تبلیغات
وبلاگ احادیث - امام زمان (علیه السلام) مدبّر عالم امکان
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر هدایت 

سلسله مباحث  معارفی سید محمد ضیاء آبادی

امام زمان (علیه السلام) مدبّر عالم امکان

 

 


بسم الله الرّحمن الرّحیم


اداره‌ ی عالم بر اساس قانون الهی


قبلاً اشاره كردیم كه خداوند حكیم قدرت مطلقه دارد و می ‌تواند در یك لحظه تمام عالم را «ایجاد» یا «اعدام» كند، ولی این كار را نمی كند. بلكه در نظام آفرینش و خلقت، سنّت و برنامه ‌ای خاصّ و نظم و انضباطی مخصوص دارد و سنّت الهی این است كه تسبیبِ[1] سبب برای ایجاد حوادث عالم می ‌كند.
یعنی ابتدا اسباب و سپس حوادث را از مسیر آن اسباب ایجاد می ‌كند. بطور مثال: آفتاب را وسیله‌ای قرار داده است كه در پرتو اشراق او موجودات زمینی از نبات و حیوان را زنده كند و كُرات را بچرخاند. البتّه خودش می‌ تواند با یك اراده، تمام این امور را تحقّق بخشد، امّا چنین نمی‌ كند بلكه سنّت و برنامه ‌اش این است كه این كارها را به سبب و وسیله‌ی آفتاب انجام دهد. و همچنین می ‌تواند در یك لحظه، كره‌ی زمین را مملوّ از میلیاردها افراد بشر كند امّا نكرده است و نمی ‌كند بلكه مرد و زنی را می ‌آفریند و آنگاه از طریق ازدواج آنها تدریجاً تولید و ادامه‌ی نسل بشر را به جریان می ‌افكند.
او می‌
تواند دفعتاً بهشت و جهنّم بسازد و آنگاه گروهی از آدمیان را به بهشت و گروهی را به جهنّم ببرد امّا نكرده است، بلكه قانون آسمانی دین را برنامه‌ی زندگی افراد بشر قرار داده و آنگاه اعمال نیك آنها را وسیله برای تحقّق بهشت و اعمال زشت آنها را هم وسیله برای «تحقّق جهنّم» معیّن كرده است.


نور وجود رسول ‌اكرم? (صلی الله علیه و آله و سلم) اوّلین مخلوق خداوند
حال آن خداوند علیم قدیرِ حكیم، مصلحت حكیمانه‌اش اقتضا كرده كه برای تدبیر و اداره‌ی مجموعه‌ی عوالم امكان یك فرد كاملی از بندگانش را برگزیند و لوح قلب او را محلّ انعكاس انوار علمِ محیط و قدرت نافذ خود قرار داده و فیض اقدس خود را از مجرای وجود آن مخلوقِ اكمل به سایر مخلوقات خودش، آن هم به ترتیب سایر وسائل و اسباب برساند و آن مخلوق اكمل برحسب ادلّه‌ی عقلیّه و نقلیّه كه در دست داریم وجود اقدس رسول الله اعظم، حضرت محمّد مصطفی?
(صلی الله علیه و آله و سلم) است كه خودش فرموده :
 «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی»[2]
 اوّلین مخلوقی كه خدا به دست قدرت خویش آفریده است نور وجود من است.


اینجا جسم و بدن پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)? منظور نیست زیرا جسم او مربوط به جنبه‌ی بشری آن حضرت است. آنچه كه مخلوق اوّل بوده جنبه‌ی نوری آن حضرت بوده و فیض اقدس الهی از مجرای این نور به عالم رسیده است و می ‌رسد. «دوازده امام معصوم (علیهم السلام) نیز در پرتو آن نور اعظم، انواری هستند كه هر یك در رتبه‌ی خود تدبیر عالم امكان را به عهده دارند»
در زیارت جامعه‌ی كبیره می ‌خوانیم كه:


«خَلَقَكُمُ اللّهُ اَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقینَ»[3]
یعنی من شهادت می ‌دهم و ایمان دارم كه شما اهل بیت عصمت را خدا خلق كرد و شما را محیط بر عرش خودش قرار داد.


این جا هم منظور آفرینشِ جسم و پیكرشان نیست زیرا بدیهی است كه جسمشان بعد از آدم ابوالبشر به وجود آمده است در حالی كه خود پیامبر اكرم? (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است :
«كُنْتُ نَبِیّاً وَ آدَمُ بَیْنَ الْمآءِ وَالطِّینِ»[4]


من در آن هنگامی كه هنوز پیكر آدم ابوالبشر در میان آب و گِل بود و ساخته و پرداخته نشده بود در آن هنگام من پیغمبر بودم و آگاه از تمام حقایق عالم بودم.


اهل بیت اطهار(علیهم السلام) محیط بر عرش الهی


پس معلوم می‌ شود كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)? و دوازده امام معصوم (علیهم السلام) پیش از آفرینش عالم و عالمیان، انواری بوده ‌اند كه خداوند علیم قدیرحكیم، آنها را آفریده و محیط بر عرش خودش قرار داده است و منظور از «عرش» هم «تخت» نیست بلكه منظور مقام استیلاء و حاكمیّت و فرمانروایی خدا و مقام مدبّریّت خدا نسبت به عالم است. «عرش خدا» یعنی : تدبیر امور عالم امكان، «اِحداق» یعنی : چشم به چیزی دوختن و آن را با دقّت تحت نظر گرفتن، پس اهل بیت رسالت و عصمت (علیهم السلام) كه مُحدِق به عرش خدا هستند یعنی به اذن و امر خدا عهده دار تدبیر امور عالم می ‌باشند.


البتّه خدا است كه مدبّر امور عالم است امّا به وسیله و وساطت انوار مقدّس اهل بیت رسالت (علیهم السلام). همان گونه كه خدا است كه حیوانات زمینی را زنده می ‌كند و گیاهان را می ‌رویاند امّا به وسیله‌ی آفتاب، اگر آفتاب در این وسط نباشد هیچ گیاهی نمی‌ روید و هیچ حیوانی زنده نمی ‌شود. و مع‌الوصف خودِ آفتاب كاره‌ای نیست بلكه وسیله و واسطه‌ی كار خدا است یعنی خدا او را خلق كرده و نیروی اشراق[5] و انبات[6] به او داده است و از طریق او زمین را روشن می ‌كند و زمینیان را به نبات و حیات می‌ رساند.


موضوع تدبیر امور عالم نیز چنین است یعنی خدا است كه امور مربوط به عالم و عالمیان را تدبیر و تنظیم می ‌كند «ایجاد» و «اعدام» می ‌نماید و «عزّت» و «ذلّت» می ‌دهد امّا به وسیله‌ی ولیّ و امام كه فرد اكمل مخلوقات خودش است این كارها را انجام می ‌دهد.


«بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَری بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرْضُ وَالْسَّماءُ»[7]
هرگونه رزق و روزی مخلوقات از كف باكفایت امام به آنها می‌ رسد آسمان و زمین در پرتو نور وجود امام، ثبات و بقاء دائم می ‌یابند.


البتّه امام استقلال از خود در این امور ندارد بلكه خدا او را وسیله برای حفظ نظامِ خلق آفریده است و فیض بركات و عنایات خود را از طریق وجود او به عالم می ‌رساند. این جمله‌ی بسیار پرمحتوا از امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) منقول است كه فرموده است:
«یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ»[8]
من در مرتبه‌ای از عالم خلق قرار گرفته ‌ام كه سیل بركات وجود، ابتدا باید از منبع فیّاضِ خالق منّان بر قلّه‌ی كوه وجود من بریزد.
و آنگاه از دامن من سرازیر گشته به سایر كائنات كه در پایین كوه وجود من قرار گرفته‌اند برسد. اگر من در این وسط رابط بین خالق و عالم خلق نباشم اصلاً عالمی به وجود نمی ‌آید و همه چیز از هم متلاشی می ‌شود و (جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً) [9] تحقّق پیدا می ‌كند همانگونه كه لُمعه‌ای[10] از نور حضرت ربّ، بی ‌پرده و بی ‌حجاب بر كوه طور تجلّی كرد كوه متلاشی گشت و موسی، كلیم خدا مدهوش بر زمین افتاد.


آنجا كه عقاب پر بریزد_
                                 از پشه‌ی لاغری چه خیزد_


آری عالم خلق در زیر پای وجود امام قرار گرفته است او از منبع فیّاض كه ذات اقدس حضرت حق تعالی شأنه العزیز است اخذ فیض می ‌كند و از مجرای وجود خود به سایر مراتب عالم خلق می ‌رساند.


مقصود از اسمای حسنای الهی
در قرآن كریم می ‌خوانیم:
{ وَ لِلهِ الأسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها}[11]
خدا اسم‌های نیكو دارد او را با آن اسم‌ها بخوانید.


همان گونه كه اشخاص با اسم ‌ها شناخته می ‌شوند خدا هم می ‌فرماید : من اسم ‌های نیكوی متعدّدی دارم بهترین و نیكوترین اسم‌ ها از آنِ من است. و لذا شما وظیفه دارید دست به دامن آن اسم ‌ها بزنید و از طریق آن اسم ‌ها با من در ارتباط باشید و همه چیز خود را از من بخواهید.


البتّه آن اسم‌های خدا كه وسیله‌ی ارتباط با خدا می ‌باشند اسم‌ های لفظی از قبیل اسم‌های ما نیستند بلكه آنها ذوات مقدّسه‌ی رسول خدا و ائمّه‌ی هُدی صلوات ‌الله علیهم اجمعین‌اند كه تنها راه معرفةالله و خداشناسی به معنای واقعی و تنها وسیله‌ی استفاضه از منبع فیّاض می ‌باشند.


در تفسیر همین آیه از حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌ خوانیم كه فرموده‌ است :


«نَحْنُ وَاللّهِ الاَسْمآءُ الحُسْنَی الَّتی لا یَقْبَلُ اللّهُ مِنَ الْعِبادِ عَمَلاً اِلّا بِمَعْرِفَتِنا»[12]


به خدا سوگند! ما هستیم آن نیكوترین اسم‌ های خدا كه هیچ عملی را خدا از بندگانش نمی ‌پذیرد مگر اینكه از طریق معرفت ما انجام پذیرد.


پس حاصل بحث این شد كه خداوند حكیم به اقتضاء سنّت الهیّه‌اش كه تسبیب سبب برای اجراء نظام خلقت است امام (علیه السلام) را كه فردِ اكمل مخلوقات خودش می ‌باشد به عنوان سبب و وسیله برای تدبیر امور عالم برگزیده است. در نتیجه هم ذات اقدس خودش افاضات عالیه‌اش را به وسیله‌ی امام به عالم می‌ رساند و هم از بندگان دارای عقل و اراده و اختیارش خواسته كه سر به آستان امام نهاده و دست به دامن او بزنید و از این راه و با این روش رو به سوی من كرده مرا بخوانید و آنچه كه می ‌خواهید از من بخواهید؛ یعنی هم «افاضه» از جانب خدا به عالم به وسیله‌ی «امام معصوم علیه السلام» انجام می‌ یابد و هم «استفاضه‌ی» عالم از خدا به وسیله‌ی «امام» محقّق می ‌گردد.


نشانه‌ی منحرفان از صراط مستقیم


در ادامه‌ی آیه‌ی اسماءُ الحسنی می ‌فرماید:
( وَ ذَرُوا الَّذینَ یُلْحِدُونَ فی‏ أَسْمائِهِ)[13]
و رها كنید آن كسانی را كه در مورد اسماء خدا الحاد می‌ ورزند و از مسیر اعتدال و صراط مستقیم منحرف می ‌گردند.


قسمت اوّل آیه نشان داد كه خدا اسماء حسنی دارد و امّت اسلام موظّفند از طریق آنها خدا را بشناسند و او را عبادت كنند. در حدیث منقول از امام صادق (علیه السلام) هم خواندیم كه اسماءِ حُسنای خدا، امامان معصوم (علیهم السلام) می ‌باشند. حال این قسمت از آیه اعلام می ‌كند كه مراقب باشید در میان امّت هستند كسانی كه نسبت به اسماء حسنای خدا كه امامان معصوم (علیهم السلام) می ‌باشند الحاد می ‌ورزند و راه كج می ‌پیمایند. از اینان دوری گزینید و از تمایل به آنها بپرهیزید.


و اینك ما می ‌بینیم كه امّت مسلمان درباره‌ی امامان معصوم (علیهم السلام) به دو راه افراطی و تفریطی افتاده‌اند و هر دو راه، انحراف از صراط مستقیم حق است.


«الحاد ورزانِ تفریطی» آنانند كه امامت را منحصراً به معنای حكومت و زعامت اجتماعی می ‌دانند و می‌ گویند هر كس پس از رحلت پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)? زمام حكومت و قدرت را به دست گرفت و مسلّط بر امّت شد او به حكم آیه‌ی {أُولِی الأمْرِ}[14] اطاعتش در ردیف اطاعت خدا و رسولش واجب است و مخالفتش حرام، حالا خواه او علی ‌بن‌ابیطالب باشد یا معاویة بن ‌ابی ‌سفیان، حسین‌ بن‌علی باشد یا یزید بن معاویه، فرق نمی ‌كند. و لذا وقتی یزید بن معاویه به حكومت رسید به امر او امام حسین (علیه السلام) را كشتند و قتل او را عبادت خدا می‌ دانستند!! این یك عقیده‌ی الحادی تفریطی است در مسئله‌ی امامت.


و امّا «الحاد ورزان افراطی» آنها هم كسانی هستند كه امام را همه ‌كاره می ‌دانند او را خالق و رازق و معبود و شفابخش و فعّال مستقل در تمام امور می ‌پندارند. امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده است:
«لاتَرَی الْجاهِلَ اِلّا مُفْرِطاً اَوْ مُفَرِّطاً»[15]
نمی ‌بینی آدم نادان را مگر اینكه یا افراط‌ گر است و یا تفریط‌ گر.


شیعه‌ی امامیّه تنها گروه معتدل


در این وسط یك گروه معتدل میانه ‌رو هستند و دور از افراط و تفریط و ثابت در صراط مستقیم حق. و آن گروه، همان طایفه‌ی شیعه‌ی امامیّه هستند كه اعتقاد دارند به اینكه امام برحسب «تقدیر» و «تسبیب» خداوند متعال عهده ‌دار تدبیر امور تمام عوالم امكان است و واسطه و مجرای فیض حضرت رب‌ّالعالمین است؛ یعنی فیض بركات وجود و هستی را از خالق هستی می ‌گیرد و به عالم خلق و دیگر مخلوقات خدا می ‌رساند.


تنها خداست كه خالق و رازق است و معبود و شفابخش است و زنده‌كننده و میراننده است امّا به وسیله‌ی امام این كارها را انجام می ‌دهد. امام یك لحظه هم مستقل در كار و جدا از اراده‌ی خدا نمی ‌باشد. «اگر نازی كند از هم فرو ریزند قالب‌ها».


اینجا این حدیث را از حضرت امام باقر(علیه السلام) بشنویم می ‌فرماید:
«اِنَّ اللهَ تَعالی خَلَقَنا فَاَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنا فَاَحْسَنَ صُوَرَنا وَ جَعَلَنَا عَیْنَهُ عَلی عِبادِهِ وَ لِسانَهُ النّاطِقَ فِی خَلْقِهِ وَ یَدَهُ المَبسُوطَةَ عَلَیْهِم بِالرَّأْفَةِ وَالرَّحْمَةِ»[16]؛
حقیقت اینكه خداوند متعال ما را آفریده و نیكو ساخته آفرینش ما را و صورت ‌گری كرده ما را و نیكو كرده است تصویر ما را و ما را چشم بینای خود در میان بندگانش و زبان گویای خود در میان خلقش و دست گسترده به رأفت و رحمتش در میان آنان قرار داده است.


«و بِنَا اَثْمَرَتِ الاَشْجارُ وَ اَیْنَعَتِ الْثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْاَنهَارُ وَ نَزَلَ الغَیْثُ مِنَ السَّماءِ...»؛[17]
به بركت وجود ما و در پرتو نور وجود ما است كه درختان میوه می ‌دهند و میوه‌ها به حدّ كمال خود می ‌رسند و نهرها جاری می ‌شوند و باران از آسمان نازل می ‌شود.


البتّه در تمام این جریانات آن كسی كه اصل و همه‌كاره و فعّال مستقل است «ذات اقدس الله» تبارك و تعالی شأنه‌العزیز است و وجود مبارك امام به امر و اذن خدا واسطه در ایصال فیض او به عالم است. قلب و روح مقدّس امام، فرودگاه نور علمِ محیط و قدرتِ نافذ حضرت ربّ‌العالمین است. این را می ‌دانیم كه دانشمندان بشر عادی به هر مقامی از مقامات علمی كه برسند یا علم و دانششان محصول تفكّر و تعقل خودشان می‌ باشد و یا برگرفته از تفكّر و تعقل دیگران از امثال خودشان است. و بدیهی است كه هر دو راه از احتمال اشتباه و خطا مصونیّت ندارد و تاریخ دانشمندان از اینگونه اشتباهات علمی فراوان داشته است و خواهد داشت. امّا امام معصوم منصوب از جانب خدا، علم و دانشش نه محصول تفكّر و تعقّل خودش می ‌باشد و نه برگرفته از سایر افراد بشر است؛ بلكه منبع و مأخذ علمی امام منحصراً وحی و الهامات الهی است كه مستقیماً از عالم ربوبیّت حضرت حق تعالی شأنه العزیز به «قلب مبارك امام» افاضه می ‌شود. از این رو هیچ گونه اشتباه و خطا به ساحت مقدّس علم او راه نمی ‌یابد.


علم معصومین (علیهم السلام) افاضی است نه اكتسابی


و لذا ما معتقدیم كه هیچ كدام از ائمّه‌ی معصومین (علیهم السلام) حتّی پیش پدرش هم درس نخوانده است چون علمشان اكتسابی نیست بلكه افاضی از ناحیه‌ی حضرت ربّ‌العالمین است و از این جهت است كه خردسال و كهنسالشان در علم و دانش با هم فرقی ندارند.


در قرآن كریم می‌ خوانیم كه حضرت ‌مسیح ‌عیسی ‌بن‌ مریم? (علیهما السلام) در حالی كه كودك نوزاد در آغوش مادرش بوده است به سخن درآمده و حتّی خبر از نبوّت خودش داده است چون جماعتی از قوم یهود حضرت مریم (علیها السلام) را تقبیح می‌ كردند كه یك زن بی ‌شوهر چگونه بچّه‌ دار شده است؟ در این شرایط بود كه عیسای نوزاد برای دفاع از حریم عفّت مادرش لب به سخن گشود :
(قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنی‏ نَبِیًّا) [18]
گفت: من بنده‌ی خدا هستم خدا به من كتاب داده و مرا پیام‌آور مبعوث از جانب خودش قرار داده است.


با این بیان، اوّل جلو انحراف فكری مردم را گرفت كه مبادا بگویند عیسی خدا است و گفت من مخلوقی از مخلوقات خدا و بنده‌ی پیام‌آور از جانب او هستم. مقصود اینكه یك كودك نوزاد كه برحسب جریان عادی بشری هنوز به حدّی نرسیده كه با نیروی تفكّر خود، درك حقایق علمی كرده و یا درس خوانده و از دیگران آموخته باشد.


این نشان می ‌دهد كه ابزار كار پیامبران و امامان (علیهم السلام) نه تفكّر شخصی خودشان است و نه تعلّم و آموزش از دیگران، بلكه منحصراً وحی و الهامات الهیّه است كه از منبع فیّاض حضرت علّام‌الغیوب بر قلب‌های مبارك آن مقرّبان درگاه خدا افاضه می‌ شود از این رو فرقی بین كودك و پیرشان نخواهد بود.


چگونگی ولادت حضرت صاحب‌الزّمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)


حال به تناسب ایّام میلاد سعادت ‌بخش حضرت ولیّ زمان ارواحنا فداه و عجّل‌الله تعالی فرجه‌الشّریف عرض می ‌كنیم:


مرحوم شیخ صدوق (رحمت الله) دركتاب «كمال‌الدّین» نقل كرده از حكیمه ‌خاتون عمّه‌ی حضرت امام حسن عسكری (علیه السلام) كه روز چهاردهم شعبان در خانه‌ی امام حسن(علیه السلام) بودم نزدیك غروب شد خواستم بروم، امام به من فرمود: عمّه‌جان! امشب كه شب نیمه‌ی شعبان است در منزل ما بمان نرگس وضع حمل خواهد كرد كمك ‌كارش باش. من با تعجّب گفتم: من آثار حمل در نرگس نمی ‌بینم. فرمود: خودِ نرگس هم خبر از حمل خود ندارد ولی مطمئن باش امشب او بچّه‌دار خواهد شد. من ماندم و بیدار نشسته بودم ولی نرگس خوابیده بود ناگهان هراسان از خواب پرید من كنارش رفتم و او را به سینه‌ام چسباندم.
در این حال از اطاق مجاور، صدای امام (علیه السلام) را شنیدم كه فرمود: عمّه! سوره‌ی قدر را بر او بخوان. من شروع به خواندن سوره‌ی قدر كردم در اثنا متوجّه شدم كسی هم با من همخوانی می ‌كند تعجّب كردم كه كسی اینجا نیست تنها من هستم و نرگس، دقیق كه شدم دیدم صدا از همان بچّه‌ی در رحم مادر است. به من سلام كرد من تعجّبم بیشتر شد. باز صدای امام از اطاق مجاور به گوشم رسید كه فرمود:
«لَا تَعْجَبِی مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی یُنْطِقُنَا بِالْحِكْمَةِ صِغَاراً وَ یَجْعَلُنَا حُجَّةً فِی أَرْضِهِ كِبَاراً»[19]
عمّه! از كار خدا تعجّب مكن خدا ما را در كودكی ناطق به حكمت قرار داده و در بزرگی «حجّت» بر روی زمین گردانیده است.


چندی نگذشت كه بچّه از مادر جدا شد و بلافاصله سر به سجده نهاد و انگشت سبابه‌اش را بلند كرد و گفت:
«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»
و یكی یكی اسامی امامان (علیهم السلام) را برد تا نوبت به خودش رسید و آنگاه گفت:
 «اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ أَتْمِمْ لِی أَمْرِی وَ ثَبِّتْ وَطْأَتِی وَ امْلَإ الْأَرْضَ بِی عَدْلًا وَ قِسْطاً»[20]؛
خداوندا! به وعده ‌ای كه به من داده ‌ای وفا كن كارم را به سرانجام برسان و زمین را به دست من پر از عدل و داد فرما.


این هم نمونه‌ی دیگری بود از نحوه‌ی ارتباط پیغمبران و امامان (علیهم السلام) با حضرت خالق منّان كه آن مقرّبان درگاه الهی، هم وسیله‌ی «افاضه‌ی» خدا به عالم می ‌باشند و هم وسیله‌ی «استفاضه‌ی» عالم از خدا.


چگونه می ‌توان مورد لطف امام زمان (علیه السلام) قرار گرفت


ما موظّفیم كه سر به آستان آنها نهاده و دست به دامن آنها زده رو به سوی عالم «قرب خدا» حركت كنیم تا به سعادت ابدی نائل شویم. و این هم راهی جز عمل به دستورات دینی و انجام وظایف عبادی از اتیان به واجبات و ترك محرّمات ندارد.


گاهی برخی از جوانان پاكدل می ‌پرسند چه كار كنیم كه به امام زمان نزدیك شویم و مورد لطف آن حضرت قرار گیریم؟ در جواب عرض می ‌شود: راه خدا و راه امام زمان یك راه بیشتر نیست و آن همان رعایت تقوا و انجام تكالیف دینی و بندگی است و جز این نیست.


این گفتار خداوند در قرآن كریم است كه فرموده است:
(أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونی‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ)[21]
ای فرزندان آدم! آیا من با شما عهد نكرده‌ام كه اطاعت شیطان نكنید او دشمن آشكار شما است. و این كه عبادت و اطاعت من كنید كه تنها صراط مستقیم به سوی سعادت ابدی همین است و بس.


آری ما در عالم عقل و فطرت و وجدان با خالق و آفریدگار خود عهد كرده‌ایم كه مطیع فرمان او باشیم و از هوای نفس امّاره‌ی خود كه مظهر شیطان در وجود ما است تبعیّت نكنیم و باورمان بشود آن صراط مستقیمی كه در نمازهای شبانه‌ روزی خود مكرّراً از خدا می ‌خواهیم كه ما را به آن هدایت كند و می ‌گوییم: (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ)[22] همین عبادت خدا و اطاعت از اوامر و نواهی او است.


ولی یالَلْاَسَف ما به عهدی كه با خدا كرده‌ایم وفا نمی‌ كنیم بلكه اتّباع از شیطان و هوای نفس را برنامه‌ی زندگی خود قرار داده‌ایم و اعتنایی به حلال و حرام خدا نمی ‌كنیم و در عین حال از خدا توقّع داریم كه به تمام خواسته‌های ما جواب مثبت دهد. ولی او می ‌فرماید:
( أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ)[23]
شما به عهد من كه عبودیّت و بندگی است وفادار باشید تا من هم به عهد شما كه ربوبیّت است و اجابت دعاهای شما و جواب مثبت دادن به خواسته‌های شما وفادار باشم.
چه خوش بی‌ مهربانی هر دو سر بی_
                                                         ز یك سو مهربانی درد سر بی_
مقصود اینكه راه تقرّب به خدا و راه تقرّب به امام زمان (علیه السلام) یكی بیش نیست و آن هم راه عبادت خدا و راه رعایت تقوی است:
اَنِ اعْبُدُونی هَذا صِراطٌ مُستَقیم وَاتَّقُوااللّه وَاعْلَمُوا اَنَّكُمْ مُلاقُوه.
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل خاتمة امرنا خیراً؛


والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

--------------------------------------------------------

[1] ـ سبب ساختن، ایجاد سبب.
[2] ـ اصول كافی، جلد2، صفحه‌ی 718.
[3] ـ زیارت جامعه‌ی كبیره.
[4] ـ بحارالانوار ، ط بیروت، جلد 16، صفحه‌ی 402.
[5] ـ تاباندن.
[6] ـ رویاندن.
[7] ـ مفاتیح‌الجنان ، دعای عدیله.
[8] ـ نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 3.
[9] ـ سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 143.
[10] ـ شعله، پرتو.
[11] ـ سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 180.
[12] ـ كافی، جلد 1، صفحه‌ی 144.
[13] ـ سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 180.
[14] ـ سوره‌ی نساء، آیه‌ی 59.
[15] ـ مجمع‌البحرین، جلد 4، صفحه‌ی 265.
[16] ـ بحارالانوار ، ط بیروت،جلد 25 ، صفحه‌ی 5.
[17] ـ بحارالانوار، جلد 25، صفحه‌ی 5.
[18] ـ سوری مریم،‌آیه‌ی 30.
[19] ـ بحارالانوار، جلد 51، صفحه‌ی13.
[20] ـ كمال‌الدین و تمام النعمه، جلد 2، صفحه‌ی 428.
[21] ـ سوره‌ی یس، آیات 60 و61.
[22] ـ سوره‌ی حمد،‌آیه‌ی 6.
[23] ـ سوره‌ی بقره، آیه‌ی 40.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث