تبلیغات
وبلاگ احادیث
وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

در كتاب غیبت نعمانی كه از متون معتبر روایی ماست این حدیث آمده و سند حدیث به امام سجّاد علیه السلام می‌ رسد. آن حضرت فرمود:

(كانَ رَسوُل الله…ذاتَ یَوْمٍ جالِساً وَ مَعَهُ اَصْحابُهُ فِی الْمَسْجِدِ فَقالَ یَطْلُعُ عَلَیْكُمْ مِنْ هذا الْبابِ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّة)؛

«روزی پیامبراكرم…با اصحابشان در مسجد نشسته بودند،در اثناء سخن فرمودند: الآن از این در مردی وارد می ‌شود  كه اهل بهشت است».

(یَسْأَلُ عَمّا یَعْنِیهِ)؛

«می ‌آید و از مطلبی كه نافع به حالش هست سؤال می ‌كند».

این خود درسی است كه انسان عاقل باید درباره‌ی مطلبی به سؤال و جواب بپردازد كه نافع به حال دنیا و یا آخرتش باشد! فرموده‌اند:

(مِنْ حُسْنِ اِسْلامِ الْمَرءِ تَرْكُهُ ما لا یَعنِیهِ)؛[1]

«مسلمان خوب آن كسی است كه آنچه نافع به حالش نیست رها كند [و عمر خود را با سؤال و جواب ‌های بیهوده تلف نكند]».

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) …فرمود: این مردی كه هم اكنون وارد می‌ شود آدم عاقلی است و از مطلبی سؤال خواهد كرد كه نافع به حالش می ‌باشد. طبیعی است كه همه چشم به در مسجد دوختند.

(فَطَلَعَ رَجُلٌ طُوالٌ یُشْبِهُ بِرِجالِ مُضِرَ)؛

«از در مسجد مرد بلند قامتی وارد شد كه شبیه مردان مضر بود[ظاهراً مضر نام قبیله‌ ای بوده است]».

تعبیر به طَلَعَ شده است كه حاكی از درخشندگی معنوی آن مرد است!

(فَتَقَدَّمَ وَ سَلَّمَ وَ جَلَس)؛

«وارد شد و سلام كرد و نشست».

بدون اینكه حرفهای زیادی بزند تا نشست گفت:

(یا رَسُولَ الله اِنّی سَمِعْتُ الله عَزَّ وَ جَلَّ یَقوُلُ فیما اَنْزَلَ‌{وَ اعْتَصِموُا بِحَبْلِ الله جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوُا})؛

«ای رسول خدا! من می ‌شنوم كه خداوند عزّ و جلّ در كتابی كه نازل كرده است می ‌فرماید: همگی چنگ به ریسمان خدا بزنید و پراكنده نشوید».

(فَما هذَا الْحَبْلُ الَّذِی اَمَرَنا بِالْاِعْتِصامِ بِهِ وَ اَلاّ نَتَفَرَّقَ عَنْهُ)؛

«حالا این ریسمانی كه خدا ما را امر كرده كه به آن معتصم بشویم و از آن كناره نگیریم ، چیست»؟

چه سؤال عاقلانه ‌ای طرح كرده است!آدمی است مؤمن به قرآن. در قرآن آیه‌ای دیده كه برایش مبهم است و احتیاج به تفسیر دارد و خود قرآن گفته است:

(...فَسْئَلُوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)؛[2]

«...هر چه را ندانستید از اهل اطّلاع و آگاهان سؤال كنید»!

و همچنین خدا به پیامبرش فرموده است:

{...وَ أنْزَلْنا إلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ...}؛[3]

«...ما قرآن را به تو نازل كرده‌ایم و تو را مبیّن مجملات قرآن قرار داده‌ایم...».

این مرد هم دیده كلمه‌ی {حبل الله}در قرآن مُجْمَل* است و نیاز به بیان دارد و لذا مستقیماً به خود رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) رجوع كرده و از آن حضرت تقاضای بیان نموده است. رسول اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی این سؤال را شنید در روایت هست كه:

(فَاَطْرَقَ رَسُولُ اللهِ مَلِیّاً)؛

«رسول خدا یك زمان طولانی سر به پایین افكند و سكوت كرد».

این شیوه در مقام پاسخ دادن به یك سؤال با ارزش هم نشان از حكمت جواب دهنده و هم نشان از اهمّیّت مطلب سؤال شده است! شخص حكیم اگر چه كاملاً عالم به جواب است و نیاز به تفكّر ندارد؛ امّا حكمت و پختگیش اقتضاء تأملّ در جواب دارد. شتابزدگی در جواب هر سؤال هم ناپختگی انسان را نشان می‌ دهد و هم از عظمت مطلب سؤال شده می‌ كاهد و لذا:

(اَطْرَقَ رَسُولُ الله ملیّاً)؛

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)یك زمان طولانی سر به پایین افكند و سكوت كرد!و با این عمل توجّه تمام حضّار را جلب نمود! آن چنانكه همه ساكت و گویی سراپا گوش برای شنیدن جواب از زبان رسول خدا…(صلی الله علیه و آله و سلم) شدند.

(ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ وَ اَشارَ بِیَدِهِ اِلی عَلیّ بْنِ اَبیطالب)؛

پس از زمانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)…سر بلند كرد و در حالی كه با دست خود اشاره به علی ‌بن ‌ابیطالب می‌ كرد ، فرمود:

(هذا حَبْلُ اللهِ الَّذِی مَنْ تَمَسَّكَ بِهِ عُصِمَ بِهِ فِی دُنیاهُ وَ لَمْ یَضِلَّ بِهِ فِی آخِرَتِه)؛

«این[علی] حبل‌الله و آن ریسمان الهی است كه هر كه به او تمسّك كند در دنیا از لغزش و انحراف از صراط مستقیم مصونیّت می ‌یابد و در آخرت طریق به سوی بهشت جاودان را گم نمی ‌كند»!

تنها به گفتن با زبان اكتفا نكرد بلكه با اشاره ‌ی دست،شخص وجود اقدس او را هم مشخّص نمود.! همان كار را كه در روز عید غدیر در مقام نصب آن حضرت به ولایت امر انجام داد. در قسمت بالای آن منبر گونه ‌ای كه در وسط بیابان از جهاز شتران درست كرده بودند، ایستاد و علی را هم در یك پله پایین ‌تر از خود نگه داشت،آنگونه كه هر دو را تمام جمعیّت دیدند و پس از سخنان بسیار دست علی را گرفت و بلند كرد و با صدای هر چه بلندتر فرمود:

(اَیُّهَا النّاس)؛

«همه ببینید و بشنوید»!

 (مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ)؛

«این علی! كه شخص او را می ‌بینید و دستش به دست من است پس از من مولای شماست».

در این حدیث هم تنها به گفتن اكتفا نفرمود كه بگوید:(علیٌّ حَبْلُ الله)؛بلكه با اشاره‌ی دست ابتدا شخص او را مشخّص كرد و آنگاه فرمود:(هذا حَبْلُ الله)؛در دنباله‌ی حدیث آمده است : وقتی رسول خدا…اینگونه جواب آن مرد سؤال كننده را داد و {حبل الله}قرآن را بالعیان مشخّص نمود:

(فَوَثَبَ الرَّجُلُ اِلَی عَلِیٍّ)؛

«آن مرد سؤال كننده از جا جست و به سوی علی(علیه السلام)رفت».

انسان گاهی به طور عادی از جا برمی ‌خیزد امّا گاهی با عجله و شتاب از جا بر می ‌جهد آنچنان كه گویی می ‌خواهد از زمین پرواز كند! آن مرد از جا پرید و خود را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) رساند:

(فَاحْتَضَنَهُ مِنْ وَراءِ ظَهْرِهِ)؛

«از پشت سر آن حضرت را در بغل گرفت [در حالی كه]»:

(وَ هُوَ یَقوُلُ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ الله وَ حَبْلِ رَسُولِه)؛

«می‌ گفت: اعتصام جستم به حبل خدا و حبل رسول خدا».

(ثُمَّ قامَ فَوَلَّی وَ خَرَجَ)؛

«آنگاه برخاست و راه خود را پیش گرفت [و از مسجد] خارج شد».

در زمانی كوتاه سؤالی نافع كرد و جوابی روشن گرفت و رفت. نه وقتی گرفت و نه حرف زیادی زد و نه چون و چرایی كرد!

او كه رفت مردی از اصحاب كه نشسته بود گفت: یا رسول الله! اجازه می ‌دهید من بروم و به او برسم و از او بخواهم كه برای من از خدا طلب مغفرت كند.فرمود:

(اِذاً تَجِدُهُ مُوَفَّقاً)؛

«او را مؤفّق خواهی یافت».

آن مرد صحابی رفت و به او رسید و گفت: برای من دعا كن و از خدا بخواه كه مرا بیامرزد. حال اگر ما باشیم می‌ گوییم ممنونم. من كه قابل نیستم امّا او خیلی صریح جواب داد و گفت:

(اَفَهِمْتَ ما قالَ لِی رَسُولُ اللهِ وَ ما قُلْتُ لَهُ)؛

«آیا فهمیدی كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)…به من چه گفت و من به او چه گفتم»؟

گفت: بله،فهمیدم.گفت:

(فَاِنْ كُنْتَ مُتَمَسِّكاً بذلِكَ الْحَبْلِ غَفَرَ اللهُ لَكَ وِ اِلاّ فَلا غَفَرَاللهُ لَكَ)؛[4]

اگر به همین ریسمان كه پیامبر اكرم… (صلی الله علیه و آله و سلم) معرّفی كرد تمسّك جستی خدا تو را بیامرزد وگرنه خدا تو را نیامرزد. تعارفی دركار نیست.

 

برگرفته از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (جزوه شماره 028 )

---------------------------------------

[1]ـ المحجهْْ‌‌‌البیضاء،جلد5،صفحه‌ی200.

[2]ـ سوره‌ی نحل،آیه‌ی43.

[3]ـ همان،آیه‌ی44.

*  مُجْمَل: دارای اجمال و نیازمند به شرح و تفصیل.

[4]ـ غیبت نعمانی،صفحه‌ی42.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر سعادت

سلسله مباحث اخلاقی سید محمد ضیاء آبادی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَیَّ بِبَقَاءِ وُلْدِی

خدایا بر من منت گذار با حفظ فرزندانم

 وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی و بِإِمْتَاعِی بِهِمْ

و به اینکه آنان برای من صالح و شایسته باشند و من از وجودشان بهره مند گردم

إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ

خدایا عمرشان را برای من طولانی کن و روزهای زندگی شان را برای من افزون گردان

 وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّ لِی ضَعِیفَهُمْ

و خدایا فرزندان خردسالم را تربیت کن و ناتوانشان را برایم نیرومند فرما

 وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُم‏

و بدن ها و اعتقادات و اخلاقشان را برای من صحیح و سالم بدار.

فراز اول دعای بیست و پنجم صحیفه سجادیه

مهم ، عید انسانیت است

در گذشته بیان شد عید نوروز عید عالم انسان نیست ، بلکه عید زمین و عید عالَم نباتات است . عیدِ انسان ، روزی است که او از مسیر انحرافی افراط و تفریط در شهوت و غضب برگردد و به مدار اعتدال عقل و ایمان بیفتد و در محاذات خورشید عالم امکان ، وجود اقدس ولی زمان (عج) قرار گیرد و در پرتو نور آن امام معصوم رو به عالم قُرب خدا حرکت کند .

 در این موقع است که درخت تقوا و فضیلت از سرزمین جانش می روید و گل های مکارم اخلاق از بوته ی جانش شکوفا می گردد و عید نوروز ، عالم انسان فرا می رسد و فصل بهار انسانیت و آدمیت آغاز میشود . امواج رحمت و نعمت و برکت و عدالت اجتماعی در جامعه ی بشری فراگیر گشته و همه جا غرق در نور و سرور و بَهجَت و نشاط انسانی میشود . آن روز ، روز عید عالم انسان است و واقعاً میمون و مبارک است.

فطر و قربان ، دو عید رسمی مسلمانان

در دین مقدس اسلام دو روز به عنوان عید رسمی برای مسلمانان اعلام شده است : عید فطر و عید قربان .

عید فطر بعد از انقضاء ماه رمضان است که عالم انسان در مدار عقل و ایمان افتاده و بر محور تقوا چرخیده است :

 { یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ } ( سوره بقره آیه 183 )

 و عید قربان بعد از انجام مناسک حج و زیارت خانه ی  خدا و بیعت با خدا میباشد که باز هم عالم انسان در مدار عقل و ایمان افتاده و آیینه ی قلبش با انوار الهی مواجه گشته و نشاط و شادابی روحی یافته و عید گرفته و لذا در قنوت نماز عید می گوییم :

{ اللهم اهل الکبریاء و العظمة ... اسالک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیداً .. } ؛

البته ما شیعه ی امامیه چند عید دیگر نیز داریم : عید مبعث ، عید غدیر ، عید نیمه شعبان . چون در این سه روز هم منظومه ی جامعه بشری با آفتاب خودش آشنا شده و بر محور آن چرخیده و به کمال رسیده است . در دو روز عید فطر و قربان به کمال عملی رسیده و در سه روز عید مبعث و غدیر و نیمه شعبان به کمال علمی رسیده است.

توجه به زشت و زیباهای عید نوروز

 اما عید نوروز اساس دینی و مذهبی ندارد ، بلکه عید ملی است. البته برخی از رسوم و آدابش خوب و مقبول در شرع مقدس است ، مثل تنظیف لباس و مسکن و دیدار خویشاوندان و صله ی ارحام که چه بسا کسانی سال می گذرد و از خویشاوندان نزدیکشان خبری نمی گیرند اما ایام عید نوروز که میرسد ، به دیدار یکدیگر می روند ، این کارها بسیار خوب است و از نظر دین مقدس نیز مورد تایید است ، منتها آنچه که لازم است مورد توجه قرار گیرد ، این است که این آداب و رسوم خوب ، اکثراً با یک سلسله کارهای زشت و ناپسند از نظر شرع مقدس توام می گردد و باید ترک شود و در همه حال رعایت جانب تقوا و تحصیل رضای خدا فراموش نشود.

طبق حدیثی که مرحوم محدث قمی (رحمة الله علیه) در مفاتیح الجنان نقل می کنند و مرحوم علامه ی مجلسی (رحمة الله علیه) هم در بحارالانوار نقل کرده است ، راوی به نام مُعَلی بن خُنَیس از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود : چون روز نوروز شود ، غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار و بعد از نماز ظهر و عصر ، چهار رکعت نماز با کیفیتی خاص بخوان. البته می دانیم که غسل کردن در دین ما تنها شستن بدن نیست ، بلکه هدف ، تطهیر جان از آلودگی به شهوات افراطی است. روزه هم فقط امساک دادن معده از خوردن و آشامیدن نمی باشد ، بلکه پرهیز از کارهای نا مرضی در نزد خدا منظور است . پوشیدن پاکیزه ترین لباس ، کنایه از ملبس شدن به لباس تقواست. هدف اصلی از نماز هم نهایت درجه ی خضوع و تذلل در پیشگاه خداست. در ساعت تحویل سال هم مکرر بگویید :

(یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال )؛

ای خدایی که چشم ها و دل ها را هر گونه که بخواهی متحول می سازی ؛ تویی که دل ها را به کسی مهربان می کنی؛ تویی که چشم های مردم را با محبت به سمت کسی می چرخانی ؛ تویی که شب و روز را می بری و می آوری ؛ تویی که سال ها را از وضعی به وضعی و احوال را از حالی به حالی مبدل می نمایی ؛ خدایا حال ما را به بهترین حال مبدل فرما. افکار و اخلاق و اعمال ما را نیکو گردان .

خداست منبع برکات ، حواستان کجاست ؟

یعنی متوجه باشید آن خوشی و خوشبختی که شما آرزو می کنید به آن برسید ، تنها با آرزو درست نمی شود ، تنها با گفتن «مبارک باد » و « صد سال به این سال ها » درست نمی شود ؛ تنها با چیدن سفره های هفت سین و سبزه و شیرینی و سکه ی طلا و نقره به دست نمی آید.

مردمی هستند که در ساعت تحویل سال سکه های طلا و نقره به دست می گیرند و می چرخانند به این امید که در طول سال صدای جرینگ جرینگ پول به گوششان برسد . به سبزه نگاه می کنند تا همیشه سبز و خرم باشند. شیرینی می خورند تا همیشه کامشان شیرین گردد.

اینها اشتباه کرده اند و به قول معروف سوراخ دعا را گم کرده اند ، کدام اشتباه از این بدتر که یک انسان زنده ی با عقل و هوش از نبات و جماد مرده ی بی عقل و هوش کمک بگیرد ، از سبزه و شیرینی و طلا و نقره ی مرده میمنت بطلبد و حال آنکه خالقش فرموده است :

 (... تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَلَمِین‏) (سوره ی اعراف آیه ی 54)

 ( تَبَارَكَ الَّذِى بِیَدِهِ الْمُلْك‏...) (سوره ی ملک آیه ی 1)

یعنی اشتباه نکنید ؛ آن کسی که مبارک است و منبع همه ی برکات ، خداست. آنکه سلطنت و قهاریت عالم هستی به دست اوست ، آن که عزت و ذلت و مرگ و حیات به دست اوست. او « مقلب القلوب و الابصار» است ؛ او « مدبر اللیل و النهار» است ، او « محول الحول و الاحوال » است.

اوست که کره ی زمین خاکی را سر ساعت و دقیقه و ثانیه معین از برج حوت به برج حمل منتقل می کند و هم اوست که باید زمین مغز و جان و فکر ما را از برج شقاوت به برج سعادت منتقل سازد ؛ اما از توجه به این حقیقت نباید غافل شد که تحویل کره ی زمین یک تحویل تکوینی و اضطراری است ولی ما انسان ها باید تحویل اختیاری داشته باشیم ، یعنی با اراده و اختیار خودمان باید با عمل به دستورات دین و احکام الهی از مدار انحرافی هواپرستی برگردیم و به مدار اعتدالی خداپرستی بیفتیم. از برج شقاوت خارج گشته به برج سعادت داخل شویم ، چه آنکه خالق ما فرموده است :

( ...إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتىَ‏ یُغَیرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِم‏ ...)(سوره ی رعد آیه ی 11)

... یقیناً خدا وضع و حال مردمی را تغییر نمی دهد تا خود آن مردم ، حالات درونی خود را تغییر بدهند ...

تا شما آدمیان ، دگرگونی در افکار و اخلاق و اعمال خویش ایجاد نکنید آن نعمت ها و عزت های از دست رفته به شما باز نخواهد گشت.

   نوروز  اگر  خواهی ، از  نو  حرکت  کن               کز  جنبش  نو  تابش ، شمس  و  قمر   آید

                                                                                               **************

آن کس که ِفتاد از حَرکَت محتضر آمد                 تقویم زمان ، بسته  به اعمال من و توست

کز نیک و بدش گردش تاریخ  برآمد                سرو و گُل و لاله ، عمل خوب من و توست

                     **************

حرکت تحویلی و بدون توقف عالم طبع

خلاصه اینکه تکامل در نظام عالم طبع بر اساس تحویل است و حرکت ، تحویل در همین کره ی زمین تنها یک بار در طول یک سال نیست ، بلکه زمین در سال دوازده بار ، یعنی در هر ماهی یک بار از برجی به برج دیگر تحویل می شود .

از برج حوت به برج حمل ، از برج حمل به برج ثور و از ثور به حورا و از حورا به سرطان و از سرطان به اسد و ... دائماً کره ی زمین در حال تحویل است و نه تنها زمین ، بلکه همه ی موجودات عالم طبع در حال حرکت و تحولند و لحظه ای توقف و سکون در عالم وجود ندارد .به فرموده ی قرآن حکیم :

 (وَ تَرَى الجِْبَالَ تحَْسَبهَُا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ...)(سوره ی نمل آیه ی 88)

تو کوه ها را جامد و بی حرکت می پنداری و حال آنکه آنها مانند ابرهای آسمان در حرکتند ...

ما انسان ها نیز همه با هم در کشتیِ زمان نشسته ایم و علی الدوام در حال تحولیم وخود ، توجه به تحول خود نداریم و می پنداریم که در مکان ثابتی متوقف هستیم و حال آنکه یک لحظه هم متوقف نمی باشیم مانند عقربک ساعت شمارِ ساعت که وقتی نگاه می کنیم ، آن را مثلاَ روی عدد یازده صفحه ی ساعت ساکن و بی حرکت می بینیم و حال آنکه یک آن هم ساکن نیست و ما حرکت آن را احساس نمی کنیم . بعد از یک ساعت آن را روی دوازده صفحه ی ساعت می بینیم و می فهمیم که حرکت می کرده و ما ساکنش می پنداشته ایم .

وقتی در هواپیما نشسته ایم مثلاً از تهران به مشهد می رویم ، هواپیما در حال حرکت است و با سرعت ما را می بََرد و راه یک ماهه را در یک ساعت طی می کند ولی ما با کمال آرامش نشسته ایم و گاه می خوابیم وگاهی می خوریم و می نوشیم و با هم بحث می کنیم و اصلاً احساس حرکت نمی کنیم ؛ یک وقت به خود می آییم که به فرودگاه مشهد رسیده ایم. کره ی زمین هم ، ما را دوش خود گرفته است و با سرعتی عجیب در فضا می چرخد و ما را با خود می چرخاند ولی ما بدون توجه به حرکت او ، خود را متوقف می پنداریم و سرگرم کارهای عادی خود می باشیم .

علم ، جلوه گاه قدرت لایزال پروردگار

در زمان های گذشته که وسایل برقی و گازی در کار نبود ، وقتی می خواستند چند قطعه آتش فراهم کنند و آب سماور را به جوش بیاورند و چای درست کنند ، چند قطعه ذغال در میان آتشگردان گذاشته و یک قطعه ذغال گداخته از آتش در وسط آنها قرار می دادند و آن را با سرعت در فضا می چرخاندند ؛ آن آتشگردان می چرخید و ذغال های سرد و سیاه را شعله ور می ساخت .  

 این کره ی زمین هم آتشگردانی است که به انگشت قدرت خدا در فضا می چرخد و قطعات سرد و افسرده ی جمادات و نباتات را در آغوش گرفته و می چرخاند. از سردی به داغی می برد و از خاک گل های سبز و زرد و سرخ و بنفش می رویاند . از تخم مرده ی یک پرنده ، بُلبُلی خوش آهنگ می پروراند . از نطفه ی کور و کر و لال آدمی ، انسانی عاقل گویا ، بینا و شنوا به وجود می آورد.

اکنون خدا می داند که این کُره ی سر و ته بسته ی زمین چه نطفه هایی در رحم دارد که باید در این فصل بهار بزاید و کوه و دشت و چمن را پر از انواع گیاهان و جانداران سازد. از هر بذری ، گیاهی تولید گردد و از هر گلی بویی و از هر مرغی آهنگی برخیزد و هم خدا داند که این سال نو آبستن به چه حوادثی سُرور آفرین یا غم انگیز می باشد. چه لب هایی باید بخندد و چه چشم هایی باید بگریند ، چه فریادهایی بلند شود و چه صداهایی خاموش گردد ، جمعی به اوج عزت برسند و جمعی به خاک ذلت نشینند .

چه  گویم از این گنبد تیز گرد                     که  هرگز   نیاساید    از    کارکرد

یکی   را همی تاج شاهی دهد                  یکی  را   به    دریا  به ماهی   دهد   

یکی  را برهنه سر و پا و دست                  نه آرام و خورد و نه جای نشست

سر  انجام هردو به خاک اندرند                 که   در  تنگنای   هلاکت  اندرند

نرسد کار به جایی که بیدارگر ما آتش جهنم باشد .

این حدیث را هم در گذشته بیان کردیم : (اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال ) (فقیه ، جلد 4 ، صفحه ی 394)

غافل ترین مردم آن کسی است که از این همه تغیر و تحول دنیا پندی نگیرد و همچنان در خواب خرگوشی یک عمر بخورد و بخوابد و هیچ نفهمد  این تغیرات و دگرگونی ها از کجا نشات گرفته است و به کجا منتهی خواهد شد و من در این میان چه کاره ام و چه وضعی باید داشته باشم و ناگهان خود را به فرموده ی قرآن در میان آتش جهنم می بیند و فریاد می زند :

( ... رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَلِحًا غَیرَْ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ‏ُ ...) (سوره ی فاطر ، آیه ی 37)

... خدایا {الان فهمیدم که عمری به خطا رفته ام }مرا از آتش نجاتم بده و به دنیایم برگردان تا کارهایی غیر آن کارها که می کردم بکنم ...  

 ولی جواب می شنود که :

(... أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَن تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِیر...) (همان)

...آیا من در دنیا به شما آن قدر مهلت نداده ام که از جریان تحولات عالم پند بگیرید ، آیا هشدار دهنده به سوی شما نفرستادم ...

پیامبران و امامان نیامدند و فریاد بر سرتان نکشیدند و شما را از این جریان آگاه نساختند .

در شان نزول این آیه آمده است که درباره ی انسان هجده ساله است  ، یعنی یک آدم هجده ساله باید به خود بیاید و راجع به تغییر و تحولات عالم بیندیشد و بفهمد که آمد و رفت روز و شب یعنی چه و خوابیدن و بیدار شدن چه معنایی دارد و اصلاً من خودم چه هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم ؟ آورنده و بَرَنده ام کیست و چه هدفی از این آوردن و بردن من دارد.

این وظیفه ی یک آدم هجده ساله است ، وای بر حال آدم چهل ساله و پنجاه ساله ی در خواب غفلت غُنُوده که چه خطاب و عتاب هایی خواهد داشت ، حتماً روزی ما را در موقف حساب ، نگهمان میدارند و می گویند : ای انسان ، آخر من به تو عقل و فکر دادم که بیندیشی و بفهمی ، شصت سال و هفتاد سال تو را خواباندم و بیدارت کردم. در هر شبانه روز چند بار نمونه ای از مرگ و حیات را نشانت دادم ، به زبان پیام آورم به تو پیام فرستادم که همان طور که می خوابید می میرید و همان طور که بیدار می شوید در روز قیامت بر انگیخته می گردید ، آیا همین کافی نبود که تو را به فکر انداخته و از خواب غفلت بیدارت سازد و به گوشت طنین افکند که به خود بیا و بفهم که همان کس که تو را هر شب می خواباند و صبح بیدارت می کند همان کس یک شب تو را می خواباند و دیگر بیدارت نمی کند تا با صدای نَفخ صُور جناب اسرافیل (ع) از خواب برمی خیزی و می بینی صحرای محشر است و رستاخیز عظیم قیامت بر پا شده و در موقف حساب نگهت داشته اند.

دگرگون شدن دل ها با مشاهده ی زیبایی های دنیا

قرآن می فرماید : ( وَ نُفِخَ فىِ الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلىَ‏ رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ(51) قَالُواْ یَاوَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَاذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَانُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ(52)) ( سوره ی یس ، آیات 51و52)

در صور دمیده شده است وآدمیان ازقبرها برخاسته اند و به سوی موقف حساب خدا شتابان می روند و می گویند ای وای برما ، چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت ، آری این همان وعده ی خداوند رحمان است و فرستادگانش راست می گفتند {که از چنین چیزی خبر می دادند}.

 آیا این آیات آسمانی قرآن و رفتار و گفتار پیامبران و امامان (ع) که برای هدایت ما آمده اند نباید در ما تکانی ایجاد کرده و تحولی در شئون زندگی ما پدید آورد ؟!!

روزی رسول خدا (ص) با جمعی از اصحاب از راهی می گذشتند به گله ای از شتران عِشار رسیدند ، عِشار به شترهای ده ماهه آبستن می گویند که از امتعه ی بسیار نفیس عرب به شمار بوده است و لذا قرآن کریم در سوره ی تکویر که نمونه ای از تحولات دهشت انگیز عالم را در روز قیامت نشان می دهد که :

 ( إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ(1) وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ(2)... وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَت‏ )(سوره ی تکویر آیه ی 1 تا 4 ).

 روزی که طومار خورشید در هم پیچیده شود و ستارگان تیره و بی فروغ گردند و روزی که شتر های عِشار به حال خود رها شوند.

یعنی در آن روز ، چنان دهشت و وحشت دل ها را فرا می گیرد و آدمیان از خود بیخود می شوند که عرب مال دوست ، شترهای عِشار را هم فراموش می کند.

منظور اینکه وقتی رسول اکرم (ص) به گله ی شتران عشار رسید ، چشم از آنها برگردانید و به آنها نگاه نکرد ، آنگونه که یک مرد مسلمان از نگاه به زن نا محرم می پرهیزد و چشم ازاو بر می گرداند.

اصحاب گفتند : یا رسول الله ، این گله ی شترهای عشار است و تماشایی و دیدنی است ، شما چرا رو از آنها بر می گردانید و نگاهشان نمی کنید ؟ در جواب آنها قریب به این مضمون فرمود : نگاه کردن به زیبایی های دنیا دل را دگرگون می کند و حال غفلت از خدا در دل به وجود می آورد . این آیه ی از قرآن را هم تلاوت فرمود که خدا فرموده است :

(وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلىَ‏ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنهُْمْ زَهْرَةَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا... ) ( سوره ی طه  آیه ی 131 )

هرگز چشم ها ی خود را مدوز به زیبایی های زود گذر دنیا که به گروهی از کفار و منافقان داده ایم ...

یکی از همسران پیامبر(ص) پرده ای بر در اطاق آویخته بود که عکس بوته ی گلی در آن بود ، رسول اکرم (ص) به او فرمود : ( غیبیه عنی فانی اذا نظرت الیها ذکرت الدنیا و زخارفها )؛ ( مستدرک الوسائل ، جلد 12 ، صفحه ی 54 )

این {پرده ی عکس دار } را از مقابل چشم من بردار ، هر وقت چشمم به آن می افتد دنیا و زر و زیور دنیا برایم تداعی می شود .

فاصله ی رفتار ما با گفتار خدا و روش انبیاء (ع)

حال ، آن گفتار خدا و این رفتار پیامبر را با زندگی غرق در تجمل خودمان بسنجید و ببینید تفاوت راه از کجا تا به کجاست ! در عین حال ما ادعای ایمان به قرآن خدا و پیروی از رسول خدا (ص) داریم و خدا هم فرموده است :

 ( لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة ... )  ( سوره ی احزاب ، آیه ی 21)

من رسول خودم را اسوه و الگو برای شما قرار دادم که او را بر تمام شئون زندگی خود سر مشق قرار داده و از او تبعیت نمایید.

در آیه ی دیگر هم خطاب به رسولش فرموده است :

( قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی  ...)  (سوره ی آل عمران ، آیه ی 31 )

بگو به مردم ، اگر شما خدا را دوست می دارید ، از من { که پیام آور او هستم } پیروی نمایید ...

اما کو آن دل بیدار که از این نداهای آسمانی تکان بخورد و چشم از خواب غفلت بگشاید و صحنه های پشت پرده را هم از منظر قرآن کریم مشاهده نماید و باقی مانده ِِی این عمر زود گذر را به لهو و لعب به سر نیاورد .

این شعر حکیمانه ی سعدی را هم به خاطر بسپار و گهگاه آن را با خود زمزمه کند :

غبار هوی چشم عقلت بدوخت                                 سموم هوس کشت عمرت بسوخت

ای مسلمان نمازخوان روزه بگیر حج و عمره انجام داده !

به هوش بیا که غبار هوی چشم عقلت را کور کرده و حاصل اعمال عبادی چهل پنجاه ساله ات را به آتش کشیده است ، اینک به خود بیا و از این مهلت باقی مانده ی عمر استفاده کن .

بکن سرمه ی غفلت از چشم پاک                                 که فردا شوی سرمه در چشم خاک

این بیت هم از لطافت خاصی برخوردار است ، شما یک قبر را بشکافید ، مانند حدقه ی یک چشم است و بدن مرده ی پوسیده ی گَرد شده ی در میان آن نیز همچون سرمه ای است در چشم خاک .

حال ای انسان غفلت زده ی غوطه ور گشته ی در گنداب هوی و هوس های نفسانی ، اندکی به هوش بیا و سرمه ی غفلت را از چشم دل پاک کن که به همین زودی می میری و در میان حدقه ی تنگ قبر می پوسی و سرمه ی در چشم خاک می گردی.
به راستی که در ارشاد و هدایت ما بندگان ؛ خدا هیچ سخن ناگفته ای نمانده است ؛ انبیاء و اولیای خدا علیهم السّلام و از پس آنها حُکما و علما و حتّی شعرا با بیانات گوناگون آنچه لازم بوده گفته اند و بانگ بیدار باش سر داده اند . حال اگر قصور و تقصیری هست ، در ما غفلت زدگان است و چاره ای جز این نیست که باید تکانی بخوریم و جواب لبّیک به این نداهای آسمانی داده ، قدم در صراط مستقیم عبادت خدا نهاده و به دنبال آن پیشوایان هدایت حرکت کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارزقنا توفیق الطاعة و اجتناب المعصیة و اجعلنا من المتقین و ادخلنا جنتک و اجعل خاتمة امرنا خیرا ً ؛

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

آثار پر برکت توجه به خویشاوندان

حضرت امام باقر (ع) فرمود : رسیدگی به خویشاوندان اعمال انسان را پاکیزه میگرداند و باعث رشد و ازدیاد مال و دارایی شده و موجب دفع گرفتاری و بلا میگردد و رسیدگی به حساب را در روز قیامت آسان نموده و اجل را به تاخیر می اندازد.  تحف العقول صفحه 309




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

علم و ارزش عالم اسلامی ؛ امام علی (ع) نقل کرد که روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا (علیها السلام) رسید و گفت : مادر پیری دارم که در مسائل نماز سئوالاتی دارد ، و مرا فرستاده است تا مسائل شرعی نماز را از شما بپرسم ، حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود بپرس.و آنگاه مسائل فراوانی مطرح کرد و پاسخ شنید در ادامه پرسشها ، آن زن خجالت کشید و گفت : ای دختر رسول خدا (ص) ! بیش از این نباید شما را به زحمت اندازم ، حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود : باز هم بیا و آن چه سئوال داری بپرس.آیا اگر کسی را روزی اجیر نمایند که بار سنگینی را به بام ببرد و در مقابل صد هزار دینا طلا مزد بگیرد ؛ چنین کاری برای او دشوار است ؟ گفت : خیر ، حضرت ادامه داد : من هر مسأله ای را که پاسخ می دهم ، بیش از فاصله بین زمین و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش می گیرم ، پس سزاوارتر است که بر من سنگین نیاید. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 194 ، بحارالانوار جلد 2 صفحه 3 و لئالی الاخبار جلد 2 صفحه 254

ارزشمندی یک حدیث ، شخصی از مؤمنین مدینه روایتی را از حضرت زهرا (علیها السلام) درخواست نمود ، حضرت به فضه فرمود ، آن روایت را که بر کاغذی نوشته شده است بیاور ، پس از جستجوی فراوان اطلاع داد که روایت مورد نظر گم شده است ، حضرت زهرا (علیها السلام) ناراحت شده فرمود : وای بر تو بگرد و پیدا کن ، زیرا ارزش معنوی این حدیث نزد من برابر با ارزش حسن و حسین علیهما السلام است. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 195 ، دلائل الامامة صفحه 1 و کتاب عوالم جلد11 صفحه 620

با توجه به این رهنمود ارزشمند ، نکات ظریفی نسبت به ارزش علم و تحقیقات اسلامی برای ما روشن می شود ، مانند : 1-حضرت زهرا (علیها السلام) تمام روایات و احادیث پیامبر (ص) را می نوشت.2-احادیث نوشته شده را طوری نگهداری می فرمود که زود متوجه میشد ، فلان روایت در جای خود قرار دارد یا نه ؟ ( سیستم بایگانی روایات داشتند ) 3-آیا در جهان علم می توان کسی را سراغ داشت که ارزش یک روایت را با ارزش فرزندانش ، همانند امام حسن و امام حسین علیهما السلام برابر بداند ؟

رازگوئی با همسر ، حضرت زهرا (علیها السلام)  در ساعات آخر زندگانی خویش با امام علی (ع) رازی را افشا کرد ، و از لحظه های وفات خویش خبر داد : ( ای ابالحسن ! در همین ساعت به خواب رفته بودم ، محبوبم ، رسول خدا را در قصری از مروارید سفید دیدم ، چون مراد دید ، فرمود : دخترم ! به نزد من بشتاب که سخت مشتاق توام ، پاسخ دادم : سوگند به خدا ، اشتیاق من برای زیارت شما شدیدتر است ، در این هنگام پدرم فرمود : تو امشب در پیش ما خواهی بود ، رسول خدا آن چه وعده دهد ، راست است و به آن چه عهد و پیمان بندد وفا می کند. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 198 ، کتاب عوالم جلد 11 صفحه 491 ، و بحارالانوار جلد 43 صفحه 179 حدیث 15

آگاهی از حوادث تلخ آینده ، هنگام وفات غمبار رسول خدا (ص) ، تا سخنان پدر را شنید که فرمود : برای فرزندانم گریه می کنم (أبکی لذریّتی) حضرت زهرا (علیهاالسلام) بشدّت گریست.رسول خدا (ص) فرمود : دخترم گریه مکن ، آرام باش ! حضرت فاطمه (علیهاالسلام) پاسخ داد : (پدرم) برای آن چه بعد از تو بر ما روا می دارند ، گریه نمی کنم ، بلکه گریه ی من از فراق و دوری تو است ای رسول خدا. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 200 ، امالی جلد 1 صفحه 191 ، ریاحین الشریعة جلد 1 صفحه 239

معاد و قیامت ، رسول گرامی اسلام روزی فاطمه (علیها السلام) را نگران و اندوهگین یافت و پرسید : حزن و اندوه تو برای چیست ؟ پاسخ شنید : ( ای پدر ! یاد آوردم روز محشر و توقف مردم را در آن روز ، در حالی که برهنه اند .وای از زشتیها در پیشگاه خدای بزرگ در آن روز )  فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 232 ، بحارالانوار جلد 8 صفحه 53 حدیث 62 و کشف الغمة جلد 2 صفحه 57 ، لئالی الاخبار جلد 5 صفحه 65

وصیت به یادآوری ، حضرت زهرا (علیهاالسلام) در لحظه های واپسین زندگی به امیرالمومنین علی (ع) وصیّت کرد : ( ای ابوالحسن ! بیشتر از لحظه ای از زندگانی ام نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرا رسیده است.سخنان مرا بشنو ، زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید.تو را  وصیت می کنم ؛ ای ابوالحسن ! که مرا فراموش نکنی و پس از وفاتم ، همواره مرا زیارت نمایی ) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 269 ، امالی جلد 1 صفحه 269 ، کتاب زهرة الریاض و کوکب الدری جلد 1 صفحه 253

وصیت به قرآن خواندن در شب اوّل مرگ ، حضرت زهرا (علیها السلام) در کلمات ارزشمند دیگری به امام علی (علیه السلام) وصیت کرد که : (وقتی من وفات کردم ، تو غسل و کفن مرا به عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر قرار ده ، دفنم کن و سنگ قبر را بر روی قبرم گذار و خاک بر آن ریز و آن را هماهنگ نما.آنگاه بالای سرم روبروی من بنشین ، و زیاد قرآن بخوان و دعا کن ، زیرا در چنین لحظه هایی ، میت به اُنس گرفتن با زندگان محتاج است.من تو را به خدا می سپارم و درباره ی فرزندانم سفارش به نیکوکاری دارم. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 270 ، بحارالانوار جلد 79 صفحه 27 ، و مصباح الانوار

وصیت به عدم شرکت ظالمان در مراسم تدفین ، حضرت زهرا (علیها السلام) خطاب به امیرالمومنین علی (ع) فرمود : تو را وصیت می کنم که هیچ کس از آنان که به من ظلم کرده اند و حق مرا غصب نمودند ، نباید در تشییع جنازه ی من شرکت کنند ، زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا (ص) می باشند ؛ و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد ، مرا شب دفن کن ، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند.  فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 273 ، بحارالانوار جلد 43 صفحه 209 ، علل الشرایع جلد 1 صفحه 188 و احتجاج صفحه 59

ضرورت یاری کردن به کارگر منزل ، رسول گرامی اسلام (ص) پس از سال ها تحمل مشکلات ، و سفارش به صبر و بردباری ، کارگری برای حضرت زهرا (علیها السلام) انتخاب و سفارشات لازم را ارائه فرمود.روزی مشاهده کرد که کارگر منزل در حال استراحت و فاطمه زهرا (علیها السلام) مشغول کار کردن است ، علّت آن را پرسید ؛ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : ای رسول خدا (کار منزل را عادلانه تقسیم کردم) روزی مال من و روزی دیگر به عهده او است ) اشک در چشمان پیامبر (ص) حلقه زد و فرمود : خدا آگاه تر است که رسالت را در کدام خانواده قرار دهد.  فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 277 ، مقتل الحسین صفحه 69 ، احقاق الحق جلد 10 صفحه 277

یاری کردن علی (ع) ، حضرت زهرا (علیها السلام) در یاری امام علی (ع) فرمود : (روزی پدرم رسول خدا {که درود خدا بر او و خاندان او باد } به علی (ع) نگاه کرد و با اشاره به او فرمود : این مرد و پیروان او در بهشتند.فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 278 ، ینابیع المودة صفحه 40 قندوزی حنفی (متوفای 1294 هجری) و در گفتار ارزشمند دیگری به شیعیان علی (علیه السلام) بشارت بهشت جاویدان داد و فرمود : رسول گرامی اسلام {که درود خدا بر او و خاندان او باد} به علی (ع) فرمود : ای ابالحسن ! همانا تو و پیروان تو در بهشت (موعود) خواهید بود.  فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 279 ، مجمع الزوائد جلد 10 صفحه 21 و جلد 9 صفحه 289 و مفتاح النجا صفحه 61 ، و أرجح المطالب صفحه 531





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حضرت فاطمه (س) : هرکه خالص ترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد ، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین می فرستد. صحیفه فاطمیه صفحه 148  ، عدّة الداعی صفحه 233 

دانلود روضه حضرت زهرا سلام الله علیها (آیت الله ضیاء آبادی )

ارزش اهل بیت (ع) و امامان (ع) ؛ حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به ارزشهای امامان معصوم (علیهم السلام) فرمود : ما اهل بیت رسول خدا (ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکیها ، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامبران الهی.شرح ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 201 ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 24

حضرت زهرا (علیها السلام ) با اشاره به فلسفه امامت فرمود : خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت (علیهم السلام) را سبب برقراری نظم اجتماعی در امّت اسلامی ، و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. بخشی از خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد مدینه ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 25

اثبات امامت علی (ع) {هدایت تشریعی} ، یادآوری روایات رسول خدا (ص) : محمود بن لبید می گوید : پس از رحلت پیامبر (ص) ، فاطمه (علیها السلام) را در کنار قبر حضرت حمزه در اُحُد ، در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم ، فرصت را غنیمت شمرده سئوال کردم : آیا برای امامت علی (ع) از سخنان رسول گرامی اسلام (ص) ، میتوان دلیلی آورد ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : شگفتا ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟ شنیدم که پیامبر گرامی اسلام فرمود : علی (ع) بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم.علی (ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم ، (حسن و حسین (علیهم السلام) )و نه نفر از فرزندان حسین (ع) پیشوایان و امامانی پاک و نیکند.اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید ، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.پرسید بانوی من ! پس چرا امام علی (ع) سکوت کرد و حق خود را نگرفت ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : رسول خدا (ص) فرمود : مَثَل امام ، مانند کعبه است ، مردم باید در اطراف آن طواف کنند ، نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.سپس ادامه داد که : آگاه باش ، قسم به خدا ، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند و از عترت رسول خدا (ص) اطاعت می نمودند دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همان گونه که رسول خدا(ص) معرفی فرمود از علی (ع) تا حضرت قائم (عج) فرزند نهم امام حسین (ع) ، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.اما (افسوس)کسی را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعث را انکار کردند و به بدعتها روی آوردند ، آنها هواپرستی و شهوت را برگزیدند و بر اساس رأی و نظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد.آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود : پروردگار تو خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار تعیین امامت بدست اوست ؛ سوره قصص آیه 68 .آری شنیدند اما همان گونه که قرآن فرمود : (دیده بصیرت آنها کور و چشم دل آنها بی نور است ؛ سوره حج آیه 46 ) افسوس ، که سران سقیفه ، آرزوها و هوسهای خود را تحقّق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند ، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند ، ای پروردگار ! من به تو پناه می برم از کمی یاران پس از پیروزی و فراوانی آنان) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 27 الی 28 ، بحارالانوار جلد 36 صفحه 353 ، احقاق الحق جلد 21 صفحه 26

حضرت زهرا (س) فرمودند : سه چیز از دنیای شما برای من دوست داشتنی است : 1-تلاوت قرآن 2-نگاه بر چهره مبارک رسول خدا (ص) 3-انفاق در راه خدا.  نهج الحیاة صفحه 276

آیت الله ضیاء آبادی { عظمت حضرت زهرا (س) ، روضه حضرت زهرا (س) }(فایل تصویری)

 

آیت الله ضیاء آبادی { روضه حضرت زهرا (س) }(فایل تصویری)

مجموعه ای در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) { شامل : سخنان آن حضرت ، فضایل ، و....}

ماهنامه احادیث { ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (س) }

حضرت زهرا (ع) فرمود : روزه داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده ، روزه اش به چه کارش خواهد آمد.  بحارالانوار جلد 93 صفحه 295

روایت شده چون هنگام وفات فاطمه (علیها سلام ) فرا رسید ، گریه میکرد ، امیرالمومنین (ع) فرمود : چرا گریه میکنی ؟ گفت : می گریم برای رنجها و اذیتهایی که پس از من می بینی ، امیرالمومنین (ع) فرمود : گریه مکن ، به خدا قسم این سختیها در راه خداوند برای من کوچک است.  انوارالبهیة ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 41

 

دانلود کتاب ؛ حضرت فاطمه (علیها سلام ) الگویی برای همه { با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»

در این كتاب مطالبی پیرامون این موضوعات به چاپ رسیده است:

1- نژاد آسمانی حضرت زهرا (س)

2- فضائل و صفات حضرت زهرا (س)

3- شخصیت حضرت زهرا (س) در كلام خدا

4- نقش الگویی حضرت زهرا (س)

5- حضرت زهرا (س) و سیاست

6- حضرت زهرا (س) و شهادت

 

 

با استفاده از لینک زیر سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات (شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عج) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، روضه حضرت زهرا (س) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) را دانلود بفرمایید :

دانلود

دانلود شعر دسته جمعی ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم ، محبان تو هستیم { مرحوم شیخ احمد کافی (ره)  }

 

احادیث در فضیلت تسبیح حضرت فاطمه (س)

 امام صادق (ع) فرمودند : هیچ عبادتی برای خداوند بالاتر از تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نیست و اگر چیزی افضل از آن موجود بود ، همانا پیغمبر اکرم (ص) آن را به دخترش فاطمه (علیهاالسلام) هدیه می فرمودند. الکافی جلد 3 صفحه 344 حدیث 14 ، صحیفه فاطمیه صفحه252

امام صادق (ع) فرمودند : هرکس تسبیحات حضرت فاطمه زهراء (س) را بعد از نماز فریضه خود و قبل از آنکه حالت پاها را به هم بزند بجای آورد خداوند متعال در روز قیامت بهشت را بر او واجب می گرداند.  وسائل الشیعه جلد 6 صفحه 440 حدیث 8388 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

امام صادق (ع) { خطاب به یکی از اصحابش } فرمودند : ای ابا هارون ، همانا ما بچه های کوچک خود را همانطوری که به نماز امر می کنیم ، به تسبیحات حضرت فاطمه (س) نیز امر می کنیم ، پس ( حالا که ارزش آن را فهمیدی ) همواره آن را بجای آور ؛ چرا که هرکس آن را ملازمت کند ، از بدبختی و شقاوت رهایی می یابد. الکافی جلد 3 صفحه 343 حدیث 13 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

یکی از اصحاب امام صادق (ع) می گویند : به خاطر ضعف شنوایی خود ، خدمت امام صادق (ع) رسیدم ( و از او تقاضای درمان کردم ) ، امام (ع) فرمودند : ( تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بسیار بجای آور).  بحارالانوار جلد 85 صفحه 334 حدیث 20 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

ناگفته نماند که این تسبیحات را حضرت رسول اکرم (ص) و او نیز از ناحیه حضرت جبرئیل امین (ع) و او نیز از ناحیه خداوند متعال برای حضرت فاطمه زهرا (س) هدیه آورده است و داستان آن در کتابهای حدیثی مختلف ذکر شده است و اما نحوه اتیان این تسبیحات مقدسه به شرح ذیل است :

اَللهُ اَکبَر { 34 مرتبه } ؛ الحَمدُلِله { 33 مرتبه } ؛ سُبحانَ اللهِ { 33 مرتبه } ، و در پایان مستحب است که یک مرتبه گفته شود : ( لَا اِلهَ اِلاَّ الله )

نقش انگشتر حضرت زهرا (س)

امام صادق (ع) فرمودند : نقش انگشتر حضرت فاطمه زهرا (س) این عبارت بود : (( همانا توکل کنندگان به خداوند ، ایمن هستند )) بحارالانوار جلد 43 صفحه 9

البته در برخی از روایات دیگر ، عبارت های دیگری نیز در مورد نقش نگین آن حضرت نقل شده است که عبارتند از : (( اللهُ وَلِیُّ عِصمَتِی )) ( همانا خداوند نگهدارنده من است ) و یا (( نِعمَ القادِرُ اللهُ )) ( چه قادر و توانای خوبی است خداوند متعال ؛ و به نظر حقیر هیچ گونه منافاتی این روایات با همدیگر ندارند ؛ چرا که شاید حضرت انگشترهای مختلفی داشته اند و هرکدام از آنها یکی از این نقشها را در خود داشته است ، همچنانکه در مورد سایر معصومین (علیهم السلام) نیز این چنین بوده است.   صحیفه فاطمیه صفحه 261





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 273 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث