانیم:<BR><BR>{قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أصْحابُ الصِّراطِ السَّوِیِّ وَ مَنِ اهْتَدی}؛[32]<BR><BR>بگو همه منتظریم[به انتظار روز حساب و جزا در این دنیا زندگی می‌كنیم] پس شما هم منتظر باشید و به همین زودی خواهید فهمید كه چه كسانی یاران صراط مستقیم بوده‌اند و چه كسانی راه یافته‌اند.<BR><BR>انكار سخیف وهّابیون تازگی ندارد<BR><BR>حال آنچه كه توجّه به آن بر همه‌ی ما مخصوصاً جوانان عزیز محترم بسیار لازم است این است كه در زمان كنونی، موضوع تشكیك و ایجاد شكّ و شبهه و تردید در مسائل مذهبی از سوی دشمنان به‌ ویژه فرقه‌ی افراطی وهّابیّه در اذهان ساده‌ دلان به شدّت در حال گسترش است و از طرق گوناگون مخصوصاً پخش و نشر كتاب‌ها و جزوه‌ها و تفسیر آیات قرآن به آراء انحرافی افرادی مزدور اجانب، مكتب حق تشیّع را تحت عنوان ظالمانه‌ی شرك و كفر و بدعت مورد هَجْمَه قرار داده‌اند و می‌دهند و به زعم خود تنها حربه‌ی برنده‌ی خود را هم در این مصاف، قرآن نشان می‌دهند و خود را مسلمان قرآنی معرّفی می‌كنند و می‌گویند: ما به اخبار و احادیث كاری نداریم، ماییم و قرآن، آنگاه افراد ساده‌لوح بی‌خبر از دسائس شیطانی هم خیال می‌كنند این یك طرز تفكّر روشنفكرانه است، غافل از اینكه این طرز تفكّر ریشه‌ی چهارده قرنه دارد، یعنی هزاروچهارصد سال پیش در همان روزهای آخرین عمر پیامبراكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم)كه آن حضرت در بستر بیماری بود و جمعی از اصحاب حاضر بودند، دستور داد دوات و قلمی بیاورند تا چیزی بنویسد، برای روشن شدن برنامه‌ی كار امّت بعد از خودش؛ عمربن خطّاب كه در میان آن جمع بود، از قرائن پی برد كه رسول خدا…(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواهد درباره‌ی خلافت علی(علیه السلام)بعد از خودش چیزی بنویسد، فوراً به سخن درآمد و با وقاحت تمام حرفی زد كه انسان از نقل آن شرمنده می‌شود(العیاذ بالله) گفت:<BR><BR>(اِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُر حَسْبُنا كِتابُ اللهِ)؛[33]<BR><BR>مرد تبدار است و هذیان می‌ گوید، كتاب خدا ما را كافی است[و نیاز به توصیه‌ای نداریم].<BR><BR>میان جمع حاضر اختلاف افتاد، بعضی گفتند: دوات و قلم بیاوریم و بعضی گفتند: لازم نیست. رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از كنار بسترم برخیزید، در حضور من تخاصم نكنید. همین جریان، اوّلین پایه‌ی ساختمان اختلاف در میان امّت اسلامی را بنا نهاد و به دنبال آن سقیفه‌ی بنی‌ساعده تشكیل شد و رسماً علیّ امیر(علیه السلام)را كه منصوب از جانب خدا و رسولش برای خلافت و حاكمیّت در میان امّت بود كنار زدند و ابوبكر را عَلَم كردند.<BR><BR>مقصود اینكه این طرز تفكّری كه امروز از نظر ساده ‌لوحان بی‌خبر طرز تفكّر روشنفكرانه‌ای به حساب آمده است و جاهلانه دم از كافی بودن قرآن برای هدایت مردم می‌زنند و مرتّب می‌گویند: قرآن،قرآن، احتیاج به اخبار و احادیث امامان (علیهِم السلام)نداریم و قرآن ما را بس. این همان سخن شوم(حَسْبُنا كِتابَ الله) است كه چهارده قرن پیش عمربن خطّاب در كنار بستر پیغمبر اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) گفته و سنگ اوّل اختلاف را نهاده است و اكنون دنباله‌ روها همان را تكرار می ‌كنند و چنین می‌پندارند كه متاعی تازه و نو به بازار آورده‌اند، در صورتی كه مكرّراً در خلال گفته‌های پیشین عرض شده است كه قرآن، خود نشان می‌دهد كه نیاز به مبیّن دارد.<BR><BR>هادی بودن قرآن به شرط همراهی با عترت(علیهِم السلام)<BR><BR>این خطاب از جانب خدا به رسول مكرّم…است:<BR><BR>{...وَ أنْزَلْنا إلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ...}؛[34]<BR><BR>...ما این قرآن را به تو نازل كرده‌ایم به این منظور كه تو آن را برای مردم بیان كنی...<BR><BR>و لذا آن حضرت، در زمان خود مبیّن احكام و معارف قرآن بود و برای زمان حیات بعد از خودش نیز عترت و اهل بیت خود را به عنوان مبیّن قرآن معرّفی فرمود كه:<BR><BR>(اِنّی تارِكٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی اَهْلَ بَیْتی ما اِنْ تَمْسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلوُّا اَبَداً)؛[35]<BR><BR>من پس از خودم میان شما دو وسیله‌ی گرانقدر هدایت باقی می‌گذارم، كتاب خدا و عترتم، مادام كه متمسّك به آن دو وسیله باشید، برای همیشه از ضلالت در امان خواهید بود.<BR><BR>اینك ما شیعه‌ی امامیّه افتخار به این مكرمت داریم كه متمسّك به هر دو یادگار باقی‌مانده‌ی از رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشیم و از این جهت خود را در هر دو سرا سعادتمند می‌دانیم و راستی اگر بیان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و بیان عترت آن حضرت در كنار قرآن نباشد، ما حتّی همین نماز شبانه‌روزی خود را از حیث كیفیّت و كمیّت و اجزا و شرایط و مبطلات آن نمی‌توانیم از خود قرآن به دست آوریم تا چه رسد به سایر مسائل مربوط به روزه و خمس و زكات و حجّ و... و حقیقت اینكه قرآن به تنهایی و جدا از مبیّن، نه تنها كافی در امر هدایت امّت نمی‌باشد، بلكه وسیله‌ای می‌شود در دست شیطان‌صفتان برای اضلال مردم نادان، چنان كه شده است.<BR><BR>اگر قرآن تنها هادی بود، پس چرا این همه اختلاف!<BR><BR>آیا تفرقه‌ی كنونی امّت واحد اسلامی به هفتاد و سه فرقه، روشن‌ترین شاهد بر این حقیقت نیست؛ در حالی كه قرآن در میانشان هست و همه‌ی این مذاهب مختلف نیز هر یك برای اثبات حقیّت مذهب خویش استناد به قرآن می‌كنند و مذهب مخالف خود را باطل می‌دانند. این برای همین است كه قرآن را از مبیّن خود كه خدا مقرّر فرموده بود جدا ساخته‌اند و در نتیجه باطل‌خواهان شیطان‌صفت از این فرصت استفاده كرده و آیات قرآن را با آراء جاهلانه یا مغرضانه‌ی خود تفسیر كرده‌اند و امّت را به وادی‌های ضلالت و گمراهی افكنده‌اند. خدا هم فرموده است:<BR><BR>{وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إلاّ خَساراً}؛[36]<BR><BR>ما قرآن را شفابخش و مایه‌ی رحمت برای مؤمنان نازل كرده‌ایم، امّا همین قرآن، درباره‌ی ظالمان جز تباهی و خسران و زیان چیزی نمی‌افزاید.<BR><BR>(اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوّل ظالِمٍ ظَلَم حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِك)؛<BR><BR>خدا فرموده است: من قرآن را كه كتاب آسمانی من است، همراه رسولم فرستاده‌ام كه او معلّم مردم باشد و محتویات آن را به مردم تعلیم كند.<BR><BR>{لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ...}؛[37]<BR><BR>آیه نشان می‌دهد كه این كتاب آسمانی قرآن، نیاز به معلّم دارد، نه همه كس توانایی فهم تمام حقایق آن را دارند و نه همه كس توانایی تعلیم آن حقایق را، بلكه تنها آورنده‌ی آن كه رسول مبعوث از سوی فرستنده‌ی آن است توانایی تعلیم آن را دارد و لذا رسول تا خودش حیات داشت تعلیم كتاب می‌نمود و برای زمان پس از رحلت خود نیز با بیانات روشن و مكرّر به امر خدا، علیّ امیرالمؤمنین(علیه السلام)و فرزندان معصوم او را به عنوان معلّم قرآن و مبیّن مجملات آن، معیّن و مشخّص فرموده است؛ بنابراین تنها مرجع و ملجأ امّت اسلامی پس از رحلت رسول خدا…(صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم معارف و احكام قرآن، علی امیرالمؤمنینو امامان معصوم(علیهِم السلام)از فرزندان او می‌باشند و بس و لذا سراغ دیگران رفتن، جز راه گم كردن و سرانجام به مقصد نرسیدن نتیجه‌ای نخواهد داشت.<BR><BR>اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم وارزقنا معرفتهم و محبّتهم و وفّقنا لطاعتهم و لا تفرّق بیننا و بینهم فی الدّنیا و الاخرة و اجعل خاتمة امرنا خیراً؛<BR><BR>والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته<BR><BR>&nbsp;<BR><BR><BR>&nbsp;<BR><BR>[1]ـ سوره‌ی شوری،آیه‌ی23.<BR><BR>[2]ـ سوره‌ی سبأ،آیه‌ی47.<BR><BR>[3]ـ سوره‌ی فرقان،آیه‌ی57.<BR><BR>[4]ـ سوره‌ی مؤمنون،آیه‌ی100.<BR><BR>[5]ـ سوره‌ی بقره،آیه‌ی154.<BR><BR>[6]ـ سوره‌ی ملك،آیه‌ی2.<BR><BR>[7]ـ سوره‌ی روم،آیه‌ی20.<BR><BR>[8]ـ سوره‌ی نوح،آیه‌ی17.<BR><BR>[9]ـ سوره‌ی آل عمران،آیه‌ی185.<BR><BR>[10]ـ سوره‌ی مؤمنون،آیات99و100.<BR><BR>[11]ـ همان،آیه‌ی100.<BR><BR>[12]ـ همان.<BR><BR>[13]ـ سوره‌ی یس،آیه‌ی20.<BR><BR>[14]ـ همان،آیات26و27.<BR><BR>[15]ـ سوره‌ی آل عمران،آیه‌ی169.<BR><BR>[16]ـ سوره‌ی بقره،آیه‌ی154.<BR><BR>[17]ـ سوره‌ی غافر،آیه‌ی46.<BR><BR>[18]ـ سوره‌ی نوح،آیه‌ی25.<BR><BR>[19]ـ فقیه،جلد1،صفحه‌ی180.<BR><BR>[20]ـ بحارالانوار،جلد75،صفحه‌ی33.<BR><BR>[21]ـ همان،جلد70،صفحه‌ی100.<BR><BR>[22]ـ بحارالانوار،جلد73،صفحه‌ی101.<BR><BR>[23]ـ سوره‌ی بقره،آیه‌ی156.<BR><BR>[24]ـ المحجّة البیضاء،جلد8 ،صفحه‌ی301، با اندكی تفاوت.<BR><BR>[25]ـ سوره‌ی صافّات،آیه‌ی181.<BR><BR>[26]ـ همان،آیه‌ی79.<BR><BR>[27]ـ همان،آیه‌ی109.<BR><BR>[28]ـ همان،آیه‌ی120.<BR><BR>[29]ـ همان،آیه‌ی130.<BR><BR>[30]ـ سوره‌ی احزاب،آیه‌ی56.<BR><BR>[31]ـ وسائل الشّیعه،جلد14،صفحه‌ی382.<BR><BR>[32]ـ سوره‌ی طه،آیه‌ی135.<BR><BR>[33]ـ الصوارم المهرقة سیّد نورالله قاضی تستری(شوشتری)،نهضت،صفحه‌ی224.<BR><BR>[34]ـ سوره‌ی نحل،آیه‌ی44.<BR><BR>[35]ـ المراجعات،صفحه‌ی19.<BR><BR>[36]ـ سوره‌ی اسراء،آیه‌ی82 .<BR><BR>[37]ـ سوره‌ی آل عمران،آیه‌ی164.</SPAN></SPAN><BR>&nbsp;</P></DIV></DIV></SPAN> text/html 2017-04-12T19:26:15+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) 15 رجب سالروز وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) http://hadith110.mihanblog.com/post/1341 <P dir=rtl align=center><SPAN style="FONT-SIZE: 12px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><STRONG><FONT face="">سپهر عصمت عفت مه برج حیا زینب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یگانه دخت زهرا بنت شاه اولیاء زینب </FONT></STRONG></SPAN></SPAN></P> <P dir=rtl align=center><FONT face=""><!--StyleSheet Link--></FONT></P> <P dir=rtl><A href="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/v-h-z-l.jpg" target=_blank $included="null"><FONT face=""><IMG style="WIDTH: 389px; HEIGHT: 291px" alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/v-h-z-l.jpg"></FONT></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><FONT face=""><STRONG>&nbsp;روزى میهمانى براى امیرالمؤ منین </STRONG><!--StyleSheet Link--><STRONG>(علیه السلام) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه ، آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض كرد: فقط قرص نانى موجود است كه آن هم سهم دخترم زینب مى باشد.</STRONG></FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><STRONG><FONT face="">زینب (سلام الله علیها) بیدار بود، عرض كرد: اى مادر، نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى كنم . طفلى كه در آن وقت ، كه چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و كرم او باشد، دیگر چگونه كسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟</FONT></STRONG></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><FONT face=""><STRONG>زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستى در نهایت جود بوده باشد. </STRONG><!--StyleSheet Link--><BR>ریاحین الشریعة جلد 3 صفحه 64&nbsp; </FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 200%" dir=rtl><A href="http://www.ahadith.ir/fa/life-14masom-a/110-z-h-zi.html" target=_blank $included="null"><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">زندگانی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)</FONT></SPAN></SPAN></STRONG></A></P> <H3 style="TEXT-ALIGN: right" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 12px"><STRONG><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">گفتار بزرگان در شخصیت و شأن حضرت زینب <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel27><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel26>(علیها السلام)</SPAN></SPAN></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></STRONG></SPAN></H3> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><FONT face=""><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel>علاّمۀ مجاهد سیّد عبد الحسین شرف الدّین رحمه اللّه گوید : كسى در كرامت و بزرگوارى اخلاقى، پاكى سرشت، پاكى وجود و خلوص جوهر از آن حضرت [<SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیه السّلام]-به جز جدّ او و همان پدر و مادرى كه او را به دنیا آوردند-برتر دیده نشده است. او از جمله زنان كمیابى بود كه شتابزدگى او را منحرف، و خشم او را سبك نكرده هیچ عاملى بردبارى ‌اش را از وى نگرفته و بر او چیره نشده بود. در تیزهوشى، پاكى روح، لطافت احساس، نیرومندى و پایدارى و استوارى دل و جان آیتى از آیات الهى در والاترین شكل شجاعت و بلند پروازى و اوج ‌گیرى روحى بود. . . . <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel1>عقیلة الوحى، ص </SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px">24</SPAN></SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">علاّمه شیخ جعفر نقدى گوید : زمینۀ پیدایش این بانوى پاك و بزرگوار و جاى پرورش این گوهر ارزنده (<SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام) دامان نبوّت بود. در خاندان رسالت رشد یافت و شیر وحى را از پستان زهراى بتول نوشید و غذاى بزرگوارى را از دست پسر عموى پیامبر تغذیه كرد. از این رو، پیدایشى پاكیزه، و پرورشى روحانى یافت، جامۀ عظمت و شكوه بر تن كرده قباى پاكدامنى و شرف و بزرگى پوشیده، پنج تنى كه اصحاب كساء بودند، آموزش و پرورش و آراستنش را بر عهده گرفتند، و او را همین بس كه اینان ادب‌آموزان و استادان وى هستند.&nbsp; <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel31><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel32>شیخ جعفر <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel28>نقدى ؛ <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كبرى </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel29>(علیها السلام) </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel30>، ص ١٩</SPAN></SPAN></SPAN></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">علاّمه مامقانى رحمه اللّه گوید : <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> و چه زینبى ! و تو چه مى ‌دانى كه <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كیست و چیست؟ ! او خردمند زن خاندان هاشم است، از صفات و ویژگی هاى برجسته ‌اى برخوردار بود كه پس از مادرش هیچ زنى دیگر بدان پایه نمى‌ رسید، تا آنجا كه گفته شده او صدّیقۀ صغرى و در حجاب و پاكدامنى یكتا بود. در دوران زندگى پدر و برادرانش تا روز عاشورا هیچ مردى چشمش به او نیفتاده بود. او در صبر و پایدارى و نیروى ایمان و پرهیزكارى نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونه‌اى بود كه گویا سخنانش از زبان امیرالمؤمنین علیه السّلام فرو مى ‌ریزد، كه این مطلب بر كسى كه در خطبه‌هایش دقّت كند به خوبى روشن است. و اگر بگوییم معصوم است، بر كسى كه حالات آن حضرت را در روز عاشورا و پس از آن مطالعه كرده، قابل انكار نیست، كه اگر آن واجدیّت مقام عصمت نبود حضرت امام حسین بخشى از وظایف امامت را در دوران بیمارى حضرت سجّاد به او واگذار ننموده آن وصایا و سفارش ها را به وى نمى ‌فرمود و حضرت سجّاد او را در بیان احكام و برخى دیگر از نشانه ‌هاى ولایت نایب و نمایندۀ خود قرار نمى‌ داد. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <H3 style="TEXT-ALIGN: right" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">عبادت و بندگی حضرت زینب (علیها السلام ) </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></H3> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4964 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">امّا <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام در عبادت، ثانى مادر بود، تمام شبهایش را به تهجّد و شب‌زنده‌ دارى و تلاوت قرآن مجید مى ‌گذرانید. برخى از فضلا و بزرگان گفته ‌اند : </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4965 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">آن حضرت در تمام دوران زندگى‌ اش هیچ‌ گاه تهجّد و شب‌زنده ‌دارى را حتّى در شب یازدهم محرّم ترك نكرد. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4966 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">بعد مى ‌گوید: و از حضرت زین العابدین على بن الحسین علیه السّلام روایت شده است : </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4967 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">آن شب دیدم او نمازش را نشسته مى‌ خواند. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4957 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">از فاضل قائنى بیرجندى نقل شده كه وى از بعضى كتاب هاى معتبر مقتل از حضرت سجّاد نقل كرده كه حضرت فرمود: عمّه‌ ام <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام با تمامى مصیبت هایى كه بر او وارد شد، در طول راه شام نافلۀ شبش ترك نشد. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4958 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">از همین فاضل محترم نیز نقل شده است : حضرت امام حسین علیه السّلام به هنگام آخرین وداع با خواهرش <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام به او فرمودند : خواهرم مرا در نماز شب از یاد نبرى . </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4959 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">این روایت را نیز از كتب معتبر مقتل نقل كرده است. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4968 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">علاّمه شیخ شریف جواهرى در كتاب «مثیر الاحزان» آورده كه فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام گوید : عمّه‌ام <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام در آن شب (شب دهم محرم) در محراب عبادتش ایستاده دعا مى ‌خواند و به خدا استغاثه مى ‌كرد، آن شب دیدگان هیچ یك از ما به خواب نرفت و آه و ناله‌اش فرو ننشست. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4969 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">برخى از پژوهشگران روایت كرده‌اند كه حضرت زین العابدین علیه السّلام فرمود : عمّه‌ام <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> در تمام طول مسافرت از كوفه به شام نمازهاى واجب و نوافلش را ایستاده مى ‌خواند و در یكى از منازل دیدم نشسته مى ‌خواند. علّت این كار را پرسیدم. پاسخ داد: به خاطر شدّت گرسنگى و ضعف، سه شبانه روز است كه دیگر نمى‌ توانم ایستاده نماز بخوانم. زیرا حضرت غذاى خود را بین كودكان تقسیم مى ‌كرد، به خاطر اینكه دشمن به هر كدام ما در شبانه روز فقط یك قرص نان مى‌ داد. </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl class=G><FONT face=""><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel>هرگاه انسان به دقّت به حالات آن حضرت نگاه كند و توجّه و انقطاع او را به خداوند متعال ببیند، در عصمت آن حضرت تردیدى به خود راه نمى ‌دهد و یقین مى‌ كند كه آن حضرت از همان زنان پارسایى است كه تمام حركات و سكنات خود را وقف خداوند متعال نموده ‌اند و از همین رهگذر به جایگاه رفیع و درجات بلندى كه از درجات پیامبران و اوصیا حكایت مى ‌كند، رسیده است. <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel48><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel49><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel50><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel51>شیخ جعفر <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel52>نقدى ؛ <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كبرى </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel53>(علیها السلام) </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel54>، ص </SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN>62 -</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl"> </SPAN></SPAN></SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px">63</SPAN></SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl class=G><FONT face=""></FONT>&nbsp;</P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl class=G><FONT face=""></FONT>&nbsp;</P> <H3 style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">بزرگوارى و ارجمندى حضرت زینب (علیها السلام)</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></H3> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4975 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">در اخبار آمده است كه هرگاه حضرت <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> به دیدار برادرش امام حسین علیه السّلام مى ‌آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى ‌كرد و سر پا مى ‌ایستاد و او را در جاى خود مى ‌نشاند. و به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت، همان گونه كه او امین و امانت دار پدر نسبت به هدایاى الهى بود. در حدیثى كه مجلسى در جلد نهم بحارالانوار در شهادت حضرت على علیه السّلام نقل كرده، چنین آمده است: حسن خواهرش <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> را صدا زده گفت : اى امّ كلثوم حنوط جدّم رسول خدا را بیاور! <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> علیها السّلام فورا حنوط را آورد. هنگامى كه سر آن را گشود، بوى خوش آن تمام خانه و شهر كوفه و خیابان ها و كوچه‌هاى آن را خوشبو كرد. <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel64><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel65><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel66><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel67><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel68><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel69>شیخ جعفر <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel70>نقدى ؛ <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كبرى </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel71>(علیها السلام) </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel72>، ص</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN> 22 - 29</SPAN></FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl id=p4976 class=G><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel><FONT face="">علاّمه سیّد جعفر آل بحر العلوم طباطبائى در «تحفة العالم» گوید: <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كبرى همسر جعفر و كنیه‌اش «امّ حسن» است، در جلالت قدر و والایى مقام او همین بس كه در اخبار آمده كه بر حضرت امام حسین علیه السّلام وارد شد در حالى كه آن حضرت مشغول قرائت قرآن بود، قرآن را روى زمین گذاشته به احترام او از جاى حركت كرده سر پا ایستاد.<SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel73><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel74><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel75><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel76><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel77><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel78><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel79>شیخ جعفر <SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel80>نقدى ؛ <SPAN class=yellow-highlight>زینب</SPAN> كبرى </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel81>(علیها السلام) </SPAN><SPAN style="DIRECTION: rtl" id=C381_BookPageTextLabel82>، ص</SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN> </SPAN></SPAN>29 </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl class=G><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">حضرت زینب كبری علیها السلام الگوی عفّت و حجاب</FONT></SPAN></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">در جلالت شأن بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب كبری (علیها السلام) همین بس كه امام معصوم حضرت امام سیّدالسّاجدین (علیه السلام ) درباره‌ی عمّه‌اش فرمود:<BR>اَنْتِ بِحَمْدِاللهِ عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ<BR>تو به حمد خدا عالمی ‌هستی كه نیاز به معلّم و مفهّم نداشته‌ای.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><BR><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">این گفتار یك فرد عادی نیست؛ گفتار حجّت خداست. یعنی آن بزرگوار، مُلْهَم به الهامات الهی بوده و همچون جدّ و پدر و مادر و برادرانش دارای علم لدنّی بوده و هیچگاه اكتساب از بشر ننموده است. البتّه اكتساب علوم و معارف از جدّ و والدین و برادرانش داشته است؛ امّا نه آن ‌گونه كه ما افراد بشر عادی از یكدیگر داریم بلكه نوع دیگری از تعلّم و اكتساب معنوی است كه عقل ما قاصر از درك آن است. از همان نوع است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در لحظات آخر عمرش كه در بستر افتاده بود، مرا در آغوش خود كشید و هزار باب علم به من آموخت و از هر باب آن هزار باب دیگر به روی من گشوده شد.(بصائر الدرجات ، صفحه 302 ).</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><BR><FONT face="">بدیهی است كه در آن چند لحظه نمی ‌شود این طور كه ما درس می ‌خوانیم درس خوانده باشد. پس معلوم می ‌شود تعلیم و تعلّم در میان خودشان نیز طور دیگری بوده است. این مقام علمی ‌آن‌حضرت و آن هم مقام معرفت و محبّتش نسبت به ذات اقدس حق كه در سنّ كودكی و هنگامی‌ كه یك كودك چهار یا پنج ساله بود و روی دامن پدر نشسته بود پدر نگاه محبّت ‌آمیزی به دخترش كرد. دختر متوجّه شد كه پدر با محبّت به او نگاه می ‌كند. در جواب،او هم نگاهی به ‌صورت پدر كرد و با همان زبان كودكی ‌اش گفت:(یا اَبَتاه اَتُحِبُّنا)؛ «پدر! ما را دوست می ‌داری»؟ فرمود: «نَعَم، اَوْلادُنا اَكْبادُنا»؛ «بله عزیزم ! فرزندان ما جگرگوشگان ما هستند». گفت :<BR>یا اَبَتاه حُبّان لا یَجْتَمِعانِ فِی قَلْبِ الْمُؤمِنِ،<BR>ای پدر! دو حبّ [حبّ خدا و حبّ اولاد] در دل مؤمن جمع نمی ‌شوند.<BR>این درس را در كدام مدرسه آموخته است؟ آنگاه در مقام پس دادن درسی كه از پدر آموخته است گفت:<BR>وَ اِنْ كانَ لابُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنا وَ الْحُبُّ لِلّهِ خالِصاً فازدادَ عَلِیٌّ حُبّاً ، (الحدیث جلد 1 صفحه 74 )<BR>حقیقت آنكه مهر و ترحّم از آنِ ما و محبّت خالص از آن خداست.<BR>آیا جا نداشت كه پدر، این دختر را به سینه‌اش بچسباند و دهانش را ببوسد و بگوید: «ذُرّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><BR><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">نكته‌ی دیگر شجاعت و شهامت روحی حضرت زینب كبری (علیها السلام) در مجلس شوم یزید كه از در و دیوارش خون می ‌بارید و آوای مرگ از هر سو به گوش می ‌رسید، در آن شرایط سنگین یك زن خُرد شده‌ی زیر بار مصائب طاقت ‌فرسا در لباس اسارت در خلال خطابه‌ی كوبنده ‌اش قاطعانه فرمود:<BR>فَكِدْ، كَیْدَكَ وَاسْعَ سَعْیَكَ فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا وَ لا تُمیتُ وَحْیَنا،<BR>[ای یزید] تو هر نقشه‌ای كه داری پیاده كن و هر سعی و تلاشی كه می‌ توانی به كار ببر.ولی این را بدان كه به خدا قسم تو نمی ‌توانی یاد ما را از دل ‌ها بیرون ببری و تو نمی ‌توانی نور وحی ما را خاموش سازی.<BR>یعنی در آن اوضاع و احوال كه همه چیز ظاهراً نشان از به باد رفتن آثار نبوّت می ‌داد ، آن نادره‌ی زمان از همانجا آینده ‌ی دنیا را می ‌دید و عظمت و جلالت جاودانی خاندانش را مشاهده می ‌كرد و با قاطعیّت تمام می‌ فرمود: ای یزید! تو بطور قطع می ‌پوسی و در معده‌ ی عالم هضم می‌ شوی ولی ما زنده می ‌مانیم و هر روز كه می‌ گذرد، حقّانیت و عظمت ما بیشتر بر مردم عالم معلوم خواهد شد و ما الگوی حق ‌طلبان و فضیلت ‌دوستان قرار می‌ گیریم.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><BR><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امّا نكته‌ ی قابل تأمّل اینكه در حال حاضر آنچه باید الگو و سرمشق زنان ما باشد، حجاب و حیاء و عفّت آن بانوی بزرگ تاریخ است نه موضوع سخنگویی او در مجلس مردان كه متأسّفانه تا سخن از زینب كبری (علیها السلام) به میان می‌‌آید فوراً عدهّ‌ای از زنان ـ به اصطلاح خود، دختران زینب ـ به سراغ خطبه‌ی آن ‌حضرت در كوفه و شام می ‌روند و آن را مجوّز سخنرانی زن در مجلس مردان به حساب می ‌آورند در حالی كه اوّلاً حضور آن كریمه‌ی خاندان رسالت در مجلس مردان به اجبار و اكراه دشمن و در حال اسارت بود و ثانیاً آن سخنرانی در شرایطی، لازم و واجب شد كه اساس دیانت در شرف انهدام بود و بنی‌امیّه با قدرت تمام كمر به شكستن شخصیّت آسمانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاموش ساختن نور وحی و نبوّت او بسته بودند و اگر نبود آن سخنرانی عقیله ‌ی بنی‌هاشم در كوفه و شام و اگر نبود خطابه‌ی افشاگرانه‌ی مادرش صدّیقه‌ی كبری‌ (علیها السلام) در مسجد مدینه و مجمع عمومی‌ مهاجر و انصار، جدّاً اساس دین منهدم گشته و كوچك ترین اثری از وحی و رسالت باقی نمانده بود و راستی این مادر و دختر(علیهما السلام) حقّ احیاء بر اسلام و مسلمین دارند.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><BR><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">حسّاسیّت اسلام به حفظ فاصله از نامحرم<BR>حال برای شما ـ به قول خودتان دختران زینب ـ چه ضرورت دینی ایجاب می ‌كند كه در مجلس مردان حضور یافته و به ایراد سخن بپردازید؟! كجای دین در شرف انهدام است كه شما با حضور خود در مجلس مردان ترمیمش بنمایید؟! در صورتی كه به جز واقعه‌ی كربلا در تمام مدّت عمر زینب كبری (علیها السلام) سراغ نداریم كه در مجلسی از مجلس مردان حضور یافته و سخنرانی كرده باشد نه قبل از واقعه‌ی عاشورا و نه بعد از آن و همچنین تاریخ نشان نمی ‌دهد كه مادر بزرگوارش حضرت صدّیقه(علیها السلام) در مجمعی از مجمع مردان حاضر شده و سخن گفته باشد. جز همان خطابه‌ی معروف كه ضرورت حیاتی دین ایجاب كرده بود.<BR>چرا شما سراغ حجاب و عفافشان نمی ‌روید؟ چرا هیچ گاه سخن از این نمی ‌گویید كه آن مرد عالم عابد گفت: من مدّت‌ها در مدینه، همسایه با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودم. در تمام این مدّت نه قامت زینب را دیدم و نه صدایی از او شنیدم! وقتی می ‌خواست برای زیارت قبر مطهّر جدّ بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برود اوّلاً شب می ‌رفت و ثانیاً پدر و برادرانش با وی همراهی می ‌كردند. وقتی نزدیك حرم می‌ رسیدند امیرالمؤمنین (علیه السلام ) جلوتر می ‌رفت و نور چراغ‌ها را كه در كنار قبر پیامبر اكرم بود كم می ‌كرد(فتیله‌ی آنها را پایین می ‌كشید). یكبار امام حسن(علیه السلام) راز این مطلب را از پدر پرسید. فرمود: خوف این دارم كه فرد نامحرمی ‌قامت خواهرت را ببیند. (زینب کبری صفحه ی 27 ).&nbsp;&nbsp;</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-SIZE: 11px"><SPAN style="FONT-FAMILY: tahoma, geneva, sans-serif"><FONT face="">برگرفته از کتاب (نباید که گل ها پرپرشوند){زن مسلمان ، بایدها و نبایدها } از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه ی 87 الی 91 </FONT></SPAN></SPAN></P> text/html 2017-03-29T19:31:47+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) اول رجب ولادت با سعادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) بر شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) تبریک عرض می نماییم. http://hadith110.mihanblog.com/post/1338 <DIV class=ahadith-article> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">اول رجب ولادت با سعادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) بر شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) تبریک عرض می نماییم.</FONT></SPAN></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/v-e-m-b-a.jpg" target=_blank $included="null"><FONT face=""><IMG style="WIDTH: 410px; HEIGHT: 307px" alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/v-e-m-b-a.jpg"></FONT></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">حضرت امام باقر (ع) فرمود : رسیدگی به خویشاوندان اعمال انسان را پاکیزه میگرداند و باعث رشد و ازدیاد مال و دارایی شده و موجب دفع گرفتاری و بلا میگردد و رسیدگی به حساب را در روز قیامت آسان نموده و اجل را به تاخیر می اندازد.&nbsp; تحف العقول صفحه 309 </FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">قُتاده، عالم معروف بصری، خدمت حضرت امام باقرالعلوم (علیهم السلام) آمد. امام فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(یا قُتادَة اَنْتَ فَقیهُ اَهْلِ الْبَصْرَة)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«ای قتاده،تو فقیه بصریان هستی».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">فقیه یعنی دانشمند دین‌شناس قرآن‌شناس.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">&nbsp;او خواست اظهار ادب كند،گفت:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(كَذلِكَ یَزعُمُونَ)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«مردم این طور می‌ پندارند».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(بَلَغَنِی اَنَّكَ تُفَسِّرُ الْقُرآنَ)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«به من خبر رسیده كه تو قرآن را تفسیر می ‌كنی».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">گفت: بله. فرمود: مقام بزرگی برای خود ادّعا می ‌كنی. حال،معنای آیه‌ای را از تو می ‌پرسم.عرض كرد: بفرمایید. فرمود: این آیه در سوره‌ی سبأ به چه معناست؟</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face=""><SPAN dir=ltr>]</SPAN>وَ جَعَلْنا بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقُرَی الَّتِی بارَكْنا فِیها قُریً ظاهِرَة وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أیَّاماً آمِنِینَ<SPAN dir=ltr>[</SPAN>؛</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn3" name=_ftnref3 $included="null"></A><FONT face="">سوره‌ی سبأ،آیه‌ی18.</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn3" name=_ftnref3 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">ظاهر آیه راجع به داستان سرزمین سبا است كه سرزمینی بسیار آباد و دارای شهرهایی امن، پرنعمت و پر جمعیّت بوده است.میان شهرهای آن، قریه‌های كوچك و بزرگی وجود داشته كه به هم متّصل و دارای نعمت فراوان و امنیّت كامل بودند. بعد، كفران نعمت كردند و به عذاب خدا محكوم شدند و همه چیز خود را از دست دادند و خاك ‌نشین شدند. حالا آیه‌ی شریفه می ‌فرماید:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«در میان مردم سبا و آن شهرهای آباد پرنعمت، شهرهای دیگری كه نمایان است قرار دادیم [و به آنها گفتیم] شب‌ها و روزها در این آبادی‌ها با امنیّت كامل مسافرت كنید».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام فرمود : مقصود از آن شهرها كدام است كه مردم با امنیّت كامل میان آنها رفت و آمد می‌ كنند و احساس هیچ‌ گونه خوف و نا امنی نمی‌ كنند؟</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">قتاده گفت: مراد شهر مكّه است كه هر كس از خانه‌ی خود بیرون آید و زاد و راحله‌ی حلال داشته باشد (مركب و توشه‌ی راهش از ممرّ حلال به دست آمده باشد) با امنیّت می ‌رود و بر می‌ گردد. امام فرمود: بگو ببینم آیا تا به حال نشده است كه مردم بین راه مكّه گرفتار راهزن‌ها بشوند و آنها اموالشان را ببرند و خودشان را بكشند؟ یا حتّی در داخل مسجدالحرام مردمی كشته شوند ؟</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">قتاده و جمع دیگری كه در آن مجلس حضور داشتند ، گفتند : چرا، از این ‌گونه حوادث بین راه مكّه و در خود مكّه فراوان پیش آمده است، با آن‌كه زاد و راحله‌ی حلالی هم داشته‌اند.امام فرمود: پس آن شهرهای امن و امانی كه قرآن می ‌گوید كدام است؟ قتاده جوابی نداشت. سكوت كرد و امام فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(یا قُتادَة اِنْ كُنْتَ اِنَّما تُفَسِّرُ الْقُرآنَ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِكَ فَقَدْ هَلَّكْتَ وَ اَهْلَكْتَ)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«ای قتاده،[این را بدان] اگر بخواهی از روی فهم خود،آیات قرآن را تفسیر كنی، به هلاكت افتاده‌ای و مردم را نیز به هلاكت انداخته‌ای».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(وَیْحَكَ یا قُتادَة ذلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزاٍد و راحِلَة...عارِفاً بِحَقِّنا یَهْوَانا قَلْبُهُ...)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«وای بر تو ای قتاده، این آیه [مربوط به ما امامان اهل بیت است و] معنایش این است:كسی كه از خانه‌اش با زاد و راحله‌ی حلال بیرون آید و معرفت و محبّت ما را در دل داشته باشد و به قصد اطاعت از فرمان ما حركت كند، با امنیّت از انحراف در اعتقاد و عمل در مسیر دین پیش می ‌رود و از عذاب جهنّم در امان می ‌ماند».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">نه این كه بین راه مكّه لطمه و صدمه‌ای نمی ‌خورد. اینها حوادث طبیعی است و ممكن است در هر زمان و مكانی پیش بیاید. مراد از شهرهای مبارك <SPAN dir=ltr>]</SPAN>الْقُرَی الَّتِی بارَكْنا فِیها‌<SPAN dir=ltr>[</SPAN>ما امامان از اهل بیت هستیم و مراد از شهرهای ظاهر كه فرموده است:<SPAN dir=ltr>]</SPAN>قُریً ظاهِرَةً<SPAN dir=ltr>[</SPAN>علما و فقهای شیعه‌ی ما هستند كه رابط میان ما و مردمند؛ آنها ظاهرند و در دسترس مردم قرار گرفته‌اند.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">پس كسانی كه معارف و احكام دین خود را به وسیله‌ی فقهای شیعه از امامان اهل بیت (علیهم السلام) می‌ گیرند و به آن عمل می ‌كنند،تنها كسانی هستند كه با امنیّت و اطمینان خاطر در صراط مستقیم دین حركت می ‌كنند و در روز جزا از عذاب خدا در امانند و این است معنای این آیه از سوره‌ی سبأ.تفسیر نورالثّقلین،جلد4،صفحه‌ی330؛ بحارالانوار،جلد46،صفحه‌ی349.</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn4" name=_ftnref4 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><STRONG><FONT face="">حجّ مقبول برای كسی كه قلبش متوجّه اهل بیت (علیهم السلام)است</FONT></STRONG></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام باقر (علیهم السلام) سپس فرمود: مقصود آیه‌ای هم كه دعای ابراهیم‌<SPAN dir=ltr>(ع)</SPAN>را نقل می‌ كند:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face=""><SPAN dir=ltr>]</SPAN>...فَاجْعَلْ أفْئِدَة مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إلَیْهِمْ...<SPAN dir=ltr>[</SPAN>؛سوره‌ی ابراهیم،آیه‌ی37.</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn5" name=_ftnref5 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«...خدایا، قلب ‌های گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز...»،</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">ما هستیم؛ یعنی ابراهیم<SPAN dir=ltr>(ع)</SPAN>از خدا خواسته است كه دل ‌های مردم را به سوی ما متوجّه كند و لذا‌<SPAN dir=ltr>]</SPAN>الیهم‌<SPAN dir=ltr>[</SPAN>‌فرموده است نه(الیه)كه راجع به بیت باشد.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(فَنَحْنُ وَ اللهِ دَعْوَةُ اِبراهیمَ الَّتی مَنْ هُواَنا قَلْبُهُ قُبِلَتْ حَجَّتُهُ وَ اِلاّ فَلا)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«پس، به خدا قسم، ما هستیم مقصود از دعای ابراهیم كه هر كس قلباً متوجّه ما باشد، حجّش مقبول می ‌شود؛ وگرنه، قبول نمی ‌گردد».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">آنگاه امام فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(وَیْحَكَ یا قُتادَة اِنَّما یَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ)؛بحارالانوار،جلد46،صفحه‌ی349.</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn6" name=_ftnref6 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«وای بر تو ای قتاده، تنها كسی قرآن را می ‌شناسد[و محیط به حقایق آن است]كه مخاطب قرآن بوده است[و او رسول خدا و اهل بیت او هستند]».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">افشای چهره‌ی منافقانه‌ی حسن بصری</FONT></SPAN></SPAN></STRONG></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">همچنین،حضرت باقرالعلوم<SPAN dir=ltr>&nbsp;(ع)</SPAN>در پایان مناظره با حسن بصری به او فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(وَ نَحْنُ تِلْكَ الذُّرِّیَّة الْمُصْطَفاة)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«ما هستیم آن ذرّیّه‌ی برگزیده از جانب خدا».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(لا اَنْتَ وَ اَشْباهُكَ یا حَسَنُ)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«نه تو و امثال تو ای حسن».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">بعد فرمود:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(یا حَسَنُ لَوْ قُلْتُ لَكَ حِینَ ادَّعَیْتَ ما لَیْسَ لَكَ وَ لَیْسَ اِلَیْكَ یا جاهِلَ اَهْلِ الْبَصْرَة لَمْ اَقُلْ لَكَ اِلاّ ما عَلِمْتُهُ مِنْكَ وَ ظَهَرَلِی عَنْكَ)؛</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn7" name=_ftnref7 $included="null"></A><FONT face="">تفسیر نورالثّقلین،جلد4،صفحه‌ی331.</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/377--22.html#_ftn7" name=_ftnref7 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«ای حسن، اگر من تو را به خاطر ادّعای نابجایی كه كرده‌ای و خود را عالم به علوم قرآن نشان داده‌ای توبیخ كنم و بگویم ای نادان اهل بصره،در این صورت، سخنی صواب گفته‌ام و آنچه از تو برایم معلوم و روشن شده است، اظهار كرده‌ام».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام می‌ خواست چهره‌ی منافقانه‌ی او و امثال او را، كه در پشت این چهره‌ی به ظاهر مؤمن خود پنهان كرده بودند و مردم ظاهربین را فریب می ‌دادند و از مسیر دین حقّ منحرف می ‌ساختند، آشكار سازد و مردم را از انحراف و كجروی، كه موجب هلاكت ابدی آنها می‌ شد، باز دارد.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><FONT face=""><IMG style="WIDTH: 316px; HEIGHT: 237px" alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/v-m-b.jpg"></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><STRONG><FONT face="">وجود اقدس امام زمان<SPAN dir=ltr>(عج)</SPAN>بیت‌الله واقعی</FONT></STRONG></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">در روایت آمده است كه حضرت امام باقر‌‌<SPAN dir=ltr>(ع)</SPAN>در مسجدالحرام مردم را در حال طواف دیدند و به همراهانشان فرمودند:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(هكَذَا كانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ)؛</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«در زمان جاهلیّت نیز همین گونه طواف می ‌كردند».</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">یعنی، این طوافی نیست كه خدا در اسلام از مردم خواسته است.بعد فرمودند:</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">(إنَّمَا اُمِرُوا أنْ یَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَنْفِرُوا إلَیْنَا فَیُعْلِمُونَا وَلایَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ)؛</FONT><A title="" href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi/374--25.html#_ftn10" name=_ftnref10 $included="null"></A></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">«مردم از آن جهت مأمور به طواف شده‌ اند كه پس از آن به سوی ما بیایند و ولایت ما را اعلام كنند و مودّت و نصرت خودشان را به ما عرضه بدارند».كافی،جلد1،صفحه‌ی392.</FONT></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl><A href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/9-e-mohammadbaghher-a.html" target=_blank $included="null"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">مجموعه ای از سخنان ، کرامات و اندرزهای شکافنده علوم حضرت امام محمد باقر علیه السلام</FONT></SPAN></SPAN></A></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">جابر بن عبد اللَّه انصارى گوید: حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله به من فرمودند: شما مردى از فرزندان حسین را ملاقات خواهى كرد كه نامش محمّد است، وى علم را از هم خواهد شكافت، هر گاه وى را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان.&nbsp;&nbsp; اعلام الوری صفحه 371</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">از حضرت باقر (ع) روایت شده که اگر برای علم خود مردمی شایسته و لایق می یافتم ، همانا توحید و اسلام و دین و شرایع را از کلمه صمد آشکار می ساختم ؛ ولی چگونه من چنین اشخاصی را بیابم با اینکه جدم امیرالمومنین (ع) کسی را نیافت که متحمل علم او گردد ، باری حضرت باقر (ع) بسیاری از گنجهای پنهانی از معارف و حقایق احکام الهی و حکمتها و لطائف را هویدا ساخت که بر هیچکس پوشیده نیست مگر آنکه دیده بصیرتش نابینا و قلبش فاسد و ناپاک باشد و همانا به واسطه اظهار علوم بود که آنحضرت شکافنده علم و آشکار کننده دانش نامیده شد.&nbsp; انوارالبهیه صفحه 133</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام باقر (علیه السلام) : در دل هیچ انسانی کبر(تکبر) وارد نمی شود مگر آنکه عقلش به همان اندازه ناقص می شود ، خواه کم باشد یا زیاد . الحدیث جلد 2 صفحه 319</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام باقر (علیه السلام) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125 </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: شیعیان ما كسانى هستند كه اطاعت خدا را كنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام باقر (علیه السلام) فرمود : هر كس عمل كند به آنچه می داند خدا می ‏آموزدش آنچه نمی داند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify" dir=rtl><SPAN style="COLOR: rgb(0,0,0)"><SPAN style="FONT-FAMILY: Tahoma, Geneva, sans-serif"><SPAN style="FONT-SIZE: 14px"><FONT face="">امام باقر (علیه السلام) فرمود : خدا را نشناخته کسی که نافرمانی او کند و سپس این دو شعر انشاد فرمود و معنی آن این است که : نافرمانی خداوند میکنی و اظهار دوستی با او می نمایی ؛ به جان تو قسم در میان کارها ؛ این کارها تازه و بدیع است ؛ اگر دوستی تو از راه صدق و راستی بود همانا فرمانبرداری او میکردی ؛ زیرا هر دوستی مطیع و فرمانبردار دوست خویش است.&nbsp;&nbsp; انوارالبهیه صفحه 144</FONT></SPAN></SPAN></SPAN></P></DIV> text/html 2017-03-07T20:21:16+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) امام زمان علیه السلام در عقل و دل شیعیان http://hadith110.mihanblog.com/post/1337 <P dir=rtl align=center><FONT color=#cc3300 size=5 face=IranNastaliq><B>بسم الله الرحمن الرحیم </B></FONT></P> <P dir=rtl align=center><B><FONT color=#008000 size=5 face=IranNastaliq>صفیر هدایت </FONT></B></P> <P dir=rtl align=center><B><FONT color=#ff0000 size=5 face=IranNastaliq>سلسله مباحث معارفی سید محمد ضیاء آبادی</FONT></B></P> <P dir=rtl align=center><B><FONT color=#008000 size=2 face=Tahoma>امام زمان علیه السلام در عقل و دل شیعیان </FONT></B></P> <P dir=rtl align=center>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>وَ الَّذِینَ إِذا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً </FONT></P> <P><FONT size=4>بندگان صالح پروردگار كسانی [هستند] كه هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روی آن نمی‌افتند.[1]</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>بندگان صالح خدا اهل فكر و تحقیق</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>در ادامه‌ی بحث مربوط به آیات آخر سوره‌ی مباركه‌ی فرقان، كه خصائص عبادالرّحمن در این آیات ذكر شده است یكی دیگر از اوصاف عبادالرّحمن را چنین نشان می ‌دهد كه «عبادالرّحمن» یعنی همان بندگان صالح پروردگار، مردمی هستند «اهل تحقیق‌» در مسائل دینی خود از حیث ردّ و قبول آن، محقّقانه عمل می ‌كنند : </FONT></P> <P><BR><FONT size=4><SPAN lang=fa>(</SPAN>إِذا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً<SPAN lang=fa>)</SPAN>؛<BR>وقتی آیات الهی به آنها یادآوری می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌شود و [ارائه می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>گردد بدون تحقیق و] كر و كور روی آن‌ها نمی‌افتند [و آن‌ها را نمی<SPAN lang=fa> </SPAN>‌پذیرند].</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>هم در آیات تكوینی خداوند اهل مطالعه وتفكّر و تحقیق‌اند و هم در آیات تشریعی پروردگار، یعنی در دینشان، در عقایدشان و در مسائلی كه متفرّع بر عقایدشان است، اهل تحقیقند.<BR><SPAN lang=fa>(</SPAN>لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً<SPAN lang=fa>)</SPAN>؛<BR>هیچگاه همچون كرها و كورها چشم و گوش بسته بی‌اختیار روی آن مسائل نمی‌افتند و آن را نمی<SPAN lang=fa> </SPAN>‌پذیرند.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>یعنی واقعاً در دینشان متفقّه و دین‌شناسند و متشرّع واقعی چنین نیست كه هر چه به او گفتند بپذیرد و عمل كند، نه، بلكه ابتدا مطلب را از روی موازین عقلی و نقلی می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌فهمد و قلباً می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌پذیرد و آنگاه به آن عمل می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند چرا كه دین ما دارای موازین و حدود است و لذا انسان متدیّن، باید موازین دینش در دستش باشد و طبق موازین بپذیرد و یا نپذیرد و گرنه مردمی كه همه چیز را بدون تحقیق و چشم و گوش بسته قبول می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كنند و می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌پذیرند، اینها ارزشی ندارند و چه بسا ضرر و زیان دوستان ناآگاه برای دین، به مراتب بیشتر از ضرر دشمنان آگاه باشد! </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>دشمنانی هستند كه آگاهانه حمله می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كنند و به دین ضربه می‌زنند و اینها برای دین خطرناكند، ولی از اینها زیان‌بخش‌تر دوستان ناآگاه هستند و اینها هم به دین صدمه می‌زنند. زیرا ممكن است اینها از روی ناآگاهی دینی را پذیرفته و مذهبی را قبول كرده باشند ولی بعد از مدّتی دچار تشكیك بشوند و فوراً در اثر تشكیكِ افراد شیطان‌صفت به سوی ضلالت و گمراهی برگردند و چه بسا در اثر این برگشت یك جمعیّتی را نیز گمراه كنند و حال آنكه نه آمدنشان بر اساس میزان درست و حسابی بوده و نه برگشتشان! </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>سستی اعتقاد افواهی<BR>امام صادق<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌فرماید:<BR>«مَنْ دَخَلَ فِی هَذَا الدِّینِ بِالرِّجَالِ أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ كَمَا أَدْخَلُوهُ فِیه‏»؛[2]<BR>یعنی: اگر كسی دینش را از دهان مردم گرفته باشد (مثلاً: چون كه او گفته، من هم می‌گویم و چون كه او كرده، من هم كرده‌ام و...) افراد دیگری هم ممكن است، آنها را از دین بیرونشان كنند.<BR>یعنی همان‌طور كه با سخنانِ مردم به سَمت دین آمده‌اند، ممكن است با سخنان مردم دیگری از دین بیرون بروند یعنی اهل تفكّر و تحقیق نیستند و ردّ و قبولشان روی میزان صحیحی نیست. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>در ادامه‌ی حدیث، امام صادق<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌فرماید:<BR>«مَنْ دَخَلَ فِیهِ بِالْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ»؛[3]<BR>كسی كه اهل تفكّر و تحقیق باشد و با برهان و دلیل عقلی و با هدایت و راهنمایی كتاب و سنّت یعنی تعالیم آسمانی قرآن و اهل بیت عصمت<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> با دین آشنا گشته و اعتقادیّات و احكام آن را در عمق جان نشانده و در مجرای عمل قرار داده است، این چنین انسان متدیّن آنچنان در دین خود ثابت و محكم و استوار می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>گردد كه اگر كوه‌ها از جا كنده شوند او اندك تزلزلی در دینش پیدا نمی‌<SPAN lang=fa> </SPAN>شود و همچنان ثابت و پایدار و محكم می‌ایستد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>آری «تدیّن» و دین‌پذیری باید بر اساس «تفقّه» و دین‌شناسی تحقّق یابد كه فرموده‌اند:<BR>«مَنْ لَمْ یَتَفَقّهْ مِنْكُمْ فِی الدّینِ فَهُوَ أَعْرَابِیّ»؛[4]<BR>كسی كه تفقّه در دین خود نداشته باشد [و بدون اینكه در مقام دین‌شناسی برآید دینی را پذیرفته] او یك اعرابی است.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>یعنی همچون یك آدم بیابانی به دور از علم و آگاهی و تمدّن است و دینداری‌اش ارزشی ندارد، اوّل شناختن دین و آنگاه پذیرفتن دین ارزش دارد. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>امتیاز شاخص تدیّن واقعی<BR>این جمله‌ی نورانی نیز از امام صادق<SPAN lang=fa> (علیه السسلام) </SPAN>منقول است كه فرموده‌اند:<BR>«لَوَدِدتُ اَنَّ اَصحابی ضُرِبَت رُئوسُهُم بِالسَّیاطِ حَتّی یَتَفَقّهوُا»؛[5]<BR>من دوست دارم تازیانه بر سر جوانان شیعه‌ی من زده شود تا در مقام تفقّه و دین‌شناسی برآیند و دینداری‌شان بر اساس دین‌شناسی‌شان باشد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>یعنی یك انسان، زمانی متدّین واقعی است كه فكراً تعقّل داشته باشد و قلباً تعلّق، اوّل «فهمیدن» و شناختن، بعد «دل دادن» و دل‌ بستن! تعقّل و شناختن كار «فكر» و تعلّق و دل‌بستن كار «قلب» است. تعلّق بی‌تعقّل آدمی را مبتلا به اوهام و انحرافات مبتلا می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>كند و چه بسا موهوماتی به نام دین در مغزش جا می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌گیرد و گمراهش می‌سازد و از آن طرف تعقّلِ بی<SPAN lang=fa> </SPAN>‌تعلّق هم بی‌ارزش و بی‌نتیجه است یعنی آدمی كه فكر را به كار انداخته و دین را شناخته است امّا قلباً دل به آن نداده و آن را در مرحله‌ی عمل جاری نمی‌<SPAN lang=fa> </SPAN>سازد، این هم متدیّن به معنای واقعی نیست او فاسق و فاجر است پس تدیّن واقعی یعنی «تعقّل فكری» و «تعلّق قلبی»! قلب هم كه در وجود انسان حاكم بر تمام قوای انسان است و وقتی محبّ و متعلّق به چیزی شد، تمام قوای وجودی انسان به همان چیز محبّ و متعلّق می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>گردند و در عمل ظاهر می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌سازند این چنین آدمی فكراً و قلباً‌ و عملاً‌ می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌شود متدیّن به معنای واقعی‌اش. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>امام امیرالمؤمنین<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> درباره‌ی هدف از بعثت انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> بیانی دارد كه در نهج‌البلاغه‌ی شریف آمده است و می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌فرماید:<BR>«فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَه‏...»؛[6]<BR>خداوند انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> را به نوبت و یكی پس از دیگری در میان مردم برانگیخت تا كارهایی انجام بدهند.<BR>از جمله اینكه:<BR>«وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُم‏»؛[7]<BR>و گنجینه‌هایی را كه در اعماق عقل‌‌های مردم پنهان است بیرون بیاورند و سرزمین عقل‌ها را شخم بزنند و زیر رو كنند.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>یعنی خداوند نیروها و استعداد‌های درّاكه‌ای در وجود انسان‌ها قرار داده است كه به وسیله‌ی آن نیروها می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌توانند حقایقی از اسرار هستی را به دست آورند منتهی آن نیرو‌ها در زیر پرده‌هایی از اوهام مخفی مانده و انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> موظّفند آنچه را كه مانند جواهرات گرانبها در اعماق عقول پنهان است بیرون بیاورند. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>مهمترین وظیفه‌ی انبیای الهی<BR>از جمله افتخارات بزرگ مكتب انبیاء الهی<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> همین است كه وظیفه‌ی انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> «تحریك عقول» و «تنبیه قلوب» است اصلاً افتخار بزرگ و امتیاز عالی در مكتب انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> همین است كه در سر لوحه‌ی برنامه‌ی انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> و كتاب‌های آسمانی این مطلب می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌درخشد كه<SPAN lang=fa> </SPAN>:<BR>«یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»؛<BR>تمام سعی<SPAN lang=fa> </SPAN>‌شان بارز ساختن گنجینه‌های عقول است وگرنه انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> كه هیچ‌ وقت بشر را مثل حیوان زبان‌بسته و عقل و هوش خفته، به دنبال خودشان نمی‌كشند! بلكه مردم عقل و هوش خفته را «شرّ‌الدّواب» و پست‌ترین حیوانات می‌دانند و می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>گویند:<BR><SPAN lang=fa>(</SPAN>إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُون‏<SPAN lang=fa>)</SPAN>؛[8]<BR>پست‌ترین جنبندگان در نزد خدا كرها و لال‌هایی هستند كه عقلشان را به كار نمی‌افكنند [تا حق را بشنوند و آن را بر زبان خود جاری سازند].</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> اصلاً با مردمی كه اهل تفكّر و تعقّل نباشند ارتباطی برقرار نمی‌<SPAN lang=fa> </SPAN>كنند و شأنشان أَجلّ از این است كه با غیر متعقّلین و با غیر متفكّرین سر و كار داشته باشند بلكه اوّل می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>كوشند عقل و فكر مردم را بیدار كنند و سپس مردم عقل و فكر بیدار شده را به تبعیّت از دین خود دعوت نمایند. آن كسانی كه از بیداری عقل و فكر مردم می‌ترسند، در واقع شیّادان عالم می‌باشند كه از جُنبش فكرها وحشت دارند و لذا هر چه مردم عقلشان خفته‌تر و خواب رفته‌تر باشد، برایشان محبوب‌تر است. آنها می‌كوشند با عجله‌ی خاصّی كه تا مردم بیدار نشده‌اند و تا فكرها به جنبش در نیامده، بازار خود را تشكیل بدهند و متاع فاسد خود را در بازار جُهّال و عقل خفته‌ها عرضه كنند و به هدفشان برسند كه اگر یك وقتی مردم بیدار شدند و فهمیدند، آنها دیگر كارشان انجام شده و برخر مرادشان سوار شده باشند، امّا انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> اینطور نیستند و آنها متاعشان، متاعی است كه تنها در بازار اولواالالباب و اندیشمندان جلوه می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند و اولواالالباب، همان خردمندان و هوشمندان عالم هستند كه تا زمانی كه فطرت بشر بیدار نشود و تا عقل بشر نیروهایش را جمع‌آوری نكند، منطق انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> را نمی<SPAN lang=fa> </SPAN>‌فهمند و لذا انبیاء<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> در قدم اوّل می‌كوشند كه عقل‌ها را بیدار كنند این قرآن است كه مرتّباً تكرار می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند: <SPAN lang=fa>(</SPAN>لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏<SPAN lang=fa>)</SPAN>، <SPAN lang=fa>(</SPAN>لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون‏<SPAN lang=fa>)</SPAN>، <SPAN lang=fa>(</SPAN>إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب<SPAN lang=fa>)</SPAN>، یعنی من فقط با مغزداران عالم در ارتباط هستم و با آنها سر و كار دارم و هر چه كه مردم عاقل‌تر باشند،‌ پیش من مطلوب‌ترند و هر چه كنجكاوتر، پیش من محبوب‌تر.<BR><SPAN lang=fa>(</SPAN>وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُون‏<SPAN lang=fa>)</SPAN>؛[9] </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>اعتقادات عقلانی یك فرد شیعه<BR>قرآن كریم، با همین بیانات نشان می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌‌دهد كه هدف، «تحریك عقول» و «تنبیه قلوب» مردم است و این یك وظیفه‌ است كه:<BR><SPAN lang=fa>(</SPAN>إِذا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیانا<SPAN lang=fa>)</SPAN>؛<BR>یعنی از كمالات عبادالرّحمن این است كه با چشم و گوش بسته و به صورت كر و كور، روی مطالب نمی‌افتند.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>حال یا منافقین هستند كه چنین كارهایی می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كنند و یا غرض و مَرضی دارند و یا انسان‌های نادان و ناآگاه هستند. و لذا منطق شیعه كه مكتبی محكم‌تر و عالی‌تر از آن نداریم، بر اساس عقل و نقل صحیح یعنی كتاب و سنّت استوار است و حقایق خودش را روی عقل، استوار می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند. یعنی از اوّل شروع می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>كند و توحید و نبوّت و امامت و معاد یعنی خداشناسی و پیغمبرشناسی و امام‌شناسی و معادشناسی و همه‌ی اینها را با بیان مطالب عقلی روشن می‌سازد كه اكنون مجال گفتن آنها نیست و مكرّراً هم گفته و هم نوشته شده و لذا با آنها شروع می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند و تثبیت می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌نماید تا اینكه می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌رسد به مسئله‌ی امامت و ولایت آنگاه این حقیقت را با دلیل و برهان عقلی اثبات می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كند و اشخاص امامان<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN> را هم با نقل صحیح معرّفی نموده تا به امام زمان ارواحنا له الفداء می‌<SPAN lang=fa> </SPAN>رسد كه خواستم اینجا به صورت اجمالی هم كه شده عرض كنم و بدانیم كه یك فرد شیعی باید تمام این اعتقادات خودش را بر اساس عقل استوار كند و بداند كه فردای قیامت با همین اعتقادات زندگی خواهیم كرد و همین عقاید وسیله‌ی حیات اَبدی ماست و باید هر انسان مسلمانی (مخصوصاًً شیعه) كه مكتبی عاقلانه و محقّقانه دارد، اینها را برای خودش حاضر و آماده كرده باشد و لذا این اعتقادات، می‌رسد به امام عص<SPAN lang=fa>ر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;با ادلّه‌ی نقلیّه‌ای كه قطع و یقین‌آور است ولی خوب باید هر كسی در حدّ‌ خودش اهل مطالعه باشد تا به مداركش برسد و اطمینان پیدا كند بطوری كه هم ولادت امام عصر ارواحنا له الفداء و هم امامت آن حضرت، و هم غیبت آن حضرت و هم طول عمر او و هم ظهور او را با مدارك متقن و مبانی اساسی، برای خودش اثبات كند و به این مسائل اعتقاد یقینی پیدا كند. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>توحید پیش‌نیاز بحث در مسئله‌ی امام عصر<SPAN lang=fa> (علیه السلام) </SPAN><BR>منتهی چیزی كه هست اینكه باید هر مسئله‌ای متفرّع بر مسئله‌ی قبلی باشد و این مطلب، مكرّراً هم عرض شده كه كسی كه بخواهد مثلاً در مسئله‌ی ولادت امام عصر<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;و یا امامت و طول عمر و غیبت آن حضرت بحث كند، باید حتماً بعد از گذشتن از مراحلِ اثبات توحید و نبوّت و اصل امامت باشد. و گر نه آن كسی كه اعتقاد به خداوند قدیر مطلق ندارد، حالا اگر بخواهیم برای او اثبات كنیم كه امام زمان <SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;غایب است و بیش از هزار سال عمر كرده و هیچ‌<SPAN lang=fa> </SPAN>گونه فتور و سستی در بدنش پیدا نشده بدیهی است كه اثبات چنین مطلبی برای چنین آدمی اصلاً‌ ممكن نیست! زیرا كسی كه اعتقادی به خدا و وحی و نبوّت ندارد اساساً بحث با او درباره‌ی امام زمان<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> معنا ندارد و معقول نیست زیرا اعتقاد ما به مسائل مربوط به امام زمان<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;بر اساس قدرت مطلقه‌ی پروردگار است و لذا ما پیش از همه چیز اعتقاد به این داریم كه قدرت مطلقه‌ای در عالم كار می‌كند به نام خدا و «الله جلّ‌جلاله» كه توانایی بر ایجاد همه چیز دارد و اوست كه یك فرد بشری را به نام امام زمان<SPAN lang=fa>(علیه السلام)</SPAN> ایجاد كرده و برای او عمر طولانی مقدّر كرده و او را در پناه قدرت خودش محفوظ داشته است. هیچ‌كس نباید با یك آدم «دهری مسلك»[10] راجع به امام زمان<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;بحث كند كه این بحث بی‌مورد خواهد بود و نتیجه‌ای نخواهد داشت و یا راجع به معراج پیامبر<SPAN lang=fa> (صلی الله علیه و آله و سلم)</SPAN>… با او بحث كند. این هم بحث نامعقولی خواهد بود زیرا همه‌ی اینها متفرّع بر اعتقاد به قدرت مطلقه‌ی پروردگار است. كه اوّلین اصل از اصول اعتقادی ما همین اصل است و با برهان عقلی آن را اثبات می‌كنیم تا به مسئله‌ی مهدویّت و امامت امام زمان<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌رسیم. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>اصالت مهدویّت در اسلام<BR>حالا یكی از روشن‌ترین دلایل بر اینكه مسئله‌ی مهدویّت در اسلام، اساس و اصالت داشته و از زمان خود پیامبراكرم…<SPAN lang=fa> (صلی الله علیه و آله و سلم)</SPAN> سخن از آن به میان آمده و به گوش مردم رسیده است همین است كه در هر زمانی افرادی به پا خاسته و مدّعی مهدویّت شده‌‌اند و گروهی هم به آنها گرویده‌اند، همین مطلب شاهد و گواه بر این است كه مسئله‌ی مهدویّت یك سابقه‌ی ذهنی در میان مسلمان‌ها داشته است و از این رو آن افراد ادّعا می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌كرده‌اند كه همان «مهدی» كه پیامبراكرم<SPAN lang=fa>(صلی الله علیه و آله و سلم)</SPAN>… وعده‌ی آمدن او را داده است من هستم و یك عدّه‌ای هم به او می‌گرویدند و اگر این مسئله اَصالت نداشت، اصلاً ادّعای مهدویّت لغو بود و كسی اعتنا به آن نمی‌كرد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>چرایی ولادت امام زمان<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN> قبل از ظهور آن حضرت<BR>حال از جمله اشكالاتی كه مطرح می‌شود این است كه چرا خداوند، امام زمان ارواحنا له الفداء را قرن‌ها پیش از ظهورش خلق كرده است؟! آیا نمی‌شد كه چهل سال قبل از ظهورش او را خلق كند؟ چرا او قرن‌ها پیش آفریده شده و فایده‌اش چیست؟ این اشكال از آن جهت طرح می‌شود كه این افراد خیال می‌كنند فایده‌ی امام زمان «اروحنا له الفداء» تنها مسئله‌ی اصلاح عالم است از این جهت طبیعی است كه نزدیك زمان ظهورش باید متولّد شود نه اینكه هزار سال پیش از زمان ظهورش به دنیا بیاید. </FONT></P> <P><SPAN lang=fa><FONT size=4>.</FONT></SPAN><BR><FONT size=4>در جواب عرض می‌شود تنها شأن و كار امام زمان ارواحنا له الفداء اصلاح كلّی جامعه‌ی بشری نیست بلكه این یكی از شئون آن حضرت است؛ شأن اصلی و كار اساسی آن حجّت عظیم‌الشّأن خدا، حفظ اساس نظام عالم امكان است.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>در دعای عدیله می‌خوانیم:<BR>«بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرْضُ وَ السَّمَاء»؛[11]<BR>روزی روزی‌خواران از كفِ با كفایت آن مجرای فیض الهی به آنها می‌رسد و آسمان و زمین به [بركت وجود مبارك] آن حضرت ثبات و بقاء دارد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>وجود اقدس «بقیّة الله الاعظم» نسبت به عالم امكان، مانند نسبت قلب است به بدن انسان! بدن به وسیله‌ی قلب زنده و منشأ آثار است، تمام عالم امكان نیز به تقدیر خدا از طریق افاضه‌ی امام عصر ارواحنا له الفداء زنده و منشأ آثار است و طبیعی است كه این ارتباط و وابستگی انحصار به زمان ظهور و اصلاح كلّی جامعه‌ی بشری ندارد و اصلاً در ظرف زمان نمی‌گنجد و یكی دیگر از اسرار تولّد امام زمان<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> پیش از زمان ظهورش، اتمام حجّت بر بشر است یعنی اگر خدا امام عصر<SPAN lang=fa>(علیه السلام)</SPAN> را قبلاً نمی‌آفرید و به دنیا نمی‌آورد، ممكن بود بشر بر خدا احتجاج كند و بگوید: اگر ما امام معصومی منصوب از جانب تو بر خود داشتیم، از او تبعیّت می‌كردیم و در اصلاح كلّی عالم با او همراه می‌شدیم و لذا خدا برای اتمام حجّت بر بشر و بستن راه عذر به روی او امام معصوم را خلق كرده و به دنیا آورده و در اختیارش گذاشته است ولی بشر تبعیّت از خودش نشان نداده بلكه به مخالفت او برخاسته است از این جهت خدا او را پس پرده‌ی غیبت برده كه از شرّ این بشر طاغی در امان باشد و صدمه‌ای به حافظ نظام عالم نرسد و لذا به قو ل خواجه نصیرالدّین طوسی:</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>«وُجودُه لطفٌ و تصرُّفُه لُطفٌ آخَر و عَدَمُهُ مِنَّا»؛[12]<BR>امام وجودش [لطف الهی] است و تصرّفش [در عالم برای اصلاح كلّی جامعه‌ی بشری] لطف دیگری است.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>منتهی علّت اینكه اكنون اقدام به اصلاح كلّی عالم نمی‌كند این است كه ما آمادگی برای تبعیّت از او نداریم و لذا لازم است كه امام در میان مردم از چشم‌ها غائب باشد زیرا اگر ظاهر شود، همین مردم او را می‌كشند همانطور كه پدران بزرگوارش را كشتند و چون او آخرین امام است اگر كشته شود، دیگر حجّتی در عالم نیست كه حافظ نظام عالم باشد و لذا او باید هم زنده باشد و هم غایب تا وقتی كه صلاحیّت برای بشر ایجاد شود و او ظهور كرده و اصلاح عالم بنماید.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>مدّعیان مشاهده‌ی امام زمان<SPAN lang=fa> (علیه السلام) </SPAN><BR>در آن نامه‌ای هم كه امام زمان<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;به نائب آخر خود علیّ بن محمّد سَیْمُری مرقوم فرمود در آن نامه تذكّر داده است كه دیگر نائب خاصّی بعد از خودت معیّن نكن كه زمان غیبت كُبری شروع شده و دیگر من در میان مردم ظاهر نخواهم شد تا مدّت‌های طولانی بگذرد و دل‌ها قساوت پیدا كنند و شرایط برای ظهور من آماده گردد البتّه در زمان غیبت من افرادی پیدا می‌شوند كه ادّعای مشاهده و دیدن من می‌كنند ولی آنها كذّاب و مُفْتَری[13] هستند دروغگویانی كه از نسبت‌های بی‌اساس اجتناب نمی‌كنند ولی از طرفی هم می‌دانیم كه افرادی صالح و صادق و امین و مورد وثوق از علما و صلحا بوده‌اند كه امام را دیده و شرفیاب حضورش گشته‌اند و لذا برای جمع بین این دو مطلب توضیح داده و گفته‌اند آنجا كه فرموده است مدّعیان دیدن من كذّاب و مُفْتَری هستند، مقصود آن كسانی هستند كه ادّعای نیابت خاصّه از آن حضرت داشته‌اند! این ادّعا در زمان غیبت كبری دروغ و افترا است. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>البتّه این را هم می‌دانیم كه آقایان فقها در زمان غیبت كبری مدّعی نیابت خاصّه نیستند بلكه آنها به دستور خودِ امام<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> نیابت عامّه از آن حضرت دارند یعنی هر «فقیه جامع‌الشّرایطی» می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌تواند مرجع دینی مردم باشد و وظایف و احكام عملی مردم را از كتاب و سنّت استنباط نموده و در اختیار مردم بگذارد البتّه همانطور كه عرض شد هستند افرادی از علما و صلحا كه قلبی صاف و پاك و منوّر دارند و بر اثر شدّت عشق و اشتیاقشان به زیارت امام<SPAN lang=fa> (علیه السلام)</SPAN> این توفیق الهی نصیبشان گشته و حضوراً‌ مشرّف به زیارت آن حضرت شده‌اند. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>تشرّف علّامه‌ی بحرالعلوم به محضر مبارك امام زمان<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN></FONT></P> <P><BR><FONT size=4>حال اینجا بد نیست این قصّه را از «مرحوم محدّث نوری» صاحب كتاب «نجم‌الثّاقب» بشنویم آن بزرگوار در آن كتاب قریب به صد حكایت درباره‌ی كسانی كه توفیق تشرّف به زیارت امام عصر ارواحنا له الفداء یافته‌اند نقل كرده است. </FONT></P> <P><BR><FONT size=4>از جمله اینكه «مرحوم ملّا&nbsp;زین العابدین سلماسی» كه خودش عالم بزرگواری بوده ولی از كثرت اعتقاد و اعتمادی كه به «مرحوم علّامه بحرالعلوم رضوان‌الله‌علیه» داشته خودش را در سفر و حضر[14] ملازم ایشان قرار داده و خدمتگزاری او را به عهده گرفته بود او نقل می‌كند: چند سالی كه در مكّه در خدمتشان بودم می‌دیدم او علی رغم اینكه از وطن و اهل و عیال دور است در مخارج و بذل و بخشش دستِ بازی دارد و من تعجّب كردم تا اینكه روزی دیدم كه چیزی در بساط نداریم و مخارج هم سنگین است و لذا عرض كردم: آقا! امروز چیزی نداریم! دیدم او سكوت كرد و چیزی نگفت و عادتش این بود كه هر روز صبح به مسجدالحرام می‌رفت و طواف نموده و بعد به اطاق مخصوص خودش بر می‌گشت و من برایش قلیان می‌بردم و سپس به اطاق عمومی می‌آمد كه مردم می‌آمدند و شاگردانش نیز از هر مذهبی برای استفاده از او به آنجا می‌آمدند و همان روزی كه من گفته بودم در بساطمان چیزی نیست و همه چیز تمام شده است او پس از اینكه از مسجد به اطاق مخصوص خودش برگشت و من برایش قلیان بردم، دیدم صدای كوبه‌ی درب بلند شد! من خواستم پشت در بروم دیدم خود آقا با عجله برخاست و پشت در رفت و در را باز كرد. من دیدم مرد جَلیل‌القدری از ناقه[15] پیاده شده و در مقابل در ایستاده است. با دعوتِ آقا به اطاق مخصوص آقا رفتند و نشستند. من دیدم كه سیّدبحرالعلوم خیلی مؤدّب در مقابل آن مرد نشسته و بسیار خضوع می‌كند، بطوری كه تا به حال ندیده‌ بودم كه ایشان در مقابل هیچ یك از عُلما، این چنین خضوع كند! با هم صحبت‌هایی داشتند كه من متوجّه آن صحبت‌ها نبودم، پس از مقداری صحبت كردن، آن مرد بزرگ برخاست و سیّد نیز جلو رفت و در را باز كرد و دست او را بوسید و این برای من خیلی تعجّب‌آور بود! پس از اینكه او سوار ناقه شد و رفت، سیّد برگشت و حواله‌ای به دست من داد و گفت: این را به كوه صفا ببر و آنجا صرّافی هست هر چه كه داد، همه را تحویل بگیر و بیاور. من هم به كوه صفا بردم و دیدم صرّاف در آنجا هست تحویل او دادم، او حواله را گرفت و خواند و بوسید و به من گفت: برو چند تا حمّال بیاور و من هم چند تا حمّال آوردم و كیسه‌های پولی را كه آنها توانایی حملش را نداشتند از صرّاف گرفتم و آوردم و تحویل سیّد دادم ولی هیبت سیّد، مانع از این بود كه بپرسم جریان چه بوده است و لذا رفتم تا از همان صرّاف بپرسم كه جریان چه بوده و لی آنجا كه رفتم، دیدم هیچ خبری نیست. نه مغازه‌‌ای هست و نه صرّافی! از كسی پرسیدم آیا اینجا صرّافی نیست؟ گفت: خیر اینجا ما نه صرّافی داریم و نه مغازه‌ای! من متوجّه شدم كه حواله از كجا بوده و سیّد چه ارتباط معنوی با مقام امامت و ولایت دارد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>گفتگوی سیّد بحرالعلوم با حضرت ولیّ‌عصر<SPAN lang=fa>(عجل الله تعالی فرجه الشریف)</SPAN>&nbsp;در سرداب</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>و همچنین از جمله كسانی كه در سفر و حضر ملازم سیّد بحرالعلوم بوده سیّد مرتضی (خواهر زاده‌ی سیّد) بوده است از او نیز نقل شده كه گفته است: من در سامرّا با او همسفر و مراقبش بودم، او یك اطاق مخصوص برای خودش انتخاب كرده بود و آنجا تنها می<SPAN lang=fa> </SPAN>‌خوابید و من هم در اطاق مجاورش بودم كه اگر خدماتی ارجاع كند انجام دهم و هر شب نیز جمعیّتی به خدمت ایشان می‌آمدند و تا پاسی از شب می‌ماندند و از محضرشان استفاده می‌كردند. یك شب دیدم كه ایشان حالِ عادی ندارد و به سؤالات افرادی كه در محضرش بودند جواب‌های مختصر می‌داد كه زودتر بروند.<BR>پس از اینكه همه رفتند، به من هم دستور دادكه به اطاق خودم بروم! من هم به اطاقم رفتم ولی در این فكر بودم كه چرا امشب، حال سیّد عادی نیست و لذا خوابم نمی‌برد. پس از لحظاتی برخاستم كه بروم و حالش را بپرسم ولی وقتی كه رفتم دیدم اطاقش بسته است چراغش روشن است ولی هیچكس درون اطاق نیست. صحن خانه را گشتم و ایشان را پیدا نكردم بدون كفش به صحن مطّهر عسكریّین<SPAN lang=fa> (علیهم السلام)</SPAN>&nbsp;رفتم و دیدم آنجا هم خبری نیست به ایوانِ حرم مطهّر رفتم و دیدم درب حرم بسته است خیلی مضطرب شدم كه ایشان به كجا رفته است؟ لذا پا برهنه جلو رفتم تا به سرداب مطهّر رسیدم همان‌جا كه مكان غیبت امام عصر ارواحنا له الفداء&nbsp;بوده است و دیدم آنجا باز است،‌ چند پلّه كه پایین رفتم، صدای همهمه‌ای شنیدم، مثل اینكه كسی با كسی حرف می‌زند. امّا صحبت‌ها برایم مفهوم نبود. چند قدم پایین‌تر رفتم ناگهان صدای سیّد را شنیدم كه می‌گفت: سیّد مرتضی! اینجا چه می‌كنی؟! چرا از خانه بیرون آمدی؟! من همین‌طور كه حرف می‌زدم پایین رفتم تا اینكه به سطح سرداب رسیدم و دیدم سیّد رو به قبله ایستاده ولی كسی را نمی‌دیدم همانجا متوجّه شدم كه سیّدبحرالعلوم در این موقع شب در سرداب مطهّر با ولیّ عصر ارواحنا له‌الفداء&nbsp;راز و نیاز و گفتگو داشته‌اند. اینها همه نشان از پاكی و طهارت و صفای قلب افراد خاصّ موثّق می‌دهد.</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>چه خوش باشد كه بعد از انتظاری_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>به امّیدی رسند امّیدواران _<BR>جَمال الله شود از غیب طالع[16]_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>پدیدار آید اندر بَزم یاران _<BR>تو ای عدل خدا! آن داد خواهی_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>بكن خونخواهی شاه شهیدان _<BR>تو ای دست خدا! با شست قدرت_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>بكش تیر از گلوی شیرخواران _<BR>قدم در كربلا بگذار و بِستان_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>سر پرخون ز دست نیزه‌داران _<BR>خبر داری كه از سُمِّ ستوران_<BR><SPAN lang=fa>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN>دگر جسمی نماند از شهسواران؟ _</FONT></P> <P><BR><FONT size=4>صَلَّی اللهُ عَلَیكَ یا مَولانا یا صاحِبَ الزَّمان یا بَقِیَّةَ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْكَ وَ عَلی آبائِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ.<BR>اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و ارزقنا معرفتهم و محبّتهم و شفاعتهم و وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل خاتمة امرنا خیراً.<BR>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR><BR><BR>[1] ـ سوره‌ فرقان، آیه‌ی73.<BR>[2] - بحارالانوار، ج 2، ص 105.<BR>[3] - همان.<BR>[4] - كافی، ج 1، ص 31.<BR>[5] - اصول کافی ج۱ص۳۶.<BR>[6] - نهج‌البلاغه، ص 43.<BR>[7] - همان.<BR>[8] - سوره‌ی انفال، آیه‌ی 22.<BR>[9] - سوره‌ی عنكبوت، آیه‌ی 43.<BR>[10] ـ ماتریالیست، بی‌خدا، طبیعت‌گرا.<BR>[11] - مفاتیح الجنان، دعای عدیله كبیر، ص 422.<BR>[12] - مهدی موعود، ص 408.<BR>[13] ـ افترا زننده، نسبت ناروا دهنده.<BR>[14] ـ حضور در وطن، مقابل سفر.<BR>[15] ـ ماده شتر.<BR>[16] ـ طلوع كننده.<BR></FONT></P> text/html 2017-02-10T14:45:39+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) http://hadith110.mihanblog.com/post/1336 <div class="ahadith-article"><p style="text-align: center"> <img alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/s-h-z.jpg" style="width: 449px; height: 279px"></p> <p dir="rtl"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s/28-sokhanan-h-fatemeh-s.html" target="_blank"><strong><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">سخنان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)</span></span></strong></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام ) در حدیثی فرمود : خدای متعال را گواه می گیرم که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم می فرمود : علی بهترین کسی است که در میان شما به جا می نهم و او امام و جانشین بعد از من است ، و این دو فرزندم ( حسن و حسین ) و نُه نفر از صلب حسین امامان نیکوکارند که اگر از آنان پیروی کنید آنان را هدایتگران هدایت شده می یابید ، و اگر با آنان مخالفت ورزید قطعاً تا روز قیامت در میان شما اختلاف خواهد بود. <span style="font-size: 12px">فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی صفحه 281 به نقل از عوالم العلوم و المعارف 11 ، 228 ؛ امام حسن مجتبی (علیه السلام) جان دل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (مولف مرحوم احمد رحمانی همدانی (رحمت الله علیه ) صفحه 145 </span></span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">ارزش اهل بیت (ع) و امامان (ع) ؛ حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به ارزشهای امامان معصوم (علیهم السلام) فرمود : ما اهل بیت رسول خدا (ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکیها ، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامبران الهی.شرح ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 201 ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 24 </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">اثبات امامت علی (ع) {هدایت تشریعی} ، یادآوری روایات رسول خدا (ص) : محمود بن لبید می گوید : پس از رحلت پیامبر (ص) ، فاطمه (علیها السلام) را در کنار قبر حضرت حمزه در اُحُد ، در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم ، فرصت را غنیمت شمرده سئوال کردم : آیا برای امامت علی (ع) از سخنان رسول گرامی اسلام (ص) ، میتوان دلیلی آورد ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : شگفتا ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟ شنیدم که پیامبر گرامی اسلام فرمود : علی (ع) بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم.علی (ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم ، (حسن و حسین (علیهم السلام) )و نه نفر از فرزندان حسین (ع) پیشوایان و امامانی پاک و نیکند.اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید ، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.پرسید بانوی من ! پس چرا امام علی (ع) سکوت کرد و حق خود را نگرفت ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : رسول خدا (ص) فرمود : مَثَل امام ، مانند کعبه است ، مردم باید در اطراف آن طواف کنند ، نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.سپس ادامه داد که : آگاه باش ، قسم به خدا ، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند و از عترت رسول خدا (ص) اطاعت می نمودند دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همان گونه که رسول خدا(ص) معرفی فرمود از علی (ع) تا حضرت قائم (عج) فرزند نهم امام حسین (ع) ، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.اما (افسوس)کسی را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعث را انکار کردند و به بدعتها روی آوردند ، آنها هواپرستی و شهوت را برگزیدند و بر اساس رأی و نظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد.آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود : پروردگار تو خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار تعیین امامت بدست اوست ؛ سوره قصص آیه 68 .آری شنیدند اما همان گونه که قرآن فرمود : (دیده بصیرت آنها کور و چشم دل آنها بی نور است ؛ سوره حج آیه 46 ) افسوس ، که سران سقیفه ، آرزوها و هوسهای خود را تحقّق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند ، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند ، ای پروردگار ! من به تو پناه می برم از کمی یاران پس از پیروزی و فراوانی آنان) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 27 الی 28 ، بحارالانوار جلد 36 صفحه 353 ، احقاق الحق جلد 21 صفحه 26 </span></span></span></p> <p dir="rtl"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s/24-konieh-h-fatemeh-s.html" target="_blank"><strong><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">کنیه و نام های حضرت زهرا (سلام الله علیها)</span></span></strong></a></p> <p dir="rtl"> &nbsp;</p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">حضرت صدّیقه ‌ی كبریََ‌<span dir="ltr"> (سلام الله علیها) </span>دارای القاب فراوان از جمله : فاطمه، زهرا بتول ، عذرا، مباركه، حورای انسیّه و ... است.این‌ها لقب‌های تشریفاتی نیست كه تنها به منظور تجلیل و تكریم باشد، بلكه كاشف از واقعیّت‌هاست؛ یعنی هركدام از این اسم‌ها و لقب‌ها بُعدی از ابعاد وجودی آن ودیعه‌ی الهی را نشان می ‌دهد.</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">فاطمه است ؛ یعنی هم خودش منقطع از هر گونه پلیدی و ناپاكی است،هم جداكننده‌ ی انسان‌های محبّ از عذاب جهنّم است.</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">زهرا است ؛ یعنی درخشنده ‌ای است كه به نور او آسمان‌ها روشن گشته و بهشت از نور او خلق شده است .پدر گرامی ‌اش رسول خدا‌‌<span dir="ltr">… (صلی الله علیه و آله و سلم) </span>كه :</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px"><strong><span dir="ltr">]</span>وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی<span dir="ltr">*</span>إنْ هُوَ إلاّ وَحْیٌ یُوحَی<span dir="ltr">[</span></strong>؛سوره‌ ی نجم،آیات 3و4؛ جز از مجرای وحی سخن نمی ‌گوید و ... فرموده است : من هر وقت اشتیاق به بهشت پیدا می ‌كنم، زهراء (علیها السلام ) را می ‌بویم.&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a href="http://www.ahadith.ir/fa/s-z-j/97-ayatollah-ziaabadi.html" target="_blank"><span style="font-size: 12px">برگرفته از کتاب حبل متین شناخت ارکان دین ( شرح زیارت جامعه کبیره ) حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی </span></a></span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <strong><span style="font-size: 14px"><span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">دانلود سخنرانی ها و روضه ها </span></span></span></strong></p> <p dir="rtl"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><a href="http://www.ahadith.ir/fa/downloads/category/2-ayatollah-ziaabadi.html?download=68%3Aa-z-f" target="_blank">دانلود روضه حضرت زهرا سلام الله علیها (آیت الله ضیاء آبادی )</a></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(255,255,255)"><span style="font-size: 12px"><a href="http://safirehedayat.com/main/download/download-sound/category/35-hazrate-zahra-s?download=1101%3A%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%28-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%28%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7%29-%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-59-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87" target="_blank"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">دانلود سخنرانی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (شهادت حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام )</span></a></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <a href="http://www.bskafi.com/fa/category-speech/file/23-kafe-113.html?start=20" target="_blank"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات (شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عج) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، روضه حضرت زهرا (س) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) .</span></a></p> <p style="text-align: center"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/a-f-l.jpg" target="_blank"><img alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/a-f-s.jpg" style="width: 433px; height: 324px"></a></p> <p dir="rtl"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s/611-f-t-h-z.html" target="_blank"><strong><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">احادیث در فضیلت تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها) </span></span></strong></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که : (( هرکه تسبیحات فاطمه ی زهرا (علیها السلام ) را بگوید ، قطعاً خدا را فراوان ذکر کرده است )). مجمع البیان جلد 8 ذیل احزاب (33) : 42 و به نقل از آن ، بحارالانوار جلد 43 ، ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 286 </span></span></span></p> <p dir="rtl" align="justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">از حضرت صادق (علیه السلام ) { روایت کرده است که فرمود : } هرکه شب را با تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بگذراند ، از مردان و زنانی به شمار می رود که خداوند را بسیار یاد می کنند. ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 4&nbsp; صفحه 166 ) </span></span></span></p> <p dir="rtl" align="justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">الکافی : خداوند خداوند با چیزی بهتر از تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام پرستش نشده است.&nbsp; ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 4&nbsp; صفحه 166 ) </span></span></span></p> <p dir="rtl" align="justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">امام صادق (ع) فرمودند : هرکس تسبیحات حضرت فاطمه زهراء (س) را بعد از نماز فریضه خود و قبل از آنکه حالت پاها را به هم بزند بجای آورد خداوند متعال در روز قیامت بهشت را بر او واجب می گرداند.&nbsp; وسائل الشیعه جلد 6 صفحه 440 حدیث 8388 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">امام صادق (ع) { خطاب به یکی از اصحابش } فرمودند : ای ابا هارون ، همانا ما بچه های کوچک خود را همانطوری که به نماز امر می کنیم ، به تسبیحات حضرت فاطمه (س) نیز امر می کنیم ، پس ( حالا که ارزش آن را فهمیدی ) همواره آن را بجای آور ؛ چرا که هرکس آن را ملازمت کند ، از بدبختی و شقاوت رهایی می یابد. الکافی جلد 3 صفحه 343 حدیث 13 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">یکی از اصحاب امام صادق (ع) می گویند : به خاطر ضعف شنوایی خود ، خدمت امام صادق (ع) رسیدم ( و از او تقاضای درمان کردم ) ، امام (ع) فرمودند : ( تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بسیار بجای آور).&nbsp; بحارالانوار جلد 85 صفحه 334 حدیث 20 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">ناگفته نماند که این تسبیحات را حضرت رسول اکرم (ص) و او نیز از ناحیه حضرت جبرئیل امین (ع) و او نیز از ناحیه خداوند متعال برای حضرت فاطمه زهرا (س) هدیه آورده است و داستان آن در کتابهای حدیثی مختلف ذکر شده است و اما نحوه اتیان این تسبیحات مقدسه به شرح ذیل است : </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">اَللهُ اَکبَر { 34 مرتبه } ؛ الحَمدُلِله { 33 مرتبه } ؛ سُبحانَ اللهِ { 33 مرتبه } ، و در پایان مستحب است که یک مرتبه گفته شود : ( لَا اِلهَ اِلاَّ الله )</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: center"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/a-f-l1.jpg" target="_blank"><img alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/monasebatha/a-f-l2.jpg" style="width: 371px; height: 277px"></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: center"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s.html" target="_blank"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">مجموعه ای در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) { شامل : سخنان آن حضرت ، فضایل ، و....}</span></span></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: center"> <span style="font-size: 12px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><a href="http://www.ahadith.ir/fa/mahnomeh-ahadith/item/50-mahnomeh-ahadith49.html" target="_blank"><span style="color: rgb(0,0,0)"><b>ماهنامه احادیث </b></span><span style="color: rgb(0,0,0)"><b>{ ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (س) } </b></span></a></span></span></p> <div class="ahadith-article"> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/downloads/category/6-tafsir.html?download=57%3Alargeh-fateme" target="_blank"><span style="font-size: 11px"><strong><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">دانلود کتاب ؛ حضرت فاطمه (علیها سلام ) الگویی برای همه { با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی» </span></strong></span></a></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><img alt="" src="http://www.ahadith.ir/fa/images/ahadithpic/mataleb/large_h-fateme.jpg" style="width: 158px; height: 282px"></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">در این كتاب مطالبی پیرامون این موضوعات به چاپ رسیده است:</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">1- نژاد آسمانی حضرت زهرا (س)</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">2- فضائل و صفات حضرت زهرا (س)</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">3- شخصیت حضرت زهرا (س) در كلام خدا</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">4- نقش الگویی حضرت زهرا (س)</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">5- حضرت زهرا (س) و سیاست</span></span></font></p> <p dir="rtl"> <font size="1" color="#000000" face="Verdana,Arial,Helvetica"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">6- حضرت زهرا (س) و شهادت</span></span></font></p> <hr> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s/32-sokhanan-h-rasool-be-h-fatemeh-s.html" target="_blank"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">سخنان رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم) به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)</span></span></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : إنّ فاطمةَ بَضْعةٌ مِنّی ، و هی نورُ عَیْنی ، و ثَمَرةُ فُؤادی ، یَسوؤنی ما ساءها ، و یَسُرُّنی ما سَرَّها ، و إنّها أوّلُ مَن یَلْحَقُنی مِن أهلِ بیتی .</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :همانا فاطمه پاره تن من است. او نور دیده و میوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند، مرا نیز ناراحت مى كند و آنچه او را شاد سازد، مرا شاد مى سازد. او نخستین فرد از خاندان من است كه به من مى پیوندند. الأمالی للصدوق : 575 / 787 ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 309 </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله :ابنَتی فاطمةُ سیّدةُ نِساءِ العالَمینَ .</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :دخترم فاطمه، سرور زنان عالم است. بحار الأنوار : 43 / 22 / 13 ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 309&nbsp;&nbsp; </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) : (( .... اگر نیکویی مجسّم می شد ، همانا فاطمه بود بلکه دخترم برتر از آن است.به راستی که دخترم ، فاطمه ، از نظر تبار و شرافت و بزرگواری بهترینِ اهل زمین است. فرائد السَّمطین ، جوینی شافعی ، جلد 2 صفحه 68 ؛ ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 254 </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> &nbsp;</p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">از امام حسین بن علی (علیهما السلام ) از جدّش ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) ، نقل است که فرمودند : (( فاطمه شادمانی دل من است ، دو پسرش میوه ی قلب من و شویش نور چشمم و امامان از نسل او رازداران پروردگارم هستند و ریسمانی کشیده بین خدا و آفریدگانش که هرکه به آن چنگ زند ، نجات یابد و هرکه از آن سر باز زند ، به صورت فرو افتد )). فرائد السَّمطین ، جوینی شافعی ، جلد 2 صفحه 66 ؛ ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 254 </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <a href="http://www.ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-14masoom-a/4-h-fatemeh-s/26-hejab-h-fatemeh-s.html" target="_blank"><strong><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">حجاب و عفاف حضرت زهرا (سلام الله علیها)</span></span></strong></a></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است : (( پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی فاطمه ی زهرا (علیها السلام) را گشاده رو و خندان ندید تا آن که از دنیا رفت )) { <font style="weight: 400">کشف الغمّه ، علیّ بن عیسی اِربلی : ((مَا رُؤِیَتْ فَاطِمَةُ -عَلَیهَا السَّلامُ- ضَاحِكَةً مُسْتَبْشِرَةً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ -صلّی الله علیه و آله و سلّم- حتّی قُبِضَتْ)) }. در روایت دیگری آمده است که فقط روزی مختصر تبسّمی فرمود ( آن روز ، بر حسب روایت ، روزی بود که به فاطمه ی زهرا (علیها السلام) این بشارت داده شد که تابوتی ساخته شده است که در حمل اجساد مردگان بدن میّت را کاملاً می پوشاند.از آن جا که حضرتش راضی نبودند که پس از مرگ روی تخته ای حمل شوند که پیکرشان مشخّص باشد ، از شنیدن این مطلب مختصر تبسّمی فرمودند(مترجم).&nbsp; </font>ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 322 </span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 14px">سید فضل الله راوندی در نوادر روایت کرده از امیرالمومنین (ع) که شخص نابینایی اذن خواست از حضرت فاطمه (س) که داخل خانه شود ، فاطمه (ع) خود را از او پنهان کرد ، پیغمبر خدا (ص) به فاطمه فرمود به چه سبب خود را پنهان کردی و حال آنکه این مرد نابینا نمی بیند تو را ، عرض کرد اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم ، اگر در پرده نباشم استشمام رایحه من می نماید. پس حضرت فرمود : شهادت می دهم که تو پاره تن من میباشی.&nbsp;&nbsp; منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 161</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> &nbsp;</p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <strong><span style="font-size: 14px"><span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">اختلاط زن و مرد و توسعه‌ی بی ‌پروایی</span></span></span></strong></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">اگر پس از تحقّق رسالت حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ولایت حضرت علی (علیه السلام) آن خطابه‌ی شورانگیز حضرت فاطمه (علیها السلام ) در آن شرایط بسیار سنگین در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار نبود، دشمنان خدا و دین خدا، با نقشه‌ های شیطانی خود اساس ولایت و رسالت را منهدم كرده بودند و تمام زحمات انبیاء و رسل (علیهم السلام) را بی‌ اثر و بی‌ ثمر ساخته بودند و پس از آن نیز اگر حسین فاطمه (علیهما السلام ) نبود كه با شهادت خود، دین در شرف انهدام را مستقیم گرداند و اگر چهارمین و پنجمین فرزندان فاطمه امام باقر و امام جعفر صادق (علیهما السلام ) نبودند كه با نهضت علمی خود، حقایق و معارف متروكه ‌ی دین را تبیین نموده و گسترش دهند و سرانجام اگر مهدی فاطمه عجّل الله تعالی فرجه الشّریف نبود كه جهان سراسر فرو رفته‌ ی در ظلم و كفر و الحاد را به دامن عدل و ایمان بیفكند، طبیعی است كه پایه‌ های ولایت و رسالت، به كلّی منهدم می ‌شد و نام و نشانی از دین خدا باقی نمی ‌ماند و نتیجتاً خلقت عالم، لغو و بی‌ه دف می‌ گردید.بنابراین واقعیّت عینی تاریخ اسلام و قرآن نشانگر صحّت صدور این جمله ‌ی پرمحتواست كه :<br> (یا اَحْمَدُ لَولاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاك وَ لَو لا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُكَ وَ لو لا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما)؛‌ {فاطمة الزّهراء بهجة قلب المصطفی ، صفحه 9 ، تألیف آقای رحمانی همدانی (ره) با ارائه ی سند }<br> ای احمد، اگر تو نبودی افلاك را خلق نمی ‌كردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌ كردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را هم خلق نمی ‌كردم!!<br> و البتّه توجّه داریم كه این به معنای افضلیّت فاطمه (علیها السلام) از پدر و همسرش نیست؛ بلكه به این معناست كه خداوند در عالم طبع، فاطمه (علیها السلام) را وسیله‌ی ابقاء شخصیّت آسمانی رسول خدا و امام امیرالمؤمنین علی (علیهما السلام) قرار داده است.</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">برداشت ناصحیح برخی از بانوان مسلمان</span></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">اینجا خالی از تناسب نیست كه عرض شود : خانم ‌هایی كه خیلی پروا از اختلاط با نامحرمان ندارند و بر حسب اقتضای وضع زمان، حضور در مجالس مردان و احیاناً سخنرانی در میان آنان را رمز روشنفكری و زن روز بودن می ‌پندارند و از طرفی هم می‌ خواهند رنگ اسلامی به كار خود بزنند، استناد به سخنرانی حضرت فاطمه(علیها السلام ) در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار و همچنین سخنرانی عقیله‌ی بنی‌ هاشم حضرت زینب كبری (علیها السلام) در بازار كوفه و در مجلس شوم یزید در شام می ‌نمایند؛ در صورتی كه باید توجّه داشته باشند، سخنرانی حضرت صدّیقه (علیها السلام ) در مجمع مردان، در شرایط فوق‌العاده سنگینی انجام شد كه بنیان اسلام و قرآن ـ همانگونه كه عرض شد ـ در شرف فرو ریختن و انهدام بود. آن سخنرانی همچون ستونی محكم، زیر بنای اسلام و قرآن ایستاد و آن را از فرو ریختن نگه داشت. انسان‌های محقّق متتبّع، اگر شرایط زمان پس از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به خوبی در نظر بگیرند و بعد متن خطابه‌ی آن ودیعه‌ی الهی و یگانه ذخیره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دقیقاً مورد مطالعه قرار دهند و منصفانه داوری كنند، اعتراف خواهند نمود، آن سخنرانی در آن شرایط، از اَوجَب واجبات بوده و اَحَدی هم جز شخص حضرت صدّیقه (علیها السلام ) نمی ‌توانسته از عهده‌ی این تكلیف واجب برآید.<br> حال ای بانوان مسلمان! شما با حضورتان در مجالس مردان و سخنرانی در میان آنان، كجای اسلام و قرآن را از فرو ریختن و ویران شدن نجات داده ‌اید. جز این كه بی ‌پروایی شما در اختلاط مرد و زن، روز به روز بر مفاسد جامعه‌ی اسلامی افزوده است و می ‌افزاید.</span></span></span><br> <span style="color: rgb(0,0,0)"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 12px">&nbsp;کوثر معجزه ی پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 36 </span></span></span></span></p> </div></div> text/html 2016-12-01T21:54:47+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) نزول آیه دویست و هفت سوره بقره در شأن امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) http://hadith110.mihanblog.com/post/1335 <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">لَیلَةُ المَبیت </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">&nbsp;سوره البقرة آیه 207 :&nbsp; وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ&nbsp; </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">ترجمه : بعضى از مردم (با ایمان و فداكار، همچون على علیه السلام در" لیلة المبیت" به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند ؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">شان نزول:<br> مفسر معروف اهل تسنن" ثعلبى" می ‏گوید : هنگامى كه پیغمبر اسلام تصمیم گرفت مهاجرت كند براى اداى دِینهاى خود و تحویل دادن امانت هایى كه نزد او بود على (علیه السلام) را به جاى خویش قرار داد و شب هنگام كه می ‏خواست به سوى غار" ثَور" برود و مشركان اطراف خانه ی او را براى حمله به او محاصره كرده بودند دستور داد على (علیه السلام) در بستر او بخوابد و پارچه ی سبز رنگى (بُرد حَضرَمى) كه مخصوص خود پیغمبر بود روى خود بكشد در این هنگام خداوند به" جبرئیل" و" میكائیل" وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانی ‏تر قرار دادم كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را بر خود مقدم دارد ؛ هیچ كدام حاضر نشدند. به آنها وحى شد اكنون على (علیه السلام) در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فداى او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پایین پاى على (علیه السلام) نشسته بودند جبرئیل می ‏گفت:" بَه بَه آفرین بر تو اى على! خداوند بواسطه تو بر فرشتگان مباهات می ‏كند".</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">در این هنگام آیه ی فوق نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخى به نام" لَیلَةُ المَبیت " نامیده شده است. </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">" ابن عباس" می ‏گوید این آیه هنگامى كه پیغمبر از مشركان كناره گرفته بود و با ابوبكر به سوى غار می ‏رفت در باره على (علیه السلام) كه در بستر پیغمبر خوابیده بود نازل شد.<br> " ابو جعفر اسكافى" می ‏گوید: (همانطور كه" ابن ابى الحدید" در شرح نهج البلاغه جلد 3 صفحه 270 ذكر كرده است) جریان خوابیدن على (علیه السلام) در بستر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به تواتر ثابت شده و غیر از كسانى كه مسلمان نیستند و افراد سبك مغز آن را انكار نمی ‏كنند در جلد دوم" الغدیر" ذیل آیه مورد بحث (صفحه 48 به بعد) می ‏نویسد:" غزالى" در كتاب" احیاء العلوم" جلد سوم صفحه 238 و" گنجى" در كتاب" كفایة الطالب" صفحه 114 و" صفورى" در" نزهة المجالس" جلد دوم صفحه 209 و ابن" صباغ مالكى" در كتاب" الفصول المهمة" صفحه 33،" سبط ابن جوزى حنفى" در" تذكرة الخواص" صفحه 21" شبلنجى" در" نور الأبصار" صفحه 86 و احمد در" مسند" جلد یك صفحه 348 و" تاریخ طبرى" جلد دوم صفحه 99 تا 101 و" ابن هشام" در" سیرة" جلد دوم صفحه 291 و" حلبى" در" سیره" خود و" تاریخ یعقوبى" جلد دوم صفحه 29 جریان" لَیلَةُ المَبیت" را نقل كرده ‏اند.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">&nbsp;تفسیر</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000"><b>&nbsp;فداكارى بزرگ در شب تاریخى هجرت‏</b></font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">گرچه آیه فوق همان طور كه در شأن نزول آن ذكر شد، مربوط به ماجراى هجرت پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و فداكارى على (علیه السلام) و خوابیدن او در بستر آن حضرت نازل شده، ولى همچون سایر آیات قرآن، مفهوم و محتواى كلى و عمومى دارد. و در واقع نقطه مقابل چیزى است كه در آیات قبل در مورد منافقان وارد شده بود.<br> می ‏فرماید:" از میان مردم كسانى هستند كه جان خود را در برابر خشنودى خدا می ‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ).<br> آن گروه مردمى خودخواه و خودپسند و لجوج و معاند بودند كه از راه نفاق در بین مردم آبرویى كسب می ‏كردند ، و در ظاهر خود را مؤمن و خیرخواه نشان می ‏دادند، اما كردارشان پرده از روى گفتارشان بر می ‏داشت چرا كه جز فساد در زمین و نابود كردن حرث و نسل كار دیگرى نداشتند.<br> ولى این گروه تنها با خدا معامله می ‏كنند و هر چه دارند حتى جان خود را به او می ‏فروشند و جز رضا و خشنودى او چیزى خریدار نیستند. و با فداكارى و ایثار آنهاست كه امر دین و دنیا اصلاح و حق زنده و پایدار می ‏شود و زندگى انسان گوارا و درخت اسلام بارور می ‏گردد.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">جمله " وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ" كه در حقیقت نقطه مقابل چیزى است كه در آیات قبل درباره منافقان مُفسِد فِى الاَرضِ آمده بود" فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ" ممكن است اشاره به این باشد كه خداوند در عین اینكه بخشنده جان به انسان است همان را خریدارى می ‏كند و بالاترین بها را كه همان خشنودى خویش است به انسان می ‏پردازد.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><span style="font-size: 16px"><font color="#000000">قابل توجه اینكه فروشنده" انسان" و خریدار خدا و متاع "جان" و بهاى معامله خشنودى ذات پاك اوست. در حالى كه در موارد دیگرى بهاى این گونه معاملات را بهشت جاویدان و نجات از دوزخ ذكر كرده است مثلا می ‏فرماید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ،" خدا از مؤمنان جانها و مال هایشان را خریدارى می كند كه بهشت از آنِ آنها باشد، در راه خدا پیكار می ‏كنند می ‏كشند و كشته می ‏شوند" «سوره توبه، آیه 111» و شاید به همین جهت است كه آیه مورد بحث با كلمه" مِن" تبعیضیه (وَ مِنَ النَّاسِ) شروع شده یعنى تنها بعضى از مردم هستند كه قادرند به این كار فوق العاده‏ دست زنند، و تنها بهایى را كه براى ایثار جان طالب باشند، همان خشنودى خدا بوده باشد، ولى در آیه 111 سوره ی توبه كه در بالا آوردیم همه مؤمنان به معامله با خدا، در برابر بهشت جاویدان دعوت شده ‏اند.<br> این احتمال نیز در تفسیر جمله" وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ" و تناسب آن با آغاز آیه وجود دارد كه می ‏خواهد این حقیقت را روشن سازد كه وجود این چنین افراد وفادار و ایثارگر در میان مردم، از رأفت و مهربانى خدا نسبت به بندگانش سرچشمه گرفته، زیرا اگر چنین انسان هاى از خود گذشته در جوامع انسانى وجود نداشته باشند، اركان دین و اجتماع فرو می ‏ریزد، ولى خداوند مهربان با این دوستان ایثارگر خود، جلو خرابكارى دشمنان را می ‏گیرد.<br> به هر حال این آیه با توجه به شأن نزولى كه مشروحا گفته شد، یكى از بزرگترین فضایل على (علیه السلام) است كه در اكثر منابع اسلامى آمده، و به قدرى چشمگیر است كه معاویه، به خاطر دشمنى خاصى كه با على (علیه السلام) داشت طبق روایتى چنان از این فضیلت ناراحت بود كه" سَمُرَة بن جُندَب" را با چهارصد هزار درهم تطمیع كرد كه بگوید این آیه در باره عَبدُ الرَّحمن بن مُلجَم، قاتل على (علیه السلام) (طبق حدیث مجعولى) نازل شده، و آن منافق جنایت پیشه نیز چنین كرد، ولى همان طور كه انتظار می ‏رفت حتى یك نفر این حدیث مجعول را نپذیرفت « داستان این معامله را" ابن ابى الحدید" در شرح" نهج البلاغه" جلد 4، صفحه 73 نقل كرده است »<br> <br> تفسیر نمونه جلد 2 صفحه 77 الی 80 </font></span></span></p> <hr> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> </p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">سوره البقرة آیه 207 :&nbsp; وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ&nbsp; </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <br> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">ترجمه : بعضى از مردم { با ایمان و فداكار، همچون على علیه السلام در" لیلة المبیت" به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)<span lang="en-us"> </span>} جان خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند ؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.</font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">امام سجاد (علیه السلام) : پیرامونِ آیه ی 207 سوره بقره { بعضى از مردم جانِ خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند } فرمود : این آیه در شأنِ حضرت علی (علیه السلام) هنگامی که در( لَیلَةُ المَبیت ) به جایِ پیامبر در بسترِ ایشان خوابید ، نازل شده است. تفسیر برهان جلد 2 صفحه 200 </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">در تفسیر عیّاشی از امام باقر (علیه السلام) روایت آمده که پیرامونِ این آیه فرمود : ( این آیه ی درباره ی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده که جانش را برایِ خدا و پیامبر فدا نمود ؛ در آن زمان که کفّارِ قریش به دنبالِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند ، به جایِ ایشان در بستر خوابید. تفسیر برهان جلد 2 صفحه 201 </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">ابن شهر آشوب در کتاب مناقب گفته خداوند این آیه را هنگامی که علی (علیه السلام) در بسترِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، در شأنِ ایشان نازل فرمود.و این مطلب را از راویانِ متعددّی نقل نموده که همه متّفق القول برآنند که این آیه درباره ی علی (علیه السلام) ما بین مکّه و مدینه هنگامی که در بسترِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، نازل شد.&nbsp;&nbsp; تفسیر برهان جلد 2 صفحه 202 </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">در تفسیر قمّی در معنیِ آیه وارد شده که منظورِ آیه امیرالمومنین است و معنیِ ( جان خود را می فروشند ) یعنی بذلِ جان می کنند. </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif"><font color="#000000">در نهج البیان از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که این آیه در شأنِ حضرت علی (علیه السلام) آن هنگام که در بسترِ رسول ِ خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، وارد شده است و قصه از این قرار بود که قریش هم قسم شدند تا از هر قبیله یک نفر جمع شده و شبانه به منزلِ پیغمبر ریخته و هر یک از آنها یک ضربت بزنند و پیغمبر را به قتل برسانند و به این ترتیب خون آن حضرت میان قبیله های عرب منتشر شده ، بنی هاشم توانائی انتقام و طلب خون او را نداشته باشند. جبرئیل نازل شد و به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد و دستور داد پسر عمویِ او علی (علیه السلام) به جای او در فراش آن حضرت بخوابد و خود به سویِ مدینه هجرت فرماید. حضرت هم چنین کرد. وقتی جوانان براساس معاهده و قرارِ خود به دنبالِ پیامبر آمدند و به خانه ریختند ، علی (علیه السلام) را بجایِ آن حضرت خفته دیدند که در بسترِ حضرت است. در حالی که نا امید و متضرّر شده بودند برگشتند. و خداوند پیغمبرش را از شر و مکر آنها نجات داد.&nbsp; تفسیر برهان جلد 2 صفحه 202&nbsp; الی 203 </font></span></span></p> <p dir="rtl" style="text-align: justify"> <font size="4" color="#000000"><span style="font-size: 14px"><span style="font-family: tahoma, geneva, sans-serif">حکیم بن جبیر می گوید ، علی بن حسین (علیهِمالسلام) فرمود (( نخستین کسی که جانش را با خداوند معامله کرد ، علی (علیه السلام) بود))&nbsp; تفسیر برهان جلد 2 صفحه 203</span></span></font></p> text/html 2016-11-16T20:46:36+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) نشانه‌ های مؤمن راستین http://hadith110.mihanblog.com/post/1334 <!--StyleSheet Link--><p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> نشانه‌</span><span lang="ar-sa"> </span><span lang="en-us">های مؤمن راستین</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> نمازهای شبانه‌</span><span lang="ar-sa"> </span><span lang="en-us">روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> فرائض همان نمازهای پنجگانه است كه در پنج وقت انجام می‌دهیم و مجموعاً 17 ركعت است، دو ركعت نماز صبح، چهار ركعت نماز ظهر، چهار ركعت نماز عصر، سه ركعت نماز مغرب و چهار ركعت نماز عشاء جمعاً می‌شود 17 ركعت.</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> نوافل یعنی نمازهای مستحبّی شبانه‌</span> <span lang="en-us">روزی دو برابر فرائض یعنی 34 ركعت است، دو ركعت نافله‌ی صبح قبل از فریضه، هشت ركعت نافله‌ی ظهر قبل از فریضه، هشت ركعت نافله‌ی عصر قبل از فریضه، چهار ركعت نافله‌ی مغرب بعد از فریضه و دو ركعت نافله‌ی عشاء نشسته بعد از فریضه و بعد از نیمه شب هشت ركعت نافله‌ی شب، دو ركعت نافله‌ی شَفْع و یك ركعت نافله‌ی وَتْر كه جمعاً می</span> <span lang="en-us"> ‌شود 34 ركعت دو برابر فرائض كه 17 ركعت بود و جمع فرائض و نوافل شبانه</span> <span lang="en-us">‌روزی می</span> <span lang="en-us">‌شود 51 ركعت كه در حدیث منقول از حضرت امام حسن عسكر</span>ی (علیه السلام)<span lang="en-us"> از علامات پنجگانه‌ی مؤمن به حساب آمده و فرموده است:</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> (عَلاماتُ الْمُؤمِنِ خَمْسٌ صَلاةُ الاِحْدَی وَ خَمْسِینَ وَ زِیارَةُ الاَرْبَعینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم)؛[بحارالانوار،جلد82 ،صفحه‌ی75.]</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> علامات و نشانه‌های مؤمن[شیعه] پنج چیز است: 1ـ پنجاه و یك ركعت نماز [در شبانه</span> <span lang="en-us">‌روز].2ـ زیارت [امام حسین</span> (علیه السلام) <span lang="en-us">در روز] اربعین 3ـ انگشتر به دست راست كردن 4ـ پیشانی را در سجده بر خاك نهادن 5 ـ [در نماز] بسم الله الرّحمن الرّحیم را بلند گفتن.</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4"><span lang="en-us"><br> از جمله شعائر ما شیعه‌ی امامیّه بلند گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در قرائت نماز است، حتّی در نماز ظهر و عصر كه اِخفات در قرائت یعنی آهسته خواندن قرائت واجب است، در فقه ما بلند گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» مستحبّ است. در مذاهب مخالف ما در قرائت نماز یا «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را نمی‌گویند و یا آهسته می‌گویند.<br> شعار دیگر ما این است كه در سجده پیشانی را روی خاك می</span> <span lang="en-us"> ‌گذاریم و در غیر این صورت نماز را باطل می</span> <span lang="en-us">‌دانیم و دیگر از شعائر ما انگشتر به انگشت دست راست داشتن است و امام سیّدالشّهداء</span> (علیه السلام) <span lang="en-us">&nbsp;را در روز اربعین زیارت نمودن و پنجمین شعار و علامت شیعه تقیّد به خواندن پنجاه و یك ركعت نماز در هر شبانه‌</span> <span lang="en-us">روز كه گفتیم مجموعه‌ی 17 ركعت فریضه و 34 ركعت نافله است.<br> &nbsp;<br> <br> </span>&nbsp;برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی ( کتاب نماز رمز پرواز صفحه 126 الی 127 ) <span lang="en-us"><br> <br> <br> &nbsp;</span></font></p> text/html 2016-11-15T21:38:44+01:00 hadith110.mihanblog.com محب اهل بیت (ع) زیارت اربعین از نشانه های مومن است http://hadith110.mihanblog.com/post/1333 <!--StyleSheet Link--><p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p> <p dir="rtl" align="right"><span lang="en-us"><font size="4">زیارت اربعین از نشانه های مومن است</font></span></p> <p dir="rtl" align="right"><font size="4">در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : </font></p> <p dir="rtl" align="Right"> <font style="weight: 400" size="4" face="Times New Roman">وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ : عَلَامَاتُ‏ الْمُؤْمِنِ‏ خَمْسٌ‏ صَلَاةُ الإِحدَی الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏ . </font></p> <p dir="rtl" align="Right"><font size="4" face="Times New Roman">نشانه های مؤمن پنج چیز است : پنجاه و یک رکعت نماز و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست و پیشانی بر خاک نهادن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم. </font><font size="4"> <span lang="en-us"><br> <br> در کتاب مصباح المتهج</span>ّ<span lang="en-us">د از ابا محمد العسکری علیه السلام روایت می کنند که فرمود : نشانه های مومن پنج چیز است : پنجاه و یک رکعت نماز </span>و<span lang="en-us"> زیارت اربعین </span>و<span lang="en-us"> انگشتر در دست راست </span>و<span lang="en-us"> پیشانی بر خاک نهادن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم. <br> <br> مقصود از پنجاه و یک رکعت نماز ؛ نمازهای پنج گانه ی واجب با نافله های آنها است. <br> <br> مقصود از زیارت اربعین ، زیارت مرقد امام حسین علیه السلام در روز بیستم ماه صفر که مشهور به روز اربعین است ، می باشد. <br> <br> منظور از پیشانی بر خاک نهادن ، سجده بر خاک است.<br> <br> منظور از بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ، بلند گفتن آن هم در نمازهایی است که بلند می خوانیم (صبح ، مغرب ، عشاء) و هم در نمازهایی است که آرام می خوانیم (ظهر و عصر).<br> <br> برگرفته از کتاب </span>ترجمه <span lang="en-us">زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام از ولادت تا شهادت از تالیفات مرحومه علامه سید محمد کاظم قزوینی (ره) صفحه 303</span></font></p> <p dir="rtl" align="Right">&nbsp;</p>