تبلیغات
وبلاگ احادیث - شهادت رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق (ع)
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

25 شوال 1436 ، 1394/5/20 سالروز شهادت ششمین خورشید ولایت ، رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

مدینه و قیامت عظیم
امام كاظم (علیه السلام) فرموده است : من جنازه‌ی پدرم را با دو قطعه جامه‌ی احرام ـ كه موقع احرام می‌پوشید ـ كفن پوشاندم و عمّامه‌ای هم كه از امام سجّاد (علیه السلام) مانده بود ـ بر سرش بستم...
در كربلا آیا كفن به غیر بوریا نبود كه پیكر مولای عزیزمان حسین(علیه السلام) را در آن بپوشانند؟! نه تنها كفن نكردند، بلكه آن پیراهن چسبیده به تنش را هم از بدن غرق در جراحتش بیرون كشیدند....!
در مدینه روز بیست و پنجم شوّال در تشییع جنازه‌ی امام صادق(علیه السلام)غوغا شد و رستاخیز عظیم به‌وجود آمد امّا در كربلا نه تنها از جنازه‌ی حسین عزیز(علیه السلام)تشییع نكردند بلكه پسر نانجیب سعد دستور داد اسب‌ها را نعل تازه زدند و...
وَ اَنَا السِّبْطُ الَّذِی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتَلُونِی
                                                        وَ بِجُردِ الْخَیْلِ بَعْدِ الْقَتْلِ عَمْداً سَحَقُونِی
مدینه چند روز قیامتی عظیم به خود دیده است، یكی از آنها روزی بود كه پیكر پاك و مقدّس امام صادق(علیه السلام)روی دوش مردم به سمت بقیع می‌رفت تا به خاك سپرده شود؛ از غوغا و ازدحام جمعیّت تشییع كننده، رستاخیزی عظیم به‌وجود آمده بود. در آن میان شاعری از دوستداران اهل بیت(علیهم السلام)با دلی سوخته و چشمی گریان می ‌گفت:
اَ تَدْرُون ماذا یحْمِلُونَ اِلَی الثَّرَی
                                               بثیراً ثَوَی مِنْ رَأسِ عُلْیا شاهِقٍ
آیا می‌دانید مردم، چه پیكر پاك و مقدّسی را روی دوش گرفته می‌برند خاكش كنند، دریای علم و قدس و طهارت فرود آمده از بلندترین قلّه‌ی عزّ و جلال كرامت.
غَداةًَ حَثَی الحاثُون فَوْقَ ضَریِحِهِ
                                                 تُـراباً وَ اَوْلَی كـانَ فَوقَ الْـمَفارِقِ
صبحگاهی خاك روی بدنی ریختند كه ای كاش، آن خاك بر سر آدمیان ریخته می‌شد.
یك روز دیگری هم مدینه به خود دید كه قیامتی برپا شد و آه و ناله و افغان از زمین و آسمان برخاست؛ آن روزی بود كه كاروان اسیران كربلا از شام به مدینه باز می‌گشتند. یكی جامه‌ی سیاه بر تن كرده روی اسب نشسته بود و پرچم سیاه به دست گرفته میان كوچه‌های مدینه می‌گشت و ناله‌كنان و اشك‌ریزان می‌گفت:
یا اَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها
                                        قُتِلَ الْحُـسَین فَاَدْمُعِی مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَربَلاء مُضَرَّجٌ
                                        وَ الرَّأسُ مِنهُ عَلَی الْقَناةِ یُدارُ
ای اهل مدینه دیگر مدینه جای ماندن نیست، حسین شما را كشتند و پیكر آغشته به خونش را در كربلا گذاشتند.سر بریده‌اش را در بیابان‌ها و شهرها چرخاندند.

تسلیم نسبت به خواست خداوند

در اثر سمی که به حضرت امام صادق (ع) داده بودند بدن شریفش به قدری ضعیف شده بود که یکی از اصحاب وقتی خدمتش رسید دید از بدن فقط اسکلتی باقیمانده است لذا زار زار گریست ، امام (ع) فرمود چرا گریه می کنی ؟ عرض کرد : آقا چرا ناراحت نباشم و حال آنکه شما را به این حال می بینم ، امام (ع) فرمود : مومن اگر برایش این طور پیش بیاید که بدنش قطعه قطعه شود خیر او است و اگر چنین پیش آید که مالک دنیا شود ، باز خیر او است لذا هیچ وقت در پیش آمدهای دنیا نباید به خودش اندوه راه بدهد هر نوع صدمه ای که ببیند ، به هرچه خدا خواسته است دلخوش باشد مومن هر صدمه ای که ببیند نسبت به اجرهائیکه خداوند به او می دهد نباید ناراحت باشد لذا باید به خواست خداوند تسلیم باشد.

وصیت به صله رحم از ثلث

حضرت امام صادق (ع) در ضمن وصیتش فرمود : هفتاد دینار به پسر عمویش حسن افطس و فلان مبلغ به دیگری از بنی اعمامش.مستحب است انسان به ارحامش که از او ارث نمی برند چیزی از ثلث خودش را وصیت کند که به آنها بپردازند ، حضرت صادق (ع) هم این طور وصیت فرمود. یکی از اصحاب عرض کرد آقا این کسی که هفتاد دینار برایش وصیت فرموده اید همانست که در آن روز به شما ستیز کرد به قسمی که بر روی شما کارد کشید حالا شما سفارش می فرمائید به او پول بدهند ؟ امام فرمود آیا نمی خواهی که من از کسانی باشم که خداوند آنها را مدح فرموده که صله رحم می کنند   { وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یخَْشَوْنَ رَبهَُّمْ وَ یخََافُونَ سُوءَ الحِْسَاب‏ ، سوره رعد آیه 21 } من باید صله رحم کنم چه کار دارم که او قطع کرده یا وصل ، من نباید قطع رحم کنم هر چند رحم من از من ببرد ، او روی امام کارد کشید اما امام این طور صله فرمود ، آنگاه فرمود بوی بهشت تا دو هزار سال راه به مشام می رسد اما هر کسی که عاق والدین یا قاطع رحم باشد بوی بهشت را هم نمی شنود ، ای کسی که عاق والدین هستی قاطع رحم هستی بوی بهشت را هم نمی شنوی تا چه رسد به اینکه بهشت را ببینی. جمعه و نماز یا جهاد هفتگی به ضمیمه ولایت حضرت علی (ع) و ائمه اطهار { از تالیفات شهید آیت الله دستغیب (ره) } صفحه 70 الی 71

امام صادق (ع) هنگام وفات

ابوبصیر می گوید : وقت وفات امام صادق (ع) در مدینه نبودم در مسافرت بودم ، از مسافرت که برگشتم ، شنیدم رئیس مذهب ما ، اما صادق (ع) از دنیا رحلت فرموده است.

 آمدم در خانه امام صادق (ع) در زدم که به بی بی ام حمیده تسلیت بگویم ، به بی بی گفتم در مدینه نبودم رئیس مذهب از دنیا رفت ، بفرمائید در این چند روز آخر که من نبودم حضرت حرف تازه ای هم زد که نشنیده باشم ، بی بی ام حمیده فرمود : مطلب مهمی امام صادق (ع) گفت ، روزهای آخر امام صادق (ع) دستور دادند قوم و خویشاوندان جمع شوند وقتی که جمع شدند فرمود ای خویشاوندان : به خدا قسم اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِّفاً باِلصَّلوةِ { منتهی الآمال }. فردای قیامت به شفاعت ما خانواده نخواهد رسید کسی که در دنیا نمازش را سبک شمارد ، حضرت نمی فرماید کسی که نماز نخواند به شفاعت ما نمی رسد بلکه می فرماید کسی که نماز را سبک شمارد به شفاعت ما خانواده نمی رسد! برگرفته از سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) ؛ گفتار وعّاظ جلد 4 صفحه 268


مردی از اصحاب حضرت امام صادق (ع) برای نشان دادن كمال معرفت خود در حقّ امام، به ایشان عرض كرد :

یابن رسول الله ! اگر شما این انار را از این درخت بچینید و بعد دو نیمه‌اش كنید و بگویید، این نیمه‌اش حرام است و نیمه‌ی دیگرش حلال،من نمی ‌گویم چرا ؟! می ‌پذیرم زیرا من گفتار امام را مبتنی بر وحی و الهام الهی می‌دانم و لذا وظیفه‌ای جز پذیرش آن ندارم.

 

عزّت و جلال معنوی امام صادق(ع)

به تناسب ایام عرض می ‌شود منصور دوانیقی حاكم جبّار عبّاسی كه نمی ‌توانست عزّت و عظمت و محبوبیّتی را كه امام صادق (ع) در میان مردم داشت، تحمّل كند، از طرق گوناگون می ‌كوشید شخصیّت علمی و معنوی آن حضرت را بشكند ولی موفّق نمی ‌شد.عاقبت تصمیم به قتل آن حضرت گرفت.به نقل مرحوم علاّمه‌ی مجلسی (رض) صد نفر از اعاجم (مردمی كه زبان عربی را نمی ‌فهمیدند) و امام را نمی ‌شناختند ، از یك منطقه‌ی دور از بلاد اسلامی استخدام كرد و آن‌ها را مورد مهر و محبّت خود قرار داد و از همه گونه لذائذ كامیابشان گردانید و پس از مدّتی آن‌ها را به دربار و كاخ اختصاصی خویش احضار كرد و به وسیله‌ی مترجم به آن‌ها فهماند كه من دشمنی دارم و امشب پیش من خواهد آمد.از شما می‌ خواهم آماده باشید،تا وارد شد او را بكشید و قطعه ‌قطعه‌اش كنید.

آن‌ها همه شمشیر به دست آماده‌ی امتثال فرمان شده و ایستادند ؛ آنگاه او مأموری فرستاد و امام را احضار كرد.آن‌ها تا چشمشان به امام افتاد،شمشیرها را از دست انداختند و پیش پای امام به زمین افتادند.در حالی كه ناله‌ی آرامی داشتند صورت خود را خاضعانه به زمین نهادند.منصور از دیدن این صحنه سخت ترسید و به امام گفت: ای مولای من! چه شده كه یاد ما كرده و به این وقت از شب پیش ما تشریف آورده ‌اید ؟ امام فرمود : تو احضارم كرده‌ای آمده‌ام.گفت: مأمور اشتباه كرده،اینك قدم به چشم من نهاده‌اید.از امام تجلیل فراوان كرد و امام مراجعت فرمود.پس از رفتن حضرت رو به آن اعاجم كرد و به وسیله‌ی مترجم پرسید: شما چرا طبق فرمان عمل نكردید؟ گفتند: تو دستور قتل كسی را به ما داده ‌ای كه ما جز او ولیّ و سرپرست دیگری برای خود نمی ‌شناسیم.او هر روز به ما سر می ‌زند و همچون پدر نسبت به فرزند از ما دلجویی می‌ كند.آیا می ‌شد دست ما به سوی او به قصد كشتن دراز شود؟!

منصور كه از این راه تیرش به سنگ خورده بود آن‌ها را شبانه به محلشان برگردانید و خود در مقام مسموم ساختن امام برآمد و عاقبت امام صادق(ع)  روز25 شوّال سال148 هجری قمری، مسموماً به شهادت رسید.

 

سؤال طبیب نصرانی از امام صادق(ع)

طبیب نصرانی خدمت امام صادق (ع) عرض كرد :

(اَفی كِتابِ رَبِّكُمْ اَم فِی سُنَّة نَبِیِّكُمْ شَیْءٌ مِنَ الطِّبِّ)؛

«آیا در كتاب خدای شما و در سنّت پیامبر شما چیزی از طبّ هم گفته شده است»؟

امام(ع)  فرمود :

(اَمّا فی كِتابِ رَبِّنا فَقَوْلُهُ تَعالَی‌‌{ كُلُوا وَاشْرَبوُا وَ لا تُسْرِفُوا‌‌{

«امّا در كتاب خدای ما [قرآن] یك جمله آمده است؛بخورید و بیاشامید و زیاده ‌روی نكنید».

(وَ اَمّا فی سُنَّة نَبِیِّنا الْاِسْرافُ فِی الْاَكْلِ رَأسُ كُلَّ داءٍ وَ الْحَمِیة مِنْهُ اَصْلُ كُلِّ دَواءٍ)؛

«در سنّت پیامبر ما هم آمده: زیاده‌ روی در خوردن، سرچشمه‌ی همه‌ی دردها و پرهیز از خوردن،سرچشمه‌ی همه‌ی داروهاست».

طبیب نصرانی برخاست و گفت:

(وَ اللهِ ما تَرَكَ كِتابُ رَبِّكُمْ وَ لا سُنَّة نَبِیِّكُمْ مِنَ الطِّبِّ شَیْئاً لِجالینوُس)؛

«به خدا قسم، قرآن و سنّت پیامبر شما چیزی برای جالینوس در طبّ باقی نگذاشته است».

یعنی آنچه در امر بهداشت لازم بوده گفته‌ و ریشه‌ی اصلی درد و درمان را نشان داده‌اند. این نمونه‌ای است از این ‌كه پیشوایان دینی ما درباره‌ی همه چیز دستورالعمل دارند.

همه‌ی شیعیان غنی هستند

مردی از شیعه خدمت امام صادق  (ع) آمد و عرض كرد:آقا،من فقیر شده‌ام. امام فرمود:

(اَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَ تَدَّعِی الْفَقْرَ)؛

«تو شیعه‌ی ما هستی و اظهار فقر می ‌كنی»؟

و حال آن كه:

(شیعَتُنا كُلُّهُمْ اَغْنِیاء)؛

«همه‌ی شیعیان ما اغنیا هستند».

فقیر میانشان نیست.گفت: آقا،چه طور فقیر در میانشان نیست؟من فقیرم. فرمود: بگو ببینم اگر تمام دنیا را پر از نقره كنند و به تو بدهند،حاضری آن محبّتی را كه به ما داری از دل بیرون كنی ؟ گفت: نه، به خدا قسم، اگر همه را هم طلا كنند، من حاضر نیستم محبّت و ولایت شما را از دست بدهم. امام‌(ع)فرمود: پس تو ثروتمندی؛سرمایه‌ ای داری كه از همه‌ی كره‌ی زمین كه پر از طلا و نقره باشد بالاتر است. پس آن كسی فقیر است كه آنچه تو داری ندارد، مسائل مادّی چیزی نیست كه بگویی من فقیرم.آنگاه مقداری پول عنایت فرمودند تا جنبه‌ی ظاهرش هم درست بشود.یونس ‌بن ‌یعقوب می ‌گوید، عرض كردم :

(لَوِلایی لَكُمْ وَ ما عَرَّفَنِیَ اللهُ مِنْ مَحَبَّتِكُمْ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنَ الدُّنْیا بِحَذافِیرِها)؛

«[آقا]به خدا قسم، این ولایت و محبّتی كه به شما دارم، از تمام دنیا و آنچه در آن است نزد من محبوب ‌تر است».

او خیال می‌كرد حرف خوبی زده است. امام  (ع)اندكی از این حرف ناراحت شد و فرمود:

(یا یُونُسُ قِسْتَنا بِغَیْرِ قِیاسٍ)؛

«ای یونس، تو در مورد ما مقایسه‌ی نادرستی كردی».

محبّت ما را با دنیا و ما فیها مقایسه كردی؟مگر دنیا چیست؟

(مَا الدُّنْیا وَ ما فیها اِلّا سَدُّ فَوْرَة اَوْ سَتْرُ عَوْرَة)؛

«دنیا مگر چیست؟ با غذایی شكم را سیر كردن و با لباسی عورت خود را پوشاندن».

 این چیزی نیست كه آن را با محبّت ما مقایسه می ‌كنی.

(وَ اَنْتَ لَكَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَیاة الدّائِمَة)؛

«محبّت ما حیات ابدی برای تو می‌ آورد».

زمام استر امام (ع)به دست غلامشان بود كه جلو مسجد ایستاده بود.مرد تاجر خراسانی آمد و به غلام امام (ع)گفت: بیا با هم معامله‌ای بكنیم. تو نوكری امام (ع) را به من بده؛من تمام ثروتم را به تو می ‌دهم كه در خراسان ثروت بسیار دارم.همه‌ی ثروتم از آن تو باشد و من غلام امام صادق (ع) باشم.او خوشحال شد از این كه ثروت سرشاری به دستش رسیده است؛ گفت: پس صبر كن من بروم و مشورتی با خود امام (ع) بكنم.خدمت امام صادق (ع) آمد و گفت : آقا، من چند سال خدمت شما بوده‌ام.حال، اگر خیری به من بخواهد برسد،شما مانع می‌ شوید ؟ فرمود : نه.عرض كرد : مردی می ‌خواهد با من معامله كند. تاجری خراسانی و ثروتمند است. طالب این شده كه غلام شما باشد و من هم سر ثروت او بروم. فرمود: معلوم می‌ شود كه از ما خسته شده‌ای. اگر به ما بی ‌رغبت شده‌ای، عیبی ندارد. او جای تو بیاید و تو به جای او برو ؛ ما مانع نمی‌ شویم. او خوشحال شد و برخاست كه برود.امام صدا زد و فرمود: بیا، چون تو چند سال خدمت ما بودی، حقّی بر من داری؛ می ‌خواهم نصیحتت كنم ؛ فردای قیامت كه ‌شود، رسول خدا متمسّك به نور جلال خدا می ‌شود و علیّ مرتضی، جدّ ما، متمسّك به رسول خدا…و ما هم متمسّك به جدّمان، علیّ مرتضی، می ‌شویم و شیعیان و دوستان ما هم متمسّك به ما می‌ شوند و همگی با هم وارد بهشت خدا می ‌شویم. حال، اگر دوست داری با ما باشی، می‌ پذیریم و اگر هم می‌ خواهی بروی، مانع نمی ‌شویم. گفت: آقا، نخواستم. اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، حاضر نیستم از در خانه‌ی شما بروم. من در خدمت شما و غلام شما هستم. سپس پیش مرد خراسانی رفت و گفت: نه، من حاضر نیستم دست از غلامی امام بردارم. مرد خراسانی گفت: پس مرا نزد آقا ببر تا خدمتشان عرض ارادت كنم.خدمت امام(ع)رسید و عرض مودّت كرد و امام هم درباره‌اش دعا کرد.

برگرفته از شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی

 

با استفاده از لینک زیر گزیده ای از سخنرانی حضرت آیت الله شهید شیخ قاسم اسلامی (ره) را که به مناسبت شهادت امام صادق (علیه السلام) برگزار گردیده بوده را از لینک زیر دانلود بفرمایید :       { موضوعات سخنرانی : فضائل امام امیرالمومنین (علیه السلام) ، امام شناسی حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، خاطره از تشییع جنازه آیت الله بروجردی (ره) ، روضه شهادت امام صادق (ع) ، روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها) }

                             دانلود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث