تبلیغات
وبلاگ احادیث - 8 ربیع الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع)
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) را به محضر حضرت بقیة الله الاعظم حجت ابن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.

دانشنامه امام حسن عسکری علیه السلام

حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود : هركس در پنهانى برادر خود را پند دهد او را آراسته و هر كه آشكارا به او اندرز گوید از او عیب جوئى  كرده. مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، جلد 1 صفحه 320

 حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به اسم اعظم خدا نزدیك تر از سیاهى چشم به سفیدى آن است. مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، جلد 1 صفحه 318

 

احادیث حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)

فضائل و مناقب حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)

 

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) را که در شب شهادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در مهدیه تهران برگزار شده بوده را دانلود بفرمایید :

دانلود

بخشی از موضوعات سخنرانی : شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) ، وقایع بعد از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)، نماز خواندن حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر جنازه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) ، تاثیر همنشین بد بر گمراه شدن انسان ، جعفر کذاب ، روضه شهادت امام عسکری (علیه السلام).

مدت زمان سخنرانی :  هفده دقیقه

محل برگزاری سخنرانی : مهدیه تهران

مناسبت مجلس : شب شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

 

 

نشانه های امام حق بعد از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

 

از ابوالادیان نقل است که : من مامور رساندن نامه ها از سوی امام حسن عسکری (علیه السلام) بودم ، در ایّام کسالت آن حضرت خدمتشان رسیدم . نامه هایی به من دادند و فرمودند : به مدائن ببر . تا بروی و برگردی پانزده روز طول می کشد ، روز پانزدهم که وارد شدی ، خواهی دید که از خانه ی من صدای شیون بلند است و بدن من در حال غسل دادن می باشد.گفتم : آقا ! اگر این حادثه پیش آمد مرجع ما بعد از شما که خواهد بود ؟ فرمود : آن کس که جواب نامه های من را از تو مطالبه کند.گفتم : آقا ! یک علامت دیگر بفرمایید .فرمود : آن کسی که نماز بر جنازه ام بخواند و خبر از محتوای همیان بدهد ، امام بعد از من است.این جمله ی آخر را نفهمیدم و از طرفی جلالت و عظمت امام (علیه السلام) باعث شد که توضیح نخواهم.

برخاستم و با امام وداع کرده ، رفتم.بعد از پانزده روز بازگشتم و صدای شیون شنیدم ! در خانه ی امام (علیه السلام) آمدم.دیدم در خانه ی ایشان جعفر ( برادر امام حسن عسکری (علیه السلام) که انسان خوبی نبوده ) ایستاده . به هر حال جعفر کذّاب برادر امام بوده ، پسر امام و عموی امام بوده ولی آدم منحرفی بوده است ! دیدم در آستانه ی در ایستاده و خود را صاحب عزا و جانشین برادر نشان می دهد . من متحّیر شدم ! آیا جعفر می خواهد جانشین امام بشود؟ من هم پیش رفتم و تسلیت گفتم امّا او هیچ جوابی راجع به نامه ها از من نخواست تا اینکه خادم خانه به جعفر گفت : مولای من ! برادرتان را غسل داده اند و کفن بر او پوشانده اند و آماده ی نماز است.شما باید بر او نماز بخوانید.

او در مقابل جنازه ایستاد و مردم هم به دنبال او صف کشیدند.همین که خواست تکبیر نماز را بگوید ، دیدم ناگهان پرده ای که مقابل اتاق افتاده بود کنار رفت و کودکی ( چهار- پنج ساله ) امّا بسیار پر هیبت و پر جلالت مانند پاره ی ماه از اتاق بیرون آمد و کنار جنازه ایستاد و با یک فرمان محکم و قاطع ، گوشه ی عبای جعفر را کشید و فرمود : ( تَنَحَّ یا عَمّ اَنا اَحَقَّ بِا لصَّلاةِ عَلَی اَبی ) ؛ عمو ! کنار بیا ، من سزاوارترم که بر جنازه ی پدرم نماز بخوانم.

دیدم جعفر رنگش پرید و بدون مقاومت خودش را کنار کشید و آن کودک ، نماز بر جنازه خواند !

ابوالادیان می گوید : من به دنبال سایر علایم بودم که کسی جواب نامه ها را از من بخواهد.وقتی آن کودک از مقابل من گذشت به من نگاه کرد و فرمود : ( یا بَصرِی هاتِ جَوابَ الکُتُبِ ) ؛ جواب نامه ها را بیاور.

من فوراً نامه ها را دادم و او داخل اتاق شد و دیگر او را ندیدم و من این دو علامت را از ایشان دیدم تا این که در همین زمان کاروان قم وارد شدند.این کاروان با امام عسکری (علیه السلام) کار داشتند.آنها روز شهادت امام عسکری (علیه السلام) به سامرّاء رسیدند و با خبر شدند که آن حضرت به شهادت رسیده است.پی جوی جانشین ایشان شدند.مردم جعفر را به آنان معرّفی کردند.بزرگ قبیله با او صحبت کرد و شرح ماوقع را چنین گفت : ما از قم آمده ایم ، نامه هایی داریم ، اموالی داریم (سهم امام) و روش ما این بود : هر زمان خدمت امام می رسیدیم ، قبل از این که نامه ها را بخواند می فرمود : چه کسی نامه ها را نوشته و مقدار پولی را که در این همیان است می گفت ! ابوالادیان می گوید ، وقتی بزرگ قبیله ، سخن از هَمیان { کیسه پول } به میان آورد ؛ من شرط سوّم یادم آمد.بزرگ قبیله به جعفر گفت : شما بگویید این نامه ها را چه کسی نوشته و داخل کیسه چقدر پول است ؟ جعفر رنگش متغیّر شد و برخاست و در حالی که لباس خود را تکان می داد گفت : ( یُریدُونَ مِناّ اَن نَعلَمَ الغَیب ) { عجب مردمی هستند } از ما توقّع علم غیب دارند. در همین حال از درون اتاق خادمی بیرون آمد و گفت : کاروانی که از قم آمده اند نامه هایی دارند که نویسندگان نامه چنین کسانی هستند و در میان همیان ، هزار دینار پول است که ده دینار آن سائیده شده ....

بزرگ قبیله اعتماد کرد و نامه ها و اموال را به او سپرد.ابوالادیان می گوید : من راحت شدم زیرا هر سه علامت را دیدم و فهمیدم که امام و ملجأ و مرجع ما بعد از امام عسکری (علیه السلام) همان کودک پنج ساله ی با هیبتی است که هم نماز بر جنازه ی پدر خواند ، هم جواب نامه های پدر را از من مطالبه کرد و هم خبر از محتویات همیان داد. بحارالانوار جلد 52 صفحه 67

جعفر از این ماجرا ناراحت شد و پیش خلیفه ی عبّاسی سعایت { سخن چینی ، تهمت زدن } و شکایت کرد که چنین فرزندی در دودمان امام عسکری (علیه السلام) پیدا شده ، مامورین دولت داخل خانه ی امام (علیه السلام) ریختند که بچّه ای را که گزارش شده بود بیابند ، امّا ندیدند. بدین شکل امام زمان (علیه السلام) از نظر مردم غایب شدند.از همان روز تا هفتاد سال ، غیبت صغری طول کشید و طیّ این مدّت چهار نفر نایب خاصّ ایشان بودند که با مردم در ارتباط بودند و بعد از هفتاد سال غیبت کبری شروع شد و تا به حال بشر در فراق آن امام بزرگوار در سوز و گداز است و به انواع گرفتاری ها و مصائب مبتلاست تا این که با ظهور باهرالنّور حضرتش این ظلم ها و بی عدالتی ها برطرف و عالم بشریّت غرق در امن و امان شود ؛ اِن شاء الله.   

برگرفته از تفسیر سوره یس از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 12 الی 14

اطمینان به امامت امام حسن عسكری(ع)

حضرت امام حسن عسكری (ع)از طرف حكومت عبّاسی در سامرّاء تحت نظر بودند.هر چند روز یك بار آن حضرت را به دربار احضار می ‌كردند.از یكی از دوستدارانشان نقل شده است : آن روز معیّنی كه می‌ خواستند سوار شوند؛ ما شیعیان سر راهشان رفته و منتظر ایستاده بودیم تا اماممان را از نزدیك زیارت كنیم.وقتی امام (ع) از در منزل خارج شدند، سوار بر مركب بودند.قبلاً نامه‌ای از طرف امام(ع)به یكی از افراد ما ـ كه مورد اعتمادمان هم بود ـ رسیده بود با این دستور كه امروز كسی بر من سلام نكند و با من حرفی نزند؛حتّی از دور هم كسی مرا با انگشت نشان ندهد،جاسوس‌ ها در اطراف پراكنده‌اند و شناسایی می ‌كنند و برای شما گرفتاری درست می‌ شود.راوی گفته است: كنار من جوانی ایستاده بود. دیدم وقتی از مضمون نامه آگاه شد، خیلی پریشان‌ حال گردید.گفتم: چرا این قدر ناراحت شدی؟ گفت: من از مدینه آمده‌ام؛ با زحمات زیاد این راه را طیّ كرده‌ ام تا به اینجا رسیده‌ام.آنجا امامت امام حسن عسكری(ع)مورد اختلاف بود.بعضی قائل و بعضی منكر بودند.من خواستم اینجا بیایم و امامم را بشناسم چون رسول خدا…فرموده است:

(مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَهًْْ جاهِلیَّهًْْ)؛

«هر كس امام زمانش را نشناخته بمیرد، به مرگ زمان كفر و نفاق مرده است».

آمدم آقا را از نزدیك ببینم و سؤالاتی كنم و اطمینان به امامتش پیدا كنم و حال می ‌بینم كه كسی حقّ ندارد به ایشان سلام كند و با ایشان حرف بزند؛ از این جهت سخت دگرگون شدم.در همین حال امام سوار بر مركب به محاذات ما رسیدند و توقّف اندكی كردند و نگاهی به چهره‌ی جوان انداختند و تبسّمی كرده و فرمودند :

(أغِفاریٌّ اَنتَ)؛

«تو غفاری هستی»؟

او گفت:بله!

امام(ع)فرمود:

(ما فَعَلَتْ اُمُّكَ حَمْدَوِیَّهْْ)؛

«مادرت حمدویّه چه می ‌كند»؟

جوان عرض كرد: خوب است!

امام(ع)از مقابل ما رد شد.دیدم آن جوان بسیار خوشحال شد.گفتم: تو آقا را تا به حال دیده بودی؟ گفت:نه،به خدا قسم این اوّلین بار است كه زیارتشان كردم و با همین سؤال مشكلم را حلّ كرد و ایمان به امامتش پیدا كردم زیرا نه كسی خبر داشت كه من از نسل "ابوذر غفاری" هستم و نه كسی از نام اصلی مادرم آگاه بود و با همین دو سؤال از من، دگرگونم ساخت و مؤمنم گردانید.بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ی269

 

استبصار یحیی به امامت امام حسن عسكری(ع)

شخص دیگری به نام یحیی گفته است : من با پسر عمویم درباره‌ی امامت گفتگویی داشتیم. او معتقد به امامت بود و من منكر!از این رو آمدم به سامرّاء. در همان روزی كه امام(ع)برای رفتن به دربار عبّاسی حركت می ‌كرد، من هم در میان جمعیّت ایستاده بودم.پیش خودم فكر كردم اگر مقابل من رسید و دست به عمّامه‌اش برد و آن را از سرش برداشت و به من نگاه كرد و دوباره بر سرش گذاشت، می ‌فهمم كه امام است.همین كه این فكر از ذهنم گذشت دیدم حضرت رسید مقابل من و توقّفی كرد و دست برد و عمّامه‌ اش را از سرش برداشت و نگاهی به چهره‌ی من انداخت و عمّامه را سرش گذاشت و فرمود:

(یا یَحْیَی ما فَعَلَ ابْنُ عَمِّكْ الَّذِی كُنْتَ تُنازِعُهُ فِی الاِمامَهِْْ)؛

«ای یحیی!پسر عمویت كه در امر امامت با هم نزاع داشتید، چه می ‌كند»؟

گفتم: خوب است!

فرمود: با او نزاع نكن.این را فرمود و از مقابلم گذشت.من فهمیدم كه امامت و ولایت، از آنِ ایشان است و مستبصر شدم.بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ی270

 

مواعظی از حضرت امام حسن عسكری(ع)

حال، چند جمله به عنوان موعظه از امام حسن عسكری(ع) نقل می ‌شود.

با ورع‌ ترین مردم

(اَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَة)؛

«با وَرَع ‌ترین مردم كسی است كه وقتی كنار كاری شبهه ‌ناك رسید، توقّف كند».

كاری كه حرام بودنش مسلّم نیست امّا احتمال حرام بودن دارد و شبهه‌ ناك است، انسان با ورع از آن نیز اجتناب می ‌كند.

عابدترین مردم

(اَعْبَدُ النّاسِ مَنْ اَقامَ عَلَی الْفَرائِضِ)؛

«عابدترین مردم كسی است كه فرایض[واجبات]را انجام دهد و آنها را ترك نكند».

فرایض و واجبات هم منحصر به نماز و روزه و حجّ نیست. در زندگی خانوادگی، رعایت حقوق مرد و زن نسبت به یكدیگر از فرایض است و ترك آن،گناه و موجب عقاب است.اولاد و والدین حقوق متقابل دارند. در روابط اجتماعی، همه‌ی افراد دارای حقوق متقابل هستند و رعایت آن از فرایض است و رمز عبادت خداست.

زاهدترین مردم

(اَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ)؛

«زاهدترین مردم كسی است كه مرتكب كار حرام نشود».

زاهد آن نیست كه غذای خوب نخورد و لباس خوب نپوشد و در مسكن خوب ننشیند،بلكه زاهد از نظر امام عسكری(ع) كسی است كه از حرام كاری و حرام ‌خواری بپرهیزد و طبیعی است كسی كه در پرهیز از حرام دقّت تمام داشته باشد، در زندگی، آلوده به تجمّل و زیاده ‌روی در خوراك و پوشاك و مسكن نیز نخواهد شد. بی‌اعتنایی به محرّمات است كه زندگی پرتجمّل به بار می‌آورد.

محكم‌ ترین مردم

(اَشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ)؛

«محكم ‌ترین مردم از نظر تلاش و كوشش دینی كسی است كه از [مطلقِ] گناهان [از هر قبیل كه هست] بپرهیزد».

در تمام افكار و اخلاق و اعمالش مراقب باشد كه از مسیر دستورهای دین انحراف پیدا نكند.

نقص عمر

(اِنَّكُمْ فِی آجالٍ مَنْقُوصَةٍ)؛

بدانید كه آن به آن از عمرتان كاسته می ‌شود و رو به مرگ و عالم برزخ در حركتید.روزی كه از مادر متولّد شدیم، مثلاً هفتاد سال با مرگ فاصله داشتیم؛ اینك كه هفتاد ساله شده‌ایم، شاید چند روزی یا چند ساعتی بیشتر با مرگ فاصله نداشته باشیم.

(وَ اَیّامٍ مَعْدُودَة)؛

روزهایی شماره ‌دار و زودگذر را داریم می ‌گذرانیم.

(وَ الْمَوتُ یَأْتِی بَغْتَة)؛

مرگ هم ناگهان فرا می ‌رسد و انسان در یك لحظه خود را می‌ یابد كه از دنیا جدا شده و در شكم عالم برزخ افتاده است.آنجاست كه هر كه هر چه كاشته است، همان را درو می ‌كند.اینك خوب بنگریم كه هم اكنون داریم چه كشت می ‌كنیم.

(لا تُجْزَوْنَ اِلاّ ما كُنْتُم تَعْمَلوُن)؛

«جز آنچه هم اكنون دارید انجام می‌ دهید،[آنجا چیزی به عنوان] كیفر و پاداش نخواهید داشت».برگرفته از کتاب شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی

 

 

شیعیان ! مایه ی زینت ما باشید

 

این چند جمله نورانی را از حضرت امام عسکری (علیه السلام) بشنویم که ضمن نامه ای به یکی از اصحابشان مرقوم فرموده اند : حقیقت اینکه وقتی خداوند منّان بر اساس رحمت خود تشریع شریعت کرد و برنامه های سعادت آفرین آسمانی خود را برای شما مقرّر فرمود ، دری به روی شما باز کرد و کلیدی به دست شما داد تا از آن در به راه او وارد شوید و با آن کلید ، درهای معارف احکام الهی را به روی خود بگشایید.آن درِ راه خدا و آن کلید ، گنجینه های معارف و احکام الهی ، ولایت محمّد و آل محمّد است که اگر نبود محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیاء از فرزندان او (علیهم السلام) شماها همچون بهائم متحیّر و سرگردان بودید که هیچ برنامه ای از برنامه های آسمانی خدا را نمی شناختید و آیا نه مگر به هر شهری از دروازه ی آن باید داخل شد. بحارالانوار جلد 75 صفحه 374

 

در روایت دیگری که باز از آن حضرت نقل شده است خطاب به شیعیانش فرموده است : شما را سفارش می کنم به تقوای خدا و پرهیزکاری در فضای دینتان و کوشا بودن در اطاعت فرمان خدا و راستگویی و امانتداری چه آنکه وقتی یک فرد از شما طایفه ی شیعه در روش دینی خود پرهیزکاری و راستگویی و امانتداری و خوش خلقی با مردم از خود نشان داد می گویند : این شیعی است و تربیت شده ی در مکتب اهل بیت است و من خوشحال می شوم.خدا را در نظر بگیرید و مایه ی زینت ما باشید و مایه ی ننگ و عار ما نباشید.آری ما اهل همه ی خوبی ها هستیم امّا هیچ بدی از ما نشأت نمی گیرد.بحارالانوار جلد 75 صفحه ی 372

 

شهادت امام عسکری (علیه السلام)

این امام بزرگوار در اوّل ماه ربیع الاوّل مسموم شد و تا هشتم ماه بیمار و بستری بود.در ساعات آخر شب برای وضو آب خواست ، توانایی خروج از بستر نداشت در همان بستر وضو گرفت و همانجا نماز خواند و بعد آب برای نوشیدن طلبید ، دست های مبارکش می لرزید و ظرف آب به دندان ها می خورد.حالا نمی دانیم آیا آب را آشامید یا تشنه لب از دنیا چشم پوشید ؟ امّا یک تشنه لب را سراغ داریم که در گودال قتلگاه افتاده بود و می گفت :

( یا قَومِ اسقُونی شَربَةً مِن الماء )

مردم جگرم از تشنگی سوخت به من آبی برسانید.

ولی به جای آب با نیزه و شمشیر جوابش دادند...

صلّی الله علیک یا اباعبدالله ؛

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و ارزقنا معرفتهم و محبّتهم و وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل خاتمة امرنا خیراً. 

برگرفته از جزوه صفیر هدایت شماره 70 از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی


ستم خلیفه‌ی عباسی به امام حسن عسكری (علیه السلام) 

روز هشتم ماه ربیع الاوّل روز شهادت حضرت امام حسن عسكری (علیه السلام)‌است. روز اوّل این ماه با دسیسه‌ی معتمد عباسی مسموم و بستری شده ‌اند و روز هشتم این ماه از سال دویست و شصت هجری در سن بیست و هشت سالگی از دنیا رحلت فرموده ‌اند.

دستگاه خلافت عبّاسی كه نمی‌ توانست عظمت و جلالت آل علی (علیهم السلام) را با آن محبوبیّت فوق‌العاده كه در میان مردم داشتند تحمّل كند؛ امام عسكری(علیه السلام)را با پدر بزرگوارشان امام هادی (علیه السلام)از مدینه حركت داده به سامرّا آوردند و در محلّه‌ی عسكر كه پادگان نظامیشان بود اسكان دادند كه از هر جهت تحت نظر باشند و روابط مردم را با آنها كنترل كنند و چون در محلّه‌ی عسكر یعنی لشكرگاه سكونت داشتند از این نظر هر دو امام بزرگوار به عسكری مشهور شده ‌اند، ولی باز می ‌دیدند كه محبوبیّتشان در میان مردم رو به افزایش است و خورشید را با گِل اندود كردن كاری بی ‌نتیجه و بل احمقانه است و لذا دیدند چاره‌ای جز این ندارند كه آن منابع نور را از میان مردم بردارند.

 این جمله هم از امام ابوالحسن الرّضا (علیه السلام)منقول است و هم از امام ابو محمّد حسن عسكری (علیه السلام)كه می‌فرمایند:(ما مِنّا الاّ مَقتُول اَو مَسْمُوم)؛همه‌ی ما امامان، مقتولاً و یا مسموماً از دنیا می ‌رویمو سرانجام یازدهمین امام ما را هم مسموم كردند و برای منحرف ساختن افكار عمومی ‌كه خیال نكنند صدمه‌ای از آنها به امام رسیده است، دستور دادند از همان روز اول بیماری امام، پنج نفر از خدمتكاران مخصوص دربار و جمعی از اطبّای مخصوصشان در بیرونی منزل امام استقرار یابند و شبانه ‌روز مراقب حال امام باشند و گزارش بدهند.

چند روز كه گذشت و حال امام سخت شد،خلیفه، قاضی ‌القضات را احضار كرد و دستور داد ده نفر از قاضیانی را كه مورد وثوق در نزد مردم بودند آوردند و در همان بیرونی منزل امام استقرار دادند كه شبانه ‌روز آنجا باشند و هدف این بود كه به مردم چنین وانمود كنند كه امام به طور طبیعی بیمار شده و اگر از دنیا رفت؛ به شهادت اطبّاء و قضات به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.

حتّی پس از رحلت آن حضرت یكی از قضات به دستور خلیفه آمد كفن از صورت حضرت كنار زد و به تمام حضّار كه از بنی‌ هاشم و بنی‌عبّاس و دیگران بودند نشان داد و گفت: بیایید و بنگرید این ابن الرّضا حسن بن علی عسكری (علیه السلام)است كه به مرگ طبیعی از دنیا رفته و سپس یك یك اطبّا و قضات را اسم برد كه اینها در تمام مدّت بیماری او در كنارش بوده‌اند. وقتی خبر رحلت در شهر منتشر شد تمام شهر منقلب و سامرّا مبدّل به عزاخانه گردید و آنچنان ناله و افغان از مردم برخاست كه گویی قیامت كبری برپا شده است. فریاد (مات ابن الرّضا)،( مات ابن الرّضا) با سوز و گداز از همه سو به گوش می ‌رسید.

پیكر مطهّر امام عسكری (علیه السلام)میان اشك و آه و ناله و افغان مردم در خانه‌ی خودشان كنار مرقد مطهّر پدر بزرگوارشان به خاك سپرده شد. امّا در كربلا یك تن بی سر با جراحات فراوان در گودال قتلگاه افتاده بود و چند زن و بچّه‌ی بی ‌پناه دور آن بدن پاره ‌پاره‌ ی آغشته به خون را گرفته بودند. در آن میان دختر بچّه ‌ی یتیمی ‌صدا می ‌زد:

(یا اَبَتاه اُنْظُرْ اِلی عَمَّتِیَ الْمَضْرُوبَة

«ای پدر! برخیز و ببین عمّه‌ام را تازیانه می‌ زنند».

صَلَّیاللهُ عَلَیْكَ یا مَوْلینا یا اَبا عَبْدِاللهِ الْحُسَیْنِ؛

صَلَّیاللهُ عَلَیْكَ وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِكَ؛

صَلَّیاللهُ عَلَیْكَ وَ عَلَی اَهْلَ بَیْتِكَ و اَصْحابِكَ وَ اَنصارِكَ؛

 برگرفته از تفسیر سوره ی یونس از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 107 الی 108





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث