تبلیغات
وبلاگ احادیث - مشکل کجاست عبادت یا اطاعت؟{ ویژه نامه ماه مبارک رمضان}
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر هدایت 

سلسله مباحث  معارفی سید محمد ضیاء آبادی

مشکل کجاست عبادت یا اطاعت؟

 ویژه نامه ماه مبارک رمضان

اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم


 { یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ } سوره بقره آیه 183


اجر خاصّ روزه ‌داری


رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)… در یكی از روزهای آخر ماه شعبان در مجمع عمومی مسلمین خطابه‌ای ایراد فرمود و یادآوری كرد كه مردم برای استقبال از ماه مبارك رمضان آماده شوند و از بركات آن بهره‌ مند گردند.


ضمن خطابه ‌اش فرمود:


(اَیُّهَا النّاسُ اِنَّهُ قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْكُمْ شَهْرُ اللهِ بِالبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَة شَهرٌ هُوَ عِندَ اللهِ اَفضَلُ الشُّهُور وَ اَیّامُهُ اَفْضَلُ الاَیّام وَ لَیالِیهِ اَفْضَلُ اللَّیالِی وَ ساعاتُهُ اَفْضَلُ السّاعاتِ شَهْرٌ دُعیتُم فِیهِ اِلی ضِیافَةِ اللهِ وَ جُعِلْتُم فِیهِ مِنْ اَهلِ كَرامَةِ الله...)؛[1]


ای مردم! متوجّه باشید كه ماه خدا به سوی شما آمد توأم با بركت و رحمت و مغفرت. این ماهی است كه نزد خدا افضل ماه‌ هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌ هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. ماهی است كه شما در آن به میهمانی خدا دعوت شده‌ اید و مورد تكریم و گرامی داشت خدا قرار گرفته ‌اید...


معمولاً شخص بزرگ و صاحب مقامی كه مردم را دعوت به میهمانی دعوت می‌ كند، خودش قیام به پذیرایی از میهمان‌ها نمی ‌كند بلكه خدمتكاران از آنها پذیرایی می ‌كنند ولی چه بزرگوار است حضرت ربّ العالمین خداوند تبارك و تعالی كه در ماه مبارك رمضان علاوه بر اینكه از بندگان خود دعوت كرده است، كار پذیرایی از آنها را هم خود ذات اقدسش به عهده گرفته و فرموده است:


(الصَّوْمُ لِی وَ أنَا أجْزِی عَلَیْهِ)؛[2]
روزه از آن من است و من خودم پاداش روزه ‌داران را به آنان می ‌پردازم[و قیام به پذیرایی از میهمانان خودم می ‌نمایم].


این تعبیر علی الظّاهر در مورد هیچ ‌یك از عبادات، جز روزه نیامده است آن هم به ظنّ قویّ از این جهت است كه روزه به معنای واقعی‌اش انقطاع از ماسوی الله و فناء در مقام قرب الی الله است كه هدف اصلی از خلقت انسان نیز همین است كه فرموده است:
{یا أیُّهَا الْإنْسانُ إنَّكَ كادِحٌ إلی رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِیهِ}؛[3]
ای انسان! تو بار سفر بسته‌ای و در حال حركت به سوی من هستی و سرانجام به لقاء و دیدار من خواهی رسید.


مطلوب انسانِِ نامحدود طلب


خدا یك حالت طلب نامحدود به انسان داده است كه می ‌خواهد همه چیز داشته باشد و برای همیشه هم داشته باشد. ولی این مطلوب در دنیا كه ظرفیّتش محدود است تحقّق یافتنی نمی ‌باشد. از طرفی هم خدا حكیم است و هرگز كاری لغو و بی نتیجه از او صادر نمی ‌شود. پس معلوم می ‌شود مطلوب نامحدودی در كار هست و خدا این حال طلب نامحدود را به انسان داده است تا در پی به دست آوردن آن مطلوب نامحدود بكوشد و به آن برسد و لذا ذات اقدس خود را كه كمال مطلق است یعنی هم همه چیز است و هم همیشه هست به عنوان مطلوب و مقصود اصلی انسان نشان داده و او را به لقاء و دیدار خودش دعوت كرده و برنامه‌ی حركت به سوی خودش را هم معیّن كرده و فرموده است:
{...فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أحَداً}؛[4]
...پس هر كس به لقاء پروردگارش امید دارد باید كاری شایسته انجام دهد و هیچ ‌كس را در عبادت پروردگارش شریك نكند.


پس برنامه این است كه شما دستورات آسمانی دین را كه رعایت واجبات و محرّمات است انجام بدهید و مخصوصاً مراقب باشید كه مؤمنِ مشرك نباشید.


ای عجب! مگر ممكن است كسی هم مؤمن باشد و هم مشرك؟! آری قرآن می ‌فرماید:
{وَ ما یُؤْمِنُ أكْثَرُهُمْ بِاللهِ إلّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ}؛[5]
بیشتر كسانی كه اعتقاد و ایمان به خدا دارند مشركند.


البتّه شرك در عبادت ندارند بلكه مبتلا به شرك در اطاعت هستند و هوای نفس خودشان را در اطاعت، شریك خدا قرار داده ‌اند آنجا كه خدا گفته نكن و هوای نفس گفته بكن، اینها اطاعت از هوای نفس را مقدّم بر اطاعت از خدا می‌ كنند و با اعضاء و جوارح خود مرتكب گناهان فراوان می‌ شوند و از طریق كسب و كار حرام انواع آلودگی‌ها در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی خود وارد می ‌سازند و در عین حال نماز هم می ‌خوانند و حجّ و زیارت هم می‌ روند.


این همان «شرك در اطاعت» است و مصداق مؤمن مشرك كه خدا فرموده است:
{ وَ ما یُؤْمِنُ أكْثَرُهُمْ بِاللهِ إلّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ}؛[6]
بیشتر كسانی كه اعتقاد و ایمان به خدا دارند مشركند.


پس مؤمن به خدا آن هم به معنای واقعی آن كسی است كه پا روی اهواء نفسانی خود بگذارد و مُطاعی جز خدا به خانه‌ی دل راه ندهد و بداند كه حال طلب نامحدودش باید تنها در راه به دست آوردن رضای خدای نامحدود به كار بیفتد و غیر خدا هر چه كه هست محدود است و زود گذر و فناپذیر و شایستگی آن را ندارد كه مطلوبِ انسان نامحدود طلب باشد.


حسرت شدید انسان از غفلت خود


هر كسی در مراحل گذشته‌ی عمرش اندكی بیندیشد، خواهد دید در هر مرحله‌ای از عمرش به چیزی دل داده و به آن عشق ورزیده است و بعد كه به مرحله‌ی بالاتر رسیده به آن عشق و معشوقش خندیده است. طفل شیرخوار برای پستان مادر بی ‌قراری‌ها می ‌كند و خواب از چشمان خود و مادر می ‌رباید، امّا بعد از مدّتی كه گذشت و طعم غذاهای لذیذ را چشید، دیگر از پستان مادر اعراض می ‌كند.


اگر به یك بچّه‌ی 5 ساله بگویید بیا پستان بِمِك، خنده‌اش می ‌گیرد كه من و پستان مكیدن!! می ‌فهمد آن چیزی كه چند سال عاشقش بوده یك چیز موقّتی بوده است و شایستگی آن را نداشته كه معشوق همیشگی ‌اش باشد و او در فراقش بگرید. از اینرو به دنبال معشوق دیگری می‌ گردد. مدّتی برای اسباب بازی بچّه‌ی همسایه گریه می‌ كند بعد به كیف و كفش و كلاه عشق می ‌ورزد، با نگاه حسرت به كت و شلوار همبازی‌ها نگاه می ‌كند و ناراحت می‌ شود. كم‌ كم جوانتر می‌ شود همه‌ی اینها را رها می ‌كند و به دنبال خط و خال و چشم و ابروی پری چهرگان می ‌رود و وصال زنان و دختران را برای خودش عالی‌ ترین هدف می پندارد؛ ولی كم ‌كم می ‌فهمد كه اشتباه كرده و اینها هم جان تشنه‌اش را سیراب نكرده‌اند و عاقبت به فكر پول و مال و ثروت و جاه می‌افتد و مطمئن می ‌شود كه آخرین سرمایه‌ی سعادت در جهان ریاست است و مقام و منصب كه جمعیّت‌ها دنبال آدم بیفتند و شعار زنده باد و مرده باد بگویند. از اینرو برای رسیدن به این موقعیّت، شب و روز می ‌دود و خودش را به آب و آتش می ‌زند و روز روشن را در چشم خودش و دیگران تیره و تار می ‌سازد و آنقدر می ‌دود و می‌ دود كه ناگهان تندباد اَجل می‌ وزد و طومار عمرش را در هم می ‌پیچد.


به فرموده‌ی قرآن:
{كَلاّ إذا دُكَّتِ اْلاَرْضُ دَكًّا دَكًّا * وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً * وَ جِی‏ءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَكَّرُ الْإنْسانُ وَ أنَّی لَهُ الذِّكْری * یَقُولُ یا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی}؛[7]
نه چنان نیست كه آنها می ‌پندارند، آن هنگام كه زمین سخت در هم كوبیده شود و فرمان پروردگارت صادر شود و فرشتگان صف در صف بایستند و جهنّم در صحنه حاضر شود[آری] آن روز انسان متذكّر می‌ شود و به خود می ‌آید امّا این تذكّر آن روز دیگر برای او چه سودی خواهد داشت؟ می ‌گوید: ای كاش! برای زندگی ‌ام چیزی از پیش فرستاده بودم.


یعنی آن روز می ‌فهمد كه زندگی در دنیا اصلاً زندگی نبوده است،60سال و 70 سال در خواب بوده و زندگی تازه شروع شده است و لذا می‌ گوید: ای كاش! برای زندگی‌ام چیزی از قبل فرستاده بودم.


{وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً}؛[8]
[و به خاطر آور] روزی [را كه] انسانِ ستم بر خود كرده [و سرمایه‌ی عمر از دست داده و محروم از سعادت ابدی به آنجا آمده است و از شدّت حسرت و پشیمانی] هر دو دست خود را به دندان می ‌گزد و می ‌گوید: ای كاش! دنبال رسول خدا رفته بودم و امروز به این ‌چنین بدبختی نیفتاده بودم.


انسان گاهی از ندامت و پشیمانی لبش را می ‌گزد و گاهی انگشت و یا پشت دستش را می‌ گزد ولی شدّت حسرت در روز قیامت تا چه حدّی می‌ رسد كه آدم بدبخت گنهكار هر دو دست خود را به دندان می ‌گزد و می‌ گوید: ای كاش! پیروی از رسول خدا كرده بودم.


اینك قرآن كریم با قاطعیّت تمام می ‌گوید:
{وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ}؛[9]
این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و زندگی واقعی در سرای آخرت است. ای كاش! این مردم غفلت‌زده به خود می ‌آمدند و از این حقیقت آگاه می‌ شدند.
 

لزوم تلاش برای رسیدن به ایمان قلبی


ما در همین مدّت كوتاه عمر خود مكرّراً دیده‌ایم كه این دنیا با اهلش چه بازی ‌ها كرده و چه پایین‌ها را بالا برده و چه بالاها را پایین كشیده است. چه بسا یكی را مردم بالا برده روی سر می ‌گذارند و چند روز بعد همو را پایین كشیده و لگدمالش می ‌كنند.


امروز دست كسی را می ‌بوسند و فردا همان دست را گاز می ‌گیرند. آری قرآن ندای آسمانی‌اش در گوش بیداردلان طنین انداز است كه:
{...فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّكُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ}؛[10]
...[شدیداً مراقب باشید كه جلوه‌ گری‌های] این دنیای [زودگذر] فریبتان ندهد و شیطان نسبت به خدا مغرورتان نسازد.


ما مدّعیان ایمان به خدا و روز جزا هم باید بر حذر باشیم مبادا ایمانمان سطحی و ذهنی باشد و در عمق جانمان ننشسته باشد آنچنان كه قرآن نقل می ‌كند كه:
{قالَتِ الْأعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فِی قُلُوبِكُمْ...}؛[11]
اعراب [بادیه نشین آمدند و به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) …] گفتند: ما ایمان آورده‌ایم، تو ای پیامبر! به اینان بگو: نه، شما ایمان نیاورده‌اید! بلكه اظهار اسلام كرده‌اید و ایمان هنوز در عمق جان و قلبتان ننشسته و از زبانتان فراتر نرفته است. آری شما مسلمانید و مسلمان همین است كه به زبان بگوید:«اشهد اَن لا اله الّا الله و اشهد انّ محمّداً رسول الله» این آدم مسلمان هست امّا مؤمن نیست چون هنوز ایمان به قلب او راه نیافته و داخل خانه‌ی قلبش نشده است.


امروز ما مسلمان از این قبیل فراوان داریم، مسجدالحرام و مسجدالنّبی در موسم حجّ مملوّ از اینگونه مسلمانهاست كه چه صف‌ های نماز جماعت با شُكوه تشكیل می ‌دهند و چه قرائت قرآن با الحان خوش در فضا پخش می‌كنند ولكن قرآن با صراحت تمام می‌ گوید: بگو: شما مؤمن نشده‌اید بلكه شما فعلاً مسلمانید.


{إنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا...}؛[12]
مؤمنان واقعی كسانی هستند كه به خدا و رسولش ایمان آورده و دیگر شكّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند برای همیشه پای حرف خود ایستاده و با پیش آمدن هیچ حادثه‌ای از حوادث دشوار زندگی از حرف خود بر نگشته‌ اند.


در صدر اسلام و هنگام غربت اسلام و پیامبر اكرم… (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند افراد با ایمان به معنای واقعی كه در راه دفاع از حریم اسلام همه چیز خود را از دست دادند امّا كوچكترین شكّ و تردید در ایمانشان راه نیافت عزیزانشان از دست رفت مضطرب نشدند، در میدان‌های جنگ در خون خود غلطیدند و مضطرب نشدند مثل میخ آهنین هر چه بیشتر كوبیده شدند، محكم تر شدند.


ایمان باشُكوه و استوار یحیی بن امّ طویل


امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
(اَلْمُؤمِنُ اَشَدُّ مِنْ زُبَرِ الْحَدیدِ)؛[13]
انسان مؤمن از پاره‌ی آهن محكم تر است.


زیرا پاره‌ی آهن اگر داخل آتش شود رنگ خود را می ‌بازد امّا انسان مؤمن اگر چندین بار در كوران حوادث بیفتد و كشته شود و زنده شود، از ایمان خود بر نمی ‌گردد.


یحیی بن امّ طویل از یاران وفادار امام سجّاد (علیه السلام) بود. در زمان بنی مروان كه زندگی برای دوستداران امام علی(علیه السلام) بسیار مشكل شده بود در خطبه‌های نماز جمعه و منبرها علناً سبّ و لعن علی(علیه السلام) می ‌كردند. اگر از كسی كمترین محبّتی به علی(علیه السلام) می ‌دیدند زندگی‌اش را به آتش می‌ كشیدند و او را به بدترین وضعی می‌ كشتند.


حُجّاج بن یوسف ثقفی استاندار سفّاك بنی مروان در كشتار شیعیان بیداد می ‌كرد. در همین زمان بحرانی آن دوستدار امام سجّاد(علیه السلام) یحیی ابن امّ طویل در سر چهارراه بالای یك بلندی رفت و فریاد كشید: لعنت خدا بر كسی كه مولای ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دشنام دهد و لعنت خدا بر مروان و مروانیان. ما از خاندان بنی‌ مروان متنفّریم.


به محض اینكه این جملات از دهان او خارج شد، مأمورین حكومتی او را دستگیر كردند و نزد حجّاج بردند. او گفت: اگر می‌ خواهی زنده بمانی از علیّ بن ابیطالب تبرّی بجوی! او گفت: جانم فدای مولایم امیرالمؤمنین! حجّاج دستور داد هر دو دستش را بریدند. او باز سخن از حبّ علی گفت، پاهایش را بریدند، او باز سخن از حبّ علی گفت. سرش را هم بریدند و در واقع او چند بار كشته شده ولی از علی (علیه السلام) برنگشته است.


موحّد چه زر ریزی اندر برش_
                                        و یا تیغ هندی نهی بر سرش_
امید و هراسش نباشد ز كس_
                                          بر این است آیین توحید و بس_


هدف اصلی ایجاد ملكه‌ی تقوا در دل


حال از ما مدّعیان ایمان و حبّ علی نیز خواسته‌اند درباره‌ی ایمانمان حدّاقل طوری ثابت و محكم بایستیم كه هوسهای بی بند و بار نفسانی نتواند به سادگی بر عقل ما چیره شود و ما را از مسیر ایمان منحرف كرده و بی ‌پروای در ارتكاب گناه و نافرمانی خدا گرداند.


پس اگر در ماه مبارك رمضان این قدر دستورات مؤكّد برای تلاوت قرآن و دعاهای شبانه‌ روزی و نمازهای مستحبّی داده‌اند منظور تنها انجام ظواهر اعمال و به ثواب رسیدن نبوده است، بلكه هدف و مقصود اصلی از تمام این مقدّمات، ایجاد ملكه‌ی تقوا در جان انسان است. چنانكه خدا فرموده است:


{یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }؛
ای باورداران خدا و روز جزا! عبادت روزه كه معنای حقیقی آن انقطاع قلب از ماسوی الله است بر شما واجب شده است تا بر اثر تكرار و تداوم اعمال عبادی شبانه ‌روزی، جان و روح انسانی شما منوّر به نور ایمان گشته و نیروی تقوا و خویشتنداری از هر چه ناپسند خداست در قلبتان قویتر گردد و برای كُشتی ‌گیری با قهرمانِ اضلالِ و اِغوا یعنی شیطان آماده شوید و پیروز گردید.


لزوم آمادگی برای لحظه‌ی خطرناك مرگ


چون ما یك لحظه‌ی بسیار خطرناكی در پیش داریم و در آن لحظه به مصاف شیطان قهرمان اغوا خواهیم رفت و آن لحظه‌ی سكرات مرگ است. در آن موقع آدم می ‌بیند تمام ستونهایش دارد می‌ لرزد و فرو می‌ ریزد، آنچه دارد از موجبات عزّت و رفعت در دنیا از پول و خانه و ییلاق و قشلاق و مقام و منصب همه از دستش می ‌رود. در آن حال شیطان برایش متمثّل می ‌شود و می ‌گوید: دیدی یك عمر خدا خدا گفتی و الان همان خدا همه چیزت را از دستت می ‌گیرد و بیچاره‌ات می‌ كند؟! الان یك سجده برای من بكن با اشاره هم كه باشد می ‌پذیرم، دستت را می ‌گیرم و از این ورطه نجاتت می ‌دهم!


در آن لحظه آدم بتواند گوهر ایمان خود را از دستبرد شیطان نگه دارد خیلی مایه می‌ خواهد. حالا ما كه هنوز به دام مرگ نیفتاده‌ایم و آن لحظه را تجربه نكرده‌ایم می‌ گوییم غلط می ‌كند شیطان كه برای ربودن گوهر ایمان من به سراغ من بیاید. امّا آدمی كه در میان دریا افتاده و دست و پا می ‌زند و پایین و بالا می ‌رود در آن لحظه هر دستی به سوی او دراز شود كه نجاتش دهد بدیهی است كه دست به او می ‌دهد و دیگر نمی‌ پرسد تو كی هستی؟


در لحظات سكرات مرگ هم كه شخص مُحتَضَر در حال دست و پا زدن است شیطان به سراغش می‌آید، آدم بدعمل فریب شیطان خورده تسلیم او می ‌شود و بی دین می‌ میرد امّا خوشا به حال آن سعادتمندی كه عمری در مكتب آسمانی قرآن و عترت تربیت دیده و یا سرمایه‌ی ایمان و یقین رو به لقاء ربّش می ‌رود. در همان لحظه كه ملك‌‌الموت را می ‌بیند، ابتدا حالت ترس بر او عارض می ‌شود امّا جناب عزرائیل (علیه السلام) به او می ‌گوید: نترس، من از پدر هم بر تو مهربانترم، چشم باز كه چه می‌بینی و وقتی او چشم باز می‌كند، می‌بیند به‌به! آن بزرگوارانی كه یك عمر سنگ محبّت آنها را به سینه زده است آمده‌اند و كنار بسترش نشسته‌اند.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) …آمده، امیرالمؤمنین(علیه السلام)، صدّیقه‌ی كبری (علیها السلام) و...وقتی آن انوار را می ‌بیند، آنچنان خوشحال می ‌شود كه قطرات از چشمانش سرازیر می ‌گردد، از دنیا و مافیها دل بر می ‌كَنَد و آماده برای رفتن می ‌شود و به زبان حال می ‌گوید:


خرّم آن روز كزین خانه‌ی ویران بروم_
                            راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم_
************
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی_
                              تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ_
من از او جانی ستانم جاودان_
                              او ز من جسمی بگیرد رنگ رنگ_


پروردگارا! تو را سوگند می دهیم به حرمت این عزیزان درگاهت، فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش قطره‌ای از دریای بیكران معرفتشان به ذائقه‌ی جان ما بچشان و گوشه‌ای از فضای بی پایان جلال و جمال ملكوتیشان به چشم قلب ما برسان و محبّتشان را در عمق جان ما بنشان. اِن‌شاءالله
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و ارزقنا شفاعتهم و وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل خاتمة امرنا خیراً.      والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته
 

 

**********************************************************

[1]ـ المصباح الكفعمی،صفحه‌ی633، با اندكی تفاوت.
[2]ـ كافی،جلد4،صفحه‌ی63.
[3]ـ سوره‌ی انشقاق،آیه‌ی6.
[4]ـ سوره‌ی كهف،آیه‌ی110.
[5]ـ سوره‌ی یوسف،آیه‌ی106.
[6]ـ سوره‌ی یوسف،آیه‌ی106.
[7]ـ سوره‌ی فجر،آیات21تا24.
[8]ـ سوره‌ی فرقان،آیه‌ی27.
[9]ـ سوره‌ی عنكبوت،آیه‌ی64.
[10]ـ سوره‌ی لقمان،آیه‌ی33.
[11]ـ سوره‌ی حجرات،آیه‌ی14.
[12]ـ سوره‌ی حجرات،آیه‌ی15.
[13]ـ بحارالانوار،جلد67،صفحه‌ی178.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث