وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

 



به سوی شهادت
از سخنان امام حسین (علیه السلام) زمانی‌ كه تصمیم گرفت به سوی عراق حركت كند.
سپاس به درگاه خداوند، آنچه او خواهد انجام گیرد، و نیرویی نیست جز به اراده‌ی ذات اقدس او.همان گونه كه گردن‌بند زینت ملازم دختران جوان است،مرگ نیز ملازم لاینفكّ اولاد آدم است.آن چنان كه یعقوب شوق دیدار یوسف را داشت،من نیز به شدّت اشتیاق دیدار پدران و گذشتگانم را دارم.دست تقدیر الهی برای من قتلگاهی برگزیده است كه باید به دیدار آن بشتابم.می‌بینم كه به همین زودی گرگ‌های گرسنه‌ی "نواویس" و "كربلا" مرا در محاصره انداخته‌اند، بندبند اعضای بدنم را از هم جدا می‌كنند و شكم‌های خود را از آن پر می‌كنند و عطش درونی خود را با كشتن من فرو می‌نشانند.
از چنین روزی كه قلم تقدیر آن را نگاشته است، تدبیر و فراری امكان‌پذیر نیست. ما اهل بیت به آنچه خداوند راضی باشد، رضایت داریم. بر بلای او صبر می‌كنیم و البتّه او نیز پاداش صابران را به ما عطا خواهد فرمود.ما پاره‌های تن پیامبریم و پاره‌ها‌ی تن پیامبر از او جدا نمی‌شوند، بلكه در بهشت، اطراف پیامبر گرد خواهند آمد و با دیدن آنان چشم پیامبر روشن شده، وعده‌هایی كه داده شده است در حقّ آنان عملی خواهد شد.
اینك در میان جمع ما هر كس جان بر كف آماده‌ی شهادت است و خود را برای مرگ و ملاقات الهی مهیّا ساخته است، به همراه ما كوچ كند كه من فردا صبح به یاری خدا خواهم رفت. اللهوف،سیّد بن طاووس،صفحات25و26؛ مثیرالاحزان،اِبن نما،صفحه‌ی41.


حركت به سوی عراق
امام حسین(علیه السلام) رو به جانب ابن‌عبّاس كرده، فرمود:
درباره‌ی مردمی كه پسر دختر پیامبر خود را از وطن و خانه و قرارگاه و حرم جدّش بیرون می‌كنند، او را تك و تنها رها می‌سازند و تسلیم ترس و رعبش می‌نمایند چه می‌گویی؟نه می‌تواند در محلی قرار گیرد و نه یارای آن دارد كه در همسایگی كسی بماند.با آنكه نه به خداوند شرك ورزیده است و نه مرتكب منكر و جرمی شده است،كمر به قتلش بسته‌اند و می‌خواهند خونش را بریزند.
ابن‌عبّاس در پاسخ حضرت عرض كرد: حسین جان! فدایت شوم، اگر از سفر كوفه ناگزیر هستی دیگر اهل بیت و زنانت را همراه خود مبر.
حضرت فرمود: عموزاده! رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دیدم و به من دستوری داده كه نمی‌توانم خلاف آن عمل كنم؛رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داده است اهل بیت و زنان را نیز با خود همراه ببرم. لمعة من بلاغة الحسین (علیه السلام)، سیّدمصطفی اعتمادی،صفحه‌ی29، به نقل از ذكری الحسین (علیه السلام).


پاسخ امام حسین (علیه السلام) به فَرَزدَق
فرزدق از حضرت پرسید: یابن رسول الله، چه شد كه عجله كردی و حج را ناتمام گذاشتی؟
در پاسخ فرمود: اگر عجله نمی‌كردم غافلگیر می‌شدم.
آنگاه حضرت از اوضاع مردم كوفه پرسیدند،فرزدق گفت:شمشیرهای آنان برای جنگ با شما آماده شده است.
امام فرمود: كارها به دست خداست، و خدا هر چه را اراده كند انجام می‌دهد، و پروردگار ما هر روز در كاری است.اگر قضای الهی طبق خواسته‌ی ما انجام گرفت سپاس نعمت‌های الهی را به جا می‌آوریم و خدا خود مدد می‌دهد تا به ادای شكرش توفیق یابیم. و اگر قضای الهی مانع از برآمدن خواسته‌ی ما شد باز آن كس كه طالب حقّ باشد و دارای روح ایمان و تقوا،اهل تجاوز نخواهد بود.سپس با فرزدق وداع كرد و از یكدیگر جدا شدند.  الارشاد، شیخ مفید،صفحه‌ی218؛الكامل،اِبن اثیر،جلد3،صفحه‌ی401.مقتل الحسین، مقرّم،صفحه‌ی203.


هشدار به یاران حر
خطبه‌ای كه امام حسین (علیه السلام) در منزل بیضه برای حر و یارانش ایراد فرمودند
پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
ای مردم، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر كسی پادشاه ستمگری را ببیند كه حرام خدا را حلال ساخته است،پیمان الهی را می‌شكند و با سنّت و راه و روش رسول خدا مخالفت می‌ورزد، و در میان بندگان خدا به گنهكاری و ستمگری می‌پردازد،ولی با گفتار و رفتار خود بر این سلطان نشورد، بر خداوند لازم است كه آن كس را با آن سلطان در یك محل محشور سازد.
مردم آگاه باشید! دستگاه حكومت بنی‌امیّه سر در خطّ فرمان شیطان نهاده و از اطاعت فرمان الهی سرپیچی می‌نماید.فساد را آشكار ساخته، حدود الهی را تعطیل كرده،مالیات‌های اسلامی را در راه مصالح شخصی به كار برده و حرام الهی را حلال و حلال الهی را حرام نموده است.
من از همه كس به دگرگون ساختن دستگاه حاكم سزاوارترم. نامه‌های شما برایم آمده است و فرستادگان شما خبر بیعت شما را برای من آورده و نوید داده‌اند كه مرا تسلیم بنی‌امیّه نمی‌سازید و مرا بی‌یاور نمی‌گذارید؛ حال اگر به بیعتی كه با من كرده‌اید وفادار باشید، رشد خود را ثابت كرده‌اید. و می‌دانید كه من حسین فرزند علی و پسر فاطمه دختر رسول خدا هستم؛اگر بیعت خود را حفظ كردید خودم با شما و اهل و عیالم با اهل و عیال شما خواهند بود و بر شماست كه از من پیروی نمایید.
و اگر بر سر پیمان خود نمانید و از بیعت من رویگردان شوید،به جان خودم سوگند كه نقض بیعت و پیمان‌شكنی شما تازگی ندارد،شما مردم سست‌عهد و بی‌وفا همین كار را با پدر و برادر و پسرعمویم مسلم بن عقیل انجام دادید.هر كس كه به شما اعتماد كند و به عهد و پیمان شما دل بندد فریب خورده است،و البتّه دودش به چشم خودتان خواهد رفت و بهره‌ی خود را بر باد داده‌اید،زیرا هر كس بیعت‌شكنی كند به زیان خود كرده است، و به همین زودی است كه خدا مرا از شما بی‌نیاز خواهد ساخت.
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته.طبری،جلد4،صفحه‌ی304،مؤسّسه‌ی اعلمی بیروت.


مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
سخنرانی امام حسین (علیه السلام) در پشت كردن دنیا
حمد و ثنای الهی را به جای آورد، سپس فرمود:
می‌بینید كه حوادث روزگار بر ما وارد شده است، چهره‌ی دنیا دگرگون گشته و رو به زشتی و ننگ نهاده است، و نیكی‌ها و فضایل روز به روز به سرعت از دنیا رخت بر می‌بندد و از خوبی‌ها جز ته مانده اندكی باقی نمانده است؛چراگاه زندگی همچون مرتعی وحشت‌انگیز شده است.
مگر نمی‌بینید كه به حقّ عمل نمی‌شود، و از باطل جلوگیری به عمل نمی‌آید؟ با چنین اوضاع و در چنین شرایطی افراد با ایمان حق دارند كه آرزوی مرگ و ملاقات پروردگار خویشتن كنند. من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران را جز رنج و ملال نمی‌دانم.تاریخ الامم و الملوك، طبری، جلد4، صفحه‌ی305؛ تحف‌العقول،صفحه‌ی245؛ حلیهْْ‌الاولیاء، جلد2، صفحه‌ی39؛ اللهوف، صفحات32و33.


وداع امام حسین (علیه السلام) با اهل بیت خود
هنگام وداع با عیال خود آنان را امر به صبر نمود و فرمود:
آماده شوید برای تحمّل مصیبت‌ها، و بدانید كه خداوند نگهبان و حافظ شماست و به زودی شما را از شرّ دشمنان نجات خواهد داد و سرانجام كارتان را به نیكی برگزار خواهد كرد، و خداوند دشمن شما را به انواع عذاب‌ها شكنجه خواهد داد، و در مقابل تحمّل این بلاها به شما انواع نعمت‌ها و كرامت‌ها عنایت خواهد فرمود.پس شكایت نكنید و سخنی بر زبان نیاورید كه از قدر و منزلتتان [نزد خدا] بكاهد. مقتل الحسین،مقرّم،صفحه‌ی248 به نقل از جلاء العیون علاّمه‌ی مجلسی.
 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

كربلا، نمایشگاهی از حقایق و معارف ؛ اگر با تدبّر به عاشورا و كربلای امام حسین (علیه السلام ) بنگریم ، می‌ بینیم كه آن حادثه چیزی جز مدرسه و دانشگاه نیست، دارالتّعلیم و دارالتّربیه است كه حقایق و معارف دین را تعلیم می ‌كند و انسان می ‌سازد و اخلاق انسانی بوجود می ‌آورد. در واقع امام حسین (علیه السلام ) در كربلا در روز عاشورا یك نمایشگاهی از حقایق و معارف دینی تشكیل داده و در آن حقایق و معارف را عملاً نشان داده است. امام حسین(علیه السلام ) خیلی كم حرف زده است امّا در ظرف چند ساعت از یك روز به قدر تمام عمر بشر از خود عمل نشان داده است. تمام حقایق دینی را از عقاید و اخلاق از زهد و تقوا و ایثار و فداكاری و جهاد و... همه را مجسّم كرده و در معرض دید عالمیان قرار داده است.... برگرفته از سلسله مباحث معارفی آیت الله سید محمد ضیاء آبادی عاشورا یعنی : فهم دین خدا

alt

 

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که حضرت امام رضا (ع) فرمودند : همانا محرم ماهی بود که اهل جاهلیت قتال در آنماه را حرام میدانستند و این امت جفاکار خون های ما را در آنماه حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و زنان و فرزندان ما را در آنماه اسیر کردند و آتش در خیمه های ما افروختند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت محمد (ص) را در حق ما اهلبیت رعایت نکردند ، همانا مصیبت روز شهادت حسین (ع) دیده های ما را مجروح گردانیده است و اشک ما را جاری کرده و عزیز ما را شهید گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت ، پس بر حسین (ع) باید بگریند گریه کنندگان ، همانا گریه بر آنحضرت فرو می ریزد گناهان بزرگ را ، پس حضرت فرمود که پدرم چون ماه محرم میشد کسی آنحضرت را خندان نمی دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز عاشورای محرم ، چون روز عاشورا میشد آن روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود امروز روزی است که حسین (ع) شهید شده است  و شیخ صدوق از حضرت رضا (ع) روایت کرده است ، هرکه ترک کند سعی در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را بر آورد و هرکه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد ، حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن باشد و هرکه روز عاشورا را روز برکت شمارد و برای برکت آذوقه در آن روز در خانه ذخیره کند برکت نیابد در آنچه ذخیره کرده است و خدا او را در روز قیامت با یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد ( لعنهم الله ) در اسفل درک جهنم محشور گرداند.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 348

ابن قولویه به سند معتبر از داود رقی روایت کرده است که گفت روزی در خدمت حضرت صادق (ع) بودم که آب طلبید چون بیاشامید اشک از دیده های مبارکش فرو ریخت و فرمود ای داود خدا لعنت کند قاتل حسین (ع) را پس فرمود : هر بنده ای که آب بیاشامد و یاد کند حضرت سیدالشهدا (ع) را و لعنت کند بر قاتل او البته حقتعالی صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او رفع کند و صدهزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد و در روز قیامت با دل خنک و شاد و خرم مبعوث گردد.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 351


مجموعه درباره ی حضرت امام حسین (ع) ( شامل : فضایل آنحضرت ، شیعیانی که برای حضرت عزاداری میکنند ، ثواب گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع) ، گزیده ای از احوالات و سخنان آنحضرت (ع) در راه کربلا و ..... )

مجموعه احادیث حضرت امام حسین (ع)

دانلود سخنرانی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی عاشورای سال 80

ماهنامه احادیث شماره 21 ویژه نامه محرم

مجموعه نواهای عاشورایی

 

دانلود کتاب امام حسین (ع) چراغ حیات ، کشتی نجات { با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

 

دانلود کتاب از حسین گفتن تا حسینی شدن ( اشاره‌ای به فلسفه قیام خونین سید الشهداء(ع)از منظر تربیتی ){ با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

انگیزه‌ی اصلی سیّدالشّهداء(علیه السلام) از قیام خود
در این خطبه امام(علیه السلام) هدف اصلی خود را بیان نموده، می ‌فرماید:انگیزه‌ ی من از این قیام جز این نیست كه به حقّ عمل شود ، مگر نمی ‌بینید به حقّ عمل نمی ‌شود و از باطل جلوگیری نمی ‌گردد؟من مرگ را سعادت می ‌دانم و زندگی با ستمگران موجب ملال و دلتنگی است.بنابراین معلوم است كه امام حسین(علیه السلام) چه خواسته و هدفی داشت.او حقّ را می ‌خواست.بنابراین اگر ما مرتّب از حقّ دم می ‌زنیم و برای امام حسین(علیه السلام) بر سر و سینه‌ی خود می ‌زنیم امّا در زندگی ‌مان حقّ را می ‌كُشیم، در آن صورت چگونه می ‌توانیم بگوییم:
یا لَیْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوزاً عَظیماً؛
ای حسین جان!ای كاش ما هم با تو بودیم و به فوز عظیم می‌ رسیدیم.

مبادا از نظر حضرتش در این سخن دروغگو قلمداد شویم. حسین(علیه السلام) می‌فرماید من از شما عمل به حقّ را می‌ خواهم و به شما می ‌گویم:
اَلا تَرَوْنَ اَنّ الْحَقّ لا یُعْمَلُ بِهِ؛
آیا نمی ‌بینید كه به حقّ عمل نمی ‌شود؟

چرا در زندگی به حقّ عمل نمی‌ كنید؟ چرا زن در مقابل شوهرش به حقّ عمل نمی‌ كند؟ چرا شوهر در مقابل زن و فرزندانش به حق عمل نمی ‌كند ؟ چرا كاسب بازار مسلمان به حقّ عمل نمی ‌كند؟ اگر راست می ‌گویید، به حقّ عمل كنید و بدانید كه امام حسین(علیه السلام) حقّ است و از او صادقانه پیروی كنید.امام حسین(علیه السلام)كم‌ سخن بود ولی پر عمل. مِثل ما پرحرف كم‌عمل نبود.اگر سخنان امام حسین(علیه السلام) را جمع‌آوری كنیم از لحظه‌ای كه از مدینه حركت كرد تا هنگامی كه به كربلا رسید سخنان محدودی از آن حضرت ثبت شده است.امّا در این فاصله‌ی كوتاه آن امام همام یك دنیا عمل از خود نشان داد. ظرف چند ساعت در یك روز، عملی بزرگ و ماندگار انجام داد كه تا جهان، جهان است باقی و جاودان است و به سبب همین عمل خالصانه‌ی اوست كه سخنانش را دل‌های حق ّ‌پذیر می پذیرند و شخصیّت ممتازش محبوب جهانیان قرار گرفته است.... برگرفته از سلسله مباحث اعتقادی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (از حسین (علیه السلام ) گفتن تا حسینی شدن )

 

وقتی که امام حسین (ع) به شهادت رسید ، در پشت دوش آن حضرت پینه ها و اثرهایی بود ، از امام زین العابدین (ع) پرسیده شد این پینه ها و اثرها از چیست ؟ حضرت سجاد (ع) فرمود : این پینه ها و اثرها از بسیاری برداشتن بارهای سنگین  و کیسه های غذا بود که شبها بر دوش مبارک خود به خانه های بیوه زنان و یتیمان و مسکینان میبرد.  عین الحیوة صفحه 527 ، منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 344

حذیقة بن یمان گوید : دیدم پیغمبر (ص) دست حسین بن علی (ع) را گرفته و میفرماید : ای مردم این حسین بن علی است او را بشناسید ، بدانکه جانم به دست اوست او در بهشت است و دوستش در بهشت و دوست دوستش در بهشت.  امالی شیخ صدوق صفحه 596 مجلس هشتادو هفتم

سماک از ام سلمه رضی الله عنهما روایت کند که گفت : روزی هم چنان که رسول خدا (ص) نشسته بود و حسین (ع) در دامانش بود ، به ناگاه اشک از دیدگانش سرازیر شد ، من عرض کردم : ای رسول خدا قربانت شوم چگونه است که می بینم شما را که اشک می ریزی ؟ فرمود : جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندم حسین تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهی از امت من او را می کشند ، خداوند شفاعت مرا بهره ایشان نسازد.  ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 133





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بیست و چهارم ذی ‌حجّه، روز مباهله و روز عزّت اسلام و روز كرامت شیعه است. وقتی مباهله واقع شد، هم اسلام در دنیا عزّت پیدا كرد هم شیعه كرامتش روشن شد.

 رسول اكرم… (ص) به نصارای نجران نامه نوشتند و آنها را به اسلام دعوت كردند. در صدر نامه این آیه را مرقوم فرمودند :

{ قُلْ یا أهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إلی كَلِمَة سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ ألاّ نَعْبُدَ إلاّ اللهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ فَإنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأنَّا مُسْلِمُونَ } سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی64

«بگو، ای اهل كتاب بیایید به سوی سخنی كه میان ما و شما مشترك است كه جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریك او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدای یگانه به خدایی نپذیرند. حال، اگر از این دعوت روی برگردانند، بگویید گواه باشید كه ما مسلمانیم».

بعد مرقوم فرمودند :

(اَمّا بَعْدُ فَاِنّی اَدْعُوكُمْ اِلَی عِبادَة اللهِ مِنْ عِبادَة الْعِبادِ وَ اَدْعوُكُمْ اِلی وِلایَة اللهِ مِنْ وِلایَةِ الْعِبادِ فَاِنْ اَسْلَمْتُمْ فَاِنّی اَحْمَدُ اِلَیْكُمُ اللهَ اِلهَ اِبْراهیمَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقوُبَ وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَالْجِزْیَة وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَقَدْ آذَنْتُكُمْ بِالْحَرْبِ وَ السَّلامُ)؛

«من شما را دعوت می ‌كنم بنده‌ی خدا باشید ، نه بنده‌ی بشر؛ دعوت می ‌كنم تن به حاكمیّت خدا بدهید، نه حاكمیّت بشر. حال، اگر مسلم شدید، خدا را شكر می‌ كنم كه چنین موفّقیّتی نصیب شما كرده است و اگر از قبول اسلام امتناع كردید، باید جزیه {جزیه : وجهی شبیه مالیات كه از كفّار گرفته می‌ شد} بدهید [تا ما بدانیم كه با ما سر جنگ ندارید] و اگر آن را هم نپذیرفتید، در این صورت، من اعلان جنگ با شما می‌ كنم. والسّلام».

لرزه افتادن بر اندام اسقف اعظم نجران

در روایت آمده است كه وقتی این نامه به اسقف ‌های نجران رسید ، اسقف بزرگ از هیبت آن لرزه بر اندامش افتاد:

(ذَعَرَ ذَعْراً شَدیداً)؛

«لرزه‌‌ای شدید بر اندامش افتاد».

بعد، با هم به مشورت نشستند كه چه باید كرد ؟ یكی از آنها گفت : شما می ‌دانید كه كتاب‌های آسمانی سَلَف آمدن پیامبر آخرالزّمان را بشارت داده‌اند و از آثار و علایم معلوم می‌ شود كه این همان پیامبر موعود است. عاقبت، بنا بر این شد كه از میانشان گروهی انتخاب بشوند و به مدینه بروند و از نزدیك، شخص مدّعی رسالت و برنامه‌ی زندگی ‌اش را مشاهده كند.

شصت نفر از عالمان و اشراف و اعیانشان برای این سفر انتخاب شدند. نزدیك مدینه كه رسیدند، از مركب‌ها پیاده شدند و خود را شستشو دادند و لباس‌های فاخرشان را پوشیدند و خود را آراستند تا به چشم مسلمانان بزرگ و باحشمت جلوه كنند. سوار بر مركب‌های مزیّن وارد مدینه شدند و در میان شهر گشتی زدند تا به زعم خود، چشم مسلمانان را خیره كنند. امّا دیدند مسلمانان نه تنها چشمشان خیره نشد، بلكه با نظر تحقیر به آنها می ‌نگرند.تا سه روز نزد پیامبر اكرم (ص) …نیامدند و حرفی نزدند.

تردید بزرگان نجران

 پس از سه روز كه شرفیاب شدند ، گفتند: یا ابا القاسم،(كنیه‌ ی پیامبر اكرم (ص) …است) ما تمام صفاتی را كه در انجیل درباره‌ی پیامبر آخرالزّمان آمده است، در شما دیده‌ایم؛ ولی یك صفت از آن صفات را در شما نمی ‌بینیم و آن صفت این كه، انجیل بشارت داده است كه پیامبر آخرالزّمان به عیسی ‌بن‌مریم ایمان دارد و تصدیقش می ‌كند و حال آن‌كه شما تكذیبش می‌ كنید.

حضرت فرمود: نه، من عیسی ‌بن‌ مریم ‡را تصدیق می‌ كنم و به او ایمان دارم. من او را بنده‌ی مقرّب خدا و نبیّ و رسول خدا می‌ دانم.گفتند : عیسای مسیح  (ع)اگر بنده بود، نمی ‌توانست كار خدایی بكند؛ در حالی كه او مرده زنده می‌كرد، ابراء الاكمه و الابرص {شفابخشی نابینایان و بیماران} می ‌كرد، از مافی‌ الضّمیر اشخاص خبر می‌ داد و... این كارها، كارهای خدایی است. پیامبر… (ص) فرمود : من قبول دارم كه عیسی ‌بن ‌مریم تمام این كارها را به اذن خدا انجام می‌ داد و بنده‌ی مأذون از جانب خدا بود. گفتند: اگر عیسی بشر بوده، پس پدرش چه كسی بوده است؟ در این موقع، این آیه نازل شد و جواب آنها را داد كه:

 } إنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی59

«داستان عیسی در نزد خدا همچون داستان آدم است كه او را از خاك آفریده [و بدون پدر و مادر ایجادش كرد]و سپس به او گفت،باش؛ پس، وجود یافت».

 اگر عیسی پدر از جنس بشر نداشت، آدم نه پدر داشت نه مادر. همان ‌گونه كه آدم مخلوق به اراده‌ی خداست،عیسی هم مخلوق به اراده‌ی خداست.

دعوت به مباهله

 در مقابل این حرف منطقی، آنها جوابی نداشتند، ولی تن به قبول آن ندادند و گفتند: ما حاضریم با شما مباهله كنیم و این آخرین گفتار ما باشد. پس بیاییم یكدیگر را نفرین ‌كنیم و از خدا بخواهیم تا بر هر كدام از ما كه باطل است و سخن نابجا می‌ گوید ؛ بلا نازل كند و نابودش كند. در همین موقع،این آیه نازل شد:

 } فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَ‌كَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَ‌‌نا وَ أبْناءَ‌كُمْ وَ نِساءَ‌نا وَ نِساءَ‌كُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْكاذِبِینَ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی61

«پس هر كس در این[باره] پس از دانشی كه تو را[حاصل]آمده،با تو محاجّه كند ، بگو : بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خویشان نزدیكمان و خویشان نزدیكتان را فراخوانیم؛ سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».

قبول مباهله از سوی پیامبراكرم (ص)…

آنها باورشان نمی‌ شد كه رسول اكرم‌ (ص) …پیشنهاد مباهله را بپذیرد. وقتی دیدند با قاطعیّت تمام آماده است،گفتند: به ما مهلت دهید تا با هم مشورت كنیم. شب نشستند و با هم مشورت كردند. بزرگشان كه مرد موحّدی بود، گفت: به نظر من صلاح نیست با او مباهله كنیم.برای این كه من مطمئنّم كه او همان پیامبر موعود از جانب خداست و تمام علامت ‌هایی كه انبیاء سَلَف نشان داده‌اند، كاملاً بر او منطبق است. اگر ما با او مباهله كنیم، بلا نازل می ‌شود و نه تنها یك نفر از شما به سلامت به وطن برنمی‌ گردد، بلكه یك نصرانی روی زمین باقی نمی‌ ماند.اگر می ‌خواهید این حقیقت بر شما روشن شود، فردا صبح ببینید اگر با اعوان و انصار و لشكری بیرون آمد، مطمئن باشید كه سلطان است و از مباهله با او نهراسید و اگر دیدید با عزیزانش آمده است، بدانید كه به گفتارش ایمان دارد و مباهله نكنید.

این سخن را همگی پذیرفتند و فردا صبح آمدند و در یك گوشه در خارج شهر ایستادند. مردم باخبر شدند كه چنین ماجرایی در كار است. اجتماعی شد و در یك گوشه‌ی دیگر به انتظار ایستادند. رسول خدا… (ص) صبر كرد تا آفتاب اندكی بالا آمد و از شهر بیرون آمد، در حالی كه كسی از اصحاب و اتباع همراهش نبود ؛ تنها كودك سه چهارساله‌ای را در بغل گرفته بود و كودك دیگری هم دست در دستش داشت، بانوی جوانی پشت سرش بود و مرد جوانی هم پشت سر آن بانو حركت می‌ كرد.

عقب‌ نشینی اهل نجران از مباهله

اهل نجران از مردم پرسیدند : این همراهان كیانش هستند و چه نسبتی با او دارند ؟ گفتند: آن بانو یگانه دختر او و آن مرد داماد و پسر عمّ او و آن دو كودك هم دخترزاده و نوه‌های او هستند. از اینها نزدیك‌ تر و عزیزتر كسی را ندارد. اینجا بود كه اسقف اعظم اهل نجران به همراهانش گفت: صلاح نیست كه ما با او مباهله كنیم. من چهره‌ هایی می‌ بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بركند، می‌كند و اگر اینها دست به دعا بردارند، بلا بر ما نازل می‌ شود و فردی از ما به سلامت به وطن برنمی ‌گردد؛ لذا صلاح ما در این است كه اگر اسلام را قبول نمی ‌كنیم، با او مصالحه كنیم و جزیه را بپردازیم.

امیرالمؤمنین(ع) برای مصالحه واسطه می‌ شود

بر اساس این تصمیم، امیرالمؤمنین (ع) را واسطه قرار دادند كه از رسول خدا… (ص) راجع به جزیه نظرخواهی كند؛ در نتیجه، امیرالمؤمنین (ع) به دستور پیامبر اكرم (ص) با آنها مصالحه و مقرّر كردند كه در سی سال، زره و دو هزار حُلّه، كه هر حُلّه دو قطعه پارچه‌ی مخصوص بود، در دو قسط اوّل ماه رجب و اوّل ماه محرّم بدهند. به این كیفیّت مصالحه شد و در روز مباهله، علاوه بر عزّت اسلام، عظمت و حقّانیّت مذهب تشیّع آشكار شد؛ زیرا در آیه‌ی مباهله، امیرالمؤمنین (ع) نفس پیامبر اكرم… (ص) معرّفی شد.دشمنان نیز این فضیلت را پذیرفته‌اند. زمخشری،كه صاحب كشّاف و از مفسّران سنّی است، می ‌گوید:

(وَ فیهِ دَلیلٌ لاَشیْءَ اَقْوَی مِنْهُ عَلی فَضْلِ اَصْحابِ الْكِساءِ‌‰وَ فیهِ بُرهانٌ واضِحٌ عَلَی صِحَّةِ نُبُّوَةِ النَّبِیِّ)؛

«[در ماجرای مباهله] دلیلی بر فضل اصحاب كساء هست كه دلیلی قو ی ‌تر از آن وجود ندارد و در آن [ماجرا] برهانی واضح بر صحّت نبوّت پیامبر (ص) موجود است».

سؤالی از اهل تسنّن

حال، ما به اهل تسنّن می ‌گوییم : وقتی این حقیقت پذیرفته شد كه خداوند طبق آیه‌ی مباهله، علی (ع) را نفس پیامبر، یعنی خود پیامبر…،شناخته است، آیا جا دارد كه با بودن خود پیامبر در میان امّت، ابوبكر و پس از او عمر و عثمان جای پیامبر بنشینند و خود را حافظ دین و نگهبان قرآن و ولیّ امر مسلمانان معرّفی كنند و آنگاه شما دانایان نیز به همان راهی كه آنها رفته‌اند بروید؟

{ أ لَمْ تَرَ إلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَ أحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ *وَ جَعَلُوا للهِ أنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإنَّ مَصِیرَكُمْ إلَی النَّارِ}؛سوره‌ی ابراهیم،آیات28تا30

 

برگرفته از شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عید غدیر ، عید ولایت بر تمام شیعیان مبارک

18 ذیحجّه سالروز فرخنده و شكوهمند انتصاب مولای متّقیان امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام  به امامت اهل ایمان از سوی خداوند سبحان به دست مبارك رسول مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله  بر حضرت مهدی صاحب الزّمان(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و همه‌ی حق دوستان و حق باوران در سراسر جهان خجسته و مبارك باد
-----------------------------

خلاصه‌ی ماجرای غدیر

رسول اكرم صلی الله علیه و آله در 25 ذیقعده‌ی سال دهم هجرت برای انجام مناسك حجّ عازم خانه‌ی خدا شدند. این حجّ،اوّلین و آخرین حجّشان بود یعنی پس از هجرت، جز این، حجّی به جا نیاوردند. البتّه در سال هفتم، عمره انجام دادند ولی حجّشان پس از هجرت تنها در سال دهم بود كه «حجّةالوداع» هم نامیده شده است. جمعیّت كثیری از مهاجرین و انصار آماده‌ی حركت شدند.نوشته‌اند كه حدود نود هزار، یكصد هزار، بلكه یكصد و بیست هزار نفر همراه رسول اكرم صلی الله علیه و آله  بوده‌اند و شاید از سایر بلاد نیز به اهل مدینه ملحق شده‌اند.
چند روزی در راه بودند تا به مكّه رسیدند و مناسك حجّ انجام شد. در عرفات و منی سخنرانی‌هایی داشتند تا موقع مراجعت به غدیرخم رسیدند. بهترین مكان برای ابلاغ عمومی همانجا بود؛ زیرا در آن زمان كه رسانه‌های عمومی نبود. چند ماه طول می‌كشید تا از این شهر به آن شهر بروند و برگردند. رسول خدا می‌خواست مسأله‌ی  ولایت علی علیه السلام را هر چه زودتر به شهرها برساند و بهترین راه همان بود، سر سه‌راه مردم را نگه داشت. اعلام نماز جامعه كردند كه تمام حجّاج در یك نقطه اجتماع كردند. بعد دستور دادند منادی ندا كند جلو رفته‌ها برگردند و نرسیده‌ها برسند. روز داغ و گرمی بود. افراد از شدّت حرارت هوا یك قسمت عبا را سر می‌كشیدند و یك قسمت را به پاهایشان می‌پیچیدند كه روی بیابان داغ بنشینند. برای رسول خدا هم جایی معیّن شد كه از جهاز شتران درست كرده بودند. روی آن بلندی قرار گرفته، فرمودند:می‌خواهم آنچه كه از جانب خدا به من وحی شده است به شما برسانم و می‌ترسم اگر وحی خدا را نرسانم حادثه‌ی كوبنده و بلایی بر من فرود آید و این آیه به من نازل شده است:
(یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ...)؛( سوره‌ی مائده،آیه‌ی67)
[ای پیامبر!]آنچه از جانب خدایت به تو نازل شده است به مردم برسان و اگر چنین نكنی، رسالت او را ابلاغ نكرده‌ای...
در طول این مدّت 23 سال، رسول اكرم صلی الله علیه و آله  آن همه زحمت‌ها كشیده و خون‌دل‌ها خورده و ابلاغ دین كرده است. پس از تحمّل آن همه زحمات، این آیه با خطاب تهدیدآمیز رسیده كه اگر این مطلب را به مردم نرسانی هیچ كار مقبولی نزد من نكرده‌ای. بعد فرمود: من تا به حال در ابلاغ پیام خدا كوتاهی نكرده‌ام؛ علّت این تهدید این است كه چندین بار جبرئیل از جانب خدا آمده و به من دستور داده كه من علی علیه السلام  را به ولایت در میان شما نصب كنم ولی چون افراد مریض‌القلب و منافق در میان شما زیاد هستند و ممكن بود تهمت‌هایی پیش بیاید، از این جهت من در ابلاغ آن تأخیر كرده‌ام. حال، ابلاغ می‌كنم كه خدا به من امر كرده در این محضر بایستم و به سفید و سیاه و ... اعلام كنم كه علیّ‌بن‌ابیطالب برادر و وصیّ و خلیفه‌ی من و امام بعد از من است.همان جملاتی را كه در روز انذار فرموده بود دوباره ابلاغ و اعلام كرد:
بدانید كه خدا او(علی علیه السلام ) را نصب كرده كه ولیّ شما و امام شما باشد؛ اطاعت او بر مهاجرین و انصار، بر عرب و عجم و بر كبیر و صغیر واجب است. ای گروه‌های مردم! بدانید كه علی و پاكان از فرزندان من از صلب او آنها «ثقل اصغر» و قرآن «ثقل اكبر» است و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا روز قیامت بر من وارد شوند.آنگاه دست به بازوی علی علیه السلام زد و او را بر پله‌ی پایین‌تر از پله‌ای كه خودش ایستاده بود نگه داشت و دستش را بلند كرد به طوری كه سفیدی زیر بغل هر دو دیده شد و فرمود:مردم! شما بیشتر از آن هستید كه من با دست از شما بیعت بگیرم. خدا فرموده كه از شما اقرار زبانی بگیرم. اینك همه بگویید:«ما تمام آن‌چه را كه از جانب خدا درباره‌ی علی و فرزندان وی از امامان به ما ابلاغ كردی اطاعت می‌كنیم و با قلب و زبانمان با تو بیعت می‌نماییم. با همین بیعت زنده می‌مانیم و با همان می‌میریم و با همان مبعوث می‌شویم و در آن تغییر و تبدیل و شكّ و تردید راه نمی‌دهیم».( احتجاج طبرسی،جلد1،صفحات78تا82 )
حاضران همگی این جملات را تكرار كردند و پس از پایان خطبه رسول اكرم صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر را خواندند و سپس مردم برای تبریك آمدند. اوّلین افراد همان دو نفر بودند. گفتند:
(هَنِیأً لَكَ یَابْنَ اَبیطالِبِ اَصَبَحْتَ مَوْلایَ وَ مَوْلا كُلِّ مُؤمِن وَ مُؤمِنَة)؛
گوارا باد بر تو ای پسر ابیطالب كه مولای من و مولای هر مرد و زن باایمان شدی.

دانلود كتاب غدیر سند ولایت علی امیر از آثار حضرت آیت الله ضیاءآبادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 279 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث