تبلیغات
وبلاگ احادیث - دهم ماه مبارک رمضان سالروز وفات اُمُّ المؤمنین حضرت خدیجه (علیها السلام)
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

وفات حضرت خدیجه (علیها السلام)

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )

«اُمِرْتُ اَنْ اُبَشِّرَ خَدیجَهً بِبَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ لا صَخَبٌ فیهِ وَلا نَصَبٌ»

 (منابع :  ابن هشام ، السیرة النبویه ، جلد 1 صفحه 241 ؛ احمد بن حنبل ، مسند جلد 1 صفحه 205 ؛ طبرانی ، المعجم الکبیر جلد 23 صفحه 10 ؛ حاکم نیشابوری ، المستدرک جلد 3 صفحه 184 )

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود : به من امر شد که خدیجه را به خانه ای بشارت دهم ، خانه ای از جواهر که در آن ناله و اندوه نیست.

در سال دهم بعثت، سه سال قبل از هجرت، در ماه مبارک رمضان، اُمُّ المؤمنین خدیجه علیها السلام ، بانوی مؤمنه و فداکار- پس از سپری شدن شصت و پنج سال از عمر پر برکتش، در گذشت و بنا به نقل شیخ «مفید»، این واقعه دردناک، در روز دهم ماه رمضان اتّفاق افتاد[آنچه در تاریخ وفات حضرت خدیجه (علیها السلام) و حضرت ابوطالب نگاشتیم ، موافق است با مسار الشیعه ( مفید ، مسار الشیعه ، صفحه 22 - 23 ) و بعضی کتاب های دیگر. یعقوبی وفات خدیجه (علیها السلام) را پیش از ابوطالب ثبت کرده است. یعقوبی ، تاریخ ، جلد 2 صفحه 35 . برای اطلاع از سایر اقوال ، به کتاب های تاریخ و حدیث و تراجم مانند اسد الغابة ، مراجعه شود. ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 85 ]، و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) او را به دست خویش، در حجون مکّه مکرّمه دفن کرد، و حزن و اندوه آن حضرت، در مصیبت او به حدّی زیاد شد که آن سال را «عامُ الْحُزْن» نام نهاد.

شخصیّت حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

همان گونه که می دانیم خانه و خانواده، محیط تربیت بوده و در رشد جسم و فکر و ساختار شخصیّتی انسان تأثیر می گذارد و آن را اصیل و با ثبات و پایدار می سازد.

خاندان خدیجه (سلام الله علیها) ، از جانب پدر و مادر و اجداد پدری و مادری از اصیل ترین خانواده های «جزیرة العرب» و صاحب شرافت و سیادت بودند.

خدا خواست که این بانوی بی همتای حرم نبوّت و مادرِ یازده اخترِ برج امامت و ولایت، در عقل و ادب و حکمت و بصیرت و معرفت، نابغه و ممتاز باشد.

او نمونه برجسته کمال و نبوغ و فهم و بینش بود که همانند آن را در میان مردان و زنان، کمتر می توان یافت و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت و صمیمیّت و مهر وفا از جمله صفات برجسته او بود.

در جاهلیّت، خدیجه را طاهره 1 و در اسلام، یکی از چهار بانویی که بر همه بانوان بهشت فضیلت و برتری دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزیزش، هیچ بانویی این مقام و فضیلت را نیافت 2.

او برای رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم نعمتی بزرگ، و رحمتی از رحمت های واسعه خداوند متعال بود.

برای مرد، به ویژه مردی که بیرون خانه و در اجتماع به فعالیّت های بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظیم داشته باشد و عهده دار پیکار و جهاد بوده و مورد یورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترین آرامش دهنده قلب و روح و نگهبان پایداری و استقامت و رفع کننده خستگی و ناراحتی، همسر هوشیار و خردمند و مهربان و دلسوز است.

اگر مردی در خارج از خانه با دشمنان گرم پیکار گشته و به حمله های وحشیانه، استهزاء، سرزنش و اذیّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نیز با همسری نادان و بدخو و ترسو، ضعیف و شمات تگر، روبرو شود که او را از کار و هدف وی و پیمودن راهی که مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش کند و به ترک دعوا و تسلیم شدن به دشمنان وادار نماید، از اینکه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزای جاهلان قرار می گیرد، خسته و ناخوشایند باشد و در پی حلّ مشکلات همسر خویش برنیاید، بی شک مشکلات و دشواری های آن مرد، دو چندان خواهد شد.

بدون تردید چنین مردی همواره بر مشکلات و دشواری هایش افزوده خواهد شد؛ چرا که نه تنها همسر وی او را در حلّ مشکلات یاری ننموده است، بلکه با اعمال و رفتار غیر منطقی خود از قبیل: سرزنش و اعتراض، آن مشکلات را صد چندان کرده است.

پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم آورنده بزرگ ترین رسالت آسمانی، از طرف خدا مأمور بود که با خرافات ومظاهر شرک و بت پرستی و ستمگری و محرومیّت توده های ضعیف و فقر و جهل و نادانی، فساد و فحشا و آنچه رذایل بود، مبارزه و با گردنکشان، مشرکان و بت پرستانِ متعصّب، رؤسای قبایل و سران استثمار، با عادات و ادیان باطل و تعصّبات کورکورانه جهاد کند.

مشرکان، همه توان و قدرت خویش از جمله: شجاعان پیلتن و مردافکن، شعرای دشنام ده و ناسزاگو، ارازل و اوباش، زن و مرد، خویش و بیگانه، را برای مبارزه با اهداف آن حضرت بسیج کردند؛ و تا آن جا که می توانستند او و چند تن از یارانش را اذیّت کردند؛ می زدند؛ رنج داده، ناسزا می گفتند؛ سر راهش را با خار و خاشاک می بستند؛ در حال نماز و پرستش به او توهین کرده و روابط خود را با او ویارانش قطع نمودند. طعام و خواروبار را در اختیار او و کسان و پیروانش قرار نمی دادند و در کل، محیط خارج، علیه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم به پیکار و نبرد برخاسته بود و همه مشرکان با دعوت و رسالتش مخالفت می نمودند.

با وجود این همه دشمن، و موانع و مشکلات، اگر در میان همه این دشمنان، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم هر روز وقتی به خانه می آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسری که سیّده زنان قریش و دارای آن شخصیّت و صاحب آن همه ثروت و مکنت بود، روبرو می شد که از راه دلسوزی و ترحّم و یا اعتراض، از او می خواست تا از دعوت خویش دست بردارد و خود را مورد این همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجیب و دشواری قرار می گرفت؟!

اگر آن همسر محترم که ثروت کم نظیر خودش را در اختیار شوهر قرار داده بود تا در راه خدا و دستگیری از فقیران انفاق کند، پیشنهاد می داد که: مناسب است با قوم و قبیله ات که حاضرند تو را امیر و پادشاه خود قرار دهند، سازش کنی؛ و با دین و روش آنها کاری نداشته باشی و زندگی آرام و راحت ما را به یک زندگی سرشار از حادثه و نگرانی تبدیل ننمایی، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم چگونه او را قانع می ساخت؟ و چه کسی توانایی مرحم گذاشتن بر جراحات روح و جسم آن حضرت را داشت؟

بی شک سراسر زندگی پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از داخل و خارج خانه، فشار و مانع و سختی می شد. ولی لطف خدا دریچه های قلب حضرت خدیجه (علیها السلام) را چنان به سوی درک حقّانیّت دعوت اسلام باز کرد و آن چنان دلش را نورانی و سرشار از معرفت و حکمت گردانیده بود که هرگز پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم با چنان منظره اسفناک، در داخل خانه روبرو نشد.

دکتر «بنت الشّاطی» می گوید: «آیا همسری غیر از خدیجه این استعداد را دارا بود که دعوت تاریخی شوهرش را وقتی از غار حرا آمد، با ایمان قوی و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال کند، بی آن که در راستی او و اینکه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شکّی در دل راه بدهد؟

آیا جز خدیجه، هیچ بانوی ثروتمندی که در ناز و نعمت و آسایش و احترام زیسته، می توانست با کمال رضایت و خرسندی از زندگی اشرافی، اموال بسیار و عزّت و توانگری چشم بپوشد؛ تا در دشوار ترین لحظات زندگی کنار همسرش بایستد و او را در بلایا و مشکلات موجود در راه تحقّق هدفی که به حقّانیّت آن ایمان داشت، یاری کند؛ حاشا و کلّا! فقط خدیجه چنین بود و زنان دیگر چون او نیستند، مگر در طبقه و رتبه او باشند3»

خداوند به جای شهر مکّه، مردم مکّه و مهر و محبّت آن ها و استقبال ایشان از دعوت به توحید ، خدیجه را به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم عطا کرد، و او هنگامی که حضرت به خانه می آمد، به استقبال وی می شتافت و ازحال وی پرسش می کرد و از او دلجویی می نمود و رحمت و نصرت و لطف خدا را به یاد او آورده، گرد و غبار را از چهره درخشانش می شست؛ و ملالت آزار قوم را با تسلّاهای گرم از دلش می زدود.

«ابن اسحاق» می گوید: سخنی از قوم در ردّ و تکذیب، که موجب اندوه و آزردگی فکر و خاطرش شود، نمی شنید؛ مگر آن که خدا آن اندوه را به واسطه خدیجه برطرف می ساخت. خدیجه سنگینی سخنان سخت را بر او سبک می کرد و او را تصدیق می نمود. و رفتار و جسارت های مردم را بی ارزش و بی اهمیّت می شمرد4.

آری، خدیجه (علیها السلام) نخستین زنی بود که دین اسلام را پذیرفت و با پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم نماز خواند؛ و جز علی بن ابی طالب علیه السلام- که همواره پیش و بعد از بعثت، ملازم و پیرو پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم بود و از راه و روش پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم لحظه ای جدا نشد- کسی از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.

خدیجه (علیها السلام) با دوراندیشی و افکار حکیمانه، خردمندی و حدس صائبی که داشت، دعوت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را پذیرفت، و سوابقِ نیکو و درخشان رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم و اخلاق و صداقت و راستگویی و امانتداری، یاری ضعفا و دستگیری از فقرا، تواضع، قناعت و ایثار و بخشش و مهمان نوازی و سایر صفات پسندیده آن حضرت، همه در نظر خدیجه (علیها السلام)- آن زن آزموده حکیمه- مجسّم بود؛ و می دانست آن سوابق عالی و ملکوتی، در چنان محیط تاریک و پر از فساد و تباهی از علایم نبوّت است.

خدیجه (علیها السلام) ، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را به خوبی شناخته و دریافته بود که او از باطل پرهیز دارد و از دروغ بیزار است.

دیگران نیز او را با این صفات می شناختند و از کار زشت و ناروا، پاک و منزّه می دانستند؛ تا آن جا که او را «امین» لقب داده بودند5.

کسی را که خدیجه (علیها السلام) می شناخت، هرگز به خدای زمین و آسمان نسبت دورغ نخواهد داد؛ و هرگز خدای جهان او را تنها نخواهد گذاشت. و او هرچه بگوید، حقّ و حقیقت است.

بنابراین خدیجه (علیها السلام) در پذیرفتن اسلام، هیچ گونه صبر و تردیدی نکرد؛ و از همان قدم اوّل، یار و مددکار پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد و ثروت و اموال خود را برای یاری دین خدا، در اختیار پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم قرار داد.

خدیجه (علیها السلام) نیز چون پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از آزار مشرکان و بت پرستان بی نصیب نماند؛ زن ها از او کناره گرفته و رفت و آمد با او را قطع کردند؛ به او زخم زبان می زدند و سخنان درشت می گفتند، حتّی در هنگام زایمان به کمک او نمی آمدند و او را تنها می گذاشتند6

امّا خدیجه (علیها السلام)، آینده ای را می دید که دیگران نمی دیدند او می دانست دین محمّد حقّ است؛ و طولی نخواهد کشید که پرستش خدای یگانه، جای پرستش بت ها را خواهد گرفت؛ و خدا پیامبرش را یاری می کند و روز به روز بر شهرتش افزوده می شود.

آری، خدیجه در اسلام مقامی  یافت که از میان بانوان، جز دخترش- که سیّده نساء عالمین است 7  - کسی به آن مقام و افتخار دست نیافت.

خدا نسل پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را از چنین بانویی قرار داد.

پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در عین نشاط جوانی، در سنِّ بیست و پنج سالگی با خدیجه (علیها السلام) که چهل سال از عمر خویش را پشت سر گذاشته بود، ازدواج کرد 8 . و حدود بیست و چهار سال، خدیجه چراغ خانه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و انیس و غم خوار او بود و پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم تا خدیجه (علیها السلام) زنده بود، یعنی تا سنّ پنجاه سالگی خودش و شصت و پنج سالگی خدیجه، زن دیگری اختیار نکرد.

بعد از خدیجه (علیها السلام) هم اگر چه به اقتضای حکمت ها و مصالحی، زن های متعدّدی گرفت، ولی هیچ یک از آن ها جای خدیجه (علیها السلام) را نگرفتند و فراقی را که از فقدان خدیجه (علیها السلام) در خانه رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم پیدا شد، پر نکردند، و پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از آن ها صاحب فرزندی نشد و نسل او از خدیجه باقی ماند.

پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم خدیجه (علیها السلام) را فراموش نکرده و از اخلاق و صفات او یاد می فرمود؛ به کسانی که با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف می کرد.

«عایشه» می گوید: «بر احدی از زن های پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم آن قدر غیرت نورزیدم که بر خدیجه غیرت ورزیدم. برای اینکه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم بسیار از او یاد می فرمود و اگر گوسفندی ذبح می شد، از آن برای دوستان خدیجه می فرستاد»9

همچنین از «عایشه» روایت شده است که: «رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم از خانه بیرون نمی رفت، مگر آن که خدیجه را یاد می کرد و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می فرمود.

روزی از روزها غیرت مرا گرفت، گفتم: او پیر زنی بیش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است. پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم غضبناک شد؛ به طوری که موی جلوی سرش از خشم تکان می خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ایمان آورد به من، وقتی مردم، کافر گردیدند و تصدیق کرد مرا، هنگامی که مردم مرا تکذیب می کردند و در اموال خود با من مواسات کرد، وقتی مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر محروم فرمود».10  

«انس بن مالک» روایت کرده که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «بهترین زنان عالم مریم بنتِ عمران وآسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خُوَیْلِد و فاطمه بنت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم هستند».11  

از «ابن عبّاس» روایت شده که: پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم چهار خط در زمین کشید و فرمود: «آیا می دانید این چیست؟» عرض کردند: «خدا و رسول خدا داناتر است.» پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «فاضل ترین زنان بهشت، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم- همسر فرعون- می باشند.»12  

در «صحیحین» از «عایشه» روایت شده که: «پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم خدیجه را به خانه ای در بهشت بشارت داد که در آن سر و صدای بلند و رنج و زحمت نیست».13 

در «صحیح مسلم» روایت شده که: پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «جبرییل نزد من آمد و گفت: «یا رسول الله! اینک خدیجه می آید و با او ظرفی از طعام و آشامیدنی است وقتی آمد، بر او از طرف پروردگارش و از طرف من سلام برسان و او را به خانه ای در بهشت بشارت بده».14

در «سیره ابن هشام» روایت کرده که: جبرییل خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: «خدیجه را از طرف خدا سلام برسان».

پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود:

یا خَدیجَةٌ ! هذا جِبریلُ ، یُقرِئُکِ السَّلام مِن رَبَّکِ. فَقَالَت خَدیجَةُ : أللهُ السَّلامُ وَمِنْهُ السَّلامُ، وعَلی جِبْریلَ السَّلامُ»15

( ای خدیجه ! این جبرئیل است که از جانب پروردگارت به تو سلام می فرستد.پس خدیجه عرض کرد : خداوند ، سلام است ، و سلامی از جانب اوست؛ و بر جبرئیل سلام باد.)

و به روایت نسائی و حاکم نیشابوری ،  خدیجه (علیها السلام) فرمود:

إِنّ اللهَ هُوَ السَّلامُ وَ عَلی جِبریلَ السُّلامُ ، وَ عَلَیکَ السَّلامُ وَ رَحمَةُ اللهِ 16    

خداوند ، سلام است و بر جبرئیل و بر تو سلام و رحمت و برکات خدا باد.

یکی از مزایای خدیجه (علیها السلام) این بود که همواره پیش از بعثت و بعد از بعثت، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را تعظیم می کرد و سخنش را تصدیق می نمود.

فضایل خدیجه (علیها السلام) و کرایم اخلاق او بسیار است. برای کسب اطّلاع بیشتر می توانید به کتب تاریخ و حدیث و تراجم رجوع کنید.

برگرفته از کتاب رمضان در تاریخ صفحه 61الی 73 (از تألیفات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی مدّ ظلّه الشّریف)

-----------------------------------------------------------------

پاورقی

1-ابن عبدالبر ، الاستیعاب جلد 4 صفحه 1817 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 78 ) و سیّده نساء قریش می خواندند ( بیهقی ، دلائل النبوه صفحه 22 ؛ ابن کثیر ، البدایة و النهایه جلد 3 صفحه 15 

2- طبرانی ، المعجم الکبیر ، جلد 22 صفحه 402 ؛ ابن عبدالبر الاستیعاب جلد 4 صفحه 1821 - 1823 ؛ ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب جلد 3 صفحه 104

3-ر.ک : ابوعلم ، اهل البیت علیهم السلام ، صفحه 102 نقل به معنا)

4-ابن هشام ، السیرة النبویه ، جلد 1 صفحه 240 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 82 

5-ابن هشام ، السیرة النبویه ، جلد 1 صفحه 183 ، 197 ؛ بلاذری ، انساب الاشراف جلد 1 صفحه 99 - 100 ؛ یعقوبی ، تاریخ جلد 1 صفحه 19 ؛ ماوردی، اعلام النبوه صفحه 212 - 213 ؛ طبرسی ، اعلام الوری جلد 1 صفحه 145 ؛ فخر رازی ، اعلام النبوه صفحه 74 ، 77 ؛ مقریزی ، امتاع الاسماع ، جلد 1 صفحه 19، 91 ؛ جلد 2 صفحه 146 

6-کوفی ، الاستغاثه جلد 1 صفحه 70 ؛ طبری امامی ، دلائل الامامه صفحه 77 - 78 ؛ قطب راوندی ، الخرائج و الجرائح ، جلد 2 صفحه 524 - 525 ؛ حلی ، العدد القویه ، صفحه 223 ؛ مجلسی ، بحارالانوار جلد 16 صفحه 80 - 81  

7-ابن عبدالبر ، الاستیعاب ، جلد 4 صفحه 1821 - 1823 ؛ ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، جلد 3 صفحه 104 

8-ابن سعد ، الطبقات الکبری ، جلد 8 صفحه 17 ، 216 - 217 ؛ بلاذری ، انساب الاشراف ، جلد 1 صفحه 98 - 99 ؛ طبری ، تاریخ ، جلد 2 صفحه 34 ؛ ابن عساکر ، تاریخ مدینة دمشق جلد 3 صفحه 194 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 1 صفحه 23

9-احمد بن حنبل ، جلد 6 صفحه 202 ؛ بخاری ، صحیح جلد 4 صفحه 230 - 231 ؛ جلد 7 ، صفحه 76 ؛ مسلم نیشابوری ، صحیح جلد 7 صفحه 133 - 134 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 84  

10-ابن عبدالبر ، الاستیعاب جلد 4 صفحه 1823 - 1824 ؛ ابن جوزی ، المنتظم جلد 3 صفحه 18 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 84 - 85 

11-ابن عبدالبر ، الاستیعاب جلد 4 صفحه 1822 ، ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 83   

12-ابن عبدالبر ، الاستیعاب جلد 4 صفحه 1822 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 6 صفحه 83 

13-بخاری ، صحیح جلد 2 صفحه 203 ؛ جلد 4 صفحه 230 - 231 ؛ مسلم نیشابوری ، صحیح جلد 7 صفحه 133 . نظیر این حدیث در کتب دیگر اهل سنت نیز ذکر شده است.ر.ک : یعقوبی ، تاریخ ، جلد 2 صفحه 35 ؛ ابن اثیر جزری ، اسدالغابه جلد 2 صفحه 83 - 84 ؛ ابن حجر عسقلانی ، الاصابه جلد 8 صفحه 101  

14-مسلم نیشابوری ، صحیح جلد 7 صفحه 133

15-ابن هشام ، السیرة النبویه جلد 1 صفحه 241 ؛ ر.ک : اربلی ، کشف الغمه جلد 2 صفحه 136 )

16-نسائی ، فضائل الصحابه صفحه 75 ؛ حاکم نیشابوری ، المستدرک جلد 2 صفحه 138





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث