تبلیغات
وبلاگ احادیث - بیست و چهارم ذی الحجه روز مباهله، روز نزول آیه ولایت ، نزول آیه تطهیر
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

alt

 

سه آیه در شأن مولا علیّ امیر (علیه السلام) ؛ مباهله ، ولایت ، تطهیر

بیست و چهارم ذی ‌حجّه، روز مباهله و روز عزّت اسلام و روز كرامت شیعه است. وقتی مباهله واقع شد، هم اسلام در دنیا عزّت پیدا كرد هم شیعه كرامتش روشن شد.

 رسول اكرم… (ص) به نصارای نجران نامه نوشتند و آنها را به اسلام دعوت كردند. در صدر نامه این آیه را مرقوم فرمودند :

{ قُلْ یا أهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إلی كَلِمَة سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ ألاّ نَعْبُدَ إلاّ اللهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ فَإنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأنَّا مُسْلِمُونَ } سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی64

«بگو، ای اهل كتاب بیایید به سوی سخنی كه میان ما و شما مشترك است كه جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریك او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدای یگانه به خدایی نپذیرند. حال، اگر از این دعوت روی برگردانند، بگویید گواه باشید كه ما مسلمانیم».

بعد مرقوم فرمودند :

(اَمّا بَعْدُ فَاِنّی اَدْعُوكُمْ اِلَی عِبادَة اللهِ مِنْ عِبادَة الْعِبادِ وَ اَدْعوُكُمْ اِلی وِلایَة اللهِ مِنْ وِلایَةِ الْعِبادِ فَاِنْ اَسْلَمْتُمْ فَاِنّی اَحْمَدُ اِلَیْكُمُ اللهَ اِلهَ اِبْراهیمَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقوُبَ وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَالْجِزْیَة وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَقَدْ آذَنْتُكُمْ بِالْحَرْبِ وَ السَّلامُ)؛

«من شما را دعوت می ‌كنم بنده‌ی خدا باشید ، نه بنده‌ی بشر؛ دعوت می ‌كنم تن به حاكمیّت خدا بدهید، نه حاكمیّت بشر. حال، اگر مسلم شدید، خدا را شكر می‌ كنم كه چنین موفّقیّتی نصیب شما كرده است و اگر از قبول اسلام امتناع كردید، باید جزیه {جزیه : وجهی شبیه مالیات كه از كفّار گرفته می‌ شد} بدهید [تا ما بدانیم كه با ما سر جنگ ندارید] و اگر آن را هم نپذیرفتید، در این صورت، من اعلان جنگ با شما می‌ كنم. والسّلام».

لرزه افتادن بر اندام اسقف اعظم نجران

در روایت آمده است كه وقتی این نامه به اسقف ‌های نجران رسید ، اسقف بزرگ از هیبت آن لرزه بر اندامش افتاد:

(ذَعَرَ ذَعْراً شَدیداً)؛

«لرزه‌‌ای شدید بر اندامش افتاد».

بعد، با هم به مشورت نشستند كه چه باید كرد ؟ یكی از آنها گفت : شما می ‌دانید كه كتاب‌های آسمانی سَلَف آمدن پیامبر آخرالزّمان را بشارت داده‌اند و از آثار و علایم معلوم می‌ شود كه این همان پیامبر موعود است. عاقبت، بنا بر این شد كه از میانشان گروهی انتخاب بشوند و به مدینه بروند و از نزدیك، شخص مدّعی رسالت و برنامه‌ی زندگی ‌اش را مشاهده كند.

شصت نفر از عالمان و اشراف و اعیانشان برای این سفر انتخاب شدند. نزدیك مدینه كه رسیدند، از مركب‌ها پیاده شدند و خود را شستشو دادند و لباس‌های فاخرشان را پوشیدند و خود را آراستند تا به چشم مسلمانان بزرگ و باحشمت جلوه كنند. سوار بر مركب‌های مزیّن وارد مدینه شدند و در میان شهر گشتی زدند تا به زعم خود، چشم مسلمانان را خیره كنند. امّا دیدند مسلمانان نه تنها چشمشان خیره نشد، بلكه با نظر تحقیر به آنها می ‌نگرند.تا سه روز نزد پیامبر اكرم (ص) …نیامدند و حرفی نزدند.

تردید بزرگان نجران

 پس از سه روز كه شرفیاب شدند ، گفتند: یا ابا القاسم،(كنیه‌ ی پیامبر اكرم (ص) …است) ما تمام صفاتی را كه در انجیل درباره‌ی پیامبر آخرالزّمان آمده است، در شما دیده‌ایم؛ ولی یك صفت از آن صفات را در شما نمی ‌بینیم و آن صفت این كه، انجیل بشارت داده است كه پیامبر آخرالزّمان به عیسی ‌بن‌مریم ایمان دارد و تصدیقش می ‌كند و حال آن‌كه شما تكذیبش می‌ كنید.

حضرت فرمود: نه، من عیسی ‌بن‌ مریم ‡را تصدیق می‌ كنم و به او ایمان دارم. من او را بنده‌ی مقرّب خدا و نبیّ و رسول خدا می‌ دانم.گفتند : عیسای مسیح  (ع)اگر بنده بود، نمی ‌توانست كار خدایی بكند؛ در حالی كه او مرده زنده می‌كرد، ابراء الاكمه و الابرص {شفابخشی نابینایان و بیماران} می ‌كرد، از مافی‌ الضّمیر اشخاص خبر می‌ داد و... این كارها، كارهای خدایی است. پیامبر… (ص) فرمود : من قبول دارم كه عیسی ‌بن ‌مریم تمام این كارها را به اذن خدا انجام می‌ داد و بنده‌ی مأذون از جانب خدا بود. گفتند: اگر عیسی بشر بوده، پس پدرش چه كسی بوده است؟ در این موقع، این آیه نازل شد و جواب آنها را داد كه:

 } إنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی59

«داستان عیسی در نزد خدا همچون داستان آدم است كه او را از خاك آفریده [و بدون پدر و مادر ایجادش كرد]و سپس به او گفت،باش؛ پس، وجود یافت».

 اگر عیسی پدر از جنس بشر نداشت، آدم نه پدر داشت نه مادر. همان ‌گونه كه آدم مخلوق به اراده‌ی خداست،عیسی هم مخلوق به اراده‌ی خداست.

دعوت به مباهله

 در مقابل این حرف منطقی، آنها جوابی نداشتند، ولی تن به قبول آن ندادند و گفتند: ما حاضریم با شما مباهله كنیم و این آخرین گفتار ما باشد. پس بیاییم یكدیگر را نفرین ‌كنیم و از خدا بخواهیم تا بر هر كدام از ما كه باطل است و سخن نابجا می‌ گوید ؛ بلا نازل كند و نابودش كند. در همین موقع،این آیه نازل شد:

 } فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَ‌كَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَ‌‌نا وَ أبْناءَ‌كُمْ وَ نِساءَ‌نا وَ نِساءَ‌كُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْكاذِبِینَ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی61

«پس هر كس در این[باره] پس از دانشی كه تو را[حاصل]آمده،با تو محاجّه كند ، بگو : بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خویشان نزدیكمان و خویشان نزدیكتان را فراخوانیم؛ سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».

قبول مباهله از سوی پیامبراكرم (ص)…

آنها باورشان نمی‌ شد كه رسول اكرم‌ (ص) …پیشنهاد مباهله را بپذیرد. وقتی دیدند با قاطعیّت تمام آماده است،گفتند: به ما مهلت دهید تا با هم مشورت كنیم. شب نشستند و با هم مشورت كردند. بزرگشان كه مرد موحّدی بود، گفت: به نظر من صلاح نیست با او مباهله كنیم.برای این كه من مطمئنّم كه او همان پیامبر موعود از جانب خداست و تمام علامت ‌هایی كه انبیاء سَلَف نشان داده‌اند، كاملاً بر او منطبق است. اگر ما با او مباهله كنیم، بلا نازل می ‌شود و نه تنها یك نفر از شما به سلامت به وطن برنمی‌ گردد، بلكه یك نصرانی روی زمین باقی نمی‌ ماند.اگر می ‌خواهید این حقیقت بر شما روشن شود، فردا صبح ببینید اگر با اعوان و انصار و لشكری بیرون آمد، مطمئن باشید كه سلطان است و از مباهله با او نهراسید و اگر دیدید با عزیزانش آمده است، بدانید كه به گفتارش ایمان دارد و مباهله نكنید.

این سخن را همگی پذیرفتند و فردا صبح آمدند و در یك گوشه در خارج شهر ایستادند. مردم باخبر شدند كه چنین ماجرایی در كار است. اجتماعی شد و در یك گوشه‌ی دیگر به انتظار ایستادند. رسول خدا… (ص) صبر كرد تا آفتاب اندكی بالا آمد و از شهر بیرون آمد، در حالی كه كسی از اصحاب و اتباع همراهش نبود ؛ تنها كودك سه چهارساله‌ای را در بغل گرفته بود و كودك دیگری هم دست در دستش داشت، بانوی جوانی پشت سرش بود و مرد جوانی هم پشت سر آن بانو حركت می‌ كرد.

عقب‌ نشینی اهل نجران از مباهله

اهل نجران از مردم پرسیدند : این همراهان كیانش هستند و چه نسبتی با او دارند ؟ گفتند: آن بانو یگانه دختر او و آن مرد داماد و پسر عمّ او و آن دو كودك هم دخترزاده و نوه‌های او هستند. از اینها نزدیك‌ تر و عزیزتر كسی را ندارد. اینجا بود كه اسقف اعظم اهل نجران به همراهانش گفت: صلاح نیست كه ما با او مباهله كنیم. من چهره‌ هایی می‌ بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بركند، می‌كند و اگر اینها دست به دعا بردارند، بلا بر ما نازل می‌ شود و فردی از ما به سلامت به وطن برنمی ‌گردد؛ لذا صلاح ما در این است كه اگر اسلام را قبول نمی ‌كنیم، با او مصالحه كنیم و جزیه را بپردازیم.

امیرالمؤمنین(ع) برای مصالحه واسطه می‌ شود

بر اساس این تصمیم، امیرالمؤمنین (ع) را واسطه قرار دادند كه از رسول خدا… (ص) راجع به جزیه نظرخواهی كند؛ در نتیجه، امیرالمؤمنین (ع) به دستور پیامبر اكرم (ص) با آنها مصالحه و مقرّر كردند كه در سی سال، زره و دو هزار حُلّه، كه هر حُلّه دو قطعه پارچه‌ی مخصوص بود، در دو قسط اوّل ماه رجب و اوّل ماه محرّم بدهند. به این كیفیّت مصالحه شد و در روز مباهله، علاوه بر عزّت اسلام، عظمت و حقّانیّت مذهب تشیّع آشكار شد؛ زیرا در آیه‌ی مباهله، امیرالمؤمنین (ع) نفس پیامبر اكرم… (ص) معرّفی شد.دشمنان نیز این فضیلت را پذیرفته‌اند. زمخشری،كه صاحب كشّاف و از مفسّران سنّی است، می ‌گوید:

(وَ فیهِ دَلیلٌ لاَشیْءَ اَقْوَی مِنْهُ عَلی فَضْلِ اَصْحابِ الْكِساءِ‌‰وَ فیهِ بُرهانٌ واضِحٌ عَلَی صِحَّةِ نُبُّوَةِ النَّبِیِّ)؛

«[در ماجرای مباهله] دلیلی بر فضل اصحاب كساء هست كه دلیلی قو ی ‌تر از آن وجود ندارد و در آن [ماجرا] برهانی واضح بر صحّت نبوّت پیامبر (ص) موجود است».

سؤالی از اهل تسنّن

حال، ما به اهل تسنّن می ‌گوییم : وقتی این حقیقت پذیرفته شد كه خداوند طبق آیه‌ی مباهله، علی (ع) را نفس پیامبر، یعنی خود پیامبر…،شناخته است، آیا جا دارد كه با بودن خود پیامبر در میان امّت، ابوبكر و پس از او عمر و عثمان جای پیامبر بنشینند و خود را حافظ دین و نگهبان قرآن و ولیّ امر مسلمانان معرّفی كنند و آنگاه شما دانایان نیز به همان راهی كه آنها رفته‌اند بروید؟

{ أ لَمْ تَرَ إلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَ أحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ *وَ جَعَلُوا للهِ أنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإنَّ مَصِیرَكُمْ إلَی النَّارِ}؛سوره‌ی ابراهیم،آیات28تا30

 

برگرفته از شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی


بیست و چهارم ذی الحجه روز نزول آیه ولایت ؛ سوره مائده آیه 55 ؛ ( خاتم بخشی آقا امیرالمومنین حضرت علی (ع) ) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

شأن نزول آیه‌ی ولایت


روز 24 ذیحجّه روز مباهله و از وقایع بسیار حسّاس در تاریخ اسلام است و از آیات بسیار درخشان برای فضیلت و منقبت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) همین «آیه‌ی مباهله» است و همچنین امروز روز نزول «آیه‌ی ولایت» و موضوع خاتم بخشی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می ‌باشد و لذا به تناسب ایّام، راجع به آیه‌ی مباهله و آیه‌ی ولایت مطالبی عرض می ‌شود. از آنجا كه راجع به آیه‌ی مباهله قبلاً مباحثی بیان و منتشر شده است و لذا اكنون به خواست خداوند متعال راجع به «آیه‌ی ولایت» مطالبی را بیان می‌ كنیم.


در شأن نزول این آیه آمده است كه جمعی از علمای یهود نزد پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و سؤالاتی كرده، جواب‌هایی شنیدند و مطمئن شدند كه ایشان پیغمبر است و در ادّعای رسالت صادق. لذا مسلمان شدند و سپس گفتند: یا رسول الله حضرت موسی (علیه السلام) جناب یوشع بن نون را به عنوان وصیّ و خلیفه ‌ی بعد از خود تعیین كرده بود، آیا وصیّ و خلیفه‌ی شما و ولیّ ما بعد از شما چه كسی خواهد بود؟ در همین موقع این آیه نازل شد:
(إنَّما وَلِیُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)؛

سوره‌ی مائده،آیه‌ی55. همانا ولیّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول او و كسانی است كه ایمان آورده ‌اند و نماز را برپا می ‌دارند و در حال ركوع زكات می ‌دهند.


یعنی ولیّ و سرپرست و صاحب اختیار شما ابتدا، ذات اقدس «الله» است و بعد «رسول» اوست و بعد آن كسی است كه در حال ركوع نماز انفاق كرده و زكات داده است. آنگاه برای مشخّص ساختن سوّمین ولیّ كه در آیه آمده است فرمود: برخیزید و همراه من بیایید. آمدند تا به درب خروجی مسجد رسیدند و دیدند سائلی فقیر از مسجد بیرون می‌آید. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از او پرسید: آیا در داخل مسجد كسی به تو كمكی كرد؟ گفت: آری این انگشتر را به من دادند. فرمود: چه كسی این انگشتر را به تو داد؟ او اشاره كرد آن آقایی كه در حال نماز است، در حال ركوع این انگشتر را به من داد. همه نگاه كردند و دیدند او علی(علیه السلام) است. رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: الله‌ اكبر.
اینجا بود كه آن كسانی كه تازه مسلمان شده بودند گفتند : «نَشهَدُ اَنْ لا اِله الّا الله و اَنَّك رَسول الله و اَنّ عَلیًّ وَلیّ الله»، یعنی: ما شهادت می ‌دهیم كه خداوند معبود یگانه است و تو هم رسول خدا هستی و علی هم ولیّ خدا بر ماست و این جریان در تمام منابع شیعه و سنّی نقل شده است و همگی متّفق هستند كه آن كسی كه در حال ركوع نماز، ایتاء زكات كرده علی (علیه السلام) بوده است.


معنای غیر منصفانه از واژه‌ی مولا


منتهی برخی از مخالفین ما در مذهب، كلمه‌ی«ولیّ» را در آیه، به معانی دیگر حمل و توجیه می ‌كنند و همین ‌ها هستند كه كلمه‌ی «مولا» را هم در حدیث غدیر كه به معنای سرپرست و صاحب اختیار است حمل به معنای دوست و یار و یاور می ‌كنند و می ‌گویند پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام مراجعت از حَجَّةُالوِداع انبوه جمعیّت مهاجرین و انصار را در وسط بیابان گرم و سوزان نگه داشت و از جهازات شترها شبیه منبری درست كردند و بالای آن رفت و دست علی را گرفت و بلند كرد و گفت:«اَلا مَن كُنتُ مَولاهُ فُهذا عَلیٌّ مَولاه»، هان ای مردم! هر كه را من دوست و یاور او هستم این علی نیز او را دوست و یاور است. آیا این كار از نظر عقلای عالم مضحك و خنده ‌آور نیست كه رسول اكرم مردم را وسط بیابان نگه دارد فقط برای همین كه به آنها اعلام كند كه علی دوست و یار و یاور شماست. یار و یاور و دوست یكدیگر بودن كه وظیفه‌ی همه‌ی مسلمانان است و اختصاص به علی (علیه السلام) ندارد. این قرآن است كه فرموده است :


(وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أوْلِیاءُ بَعْضٍ...)؛سوره‌ی توبه،آیه‌ی71.
همه‌ی مردان و زنان مسلمان دوستداران و یاوران یكدیگر و در حلّ مشكلات زندگی كمك كار هم می ‌باشند و تنها علی را دوست و یار و یاور امّت معرّفی كردن چه معنا دارد آن هم با آن شرایط خاصّ و در وسط بیابان سوزان؟!


مغایرت این معنا با آیات قرآن
آری همین افراد لجوج و معاندند كه در «آیه‌ی ولایت» هم دست به توجیه می ‌زنند و كلمه‌ی«ولیّ» را كه به معنای سرپرست و صاحب اختیار است به معنای دوست می ‌گیرند و می‌ گویند معنای آیه این است كه دوست شما بعد از خدا و رسول علی (علیه السلام) است كه در حال ركوع نماز، ایتاء زكات كرده است و حال آنكه آیه با كلمه‌ی«انّما» كه دلالت بر انحصار دارد آغاز شده است و چنین می ‌فهماند كه ولیّ امّت منحصراً خدا و رسولش و علی می ‌باشند و بس!


حال اگر «ولیّ» به معنای دوست باشد معنای آیه این می ‌شود كه دوستان امّت تنها خدا و رسول و علی می ‌باشند در صورتی كه آیه‌ی دیگر فرموده است مردان و زنان با ایمان همه دوستان یكدیگرند كه در این صورت این دو آیه با هم متنافی می ‌شوند. یكی همه‌ی اهل ایمان را دوست یكدیگر می ‌داند و دیگری دوستان امّت را منحصر به خدا و رسول و علی معرّفی می ‌كند.پس معلوم می‌ شود آن «ولیّ» كه در آیه‌ی شریفه منحصر به خدا و رسول و علی است به معنای سرپرست و «صاحب اختیار» است نه به معنای دوست كه مناسب با كلمه‌ی«انّما» نباشد.


سبب ذكر نشدن نام علی(علیه السلام) در قرآن


البتّه گاهی ممكن است این سؤال در بعضی از اذهان طرح شود كه پس چرا اسم علی صریحاً در آیه ذكر نشده است؟ در جواب عرض می ‌شود در هیچ آیه از آیات قرآن نداریم كه صریحاً اسم علی یا سایر امامان (علیهم السلام) ذكر شده باشد و این جهات خاصّی دارد از جمله‌ی آن جهات اینكه قرآن از آفت تحریف مصون و محفوظ بماند زیرا وقتی آن افراد ریاست ‌طلب به قدرت رسیدند، طبیعی است كه اگر اسم علی در آیه‌ای بود آن آیه را برای حفظ موقعیّت خویش از قرآن بر می ‌داشتند در این صورت قرآن كه سند رسمی اسلام و دلیل منحصر رسالت و خاتمیّت پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است دست خورده و لكّه‌دار می‌شد و مانند تورات و انجیل مُحرَّف از سندیّت می‌افتاد و لذا مقتضای سیاست الهیّه همین بود كه اسامی امامان و بویژه اسم علی كه دشمنان فراوان داشت صریحاً در قرآن ذكر نشود تا از تحریف و دستبرد قدرتمندان غاصب، مصون و محفوظ بماند و البتّه در این صورت هم بدیهی است كه این ریاست ‌طلبان منافق دست به توجیه آیات مربوط به «ولایت و امامت» می‌ گشایند و آن آیات را منطبق با خود می ‌سازند.


ما هم می ‌گوییم باشد همین قدر قرآن این سند حقّانیّت اسلام و خاتمیّت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از دستبرد تحریفگران خائن محفوظ بماند، توجیهات توجیه ‌گران در مورد آیات مربوط به «ولایت و امامت» خیلی مهم نیست زیرا فهمندگانِ مؤمن مخلص، خودشان می ‌فهمند و مقصود اصلی آیات را می ‌یابند.


سابقه‌ی توجیهات خائنانه


در موارد عدیده از قرآن این توجیهات خائنانه را داریم از جمله در آیه‌ی تطهیر كه می ‌فرماید:


(...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً)؛سوره‌ی احزاب،آیه‌ی33
...جز این نیست كه خدا می ‌خواهد آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را كاملاً پاكیزه گرداند.


این آیه مربوط به اصحاب كساء و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) است ولی منافقان آن را توجیه می‌ كنند و می‌ گویند: چون آیه در لابه‌لای آیات مربوط به زن‌های پیغمبر آمده است مربوط به همانهاست و ربطی به اصحاب كساء ندارد!
مقصود اینكه در قرآن، آیات متعدّد راجع به ولایت و امامت امامان معصوم (علیهم السلام ) داریم ولی در هیچ كدام از این آیات، اسمی از آن بزرگواران به صراحت نیامده است و جهت عمده‌اش این بوده كه قرآن كریم از دستبرد تحریف مصون بماند.
حال در «آیه‌ی ولایت» هم كه با روشنی كامل دلالت بر امامت و ولایت حقّه‌ی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارد، دست به توجیه زده‌اند و می‌ گویند كلمه‌ی«ولیّ» در آیه به معنای دوست است نه به معنای سرپرست و صاحب اختیار و حال آنكه در آیه‌ی دیگر می‌ خوانیم:


(النَّبِیُّ أوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أنْفُسِهِمْ...)؛سوره‌ی احزاب،آیه‌ی 6
پیامبر نسبت به اهل ایمان [ولایت دارد] و اَولی [به تصرّف] است...


در آیه‌ی دیگر هم می ‌فرماید:
(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ أمْراً أنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أمْرِهِمْ...)؛

سوره‌ی احزاب،آیه‌ی 36. هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارد وقتی كه در زندگی او خدا و رسولش نظری دادند او نظر مخالف بدهد، یعنی حتّی در زندگی شخصی هر كسی، فرمان خدا و پیامبر مُطاع است و او حقّ مخالفت ندارد.


در شأن نزول آیه آمده است كه زیدبن حارثه برده‌ای بود و حضرت خدیجه (علیها السلام) او را خرید و به پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشید و پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هم او را آزاد كرد. هر چند او به خاطر سابقه‌ی بردگی ‌اش در نظر مردم موقعیّت اجتماعی نداشت ولی در واقع آدمی صادق و امین و متعهّد و مورد لطف و عنایت خاصّ پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. در جنگ موته فرمانده لشكر اسلام شد و به شهادت رسید. قبلاً پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت برای او همسری برگزیند. از زینب بنت جحش كه دختر عمّه‌ی خود پیامبر بود خواستگاری كرد. زینب به گمان اینكه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم). می‌ خواهد او را برای خودش انتخاب كند، با خوشحالی تمام رضایت داد ولی بعد كه فهمید برای زید بوده است سخت ناراحت شد و امتناع ورزید و اظهار عدم رضایت نمود. چون هیچ زن با شخصیّتی در زمان جاهلیّت حاضر نمی‌ شد كه با برده‌ای ازدواج كند. اینجا بود كه این آیه نازل شد و به امّت اسلامی هشدار داد كه احدی از اهل ایمان از مرد و زن نمی ‌تواند هنگامی كه خدا و رسولش در موردی، امری صادر كردند در مقام مخالفت برآمده اطاعت ننماید و لذا زینب بعد از آگاهی از مضمون آیه تسلیم شد و رضایت داد.


منظور اینكه خداوند در قرآن كریمش ولایت به معنای سرپرستی و صاحب اختیاری را صریحاً برای رسول گرامی‌اش مقرّر كرده و فرموده است: پیامبر نسبت به اهل ایمان از خودشان بر خودشان متصرّف ‌تر است و فرمانش در تمام امور زندگی مردم مطاع است و لذا در روز غدیر خم كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌ خواست به امر خدا علی (علیه السلام) را به ولایت تعیین و تثبیت كند، در ضمن سخنرانی مفصّلش این آیه را تلاوت كرد و از مردم اقرار گرفت كه آیا شما قبول دارید كه من به حُكم این آیه‌ی قرآن نسبت به شما مؤمنان در تمام امور زندگیتان، اَولی به تصرّف می ‌باشم و ولایت مطلقه دارم و سرپرست و صاحب اختیار شما هستم. همه یك صدا گفتند: «آری ای رسول خدا تو به امر خدا مولا و ولیّ امر ما هستی و فرمانت در تمام شئون زندگی ما مُطاع است». آنگاه آن حضرت دست علی (علیه السلام)را گرفت و بلند و كرد و گفت: «اَلا مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌّ مَولاه»، حال آگاه باشید هر كه من مولای او و ولیّ امر او هستم این علی مولا و ولیّ امر اوست. مطیع فرمانش باشید.


آیا راستی می ‌شود كلمه‌ی «مولا» را در بیان پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)آن هم با آن مقدّمات و مقارنات به معنای دوست و یار و یاور توجیه كرد نه به معنای سرپرست و صاحب اختیار. اَعاذَنا الله مِنْ شُرور اَنفُسِنا وَ مِن اِتّباع اَهواءنا.
(فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً...)؛
سوره‌ی نساء،آیه‌ی78.


پاسخ به یك شبهه


شبهه‌ی دیگری كه اینجا القاء می ‌كنند این است كه می ‌گویند شما از یك طرف می ‌گویید علی (علیه السلام) در حال نماز چنان غرق در توجّه به خدا می ‌شد كه از خودش بیخود می ‌شد و از آنچه در اطرافش می ‌گذشت آگاه نمی ‌گشت حتّی در یكی از جنگ ‌ها كه تیر به پایش فرو رفته بود و می ‌خواستند آن را بیرون بكشند، از شدّت درد طاقت نمی ‌آورد و عاقبت در حال سجده‌ی نماز از پایش بیرون كشیدند و او اصلاً با خبر نشد. از طرفی هم می ‌گویید آن حضرت در حال نماز بود كه سائل فقیر وارد مسجد شد و از مردم كمك مالی خواست و كسی به او چیزی نداد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) كه در حال ركوع بود صدای سائل را شنید و دست خود را به سمت او برد و با اشاره به او فهماند كه انگشتر را از انگشتش بگیرد و ببرد. آیا این دو سخن با هم منافات ندارند؟ آنجا تیر از پایش بیرون می‌ كشند نمی ‌فهمد امّا اینجا از آمدن سائل آگاه گشته و انگشتر خود را به او می ‌دهد.


در جواب عرض می ‌شود: ما می ‌گوییم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حال نماز كه خود را در محضر خدا می‌ دید، آنچنان غرق در حال توجّه به خدا می‌ شد كه به هر چه كه مربوط به غیر خدا می ‌شد اعتنایی نداشت، هر چند آن، مربوط به شخص خودش بود و كشیدن تیر از پای مباركش بود، امّا مسأله‌ی انفاق مال و ایتاء زكات در حال ركوع نماز یك «كار الهی» بود و مربوط به غیر خدا نبود بلكه «اطاعت امر خدا» بود كه فرموده است:
(وَ أمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ)؛
سوره‌ی ضحی،آیه‌ی10. هرگز سائل و مستمند را از خود مران.


پس هم «نماز» اطاعت امر خدا بود و عبادت و هم «انفاق» به مستمند، اطاعت امر خدا بود و عبادت و در واقع عبادت در ضمن عبادت بود.
به هر حال از اینگونه القاء شبهات و تشكیكات از ناحیه‌ی مخالفین در مذهب فراوان داشته‌ایم و داریم و جوابشان هم به طور كافی از ناحیه‌ی علمای شیعه اعزّهم الله داده شده است.




بیست و چهارم ذی الحجه روز نزول آیه تطهیر در شأن اهلبیت (علیهم اسلام) ؛ سوره احزاب آیه 33 ؛ ( إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِیرًا ) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

چگونگی شأن نزول آیه‌ی تطهیر

شأن نزول آیه‌ی تطهیر هم از طریق ائمّه‌ی اطهار (علیهم السلام) از جناب امّ سلمه كه همسر پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است نقل شده:

 روزی رسول خدا در اطاقم بود.به من فرمود:علی و فاطمه و حسن و حسین را بگو نزد من بیایند.آنها كه آمدند،رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) كسانی خود را بر سر آنها كشید و فرمود:

(اللّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتِی فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُم تَطْهِیراً)؛

«خدایا! اینان اهل بیت منند؛ پلیدی را از آنها دور كن و از هر نوع آلودگی پاكشان گردان».

امّ سلمه می‌گوید:من هم جلو رفتم و گفتم:یا رسول الله!

(اَنَا مِنْ اَهْلِ بَیْتِكَ)؛

«من هم از اهل بیت شما هستم»؟!

اجازه می‌ دهید من هم داخل در جمع شما باشم؟فرمود:

(كُونِی مَكانَكِ یا اُمَّ سَلَمَه اِنَّكِ اِلَی خَیْرٍ اَنْتِ مِنْ اَزْواجِ نَبِیِّ الله)؛

«ای امّ سلمه!تو در جای خوت باش.تو زن خوبی هستی و تو از همسران پیامبرخدا هستی».


در این موقع بر رسول خدا وحی نازل شد و این آیه‌ آمد:

]...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً[؛[بحارالانوار،جلد35،صفحه‌ی208.]

«...خدا منحصراً می ‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و شما را از هر گونه آلودگی پاك گرداند».

مقصود قرآن از اهل بیت (علیهم السلام) چه كسانی هستند؟!

در روایات زیادی از منابع شیعه و سنّی نقل شده: پس از نزول آیه‌ی تطهیر تا مدّت شش ماه و بعضی تا هشت ماه و نه ماه هم نوشته‌اند كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هر روز صبح، هنگام رفتن به مسجد برای نماز، كنار خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) می‌ایستاد و صدا می‌ زد:

(اَلصَّلوةُ یَرْحَمُكُمْ اللهُ]...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً[[بحارالانوار،جلد35،صفحه‌ی223.]

«هنگام نماز است!... ای اهل بیت!خدا می ‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور كند و شما را از هر نوع آلودگی پاك گرداند».

روشن است كه هدف از این كار این بوده كه مردم نمازخوان حاضر در مسجد با توجّه به اینكه خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) متّصل به مسجد بوده مكرّراً از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بشنوند كه اهل بیت مقصود در قرآن، ساكنان خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) بوده ‌اند و بعداً القاء شبهه نكنند و آیه‌ی تطهیر را منطبق بر همسران پیامبر ننمایند!!  برگرفته از جزوه صفیر هدایت شماره 34 سلسله مباحث معارفی سید محمد ضیاء آبادی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث