تبلیغات
وبلاگ احادیث - هفتم ماه صفر ، سالروز شهادت مظلومانه کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

هفتم ماه صفر ، سالروز شهادت مظلومانه کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم حضرت اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.

هفتم صفر شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) و نظر چند تن از مراجع



چگونگی شرایط پذیرش صلح توسط امام حسن مجتبی (علیه السلام)

معاویةبن ابی‌ سفیان نیز مدّعی اصلاح امّت اسلامی بود! به حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) می ‌گفت:تو اگر ریاست ‌طلب نیستی، امر حكومت را به من واگذار. من متعهّد می ‌شوم آنچه را كه تو از اجرای احكام دین خدا می ‌خواهی انجام دهم.لوحی را هم امضا كرد (و به اصطلاح ورقه‌ی سفید امضا)برای امام مجتبی(علیه السلام) فرستاد كه هر پیشنهادی داری و تحت هرگونه شرایطی كه می ‌پسندی بنویس،من می‌ پذیرم و اجرا می ‌كنم.مردم هم معاویه را واقعاً نمی ‌شناختند و از كفر و نفاق درونی وی آگاه نبودند.او را یك مسلمان معتقد به معارف دین و لایق در اجرای امور سیاسی می‌ دانستند و به راستی باورشان شده بود كه ما یك فرد مدیر و مدبّر در تنظیم امور مملكت لازم داریم.حال فرق نمی‌ كند آن شخص حاكم،معاویه باشد یا امام حسن(علیه السلام)  و ما هیچ گاه این‌چنین فكر نكنیم كه مردم آن روز هم مثل ما معتقدان به اصل امامت و ولایت،امتیاز خاصّ الهی برای علی‌(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت قائل بودند.آنها همان بودند كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را كافر می ‌دانستند و روی همین پندار غلط او را كشتند و سال ‌های متمادی(العیاذبالله)سبّ[1]و لعن بر آن ولیّ خدا را جزء شعائر دینی می‌ شمردند!!و لذا در چنین شرایطی اگر امام حسن(علیه السلام) در مقابل معاویه می ‌ایستاد و به جنگ و ستیز با او می ‌پرداخت در نظر مردم به عنوان یك ریاست ‌طلبی كه تنها برای به دست آوردن طعمه‌ی حكومت بپا خاسته است شناخته می ‌شد و سرانجام پس از سال‌ها جنگیدن و دهها هزار نفر كشته شدن، خودش و برادرانش هم كشته می ‌شدند و هیچ نفعی عائد اسلام و مسلمین نمی ‌گردید!

از این رو امام(علیه السلام) تشخیص داد تنها راه الهی در این شرایط،توافق با معاویه در پیشنهاد صلح است و واگذاری امر حكومت به او.امام(علیه السلام) ماهیّت ابلیسی او را كاملاً می‌ شناخت و می ‌دانست او تمام موارد صلح را زیر پا خواهد گذاشت و از این طریق كفر و بی‌ایمانی او برای امّت اسلام مكشوف می ‌گردد و نامشروع بودن حكومت او و كلّاً خاندان بنی‌امیّه روشن می‌ شود.

برخی از موارد پیمان‌نامه‌ی صلح

از این جهت پیمان صلح مشتمل بر موادّی چند، طبق دستور امام (علیه السلام) نوشته شد كه قبلاً معاویه تمام خواسته ‌های امام را امضا كرده و پذیرفته بود.از جمله‌ی آن موارد اینهاست:

1. امر حكومت به معاویه واگذار شود به این شرط كه طبق كتاب خدا و سنّت رسول خدا…عمل كند.

2. معاویه حقّ ندارد كسی را به جانشینی خود برگزیند بلكه حكومت پس از معاویه از آن حسن(علیه السلام)  و پس از وی از آن حسین(علیه السلام)  باشد.

3. كار زشت و ناجوانمردانه‌ی سبّ و لعن بر علی(علیه السلام) (كه معاویه آن را در شام رسمی كرده بود) ترك شود و كسی حقّ اهانت به آن حضرت نداشته باشد و چند مادّه‌ی دیگر...

ولی معاویه پس از انعقاد پیمان صلح و امضای آن به كوفه آمد و در مجمع عمومی سخنرانی مفصّلی كرد و ضمن آن خطاب به اهل كوفه گفت:

(وَ اللهِ اِنّی ما قاتَلْتُكُمْ لِتُصَلُّوا وَ لا لِتَصُومُوا وَ لا لِتَحُجُّوا وَ لا لِتُزَكُّوا اِنَّكُمْ لَتَفْعَلُونَ ذلِكَ وَلكِنّی قاتَلْتُكُمْ لاتَاَمَّرَ عَلَیْكُمْ وَ قَدْ اَعْطانِیَ اللهُ ذلِكَ)؛

«به خدا قسم، من با شما كه جنگیدم نه برای این بود كه شما نماز بخوانید و روزه بگیرید و به حجّ بروید و زكات بدهید.این كارها را كه شما انجام می ‌دادید ولیكن من برای این با شما جنگیدم كه حكومت بر شما را به دست آورم و خدا آن را به من عطا كرده است».

آنگاه با كمال وقاحت گفت:من با حسن، شرایطی را ضمن قرارداد صلح امضا كرده‌ام ولی هم اكنون می‌ گویم كه:(جَمیعُها تَحْتَ قَدَمَیَّ لا اَفِی بِشَیْءٍ مِنْها لَهُ)؛[2]«تمام آن شرایط را زیر این دو پای خود گذاشتم؛ به هیچ‌ یك از آنها وفادار نمی ‌باشم»!

امام حسن(علیه السلام) نیز همین را می ‌خواست كه پیمان صلح با او بسته شود و او پیمان را زیر پا بگذارد و كفر درونیش برای امّت اسلام آشكار گردد.در نتیجه نامشروع بودن حكومت بنی‌امیّه برای همه روشن شود و زمینه برای قیام امام حسین(علیه السلام) آماده گردد و به راستی اگر صلح امام حسن(علیه السلام) با معاویه انجام نمی‌شد نهضت امام حسین(علیه السلام) به صورت یك نهضت حقّ علیه باطل تحقّق نمی ‌یافت و اساس اسلام با حكومت‌های جائرانه‌ی بنی‌امیّه منهدم می ‌گردید.

موعظه‌ی امام حسن مجتبی(علیه السلام) بر جناده

امروز كه روز هفتم ماه صفر است بنا بر نقلی سالروز شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)  است و به همین جهت دامنه‌ی صحبت به اینجا منتهی گردید.امام حسن(علیه السلام) با دسیسه‌ی معاویه مسموم شد و در بستر بیماری افتاد.مردی به نام جُناده به عیادت آمد؛در آن حال از امام تقاضای موعظه كرد.امام(علیه السلام) كه پیوسته به فكر ارشاد و هدایت مردم می ‌باشند چند جمله‌ای فرمود:

(یا جُنادَه اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زادَكَ قَبْلَ حُلُولِ اَجَلِك)؛

«ای جناده! خود را برای سفر [آخرتت] آماده كن و توشه‌ی راهت را پیش از فرا رسیدن مرگت مهیّا ساز».

(وَاعْلَمْ اَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنیا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُكَ)؛

«بدان كه تو دنبال دنیا می ‌روی و مرگ هم دنبال تو می‌آید»!

(وَ لا تَحْمِلْ هَمِّ یَوْمِكَ الَّذِی لَمْ یَأتِ عَلی یَوْمِكَ الَّذِی اَنْتَ فیهِ)؛

«غصّه‌ی فردای نیامده را بر دوش امروزت نیفكن».

(وَاعْلَمْ اَنَّكَ لا تَكْسِبُ مِنَ الْمالِ شَیْئاً فَوْقَ قُوتِكَ اِلاّ كُنْتَ فیهِ خازِناً لِغَیْرِك

«بدان! آنچه از مال دنیا بیش از مورد نیازت جمع كنی انباردار دیگران خواهی بود».

(وَ اِذا اَرَدْتَ عِزّاً بِلا عَشِیرَةٍ وَ هَیْبَةً بِلا سُلْطانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللهِ اِلی عِزِّ طاعَةِ الله)؛[3]

«اگر خواستی میان مردم بدون داشتن قوم و قبیله‌ای محترم باشی و بدون داشتن قدرت و جاه و مقام و منصب دارای هیبت باشی؛ از ذلّت نافرمانی خدا بیرون بیا و به عزّت اطاعت از فرمان خدا داخل شو»!

عزّت در بندگی و مطیع فرمان خدا بودن است.آن كس كه مطیع در پیشگاه خداست، مطاع در میان بندگان خداست.

دگرگونی حال امام(علیه السلام) به هنگام موعظه

جُناده گفته است، همان طور كه داشت مرا موعظه می ‌كرد؛ دیدم حالش دگرگون شد.رنگ صورت به زردی گرایید و حال تَهوّع عارض شد.تشت طلبید و لخته‌های خون از حلقش بیرون ریخت!گفتم: مولای من! چرا خود را معالجه نمی ‌كنید؟!فرمود:ای بنده‌ی خدا! مرگ را چگونه می‌ شود علاج كرد؟!!

در تـاب رفت و تشت طلب كرد و نالـه كرد

                                                           آن تشت را ز خون جگر باغ لاله كرد

خونی كه خورد در همه عمر از گلو بریخت   

                                                            خود را تهی ز خون دل چند ساله كرد

در همان حال برادرش حسین(علیه السلام) وارد شد و خدا داند كه چه بر آن دو برادر گذشت!!در آن موقع وصیّت‌ها می ‌كرد؛ از جمله فرمود:در كنار قبر جدّم دفنم كنید.اگر آن زن(منظور عایشه بود)جلو آمد و مانع شد، شما مقابله نكنید و جنازه را برگردانید در بقیع به خاك بسپارید.من راضی نیستم اندكی خون در پای جنازه‌ام ریخته شود!

حسین(علیه السلام) جنازه‌ی برادر را در دل خاك گذاشت در حالی كه اشك می‌ ریخت و می‌ گفت:غارت ‌زده آن نیست كه مالش را برده باشند،غارت ‌زده منم كه برادرم را با دست خودم زیر خاك نهادم.یك روز هم كنار جسد برادر دیگرش حضرت عباس(علیه السلام) آمد.دید دست در بدن ندارد و فرقش را با عمود آهنین شكافته‌اند.آنجا گفت:(اَلانَ انْكَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّتْ حیلَتِی

لا حول و لا قوّة الاّ بالله العلی العظیم

پروردگارا!

به حرمت امام حسن(علیه السلام) در فرج امام زمان(علیه السلام) تعجیل بفرما.

حُسن عاقبت به همه‌ی ما عنایت فرما.

گناهان ما را بیامرز.

و السّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

 


[1]ـ سبّ: دشنام،ناسزا.

[2]ـ بحارالانوار،جلد44،صفحه‌ی49.

[3]ـ بحارالانوار،جلد44،صفحه‌ی139.


برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی تفسیر سوره هود صفحه 452 الی 456



قطره ای از فضائل و کرامت امام حسن مجتبی (علیه السلام) 

ابن شهر آشوب در مناقب و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و دیگران به سند خود روایت کرده اند که امام حسن بن علی (علیه السلام) بر جمعی از فقرا ( و در نقل ابن ابی الحدید و ابن قشیری (صبیان) {یعنی کودکان} به جای فقرا ذکر شده} ) عبور کرد که روی زمین نشسته و تکه هایی نانی در پیش روی خود گذارده و می خورند ، و چون آن حضرت را دیدند تعارف کرده گفتند : ای پسر دختر رسول خدا بفرما ! به صبحانه ! امام حسن (علیه السلام) پیاده شد و این آیه را خواند : (اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُسْتَكْبِرینَ) براستی که خدا مستکبران را دوست نمی دارد! و سپس شروع کرد به خوردن غذای آنان و چون سیر شدند امام (علیه السلام) آنها را به میهمانی خود دعوت کرد و از آنها پذیرایی و اطعام کرده و جامه نیز بر تن آنها پوشانید ، و چون فراغت یافت فرمود : (با همه اینها فضیلت و برتری از آنهاست ، زیرا آنها به غیر از آنچه ما را بدان پذیرایی و اطعام کردند چیزی دیگری نداشتند ، ولی ما بیش از آنچه دادیم باز هم داریم !) بحارالانوار جلد 43 صفحه 352 و ملحقات احقاق الحق جلد 11 صفحه 114 ،  زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) (سید هاشم رسولی محلاتی) صفحه 329

در حدیثی آمده که امام حسن (علیه السلام) هیچ گاه سائلی را ردّ نکرد و در برابر درخواست او (نه)نگفت ، و چون به آن حضرت عرض شد : چگونه است که هیچ گاه سائلی را ردّ نمی کنید ؟ پاسخ داد : ( من سائلِ درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم ، و من شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را ردّ کنم ، و خداوند مرا به عادتی معتاد کرده ، معتادم کرده که نعمتهای خود را بر من فرو ریزد ، و من نیز در برابر او معتاد شده ام که نعمتش را به مردم بدهم ، و ترسِ آن را دارم که اگر عادتم را ترک کنم اصل آن نعمت را از من دریغ دارد. امام (علیه السلام) به دنبال این گفتار این دو شعر را نیز انشا فرمود که ترجمه اش در اینجا آورده می شود : ( هنگامی که سائلی نزد من آید بدو گویم : خوش آمدی ای کسی که فضیلت او بر من فرضی است عاجل. و کسی که فضیلت او برتر است بر هر فاضل ، و بهترین روزهای جوانمرد روزی است که مورد سئوال قرار گیرد ، و از او چیزی درخواست شود.) نقل از کنزالمدفون سیوطی (چاپ بولاق) صفحه 234 ، و نورالابصار شبلنجی صفحه 111 ،  زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) (سید هاشم رسولی محلاتی) صفحه 334 

محمد بن یوسف زرندی ، از دانشمندان اهل سنّت در کتاب نَظم دُرَر السِّمطَین روایت کرده که مردی نامه ای به دست امام حسن (علیه السلام) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود. امام (علیه السلام) بدون آنکه نامه را بخواند بدو فرمود : ( حاجتت رواست ! ) شخصی عرض کرد : ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خوب بود نامه اش را می خواندی و می دیدی حاجتش چیست و آنگاه بر طبق حاجتش پاسخ می دادی ؟ امام (علیه السلام) پاسخی عجیب و خواندنی داد و فرمود : ( بیم آن را دارم که خدای تعالی تا بدین مقدار که من نامه اش را می خوانم از خواری مقامش مرا مورد موآخذه قرار دهد) ملحقات احقاق الحق جلد 11 صفحه 141 ،   زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) (سید هاشم رسولی محلاتی) صفحه 339

یک روز کنیزی از کنیزان امام حسن (ع) دسته گلی خوشبوی به آن حضرت تقدیم کرد.امام (ع) در مقابل او را آزاد فرمود و چون پرسیدند چرا چنین کردی ؟ فرمود : خداوند ما را چنین تربیت کرده و این آیه را تلاوت فرمود : { وَ إِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنهَْا ؛ سوره نساء آیه 85 } چون به شما هدیه ای دادند ، نیکوتر پاسخ گویید و فرمود بهتر از آن دسته گُل آزادی بود.  بحارالانوار جلد 43 صفحه 343


مواعظی از امام حسن مجتبی†(علیه السلام)

روز هفتم ماه صفر روز ولادت حضرت امام كاظم (علیه السلام) است و نیز بر اساس نقلی كه شاید به اعتبار نزدیكتر باشد روز شهادت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)†می ‌باشد. البتّه روز بیست وهشتم صفر هم روز شهادت آن حضرت نقل شده است. به هر حال چند جمله از مواعظشان نقل می ‌كنیم:

(اِعْلَمُوا اَنَّ اللهَ لَمْ یَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَیْسَ بِتارِكِكُمْ سُدیً)؛

«این را بدانید كه خدا شما را لغو و عبث نیافریده و هرگز بی برنامه و بی حساب و كتاب رهاتان نخواهد ساخت».

(كَتَبَ آجالَكُمْ وَ قَسَمَ بَیْنَكُمْ مَعایِشَكُمْ)؛

«مدّت عمر‌ها معیّن شده و راه‌های تحصیل معاش از برای ‌هر كس نیز مشخّص گردیده است».

]...نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا...[؛[1]

«شكم آفرین شكم پر كن نیز آفریده است».

]...لا یَضِلُّ رَبِّی وَ لا یَنْسی...[؛[2]

«نه چیزی از او گم می‌شود و نه چیزی یادش می ‌رود».

اینقدر حرص نزنید و برای ‌بدست آوردن لقمه‌ی نانی خود را به آب و آتش نیفكنید. آن كس كه مقدّر عمر است مقدّر رزق هم هست.

(وَما مِنْ دابَّةٍ فِی الْاَرْضِ اِلّا عَلَی الله رِزْقُها)؛

«رزق و روزی هر جنبنده‌ای در هر نقطه‌ی از زمین كه باشد به عهده اوست».

 طبق دستوری كه داده است به جنبش درآیید. از شما جنبش و از او ریزش. از شما حركت و از او بركت. امّا روی خطّ مستقیم دین حركت كنید.فراموش نكنید كه هدف اصلی از خلقت شما بندگی و اطاعت فرمان خالق است، نه تأمین آب ونان و مسكن و مركب و احیاناً از اینها كه خسته شدید دستی هم به سر و صورت دین بكشید و با چند ركعت نماز و خواندن چند جمله دعا منّتی هم سر خدا بگذارید. باز امام مجتبی †در ادامه‌ی سخنش فرمود:

(فَاتَّقُوااللهَ عِبادَاللهِ وَاعْلَمُوا اَنَّهُ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ[3]

«ای بندگان خدا! تقوای خدا را رعایت كنید و بدانید كه هر كه تقوی پیشه كند خدا راه خروج از تنگنای بلا را برایش می‌گشاید».

امام مجتبی(علیه السلام) از یك طرف با یك آدم شیطان‌صفتی همچون معاویه كه كافری مؤمن‌نما بود درگیر شده بود كه مردم او را یك مؤمن متعهّد كامل عیار می‌دانستند و از طرفی هم با مردمی ‌ضعیف ‌الایمان دنیا دوست كه ادّعای محبّت و پیروی از امام می‌ نمودند و در واقع چنین نبودند و به هنگام دشواری‌ها، امام را تنها می ‌گذاشتند.

اتمام حجّت امام حسن†(علیه السلام)با مردم

از اینرو امام†(علیه السلام) قیام مسلّحانه را در مقابل معاویه‌ی با آن شیطنت، به همراهی مردمی‌ با این ضعف و سستی در تبعیّت، به صلاح اسلام و مسلمین نمی‌دانست و لذا وقتی از سوی معاویه پیشنهاد صلح شد، امام‌†به منظور اتمام حجّت، در میان مردم، به خطابه و سخنرانی ایستاد؛پس از بیان مطالبی فرمود:

(اَلا وَ اِنَّ مُعاوِیةَ دَعانا اِلی اَمرٍ لَیْسَ فیهِ عِزٌّ وَ لانَصَفَةٌ)؛

«مردم! معاویه ما را دعوت به كاری كرده كه عزّت در آن نیست و خلاف انصاف است».

یعنی من حاضر به صلح با معاویه نبوده‌ام، ولی از طرف شما هم مطمئن به قیام نمی‌باشم؛ زیرا:

(كُنْتُمْ فِی مُنْتَدِبِكُمْ اِلیصِفِّین وَ دِیْنُكُمْ اَمامَ دُنْیاكُمْ فَاَصْبَحْتُمُ الْیَوْمَ وَ دُنْیاكُمْ اَمامَ دِیْنِكُمْ)؛

«شما در گذشته كه برای رفتن به جنگ صفّین خوانده شدید دینتان پیشرو دنیاتان بود و امروز طوری شده‌اید كه دنیاتان پیشرو دینتان شده است».

تا آنجا با دین همراهید كه لطمه‌ای به دنیاتان نخورد.

(اَلا وَ اِنّا لَكُمْ كَما كُنّا وَلَسْتُمْ لَنا كَما كُنْتُم

«ما با شما همانگونه هستیم كه بودیم ولی شما با ما آنگونه نیستید كه بودید! حال این شما و این پیشنهاد معاویه چه می‌گویید»؟

(فَاِنْ اَرَدْتُمُ الْمَوْتَ رَدَدْناهُ عَلَیْهِ وَ حاكَمْناهُ اِلَی اللهِ عَزَّوجَلَّ بِظُباتِ السُّیُوفِ وَ اِنْ اَرَدْتُمُ الْحَیاةَ قَبِلْناهُ وَ اَخَذْنا لَكُمُ الرِّضی)؛

«اگر حاضرید در راه خدا كشته شوید و عزّت اسلامی را حفظ كنید ما پیشنهاد او را رد می‌كنیم و با تیزی شمشیرها با او روبه‌ رو می ‌شویم و اگر زنده ماندن در دنیا را می‌ خواهید و حاضر به كشته شدن در راه خدا نیستید ما ناچار صلح پیشنهادی او را امضا می ‌كنیم. آیا چه می ‌گویید»؟

تفاوت یاران امام حسن(علیه السلام)با امام حسین(علیه السلام)†

(فَناداهُ الْقَومُ مِنْ كُلِّ جانِبٍ اَلْبَقْیَةَ اَلْبَقْیَةَ)؛[4]

«از همه سوی مجلس صدا برخاست: می ‌خواهیم زنده بمانیم. می ‌خواهیم زنده بمانیم».

 پیداست كه چه آزردگی خاطری برای امام مجتبی‌†(علیه السلام) از این صداها به وجود آمد! شما این جمعیّت را مقایسه كنید با اصحاب امام سیّدالشّهداء(علیه السلام)در شب عاشورا كه به آنها می‌فرمود: شما از تاریكی شب استفاده كنید و از این بیابان بیرون بروید، اگر بمانید فردا همه كشته می ‌شوید. همه یك صدا گفتند :

(اَلْحَمدلِلّهِ الَذّی اَكْرَمَنا بِنَصْرِكْ‌ وشَرَّفْنا بِالْقَتْلِ مَعَك)؛

«خدا را شكر كه شرف یاری تو و شهادت در ركاب تو را به ما عنایت فرموده است».

ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟ ناچار امام مجتبی(علیه السلام) صلح با معاویه را امضا كرد. امّا با همین صلح آبروی معاویه را در میان امّت اسلامی‌ برد و كفر و نفاق درونی او را برملا ساخت. مردم با زیر پا نهادن پیمان صلح از سوی معاویه كفر درونی او را شناختند و به نفاقش پی بردند و این یك قدم بسیار مهمّی ‌بود در راه زمینه‌سازی برای قیام امام حسین†(علیه السلام)در مقابل حكومت بنی‌امیّه و سرانجام امام†را مسموم كردند.

محرومیّت مسلمانان از تشییع جنازه‌ی خمسه‌ی طیبّه

می‌دانیم كه تشییع جنازه‌ی مؤمن چقدر ثواب دارد؟ فرموده ‌اند: اوّل عنایتی كه خدا به میّت هنگام ورود به عالم برزخ می ‌كند این است كه گناهان همه‌ی تشییع‌ كننده‌ها را می‌ آمرزد. امّا یاللاسف كه مسلمانان از تشییع جنازه‌ی خمسه‌ی طیّبه‌ی اصحاب كسا‌‰محروم شدند.

جنازه‌ی پیامبراكرم…(صلی الله علیه و اله و سلم) كه طبق وصیّت در حجره‌ی خودشان دفن شد و تشییعی به عمل نیامد. امیر‌المؤمنین(علیه السلام)هم در شب بیست و یكم ماه رمضان جز چند نفری از فرزندان و اصحاب خاصّش كسی همراه جنازه‌اش نبود و مخفیانه در بیابان خارج كوفه دفنش كردند. صدّیقه‌ی كبری (علیها السلام)ƒنیز كه می ‌دانیم طبق وصیّتش شبانه به دست همسر دلسوخته‌اش دفن شد و امّا حسین عزیز ما هم كه خاطره‌اش همیشه دل‌ها را می ‌سوزاند و چشم‌ها را می ‌گریاند.

تنها جنازه‌ای كه از خمسه‌ی طیّبه‌ی اصحاب كسا تشییع شد،جنازه‌ی امام حسن مجتبی (علیه السلام)بود و ای كاش آنهم تشییع نمی ‌شد! وقتی جنازه را بلند كردند كه به سمت حرم مطهّر جدّ بزرگوارش پیامبر اكرم (صلی الله علیه و أله و سلم)…ببرند  دختر ابوبكر با اعوان و انصارش سر راه جنازه را گرفت و گفت: من نمی گذارم حسن را در خانه‌ی من دفن كنید (چون بیوه ‌ی پیامبر بود و ادّعای مالكیّت حجره‌ی پیامبر را داشت).

بنی ‌هاشم خواستند مقاومت كنند؛ امام حسین(علیه السلام) فرمود: نه وصیّت برادرم این است كه خونی در پای جنازه‌اش ریخته نشود. جنازه را برگردانید در بقیع دفن كنید. تا خواستند برگردانند صدای شلیك تیر بلند شد و هفت یا هفتاد تیر به جنازه‌ی امام (علیه السلام)مسموم†اصابت كرد....!

(صلّی الله علیك یا مولانا یا ابا محمّد المجتبی یابن رسول الله صلّی الله علیك و علی آل بیتك الطاهرین)؛

والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

 


[1]ـ سوره‌ی زخرف،آیه‌ی 32.

[2]ـ سوره‌ی طه،آیه‌ی52.

[3]ـ بحارالانوار ،جلد78،صفحه‌ی 110.

[4]ـ بحارالانوار ،جلد78،صفحه‌ی 107،پاورقی1.


برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی تفسیر سوره یونس صفحه 47 الی 51


حلم و بردباری حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

مردی از اهل شام حضرت امام حسن (ع) را سواره دید و آغاز به بدگوئی و دشنام نمود و آن حضرت ساکت بود و جوابی نمی گفت تا آنکه شخص شامی از دشنام دادن فارغ شد ، حضرت امام حسن (ع) بر او سلام کرد و به روی او تبسم نمود و فرمود ای پیرمرد گمان می کنم غریب باشی و شاید اشتباه کنی ( به هرجهت ) اگر خواهان عفو و بخشش باشی تو را می بخشم و اگر چیزی از ما درخواست کنی به تو می دهیم و اگر جویای راهنمایی باشی تو را راهنمایی می کنیم و اگر مرکب سواری بخواهی به تو عطا می نمائیم ، اگر گرسنه باشی تو را سیر و اگر برهنه باشی تو را می پوشانیم و اگر نیازمند و محتاج باشی تو را بی نیاز می کنیم و اگر مطرود و رانده شده ای ، تو را پناه می دهیم و اگر حاجتی داری روا می سازیم و اگر اثاث خود را به خانه ی ما آوری و تا وقت رفتنت میهمان ما باشی برای تو بهتر است ، زیرا ما خانه وسیع و منزلتی بزرگ و ثروت بسیار داریم ، آن مرد چون سخنان آن حضرت را شنید گریست و گفت گواهی می دهم که تو در زمین خلیفة الله هستی و خداوند بهتر می داند که منصب رسالت و پیغمبری را در چه خاندانی قرار دهد ، همانا تو و پدرت مبغوض ترین مردم بودید نزد من ولی اکنون محبوب ترین مردم در نزد من می باشید ، سپس اثاث خود را به خانه آن حضرت انتقال داد و میهمان آن حضرت (ع) بود تا از آنجا رفت و معتقد به دوستی و ولایت این خاندان ارجمند گردید.ترجمه انوار البهیه (حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه 77

اندرزهای امام حسن مجتبی (علیه السلام)

امام حسن علیه السلام : اى مردم! هر كه براى خدا خالص شود و گفتار او را راهنماى خود گیرد، به راهى (آیینى) كه استوارتر است رهنمون گردد و خداوند به هدایت و رستگارى توفیقش دهد و در كار نیك كمكش رساند؛ زیرا كه همسایه (پناهنده) خدا در امان و محفوظ است. بحار الأنوار : 78/104/3، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 292

امام حسن علیه السلام : بدانید كه خداوند شما را بیهوده نیافریده و به خود رهایتان نكرده است. مدّت عمر شما را رقم زده و روزى هایتان را میان شما قسمت كرده است، تا هر خردمندى جایگاه خود را بشناسد و بداند كه آنچه برایش مقدّر شده است به او مى رسد و آنچه برایش مقدّر نشده، هرگز به او نخواهد رسید. تحف العقول : 232، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 292

فرمایش حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در هنگام خاکسپاری بدن مطهر برادر گرامیشان حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

المناقب جلد 4 صفحه 45 : امام حسین (علیه السلام) هنگامی که امام حسن (علیه السلام) را در لحد می نهاد ، چنین فرمود :

أدهن رأسی أم تطیب محاسنی

و خدک معفور و أنت سلیب

سأبکیک ما ناحت حمامة أیکة

و ما اخضر فی دوح الریاض قضیب

غریب و أکناف الحجاز تحوطه

ألا کل من تحت التراب غریب

فلیس حریباً من أصیب بماله

ولکنّ من واری أخاه حریب

آیا سرم را روغن بمالم یا محاسنم را خوشبو سازم ، در حالی که سر تو خاک آلود است و خودت از دست رفته ای ؟ گریه ی من طولانی و اشک هایم روان شده است ، تو دوری و روز دیدار ، نزدیک.تو در غربتی و پیرامون خانه ها آن را در بر گرفته اند ؛ بدانید که هرکس در زیر خاک ، خفته ، غریب است { و ازدحام خانه ها او را از غربت بیرون نمی آورد } .غارت زده آن نیست که مالش را از دست داده باشد ؛ بلکه غارت زده ، کسی { چون من } است که { چنین } برادری را در زیر خاک ، نهان می سازد.( بحارالانوار جلد 44 صفحه 160 ؛ ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 2 صفحه 165 )

در فضیلت گریه بر حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

از ابن عباس روایت شده که حضرت رسول اکرم (ص) فرمود : که چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملائکه آسمانهای هفتگانه بر او گریه کنند و همه چیز بر او بگرید حتی مرغان هوا و ماهیان دریا و هرکه بر او بگرید دیده اش کور نشود روزی که دیده ها کور می شود ، و هرکه بر مصیبت او اندوهناک شود ، اندوهناک نشود دل او در روزی که دلها اندوهناک شوند ، و هرکه در بقیع او را زیارت کند قدمش بر صراط ثابت گردد در روزی که قدمها بر آن لرزان است.  منتهی الآمال جلد 1 صفحه 283

مجموعه احادیث و قطره هایی از فضائل امام حسن مجتبی (علیه السلام)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث