تبلیغات
وبلاگ احادیث - پنجم جمادی الاول ولادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

زندگانی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

گفتار بزرگان در شخصیت و شأن حضرت زینب (علیها السلام)

علاّمۀ مجاهد سیّد عبد الحسین شرف الدّین رحمه اللّه گوید : كسى در كرامت و بزرگوارى اخلاقى، پاكى سرشت، پاكى وجود و خلوص جوهر از آن حضرت [زینب علیه السّلام]-به جز جدّ او و همان پدر و مادرى كه او را به دنیا آوردند-برتر دیده نشده است. او از جمله زنان كمیابى بود كه شتابزدگى او را منحرف، و خشم او را سبك نكرده هیچ عاملى بردبارى ‌اش را از وى نگرفته و بر او چیره نشده بود. در تیزهوشى، پاكى روح، لطافت احساس، نیرومندى و پایدارى و استوارى دل و جان آیتى از آیات الهى در والاترین شكل شجاعت و بلند پروازى و اوج ‌گیرى روحى بود. . . . عقیلة الوحى، ص 24

علاّمه شیخ جعفر نقدى گوید : زمینۀ پیدایش این بانوى پاك و بزرگوار و جاى پرورش این گوهر ارزنده (زینب علیها السّلام) دامان نبوّت بود. در خاندان رسالت رشد یافت و شیر وحى را از پستان زهراى بتول نوشید و غذاى بزرگوارى را از دست پسر عموى پیامبر تغذیه كرد. از این رو، پیدایشى پاكیزه، و پرورشى روحانى یافت، جامۀ عظمت و شكوه بر تن كرده قباى پاكدامنى و شرف و بزرگى پوشیده، پنج تنى كه اصحاب كساء بودند، آموزش و پرورش و آراستنش را بر عهده گرفتند، و او را همین بس كه اینان ادب‌آموزان و استادان وى هستند.  شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص ١٩

علاّمه مامقانى رحمه اللّه گوید : زینب و چه زینبى ! و تو چه مى ‌دانى كه زینب كیست و چیست؟ ! او خردمند زن خاندان هاشم است، از صفات و ویژگی هاى برجسته ‌اى برخوردار بود كه پس از مادرش هیچ زنى دیگر بدان پایه نمى‌ رسید، تا آنجا كه گفته شده او صدّیقۀ صغرى و در حجاب و پاكدامنى یكتا بود. در دوران زندگى پدر و برادرانش تا روز عاشورا هیچ مردى چشمش به او نیفتاده بود. او در صبر و پایدارى و نیروى ایمان و پرهیزكارى نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونه‌اى بود كه گویا سخنانش از زبان امیرالمؤمنین علیه السّلام فرو مى ‌ریزد، كه این مطلب بر كسى كه در خطبه‌هایش دقّت كند به خوبى روشن است. و اگر بگوییم معصوم است، بر كسى كه حالات آن حضرت را در روز عاشورا و پس از آن مطالعه كرده، قابل انكار نیست، كه اگر آن واجدیّت مقام عصمت نبود حضرت امام حسین بخشى از وظایف امامت را در دوران بیمارى حضرت سجّاد به او واگذار ننموده آن وصایا و سفارش ها را به وى نمى ‌فرمود و حضرت سجّاد او را در بیان احكام و برخى دیگر از نشانه ‌هاى ولایت نایب و نمایندۀ خود قرار نمى‌ داد.

عبادت و بندگی حضرت زینب (علیها السلام )

امّا زینب علیها السّلام در عبادت، ثانى مادر بود، تمام شبهایش را به تهجّد و شب‌زنده‌ دارى و تلاوت قرآن مجید مى ‌گذرانید. برخى از فضلا و بزرگان گفته ‌اند :

آن حضرت در تمام دوران زندگى‌ اش هیچ‌ گاه تهجّد و شب‌زنده ‌دارى را حتّى در شب یازدهم محرّم ترك نكرد.

بعد مى ‌گوید: و از حضرت زین العابدین على بن الحسین علیه السّلام روایت شده است :

آن شب دیدم او نمازش را نشسته مى‌ خواند.

از فاضل قائنى بیرجندى نقل شده كه وى از بعضى كتاب هاى معتبر مقتل از حضرت سجّاد نقل كرده كه حضرت فرمود: عمّه‌ ام زینب علیها السّلام با تمامى مصیبت هایى كه بر او وارد شد، در طول راه شام نافلۀ شبش ترك نشد.

از همین فاضل محترم نیز نقل شده است : حضرت امام حسین علیه السّلام به هنگام آخرین وداع با خواهرش زینب علیها السّلام به او فرمودند : خواهرم مرا در نماز شب از یاد نبرى .

این روایت را نیز از كتب معتبر مقتل نقل كرده است.

علاّمه شیخ شریف جواهرى در كتاب «مثیر الاحزان» آورده كه فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام گوید : عمّه‌ام زینب علیها السّلام در آن شب (شب دهم محرم) در محراب عبادتش ایستاده دعا مى ‌خواند و به خدا استغاثه مى ‌كرد، آن شب دیدگان هیچ یك از ما به خواب نرفت و آه و ناله‌اش فرو ننشست.

برخى از پژوهشگران روایت كرده‌اند كه حضرت زین العابدین علیه السّلام فرمود : عمّه‌ام زینب در تمام طول مسافرت از كوفه به شام نمازهاى واجب و نوافلش را ایستاده مى ‌خواند و در یكى از منازل دیدم نشسته مى ‌خواند. علّت این كار را پرسیدم. پاسخ داد: به خاطر شدّت گرسنگى و ضعف، سه شبانه روز است كه دیگر نمى‌ توانم ایستاده نماز بخوانم. زیرا حضرت غذاى خود را بین كودكان تقسیم مى ‌كرد، به خاطر اینكه دشمن به هر كدام ما در شبانه روز فقط یك قرص نان مى‌ داد.

هرگاه انسان به دقّت به حالات آن حضرت نگاه كند و توجّه و انقطاع او را به خداوند متعال ببیند، در عصمت آن حضرت تردیدى به خود راه نمى ‌دهد و یقین مى‌ كند كه آن حضرت از همان زنان پارسایى است كه تمام حركات و سكنات خود را وقف خداوند متعال نموده ‌اند و از همین رهگذر به جایگاه رفیع و درجات بلندى كه از درجات پیامبران و اوصیا حكایت مى ‌كند، رسیده است. شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 62 - 63

 

 

بزرگوارى و ارجمندى حضرت زینب (علیها السلام)

در اخبار آمده است كه هرگاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین علیه السّلام مى ‌آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى ‌كرد و سر پا مى ‌ایستاد و او را در جاى خود مى ‌نشاند. و به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت، همان گونه كه او امین و امانت دار پدر نسبت به هدایاى الهى بود. در حدیثى كه مجلسى در جلد نهم بحارالانوار در شهادت حضرت على علیه السّلام نقل كرده، چنین آمده است: حسن خواهرش زینب را صدا زده گفت : اى امّ كلثوم حنوط جدّم رسول خدا را بیاور! زینب علیها السّلام فورا حنوط را آورد. هنگامى كه سر آن را گشود، بوى خوش آن تمام خانه و شهر كوفه و خیابان ها و كوچه‌هاى آن را خوشبو كرد. شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 22 - 29

علاّمه سیّد جعفر آل بحر العلوم طباطبائى در «تحفة العالم» گوید: زینب كبرى همسر جعفر و كنیه‌اش «امّ حسن» است، در جلالت قدر و والایى مقام او همین بس كه در اخبار آمده كه بر حضرت امام حسین علیه السّلام وارد شد در حالى كه آن حضرت مشغول قرائت قرآن بود، قرآن را روى زمین گذاشته به احترام او از جاى حركت كرده سر پا ایستاد.شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 29

حضرت زینب كبری علیها السلام الگوی عفّت و حجاب

در جلالت شأن بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب كبری (علیها السلام) همین بس كه امام معصوم حضرت امام سیّدالسّاجدین (علیه السلام ) درباره‌ی عمّه‌اش فرمود:
اَنْتِ بِحَمْدِاللهِ عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ
تو به حمد خدا عالمی ‌هستی كه نیاز به معلّم و مفهّم نداشته‌ای.


این گفتار یك فرد عادی نیست؛ گفتار حجّت خداست. یعنی آن بزرگوار، مُلْهَم به الهامات الهی بوده و همچون جدّ و پدر و مادر و برادرانش دارای علم لدنّی بوده و هیچگاه اكتساب از بشر ننموده است. البتّه اكتساب علوم و معارف از جدّ و والدین و برادرانش داشته است؛ امّا نه آن ‌گونه كه ما افراد بشر عادی از یكدیگر داریم بلكه نوع دیگری از تعلّم و اكتساب معنوی است كه عقل ما قاصر از درك آن است. از همان نوع است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در لحظات آخر عمرش كه در بستر افتاده بود، مرا در آغوش خود كشید و هزار باب علم به من آموخت و از هر باب آن هزار باب دیگر به روی من گشوده شد.(بصائر الدرجات ، صفحه 302 ).

 
بدیهی است كه در آن چند لحظه نمی ‌شود این طور كه ما درس می ‌خوانیم درس خوانده باشد. پس معلوم می ‌شود تعلیم و تعلّم در میان خودشان نیز طور دیگری بوده است. این مقام علمی ‌آن‌حضرت و آن هم مقام معرفت و محبّتش نسبت به ذات اقدس حق كه در سنّ كودكی و هنگامی‌ كه یك كودك چهار یا پنج ساله بود و روی دامن پدر نشسته بود پدر نگاه محبّت ‌آمیزی به دخترش كرد. دختر متوجّه شد كه پدر با محبّت به او نگاه می ‌كند. در جواب،او هم نگاهی به ‌صورت پدر كرد و با همان زبان كودكی ‌اش گفت:(یا اَبَتاه اَتُحِبُّنا)؛ «پدر! ما را دوست می ‌داری»؟ فرمود: «نَعَم، اَوْلادُنا اَكْبادُنا»؛ «بله عزیزم ! فرزندان ما جگرگوشگان ما هستند». گفت :
یا اَبَتاه حُبّان لا یَجْتَمِعانِ فِی قَلْبِ الْمُؤمِنِ،
ای پدر! دو حبّ [حبّ خدا و حبّ اولاد] در دل مؤمن جمع نمی ‌شوند.
این درس را در كدام مدرسه آموخته است؟ آنگاه در مقام پس دادن درسی كه از پدر آموخته است گفت:
وَ اِنْ كانَ لابُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنا وَ الْحُبُّ لِلّهِ خالِصاً فازدادَ عَلِیٌّ حُبّاً ، (الحدیث جلد 1 صفحه 74 )
حقیقت آنكه مهر و ترحّم از آنِ ما و محبّت خالص از آن خداست.
آیا جا نداشت كه پدر، این دختر را به سینه‌اش بچسباند و دهانش را ببوسد و بگوید: «ذُرّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».


نكته‌ی دیگر شجاعت و شهامت روحی حضرت زینب كبری (علیها السلام) در مجلس شوم یزید كه از در و دیوارش خون می ‌بارید و آوای مرگ از هر سو به گوش می ‌رسید، در آن شرایط سنگین یك زن خُرد شده‌ی زیر بار مصائب طاقت ‌فرسا در لباس اسارت در خلال خطابه‌ی كوبنده ‌اش قاطعانه فرمود:
فَكِدْ، كَیْدَكَ وَاسْعَ سَعْیَكَ فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا وَ لا تُمیتُ وَحْیَنا،
[ای یزید] تو هر نقشه‌ای كه داری پیاده كن و هر سعی و تلاشی كه می‌ توانی به كار ببر.ولی این را بدان كه به خدا قسم تو نمی ‌توانی یاد ما را از دل ‌ها بیرون ببری و تو نمی ‌توانی نور وحی ما را خاموش سازی.
یعنی در آن اوضاع و احوال كه همه چیز ظاهراً نشان از به باد رفتن آثار نبوّت می ‌داد ، آن نادره‌ی زمان از همانجا آینده ‌ی دنیا را می ‌دید و عظمت و جلالت جاودانی خاندانش را مشاهده می ‌كرد و با قاطعیّت تمام می‌ فرمود: ای یزید! تو بطور قطع می ‌پوسی و در معده‌ ی عالم هضم می‌ شوی ولی ما زنده می ‌مانیم و هر روز كه می‌ گذرد، حقّانیت و عظمت ما بیشتر بر مردم عالم معلوم خواهد شد و ما الگوی حق ‌طلبان و فضیلت ‌دوستان قرار می‌ گیریم.


امّا نكته‌ ی قابل تأمّل اینكه در حال حاضر آنچه باید الگو و سرمشق زنان ما باشد، حجاب و حیاء و عفّت آن بانوی بزرگ تاریخ است نه موضوع سخنگویی او در مجلس مردان كه متأسّفانه تا سخن از زینب كبری (علیها السلام) به میان می‌‌آید فوراً عدهّ‌ای از زنان ـ به اصطلاح خود، دختران زینب ـ به سراغ خطبه‌ی آن ‌حضرت در كوفه و شام می ‌روند و آن را مجوّز سخنرانی زن در مجلس مردان به حساب می ‌آورند در حالی كه اوّلاً حضور آن كریمه‌ی خاندان رسالت در مجلس مردان به اجبار و اكراه دشمن و در حال اسارت بود و ثانیاً آن سخنرانی در شرایطی، لازم و واجب شد كه اساس دیانت در شرف انهدام بود و بنی‌امیّه با قدرت تمام كمر به شكستن شخصیّت آسمانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاموش ساختن نور وحی و نبوّت او بسته بودند و اگر نبود آن سخنرانی عقیله ‌ی بنی‌هاشم در كوفه و شام و اگر نبود خطابه‌ی افشاگرانه‌ی مادرش صدّیقه‌ی كبری‌ (علیها السلام) در مسجد مدینه و مجمع عمومی‌ مهاجر و انصار، جدّاً اساس دین منهدم گشته و كوچك ترین اثری از وحی و رسالت باقی نمانده بود و راستی این مادر و دختر(علیهما السلام) حقّ احیاء بر اسلام و مسلمین دارند.


حسّاسیّت اسلام به حفظ فاصله از نامحرم
حال برای شما ـ به قول خودتان دختران زینب ـ چه ضرورت دینی ایجاب می ‌كند كه در مجلس مردان حضور یافته و به ایراد سخن بپردازید؟! كجای دین در شرف انهدام است كه شما با حضور خود در مجلس مردان ترمیمش بنمایید؟! در صورتی كه به جز واقعه‌ی كربلا در تمام مدّت عمر زینب كبری (علیها السلام) سراغ نداریم كه در مجلسی از مجلس مردان حضور یافته و سخنرانی كرده باشد نه قبل از واقعه‌ی عاشورا و نه بعد از آن و همچنین تاریخ نشان نمی ‌دهد كه مادر بزرگوارش حضرت صدّیقه(علیها السلام) در مجمعی از مجمع مردان حاضر شده و سخن گفته باشد. جز همان خطابه‌ی معروف كه ضرورت حیاتی دین ایجاب كرده بود.
چرا شما سراغ حجاب و عفافشان نمی ‌روید؟ چرا هیچ گاه سخن از این نمی ‌گویید كه آن مرد عالم عابد گفت: من مدّت‌ها در مدینه، همسایه با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودم. در تمام این مدّت نه قامت زینب را دیدم و نه صدایی از او شنیدم! وقتی می ‌خواست برای زیارت قبر مطهّر جدّ بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برود اوّلاً شب می ‌رفت و ثانیاً پدر و برادرانش با وی همراهی می ‌كردند. وقتی نزدیك حرم می‌ رسیدند امیرالمؤمنین (علیه السلام ) جلوتر می ‌رفت و نور چراغ‌ها را كه در كنار قبر پیامبر اكرم بود كم می ‌كرد(فتیله‌ی آنها را پایین می ‌كشید). یكبار امام حسن(علیه السلام) راز این مطلب را از پدر پرسید. فرمود: خوف این دارم كه فرد نامحرمی ‌قامت خواهرت را ببیند. (زینب کبری صفحه ی 27 ).  

برگرفته از کتاب (نباید که گل ها پرپرشوند){زن مسلمان ، بایدها و نبایدها } از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه ی 87 الی 91





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث