وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام دهه کرامت ( ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تا ولادت حضرت علی ابن الموسی الرضا (علیه السلام) ) را گرامی می داریم.

 11 ذی القعده  1436 ، 1393/6/4 سالروز ولادت هشتمین شمس ولایت ، حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً كَثِیرَةً تَامَّةً زَاكِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ

دانلود کتاب حضرت امام رضا (ع) مظهر رأفت خدا { با فرمت pdf } اثر ارزشمند حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»

...... زیارت اولیاء خدا وقتی ارزش خاصّ به خود را خواهد داشت که با معرفت به حقّ ایشان توأم باشد و معرفت به حقّ امام و اعتقاد به امامت آن هادی الی الله نیز لازمه اش پیروی از او و عمل به فرامین خداست ؛ فرموده اند : تنها محبّتِ ما را کافی در نجاتِ خود ندانید حلال و حرام خدا را سبک نشمارید ولایتِ اهل بیت رسول الله (علیهم السلام) آنگاه اثر بخش است که با عبادت خدا همراه باشد ؛ همچنان که عبادت خدا زمانی اثر بخش است که با ولایت اهل بیت (علیهم السلام) توأم باشد ....... ( از متن کتاب )

متن کامل کتاب حضرت امام رضا (علیه السلام) مظهر رأفت خدا اثر ارزشمند حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»


چگونگی رفع تردید در خصوص امامت امام رضا(علیه السلام)

 حسن‌بن‌علی وَشّاء واقفی مذهب بود. مؤسّس مذهب واقفی، علیّ‌ بن‌ابی حمزه‌ی بطائنی، از اصحاب امام كاظم (ع)بود.بطائنی از طرف آن‌ حضرت در جمع ‌آوری وجوه شرعی شیعیان وكالت داشت و پول زیادی نزد او جمع شد.در ایّامی كه امام(ع)در زندان بغداد به شهادت رسید،او شرعاً موظّف بود آن پول‌ها را كه سهم امام‌(ع)بود، تحویل امام ابوالحسن‌الرّضا (ع) بدهد؛ ولی گرفتار وسوسه‌ی شیطان شد و حاضر به جدا كردن پول از خود نشد.برای این كه بتواند پول‌ها را نگه دارد، منكر امامت امام رضا‌(ع) شد و لذا گفت:امام هفتم آخرین امام است و غایب شده و باید برای اصلاح كلّی عالم ظهور كند و من باید پول‌ها را كه سهم امام است نگه دارم تا پس از ظهور آن‌ حضرت تحویل ایشان بدهم.

از همین جا مذهبی به نام مذهب واقفی به وجود آمد و جمعی به آن گرویدند؛ یعنی بر امام هفتم متوقّف گشته به امامت امام رضا (ع) معتقد نشدند. از پیروان آن مذهب حسن بن علی وشّاء بود؛ولی بعد شیعه‌ی امامی شد و به راه حقّ برگشت. او می‌ گوید : من در امامت امام رضا (ع) تردید داشتم. برای این كه مطلب برایم روشن بشود، مسائل زیادی را جمع ‌آوری كردم و در طوماری نوشتم تا به ایشان بدهم و جواب بگیرم. طومار را در آستینم نهادم و به خانه‌ی امام رضا‌(ع)رفتم. دیدم انبوه جمعیّت در رفت و آمدند. در گوشه‌ای ایستادم؛مطمئن شدم كه نوبت ملاقات به من نخواهد رسید. در همین حال، دیدم خادمشان از خانه بیرون آمد و در میان جمعیّت صدا زد: حسن ‌بن‌علی ‌وشّاء كیست؟ من گفتم : منم. دیدم به سمت من آمد. طوماری در دستش بود،آن رابه من داد و گفت: جواب مسائلی است كه در آستین خود داری. من از این حرف غرق در تعجّب و حیرت شدم كه یعنی چه؟ مسائل تحویل نداده،جوابش داده شده است.طومار را گرفتم، به گوشه‌ای رفتم و نشستم و آن را باز كردم. دیدم به تمام مسائلی كه در آستینم بوده جواب‌ های كافی داده شده است. آنجا دست به آسمان برداشتم و گفتم: خدایا،شاهد باش كه من به امامت حضرت ابوالحسن‌ الرّضا  (ع)ایمان آوردم و معتقد شدم كه او حجّت تو در میان بندگان توست.  بحارالانوار،جلد49،صفحه‌ی44.

ماجرای خواندنی احمد بن ‌ابی ‌نصر بزنطی

احمد بن ابی نصر بزنطی می ‌گوید : من ابتدا واقفی مذهب بودم؛ بعد ، مستبصر شدم. روزی از امام رضا (ع)تقاضا كردم وقت مناسبی تعیین بفرماید تا شرفیاب حضور گردم و مسائلم را مطرح كنم. این گذشت تا روزی من در خانه‌ام نشسته بودم ، در زدند. دیدم خادم امام مركب مخصوص امام را آورده تا مرا خدمت امام ببرد. با خوشحالی تمام سوار شدم و شرفیاب گشتم. مسائلی را مطرح كردم و بهره‌ها بردم تا شب شد.همان‌ جا نماز مغرب و عشا را با امام (ع) خواندم. بعد، غذا آوردند و پس از صرف غذا خواستم برخیزم برای رفتن. فرمود: دیر وقت شده و منزل شما هم دور است، صلاح این است كه همین جا استراحت كنی. من هم كه از خدا می ‌خواستم خدمت امام (ع) باشم، اطاعت كردم و ماندم. به خادمشان گفتند : رختخواب مخصوص خودم را بیاور، برای آقای احمد بزنطی پهن كن. من در این موقع به فكر فرو رفتم و از ذهنم گذشت كه معلوم می ‌شود من آدم بسیار بزرگواری هستم كه امام این‌گونه با من رفتار می‌كنند ؛ امام(ع) مركب مخصوص خود را برای من فرستاده و مرا به خانه‌اش آورده و با من هم غذا شده و بعد، رختخواب مخصوص خودش را در اختیار من گذاشته است،عجب ! این منم كه چنین بزرگوارم ؟

امام نیم خیز شده بود تا برخیزد و به اتاق خود برود. دیدم نشست. فرمود: احمد، قصّه‌ای برایت بگویم. وقتی صعصعة بن ‌سوهان، از اصحاب جدّم امیرالمؤمنین (ع) مریض شد، امیرالمؤمنین  (ع)به عیادت او رفت و كنار بسترش نشست و دست بر پیشانی او گذشت و او را مورد ملاطفت قرار داد. بعد، وقتی خواست برخیزد، فرمود: صعصعه، نكند این آمدن من به عیادتت را مایه‌ی امتیاز خود از برادران ایمانی ‌ات بشماری. این تكلیف دینی من بود كه انجام دادم. امام رضا  (ع)این قصّه را گفت و برخاست و در واقع، با این عمل، هم آگاهی خود را از ما‌فی ‌الضّمیر من نشان داد، كه نمونه‌ای از علم غیب بود، هم به من پند داد و مرا از بیماری عُجب و خودپسندی شفا بخشید. بحارالانوار،جلد49،صفحه‌ی48،حدیث48.

مردی از اهل بلخ می گوید : در سفری که علی بن موسی الرضا (ع) به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می گستردند ، حضرت فرمود : ساکت باش ، خدای همه یکی است ، مادر و پدر همه یکی است ، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. الحدیث جلد 1 ص 67

حضرت رضاعلیه السلام فرمود: هر كس هنگامیكه از خانه اش بیرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه حد بخواند پیوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  320

حضرت امام رضا (ع) : رسول اکرم (ص) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد ، او ژولیده و غبار آلوده و مسلح به طرف منزل خود می رفت . حضرت به وی فرمود : از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی ، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست ؟ فرمود بلی ، جهاد آدمی با نفس خود . الحدیث جلد 3 صفحه 306

  حضرت رضا (ع) : از حرص و حسد بپرهیزید ، زیرا این دو صفت امت هاى پیش از شما را نابود كرده ، از بخل بپرهیزید زیرا بخل بیماریی است كه در آزادمرد و مؤمن یافت نمیشد چون بخل ورزیدن ، خلاف ایمان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294

حضرت رضا (ع) : از خداوند عافیت دنیا و آخرت بخواهید ، من روایت میکنم از موسی بن جعفر (ع) که فرمود : نعمت پنهان وقتی داشته باشی به آن توجه نداری ، ولی وقتی نعمت از دستت رفت قدرش را خواهی دانست.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294

  امام رضا (ع) در هنگام تلاوت قرآن هرگاه می گذشتند به آیه ای که در او ذکر بهشت یا جهنم شده گریه میکرد و از حق تعالی تقاضای بهشت میکرد و پناه میبرد به خداوند از آتش جهنم.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 871

  امام رضا (ع) : دوست هر انسانى عقل او است و دشمن هر انسانی جهل او است. اصول كافى جلد 1 صفحه 11

امام رضا (ع) : ابوصلت هروی گوید شنیدم که امام (ع) میفرمود : (( خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد )) پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : محب اهل بیت (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر هدایت 

سلسله مباحث  معارفی سید محمد ضیاء آبادی

امامت و دینِ کارآمد

-------------------------------------------------------------

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
تداوم اختلاف مذاهب از آغاز تا امروز
می
‌دانیم كه پس از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حكومت بر امّت اسلامی با دسیسه ‌های شیطانی به دست افرادی ریاست طلب و هواپرست افتاد و موضوع خلافت و جانشینی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از مسیر اصلی خودش كه خدا و رسولش مقرّر فرموده بودند منحرف شد و افكار عامّه‌ی مردم را به ضلالت و گمراهی كشاندند و در طول حكومت بنی‌امیّه كه حدود 90 سال ادامه داشت و بعد هم بنی عبّاس روی كار آمدند و شاید بیش از 300 سال هم مدّت حكومت آنها بوده است.
در این مدّت گروه های مختلفی تحت عنوان مذاهب گوناگون بوجود آمدند و هر مذهبی هم از پیش خودشان امام و خلیفه‌ای برای خودشان تراشیدند و آن را مصداقی از مصادیق «اولواالامر» معرّفی كردند و اطاعتش را واجب دانستند كه خدا فرموده است:
{ یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أطِیعُوا اللهَ وَ أطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْأمْرِ مِنْكُمْ...} ؛[1]
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا را و اولواالامر را.

 

 

 

 

 

 

 


و گفتند «اولواالامر» در هر زمان، كسانی هستند كه قدرت را به دست آورده و حاكم بر امّت می‌ شوند. حالا از هر طبقه و از هر گروهی كه باشند اعمّ از عادل و فاسق فرق نمی ‌كند و این اختلاف مذاهب تا امروز ادامه داشته و در آینده نیز تا زمان ظهور مصلح كلّ عجّل‌الله‌ تعالی ‌فرجه ‌الشّریف ادامه خواهد داشت و آن حضرت به فرموده‌ی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) :
(یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأیِ)؛[2]
او[مهدی آل محمّد علیه السلام] هوای نفس را به هدایت بر می ‌گرداند، آن زمان كه مردم مسیر هدایت را به هوا بر‌گردانده‌اند و او مردم را تابع قرآن می ‌كند آن وقتی كه مردم آیات قرآن را به رأی خود تفسیر و توجیه كرده ‌اند.

 

 


تلاش امامان (علیهم السلام) برای آشنایی مردم با حقیقت معنای ولایت


به هر حال هر یك از ائمّه (علیهم السلام) در زمان خودشان تحت شرایط گوناگونی كه پیش می ‌آمد و فرصتی كه حاصل می ‌شد با خواصّ اصحاب خودشان سخن از امامت و ولایت به میان می ‌آوردند و آنها را با حقیقت «معنای ولایت» آشنا می ‌ساختند و امامان معصوم منصوب از جانب خدا و رسول را معرّفی می ‌نمودند. از جمله احادیثی كه در این زمینه داریم حدیثی از كتاب «تحف العقول» است كه از كتب روایی معتبر ماست و حدیث مفصّلی است كه چند جمله از آن را بطور منتخب نقل می ‌كنیم.
راوی به نام عبدالعزیز بن مسلم می ‌گوید: در زمانی ‌كه مأمون عبّاسی، امام رضا (علیه السلام) را از مدینه به مرو آورده بود، من در یك مجلس خصوصی خدمت امام رسیدم و گفتم: آقا! مسأله‌ی امامت و خلافت پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان مردم مورد اختلاف قرار گرفته است و هر كس چیزی می‌ گوید. امام تبسّمی كرد و فرمود:
(یَا عَبْدَ الْعَزِیزِ جَهِلَ الْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ...)؛[3]
این مردم در دریای جهالت و نادانی غوطه ‌ورند و راجع به دینشان گول خورده ‌اند...


دنیادارها آمده‌اند و دین را به گونه‌ای دیگر معنا كرده‌اند و اینها هم فریب خورده‌اند. خداوند پیغمبرش را فرستاد تا دینش را به مردم ابلاغ كند و تا زمانی ‌كه پیغمبر دین خدا را بطور كامل به مردم معرّفی نكرده بود، خدا او را از میان مردم بیرون نبرد تا آنچه را از معارف كه لازم بود برای مردم بیان كرد و در آخرین سال از عمر مباركش كه همراه با حجّاج از «حجّة الوداع» بر می ‌گشت در غدیر خم این آیه نازل شد :
{...الْیَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإسْلامَ دِیناً...}؛[4]
...امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و راضی شدم كه «اسلام» دین شما باشد...


معرّفی مبیّن و مجری دین در روز غدیر
حال بزرگان بحث‌های مفصّلی دارند كه این آیه مربوط به كدام روز بوده كه همه حرف ‌ها گفته شده بود و فقط یك مطلب باقی‌ مانده بود كه در آن روز، دین كامل شده است و هر عاقلی باید فكر كند كه آن،چه مطلبی بوده كه این قدر اهمّیّت داشته و سبب كامل شدن دین خدا گشته است و نتیجه گرفته‌اند كه آن مطلب، معرّفی و نصب امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به «ولایت» بوده است. یعنی آن كسی كه باید «مُبیّن» و «مجری» دین باشد در آن روز معرّفی شده است. چون اگر «دین» باشد ولی مبیّن نداشته باشد آن دین فایده‌ای نخواهد داشت، زیرا برنامه آمده ولی برای مردم بیان نشده و توضیح داده نشده است. مجملاتی دارد كه باید بیان شود و هم باید دین اجرا شود. چه آنكه اگر قانون و برنامه‌ای كامل هم باشد ولی خوب اجرا نشود یعنی قدرتی در كار نباشد كه آن قانون را به مرحله‌ی اجرا درآورد و جلوی هرج و مرج را بگیرد، باز هم آن برنامه و آن قانون نافع به حال جامعه نخواهد بود.
پس اگر دین خدا «مبیّن» نداشته باشد و «مجری» نداشته باشد آن، دینی ناقص و ناتمام خواهد بود. پس بایستی پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیاتش هم «مبیّن» و هم «مجری» دین را مشخّص كند، زیرا همه چیز در قرآن هست امّا همه چیز كه برای مردم روشن نیست و لذا احتیاج به «بیان» و «مبیّن» دارد و خداوند در قرآن فرموده است:
{...وَ أنْزَلْنا إلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ...}؛[5]
...ما این قرآن را [ای پیامبر!] بر تو نازل كرده‌ایم تا [آیات] آن را [كه برای هدایت مردم نازل شده] برای آنان بیان كنی...


یعنی قرآن «مجملاتی» دارد كه نیازمند «مبیّن» است و اگر بیان پیغمبر در كنار قرآن نباشد دستورات آن برای مردم قابل فهم و اجرا نمی ‌باشد.


فهم قرآن با بیان پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)


مثلاً راجع به «عبادت حجّ» در قرآن یك آیه بیشتر نیست كه فرموده است:
{...وَ للهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إلَیْهِ سَبِیلاً...}؛[6]
...و برای خدا بر مردم است كه آهنگ خانه‌ی او كنند، آنهایی كه توانایی رفتن بسوی آن را دارند...


خوب، حجّ چیست و چگونه است؟ در قرآن توضیح داده نشده است. حجّ اعمال و مناسك توأم با صدها احكام و اجزاء و شرایط دارد كه هیچ كدام از آنها در ظاهر قرآن نیامده است. مثلاً میقات كجاست كه حجّاج باید آنجا مُحرم شوند؟ احرام یعنی چه و احكامش چیست؟ طواف كعبه و سعی بین دو كوه صفا و مروه، وقوف در عرفات و مشعر و منی و رمی جمرات و...كه هر كدام، اجزاء و شرایط خاصّ به خود دارند و هیچ‌ یك از آنها در قرآن نشان داده نشده است.
از اینجا معلوم می‌ شود كه «قرآن» نیاز به «مبیّن» دارد و آن مبیّن نیز باید دارای صفت «عصمت» و مصونیّت از خطا و اشتباه باشد تا گفتارش مورد قبول و اطمینان مردم باشد، از اینروست كه می ‌بینیم خدا خطاب به پیامبر معصوم می‌ فرماید:
{...وَ أنْزَلْنا إلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ...}؛
...ما این قرآن را [ای پیامبر!] بر تو نازل كرده‌ایم تا [آیات] آن را [كه برای هدایت مردم نازل شده] برای آنان بیان كنی...


آنان كه آگاهی از ادبیّات عربی دارند توجّه دارند كه در این آیه شخص پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دو بار مؤكّداً مورد توجّه قرار گرفته است یك بار با كلمه‌ی «الیك» آن هم به صورت تقدّم بر كلمه‌ی«الذّكر» كه مفید «انحصار» است و بار دوّم با كلمه‌ی «لِتُبیّن» آن هم توأم با«لام غایت» كه نشان دهنده‌ی مقصود اصلی از انزال قرآن به شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است و نتیجتاً می ‌فهماند كه هم منحصراً باید قلب مبارك پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مهبط و فرودگاه قرآن باشد و هم منحصراً باید زبان شریف پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مبیّن مجملات قرآن باشد.از آن نظر كه او بنده‌ی مقرّب و برگزیده‌ی خدا و معصوم و منزّه از هرگونه اشتباه و خطاست.


ویژگی ‌های جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)


بنابراین هم «مبیّن» قرآن باید معصوم باشد و هم «مجری» آن تا مردم با اعتماد و اطمینان خاطر از حقّانیّت آن بپذیرند و تسلیم باشند. آنگاه پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) كه بشر است و از دنیا خواهد رفت ولی قرآن كتاب هدایت جامعه‌ی بشر تا آخرین روز عمر بشر باید در میان مردم هر زمان باقی باشد. پس بعد از پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باید كسی جانشین و خلیفه‌ی او در هر زمان باشد كه مبیّن قرآن و مجری آن باشد و معصوم هم باشد و غیر این راهی ندارد. از این جهت می ‌بینیم پس از نصب امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به خلافت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) كه مثل خودِ پیامبر، معصوم بود این آیه نازل شد:
{...الْیَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإسْلامَ دِیناً...}؛
...امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و راضی شدم كه «اسلام» دین شما باشد...
و بعد از علی (علیه السلام) هم یازده فرزند معصومش یكی بعد از دیگری با تمام خصوصیّاتشان مشخّص و معرّفی شده‌اند كه در هر زمانی یكی از آنها در كنار قرآن باشد تا مبیّن و مجری قرآن باشد.
حال اگر دوازدهمین امام (علیه السلام) غایب از ابصار است و از حكومت ظاهری بركنار، از این جهت است كه فعلاً شرط ظهور و قیامش از ناحیه‌ی جامعه‌ی بشری آماده نیست و جز خدا كسی از زمان تحقّق آن «شرط ظهور» آگاه نمی ‌باشد.
عجّل‌ الله تعالی ‌فرجه الشّریف و جعلنا من المنتظرین له.


اوصاف امام معصوم از زبان امام رضا (علیه السلام)
اینك بر می ‌گردیم به ادامه‌ی حدیث منقول از امام ابوالحسن الرّضا‌ (علیه السلام) كه راجع به اكمال دین مقدّس اسلام از ناحیه‌ی خدا با نصب امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت بود. آن حضرت فرمود:
(فَمَنْ زَعَمَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یُكْمِلْ دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ كِتَابَ اللهِ وَ مَنْ رَدَّ كِتَابَ اللهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِهِ)؛
پس اگر كسی عقیده‌اش این باشد كه خدا دینش را كامل نكرده است[و پیغمبر رفت و جانشین برای خود تعیین نكرد] این‌چنین كسی كتاب خدا را تكذیب كرده و هر كس كتاب خدا را تكذیب كند، كافر شده است.
بعد فرمود:
(هَلْ یَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإمَامَةِ وَ مَحَلَّهَا مِنَ الْاُمَّةِ)؛
آیا اینها می ‌توانند بفهمند كه امامت یعنی چه و امام نسبت به امّت در چه جایگاه و موقعیّت و منزلتی قرار دارد تا بتوانند انتخاب امام بنمایند و پس از رحلت پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در سقیفه‌ی بنی ساعده جمع بشوند و از پیش خود تعیین خلیفه كنند و واجب‌الاطاعه‌اش بدانند.
سپس امام رضا (علیه السلام) در ادامه‌ی بیاناتش به شرح قسمتی از اوصاف امام پرداخت و فرمود:
(الْإمَامُ كَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَمِ وَ هِیَ فِی الْاُفُقِ حَیْثُ لا تَنَالُهَا الْأیْدِی وَ الْأبْصَارُ)؛
امام مانند خورشیدی است كه [از افق طلوع می ‌كند و] همه جا را روشن می‌ كند امّا مردم نمی‌ توانند آن را بطور مستقیم ببیند و دست به او برسانند.
امام هم خورشیدی در عالم امكان است كه به اذن و تقدیر خدا، نور وجودش همه جا را فرا گرفته و تدبیر امور عالم و عالمیان می‌ كند. این نَفَس كه در ریه‌ی ما داخل و خارج می ‌شود و این خون كه در رگ‌ های ما در جریان است تحت اراده و تدبیر اوست.
(بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَری وَ بِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الاَرْضُ وَ السَّماءُ)؛[7]
در پرتو نور وجود اوست كه روزی خواران به روزی خود می ‌رسند و زمین و آسمان ثبات و دوام می ‌یابد و مع‌الوصف احدی از آدمیان نمی‌ تواند او را آنچنان كه هست بشناسد و دست فكرش به دامن حقیقت او برسد.


علم لدّنی، امتیاز شاخص امام معصوم (علیه السلام)
امام امتیازش از سایر افراد بشر این است كه تمام علوم معارفی كه برای هدایت عالم انسان و تدبیر امور جهان و جهانیان نیاز دارد از جانب خدا بلاواسطه به او افاضه شده است و او هیچ گاه اكتساب علم از غیر خدا نمی ‌كند و هیچ‌ یك از امامان حتّی از پدرش نیز اكتساب علم امامت نكرده است، بلكه از همان لحظه‌ی تولّد دارای علوم مخصوص به خود بوده است. چنانكه قرآن كریم درباره‌ی حضرت مسیح (علیه السلام) می ‌فرماید: طفل نوزاد در آغوش مادرش بود كه به سخن درآمد و گفت: من بنده‌ی خدا هستم، او كتاب آسمانی به من داده و مرا پیغمبر قرار داده است.
{قالَ إنِّی عَبْدُ اللهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا}؛[8]
امام جواد (علیه السلام) در 9 سالگی به امامت رسیده و از پدرش نیز اكتساب علوم ننموده است و لذا امام رضا (علیه السلام) در ادامه‌ی سخنانش راجع به اوصاف امام می ‌فرماید:
(إنَّ الْعَبْدَ إذَا اخْتَارَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِاُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِكْمَةِ وَ اَطْلَقَ عَلی لِسانِهِ...)؛
وقتی خداوند عزّوجلّ یكی از بندگانش را برگزیند و او را مدبّر امور سایر بندگانش قرار دهد قلب او را چشمه‌ی جوشان حكمت می‌ سازد و بر زبانش جاری می ‌كند...


طایفه‌ی شیعه و اقسام آن
او(امام علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام) همان امام است و لذا بعضی از مردم می ‌خواستند امتحانی كنند و برخی از اوصاف امام را در كسی بشناسند و البتّه باید هم تحقیق كنند، سؤالاتی كتباً و یا شفاهاً می ‌كردند از جمله فردی به نام «حسن بن علیّ وشّاء» می ‌گوید: من واقفی مذهب بودم، البتّه می ‌دانیم كه طایفه‌ی شیعه نیز مانند اهل تسنّن دارای مذاهب مختلف می ‌باشد. شیعه‌ی زیدیّه، شیعه‌ی كیسانیّه، شیعه‌ی اسماعیلیّه، شیعه‌ی واقفیّه و...ما شیعه‌ی امامیّه اثناعشریه و دوازده امامی هستیم، دیگران دچار انحرافاتی شدند و از مسیر اصلی خارج شدند. از جمله‌ی آنها گروه واقفیّه است و اینها اعتقاد به خلافت بلافصل امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارند و بعد از آن حضرت نیز به امامت امام حسن و امام حسین (علیهِما السلام) تا امام كاظم (علیه السلام) معتقدند ولی در امام كاظم (علیه السلام) متوقّف شده‌اند و اعتقاد به امامت امام رضا (علیه السلام) ندارند از این جهت به نام شیعه‌ی واقفیّه نامیده شده‌اند چون در امام كاظم (علیه السلام) توقّف كرده‌اند و هفت امامی شده‌اند.


اطمینان حسن بن علیّ وشّاء به مذهب شیعه اثنی عشری
حال «حسن بن علیّ وشّاء» از این گروه بوده است و می ‌گوید: من روزی با خودم فكر كردم كه نكند من در اشتباه باشم و حق با شیعه‌ی امامیّه اثناعشریّه كه علیّ بن موسی الرّضا را امام می ‌دانند باشد. از اینرو تصمیم گرفتم مطالبی چند از مسائل علمی كه همه كس جز امام وقت اطّلاعی از آن ندارد ضبط كنم و از علیّ بن موسی الرّضا (علیه السلام) بپرسم و جواب بگیرم. روی این فكر، آن مسائل را نوشتم و در جیبم گذاشتم و رو به منزل ایشان رفتم كه بطور خصوصی با ایشان صحبت كنم. به آنجا كه رسیدم دیدم جمعیّت زیادی به انتظار نوبت نشسته‌اند، من هم رفتم در گوشه‌ای نشستم؛ ولی بعید می ‌دانستم كه نوبت به من برسد، متحیّر شدم كه چه كنم بروم یا بنشینم؟!
در همین حال، خدمتكار خانه از داخل اطاق بیرون آمد، دیدم نوشته‌ای در دست دارد و در میان جمعیّت ایستاد و با صدای بلند گفت: در میان شما حسن بن علیّ وشّاء كیست؟ من تعجّب كردم كه چطور اینجا اسم من به میان آمده است و حال آنكه من اینجا با كسی آشنا نیستم. دیدم او هم اسم مرا می ‌گوید و هم اسم پدر و هم پدر بزرگم. از جا برخاستم و گفتم: من هستم. گفت: بیا این نوشته‌ای است كه مولای من برای شما فرستاده است. تعجّب و حیرتم بیشتر شد كه یعنی چه؟! این اوّلین بار است كه من اینجا آمده‌ام اصلاً آشنایی با آقا ندارم، چطور آقا برای من نامه نوشته است. جلو رفتم و نوشته را از دستش گرفتم و رفتم در گوشه‌ای نشستم و دیدم مسائلی را كه من یادداشت كرده بودم كه از ایشان بپرسم و جواب بگیرم، خودِ ایشان یكی ‌یكی جواب كافی داده‌اند بدون اینكه نوشته‌ی مرا ببینند و از سؤالات من آگاه گردند.
از همین جا پی بردم و مطمئن شدم كه او امام به حق است و حجّت الهی است و لذا مستبصر و بینادل شدم و دست از مذهب انحرافی خود برداشتم و مذهب حقّ امامی را پذیرفتم.


اعتقاد احمدبن ابی نصر بزنطی به امامت امام رضا (علیه السلام)


فرد دیگری از همین فرقه‌ی واقفیّه به نام احمد بن ابی نصر بزنطی گفته است: من هم بعد از اینكه بر اثر راهنمایی ‌های امام رضا (علیه السلام) مستبصر و شیعه‌ی امامی شدم از آن حضرت تقاضا كردم اگر اجازه بفرمایید دوست دارم در منزل خودتان شبی شرفیاب حضورتان گردم و بطور خصوصی راجع به مطالبی سؤالاتی داشته باشم. فرمود: خودم وقت معیّن می ‌كنم و اطّلاع می ‌دهم. پس از چند روز در منزلم نشسته بودم كه صدای كوبه‌ی در به گوشم رسید، بیرون رفتم دیدم خادم امام رضا (علیه السلام)  است و مركب خاصّ امام را آورده و می ‌گوید: دستور دارم شما را سوار كرده به منزل امام (علیه السلام) ببرم. من با خود گفتم: آقا چه بزرگواری كرده كه مركب برای من فرستاده است.
سوار شدم و هنگام غروب بود كه به خانه‌ی امام (علیه السلام) رسیدم، نماز مغرب و عشاء را با امام خواندم و بعد از نماز مشغول صحبت شدیم و شام خوردیم و پس از شام باز ادامه‌ی صحبت دادیم و پاسی از شب گذشت، خواستم برخیزم و به خانه‌ام برگردم كه فرمودند: امشب همین جا استراحت كن. من هم كه از خدا خواسته اجابت كردم و ماندم. امام (علیه السلام) خدمتكار خانه را صدا زد و فرمود: آن بستر مخصوص خودم را بیاور كه از میهمان خودم پذیرایی كرده باشم.
خادم بستر را آورد و پهن كرد، من پیش خودم فكر كردم كه عجب معلوم می‌ شود من خیلی بزرگوار بوده‌ام و خودم را نشناخته‌ام، امام (علیه السلام) مركب خاصّ خودش را فرستاده و من را به منزلش آورده و با من هم غذا شده و بعد بستر خواب مخصوص خودش را در اختیار من گذاشته است. پناه بر خدا! از بیماری عجب و غرور كه سراغ افراد مؤمن هم می ‌رود. از آنسو امامان (علیه السلام) نیز مراقبند كه دوستانشان به این بیماری مبتلا نشوند. بعد از اینكه بستر خواب برای استراحت آقای احمد ابن ابی نصر بزنطی آماده شد امام (علیه السلام) برخاست كه به اطاق دیگر برود و میهمان آزاد باشد، در حالی كه نیم خیز شده بود دوباره نشست و فرمود: آقای احمد ابن ابی نصر! خوب است قصّه‌ای برای تو بگویم و بعد بروم.
آنگاه فرمود: صعصة بن سوهان یكی از اصحاب جدّم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مریض شد و امام (علیه السلام) برای عیادتش رفت و كنار بسترش نشست، دست به پیشانی او كشید و او را خیلی مورد نوازش قرار داد و درباره‌اش دعا كرد و وقتی خواست برخیزد فرمود: ای صعصعه! مبادا این آمدن من به عیادتت را مایه‌ی فخرفروشی نسبت به دیگران قرار بدهی و خود را برتر از دیگران بدانی، من عمل به وظیفه‌ی خودم كردم و به عیادت برادر مؤمن آمدم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) این را گفت و برخاست و رفت.
امام رضا (علیه السلام) هم این قصّه را برای احمد ابن ابی نصر بزنطی گفت و برخاست و رفت. احمد می ‌گوید: من هم فهمیدم كه امام رضا (علیه السلام) از خطور قلبم آگاه گشته و خواسته است مرا از ابتلا به بیماری عجب و غرور نجات دهد. این جریان نیز سبب شد كه بر قوّت ایمان من نسبت به امامت آن حضرت افزایش یابد.


مواعظی از امام رضا (علیه السلام)
حال چند جمله موعظه از امام بزرگوارمان امام ابوالحسن الرّضا (علیه السلام) بشنویم كه می ‌فرمایند:
(سِتَّةُ اَشْیاءِ بِغَیْر سِتَّةِ اَشْیاءِ مِنَ الاِسْتِهزاءِ مَنْ اِسْتَغْفَر بِلِسانِهِ وَ لَمْ یَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ وَ مَنْ سَألَ اللهَ التَّوفیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ وَ مَنْ اِسْتَحْزَمَ وَ لَمْ یَحْذَرْ فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ وَ مَنْ سَألَ اللهَ الْجَنَّةَ وَ لَمْ یَصْبِرَ عَلَی الشَّدائِدِ فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ وَ مَنْ تَعَوَّذَ بِاللهِ مِنَ النّارِ وَ لَمْ یَتْرُكَ شَهَواتِ الدُّنْیا فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ وَ مَنْ ذَكَرَ اللهَ وَ لَمْ یَسْتَبِقْ اِلَی لِقائَةِ فَقَدْ اِسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ)؛[9]
شش چیز است كه اگر با شش چیز دیگر همراه نباشد در واقع استهزاء به حساب می ‌آید: اوّل كسی كه به زبان بگوید «استغفر الله ربّی و اتوب الیه» امّا قلباً نادم و پشیمان از گناهان خود نباشد او خودش را به مسخره گرفته است [زیرا استغفار زبانی بدون ندامت و پشیمانی قلبی اثرگذار نمی ‌باشد. استغفار واقعی آن است كه از قلب نادم برخیزد و بر زبان جاری شود]. دوّم كسی كه از خدا تقاضای توفیق [در عبادت] دارد ولی عملاً كوشش [در انجام عبادت] نمی‌ كند، او خودش را مسخره كرده است [زیرا سستی در مرحله‌ی عمل، كاشف از عدم صدق در توفیق طلبی است]. سوّم كسی كه خودش را عاقل و دوراندیش می ‌داند ولی از اقدام به كارهای خطرناك اجتناب نمی ‌كند. [چهارم] كسی كه از خدا می ‌خواهد كه خدا او را بهشتی كند ولی به هنگام پیش آمدن سختی‌ها و دشواری‌ها صبر و شكیبایی از خود نشان نمی ‌دهد او هم خود را به مسخره گرفته است. [پنجم] كسی كه از خدا می‌ خواهد كه او را از آتش جهنّم برهاند ولی هیچگاه از شهوات دنیا و ارتكاب گناهان پرهیز نمی ‌كند او هم خود را به استهزاء گرفته است و [ششم] كسی كه به نام خدا ذكر می ‌گوید [و به قول خود خدا را پیوسته یاد می‌ كند] ولی خود را آماده برای لقاء و دیدار خدا نمی‌ كند، او نیز خود را به تمسخر و استهزاء گرفته است.
خلاصه اینكه خداوند حكیم رحیم، هم به ما عقل داده و هم مشعل فروزان وحی و قرآن را سر راه ما روشن كرده است و لذا ما به حكم عقل و وحی ایمان به خدا و روز حساب و كیفر و پاداش و بهشت و جهنّم داریم از اینرو باید دقیقاً و شدیداً مراقب باشیم كه مظاهر فریبنده‌ی زودگذر دنیا ما را نفریبد و با غافل ساختن از عالم پس از مرگ كه بطور حتم و قطع آمدنی است، ما را غرق در ظلمت و بدبختی ننماید.


اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اجعلنا من محبّیهم و اجعل خاتمة امرنا خیراً.
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

 ------------------------------------------------------------------------
[1]ـ سوره‌ی نساء،آیه‌ی59.
[2]ـ نهج‌البلاغه‌ی فیض،خطبه‌ی138.
[3]ـ كافی،جلد1،صفحه‌ی489 و تحف العقول،صفحه‌ی436.
[4]ـ سوره‌ی مائده،آیه‌ی3.
[5]ـ سوره‌ی نحل،آیه‌ی44.
[6]ـ سوره‌ی آل عمران،آیه‌ی97.
[7]ـ دعای عدیله، مفاتیح الجنان.
[8]ـ سوره‌ی مریم،آیه‌ی30.
[9]ـ بحارالانوار،جلد75،صفحه‌ی356.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : محب اهل بیت (ع)

1- از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطىّ نقل شده است كه گفت : به امام جواد علیه السّلام عرض كردم : گروهى از مخالفین شما مى ‏پندارند كه چون مأمون پدر شما را براى ولایت عهدى خود پسندید و برگزید، ایشان را «رضا (1)» نامید.حضرت جواد علیه السّلام فرمودند: به خدا دروغ مى ‏گویند، خلاف مى ‏گویند، بلكه خداوند- تبارك و تعالى- او را «رضا» نامید، زیرا او براى خداوند- عزّ و جلّ- در آسمانش، و براى رسولش و ائمّه بعد از او علیهم السّلام در زمینش مرضیّ بود. بزنطى گوید: عرض كردم: آیا مگر سایر پدرانتان علیهم السّلام براى خدا و رسولش و أئمّه علیهم السّلام راضى نبودند؟ حضرت فرمود: چرا، عرض كردم : پس براى چه از این میان فقط پدرتان «رضا» نامیده شده است؟ فرمود: چون همان طور كه دوستان و طرفدارانش به ایشان رضایت داده و ایشان را پذیرفتند، مخالفین نیز ایشان را قبول كرده، به ایشان رضایت داده بودند، و این حالت براى پدران و اجداد ایشان اتّفاق نیفتاد؛ و لذا، از بین آنان فقط ایشان «رضا» نامیده شده ‏اند.
توضیح: «مراد آن است كه دولتِ وقت هم او را پذیرفت، و الّا فرقه ضالّه واقفه به او رضایت ندادند».

(1)- «رضا» یعنى «پسندیده»، «مورد پسند»، «مورد رضایت».

عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 25

 

2- ابراهیم بن ابى محمود گوید : امام رضا علیه السّلام آیه شریفه: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ* إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ» (صورت هایى در آن روز بشّاش و درخشان بوده، به پروردگارش می ‏نگرد، سوره قیامت آیات 23 و 22) را چنین تفسیر كردند : یعنى این صورت ها درخشان بوده و منتظر ثواب پروردگارش بوده است‏.{یعنى «نظر» در این آیه، به معنى نگریستن با چشم نیست، زیرا دیدن خداوند محال است، بلكه مراد از نگریستن به خدا در این آیه شریفه «انتظار ثواب و رحمت» است}    عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 229

 

3- فضل بن شاذان گوید : (روزى) به دعاى امام رضا علیه السّلام گوش می ‏دادم.حضرت این چنین خدا را می ‏خواند: «سبحان من خلق الخلق بقدرته-» (تا آخر دعاى متن) یعنى : منزّه است خدایى كه به قدرت خود، خلائق را خلق كرده است. و آنچه را خلق كرد، به حكمت خود متقن آفرید و با علم خویش، هر چیز را در جاى خود قرار داد، منزّه است كسى كه نگاه هاى مخفى و خیانت بار چشم ها و نیّت هاى پنهان در دل را می ‏داند، هیچ چیز مانند او نیست، و اوست شنوا و بینا.     عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 238





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکم ذی القعده ولادت با سعادت  کریمه ی اهلبیت (علیهم السلام) حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بر شیعیان مبارک باد.

حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:...عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ:«أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ یر ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س)این روایت را از دختر امام صادق(ع)نقل مى كند كه سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س)مى رسد.

فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص)فرمود:« آیا فرمایش رسول خدا(ص)را در روز غدیر خم فراموش كرده اید كه فرمود: هر كس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش كرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(1)

… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ:«ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع)روایتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرماید:حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشید!هركس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.»

مرحوم علامه مجلسى از شیخ صدوق روایتى بس ارزشمند درباره ارزش زیارت فاطمه معصومه (س)نقل مى كند:

قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع)عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر(ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.

راوى گوید از امام رضا(ع)درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم.آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زیارت كند، بهشت بر او واجب مى شود.

-----------------------------------------------------------
پی نوشت:
1-عوالم العلوم، ج 21، ص 353 به نقل از اسنى المطالب ص 49 تا ص 51.این روایت مدارك دیگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ایم.

امام صادق(ع) مى فرماید:«خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است، و امیرمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است.و ما هم داراى حرمى هستیم که قم است و به زودى بانویى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است.هرکسى او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.)[1]

امام رضا (ع)مى فرمایند:«هرکس او (حضرت فاطمه معصومه)را زیارت کند بهشت بر او واجب مى گردد».[2]

امام جواد (ع)مى فرمایند:«کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است».[3]

-----------------------------------------------------------
پی نوشت:

[1].قال اَبی عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَةُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فیها اِمرَأةُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَةُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّةُ».(قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسی(ع) اُمَّهُ)ـ علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 57، باب 36، ص 216، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.

وَ عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ العَطَّارُ بِقُمَّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ الحَسَنِ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ عَلِیٍّ الکُوفِیُّ عَن عَلِیٍّ الحُسَینِ (عَن عَلِیٍّ بنِ الحَسَنِ بنِ فَضَّالٍ) عَن ابنِ مُسکَانَ عَن مَالِکِ بنِ أَعینَ الجُهَنِیٍّ قَالَ سَمِعتُ أَبَا جَعفَرٍ(ع)یقُولُ وَ ذَکَرَ مِثلَهُ.ـ نورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 11، ص 34، ح 12، مؤسسه آل البیت(ع)لاحیاء التراث، قم.

تاریخ قم، للحسین بن محمّد القمی بإسناده عَنِ الصادق(ع)قال:«اءِنَّ للهِ حَرَمَاً وَ هُوَ مَکِّةَ وَ لِرَسُولِهِ حَرَمَاً وَ هُوَ المَدینَةَ وَ لِاَمیرِالمؤمِنینَ حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةَ وَ لَنا حَرَمَاً وَ هُوَ قُم وَ سَتَدفُن فیهِ اِمرأَةً مِن وَلَدى تُسَمّی فاطِمَةَ مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنّةَ، قَالَ ذلِکَ وَ لَم تَحمِلُ بِمُوسی (ع)أُمَّهِ».علّام? مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 99، باب 1، ص 267، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.

[2].محمّد بنُ عَلِیٍّ بنِ الحُسَینِ فِى ثَوَابِ الأَعمَالِ وَ عُیونِ الأَخبَارِ عَن أَبِیهِ وَ محمّد بنِ مُوسَى بنِ المُتَوَکِّلِ عَن عَلِیٍّ بنِ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَن زِیارَةِ فَاطِمَةَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(ع)بِقُمَّ فَقَالَ (ع):«مَن زَارَهَا الجَنَّةَ».

ـ عاملى، شیخ حر، رسائل الشیعة، ج 14، باب 94، ص 576. مؤسسه آل البیت(ع) لأحیاء التراث، 1409 هـ ق. قم.

[3].وَ عَن أَبِیهِ وَ أَخِیهِ عَلِیٍّ وَ مَشَایخِهِ عَن أَحمَدَ بنِ إِدرِیسَ وَ غَیرِهِ عَن العَمرَکِیٍّ عَن رَجُلٍ عَن الرِّضا (ع)قَالَ:«مَن زَارَ قَبرَ عَمَّتِى بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ».ـ همان.

مل، [کامل لزیارات]أَبى وَ أَخی وَ الجَماعَةِ عَن أَحمَدَ بنِ إدریسٍ وَ غیرِهِ عَن العُمرِکیٍّ عَمَّن ذکَرَهُ عَن ابنِ الرِّضا (ع)قَالَ:«مَن زارَ قَبرَ عَمَّتى بِقمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ».علّام? مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 99، باب1، ص 265، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.


فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) دختر امام كاظم علیه السلام

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : إنّ ··· لَنا حَرَما و هُو قُمّ ، و سَتُدفَنُ فیه امرَأةُ مِن وُلدِی تُسَمّى فاطِمَةَ ، مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ .

امام صادق علیه السلام : ما را حرمى است و آن قم است . بزودى زنى از فرزندان من به نام فاطمه در آن جا دفن خواهد شد . هر كه او را زیارت كند ، بهشت بر او واجب مى شود . بحار الأنوار : 102/267/5 ، میزان الحکمة جلد 5 صفحه 128

الإمامُ الجوادُ علیه السلام : مَن زارَ قَبرَ عَمَّتِی بِقُمّ فَلَهُ الجَنَّةُ .

امام جواد علیه السلام : هر كه قبر عمّه ام را در قم زیارت كند ، پاداشش بهشت باشد . بحار الأنوار : 102/265/3 ، میزان الحکمة جلد 5 صفحه 128

قاضی نورالله { مجالس المومنین 1 ، 83 } از حضرت صادق (علیه السلام ) نقل کرده است که فرمود : بدانید که خدا حرمی دارد و آن ، مکه است.هان ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) حرمی دارد که مدینه است . بدانید امیرالمومنین (علیه السلام ) حرمی دارد که کوفه است.آگاه باشید ، قم ، کوفه ی کوچک است.بهشت ، هشت درب دارد که سه درب آن به طرف قم باز می شود.زنی از فرزندان من به نام فاطمه بنت موسی (علیها السلام) در قم وفات می کند که با شفاعتش تمام شیعیانم وارد بهشت می شوند.و از سعد ، از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود : ای سعد ، هرکس او را زیارت کند ، بهشت از آنِ اوست. بحارالانوار جلد 60 صفحه 228 ، ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 6  صفحه 494

روایت شده که زیارت حضرت معصومه (علیها السلام ) با بهشت ، برابری می کند.بحارالانوار جلد 60 صفحه 219 ، ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 5  صفحه 495

 سعد بن سعد گوید : از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم از مقام فاطمه دختر موسى بن جعفر علیهما السّلام، فرمود : هر كس قبر او را زیارت كند پاداشش بهشت خواهد بود. ثواب الأعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق (ره)  ترجمه مرحوم علی اکبرغفارى (ره) ، صفحه 221 ، ترجمه کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه)  صفحه 701 

امام جواد (علیه السلام) فرمود : هرکه قبر عمّه ام را در قم زیارت کند ، بهشت برای اوست. کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 701

در پاره ی کتب زیارت به سند حسن منقول است که حضرت رضا (علیه السلام) به اسعد اشعری فرمود : ای سعد نزد شما از ما قبری است سعد عرض کرد فدایت گردم قبر فاطمه دختر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را می فرمائی ؟ فرمود : بلی هرکس او را زیارت نماید و حق او را بشناسد از برای او است بهشت. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 34

در کتاب کامل الزیارة است که حضرت رضا (علیه السلام) فرمود ( من زار المعصومه بقم کمن زارنی ) هرکس خواهرم معصومه را در قم زیارت بنماید همان فضل و ثواب را دارد که مرا زیارت کرده باشد. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 35

علامه مجلسی (رحمت الله علیه) در سماء و العالم بحارالانوار روایت کرده است که ( زیارتها تعادل الجنة ) یعنی ثواب زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) معادل بهشت است. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 35





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 293 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث