وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : دوم محرم ، حسینیه صفار یزد ، حضرت ابراهیم (ع) ، روضه حر ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : شب هفتم محرم ؛ نعیم آباد یزد ، حجر بن عدی ،قضیه ساختن حسینیه نعیم آباد یزد ، روضه سید الشهداء (ع) ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : شب سیزدهم محرم ، نعیم آباد یزد ، روضه حضرت زهرا (س) ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : بیان حدیثی از آقا امیرالمومنین علی (ع) ، اثر تقوا در وسعت رزق و اثر گناه در تنگی معیشت ، اعتماد به خدا ، اهمیت حج ، حقوق زن و شوهر ، اهمیت نماز ، صفوان جماّل و حکایت کرایه دادن شترهایش به هارون ، نکوهش و نهی از کمک به ظالمین ، محمد بن ابی عمیر ، روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع) }

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید حجت الاسلام والمسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات { شب عاشورا ، علامات مومن ، حدیث از امام صادق (ع) : مومن محکم تر از آهن است ؛ پیغمبر (ص) میفرمایند : مومن مثل کوه است ؛ امام حسین (ع) میفرمایند : مومن محکم تر از کوه است ؛ خبر دادن آقا امیرالمومنین (ع) به میثم تمار (رض) درباره چگونگی شهادتش ، وفاداری اصحاب امام حسین (ع) ، روضه حضرت سیدالشهداء (ع) } دانلود بفرمایید :

دانلود


عزاداران هیئت نوباوگان قنات آباد حدود زمانی 1340 شمسی ؛ در عکس مرحوم حاج اکبر ناظم (ره) (ایستاده در وسط) و مرحوم شهید شیخ احمد کافی (ره) (نشسته در وسط) دیده می شوند.

 هیئت نوباوگان قنات آباد ؛ 1-حاج اکبر ناظم 2-محمدرضا ناظم 3-حاج شیخ احمد کافی 4-حاج آقا مناقبی 5-میرزا علی آقا ارباب 6-حاج حسین قهوه چی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

كربلا، نمایشگاهی از حقایق و معارف ؛ اگر با تدبّر به عاشورا و كربلای امام حسین (علیه السلام ) بنگریم ، می‌ بینیم كه آن حادثه چیزی جز مدرسه و دانشگاه نیست، دارالتّعلیم و دارالتّربیه است كه حقایق و معارف دین را تعلیم می ‌كند و انسان می ‌سازد و اخلاق انسانی بوجود می ‌آورد. در واقع امام حسین (علیه السلام ) در كربلا در روز عاشورا یك نمایشگاهی از حقایق و معارف دینی تشكیل داده و در آن حقایق و معارف را عملاً نشان داده است. امام حسین(علیه السلام ) خیلی كم حرف زده است امّا در ظرف چند ساعت از یك روز به قدر تمام عمر بشر از خود عمل نشان داده است. تمام حقایق دینی را از عقاید و اخلاق از زهد و تقوا و ایثار و فداكاری و جهاد و... همه را مجسّم كرده و در معرض دید عالمیان قرار داده است.... برگرفته از سلسله مباحث معارفی آیت الله سید محمد ضیاء آبادی عاشورا یعنی : فهم دین خدا

alt

 

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که حضرت امام رضا (ع) فرمودند : همانا محرم ماهی بود که اهل جاهلیت قتال در آنماه را حرام میدانستند و این امت جفاکار خون های ما را در آنماه حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و زنان و فرزندان ما را در آنماه اسیر کردند و آتش در خیمه های ما افروختند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت محمد (ص) را در حق ما اهلبیت رعایت نکردند ، همانا مصیبت روز شهادت حسین (ع) دیده های ما را مجروح گردانیده است و اشک ما را جاری کرده و عزیز ما را شهید گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت ، پس بر حسین (ع) باید بگریند گریه کنندگان ، همانا گریه بر آنحضرت فرو می ریزد گناهان بزرگ را ، پس حضرت فرمود که پدرم چون ماه محرم میشد کسی آنحضرت را خندان نمی دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز عاشورای محرم ، چون روز عاشورا میشد آن روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود امروز روزی است که حسین (ع) شهید شده است  و شیخ صدوق از حضرت رضا (ع) روایت کرده است ، هرکه ترک کند سعی در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را بر آورد و هرکه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد ، حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن باشد و هرکه روز عاشورا را روز برکت شمارد و برای برکت آذوقه در آن روز در خانه ذخیره کند برکت نیابد در آنچه ذخیره کرده است و خدا او را در روز قیامت با یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد ( لعنهم الله ) در اسفل درک جهنم محشور گرداند.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 348

ابن قولویه به سند معتبر از داود رقی روایت کرده است که گفت روزی در خدمت حضرت صادق (ع) بودم که آب طلبید چون بیاشامید اشک از دیده های مبارکش فرو ریخت و فرمود ای داود خدا لعنت کند قاتل حسین (ع) را پس فرمود : هر بنده ای که آب بیاشامد و یاد کند حضرت سیدالشهدا (ع) را و لعنت کند بر قاتل او البته حقتعالی صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او رفع کند و صدهزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد و در روز قیامت با دل خنک و شاد و خرم مبعوث گردد.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 351


مجموعه درباره ی حضرت امام حسین (ع) ( شامل : فضایل آنحضرت ، شیعیانی که برای حضرت عزاداری میکنند ، ثواب گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع) ، گزیده ای از احوالات و سخنان آنحضرت (ع) در راه کربلا و ..... )

مجموعه احادیث حضرت امام حسین (ع)

ماهنامه احادیث شماره 21 ویژه نامه محرم

مجموعه نواهای عاشورایی

دانلود صفیر هدایت شماره 025 با عنوان (دانشگاه عاشورا و درس مهّم آن) از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

دانلود کتاب امام حسین (ع) چراغ حیات ، کشتی نجات { با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

 

دانلود کتاب از حسین گفتن تا حسینی شدن ( اشاره‌ای به فلسفه قیام خونین سید الشهداء(ع)از منظر تربیتی ){ با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

انگیزه‌ی اصلی سیّدالشّهداء(علیه السلام) از قیام خود
در این خطبه امام(علیه السلام) هدف اصلی خود را بیان نموده، می ‌فرماید:انگیزه‌ ی من از این قیام جز این نیست كه به حقّ عمل شود ، مگر نمی ‌بینید به حقّ عمل نمی ‌شود و از باطل جلوگیری نمی ‌گردد؟من مرگ را سعادت می ‌دانم و زندگی با ستمگران موجب ملال و دلتنگی است.بنابراین معلوم است كه امام حسین(علیه السلام) چه خواسته و هدفی داشت.او حقّ را می ‌خواست.بنابراین اگر ما مرتّب از حقّ دم می ‌زنیم و برای امام حسین(علیه السلام) بر سر و سینه‌ی خود می ‌زنیم امّا در زندگی ‌مان حقّ را می ‌كُشیم، در آن صورت چگونه می ‌توانیم بگوییم:
یا لَیْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوزاً عَظیماً؛
ای حسین جان!ای كاش ما هم با تو بودیم و به فوز عظیم می‌ رسیدیم.

مبادا از نظر حضرتش در این سخن دروغگو قلمداد شویم. حسین(علیه السلام) می‌فرماید من از شما عمل به حقّ را می‌ خواهم و به شما می ‌گویم:
اَلا تَرَوْنَ اَنّ الْحَقّ لا یُعْمَلُ بِهِ؛
آیا نمی ‌بینید كه به حقّ عمل نمی ‌شود؟

چرا در زندگی به حقّ عمل نمی‌ كنید؟ چرا زن در مقابل شوهرش به حقّ عمل نمی‌ كند؟ چرا شوهر در مقابل زن و فرزندانش به حق عمل نمی ‌كند ؟ چرا كاسب بازار مسلمان به حقّ عمل نمی ‌كند؟ اگر راست می ‌گویید، به حقّ عمل كنید و بدانید كه امام حسین(علیه السلام) حقّ است و از او صادقانه پیروی كنید.امام حسین(علیه السلام)كم‌ سخن بود ولی پر عمل. مِثل ما پرحرف كم‌عمل نبود.اگر سخنان امام حسین(علیه السلام) را جمع‌آوری كنیم از لحظه‌ای كه از مدینه حركت كرد تا هنگامی كه به كربلا رسید سخنان محدودی از آن حضرت ثبت شده است.امّا در این فاصله‌ی كوتاه آن امام همام یك دنیا عمل از خود نشان داد. ظرف چند ساعت در یك روز، عملی بزرگ و ماندگار انجام داد كه تا جهان، جهان است باقی و جاودان است و به سبب همین عمل خالصانه‌ی اوست كه سخنانش را دل‌های حق ّ‌پذیر می پذیرند و شخصیّت ممتازش محبوب جهانیان قرار گرفته است.... برگرفته از سلسله مباحث اعتقادی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (از حسین (علیه السلام ) گفتن تا حسینی شدن )


تحوّل اخلاقی و عملی،هدف اصلی از مجالس امام حسین (علیه السلام) : مقصود از ذكر مصائب هم این است كه ما بیندیشیم آن مصیبتها كه برآن عزیزان خدا وارد كرده‌اند ما آنگونه مصائب را بر آنها وارد نكنیم و دردناكشان نسازیم و خوب میدانیم كه امام حسین‌(علیه السلام)آن درد و زجری كه از بی‌دینی مردم می‌كشید، از ضربات نیزه و شمشیر شمر و سنان و خولی و ...نكشیدو لذا می‌فرمود:

(اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقَّ لایُعْمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الْباطِلَ لایُتَناهَی عَنْهُ)؛

«آیا نمی‌بینید كه به حقّ عمل نمی ‌شود و از باطل خودداری نمی‌گردد»؟!

حال اگر ما نیز عامل به حق و مُنتَهی از باطل نباشیم بر اساس این گفتار،آن امام محبوب را آزرده و دردناك كرده‌ایم !

ما مجالسی را كه به نام امام حسین‌‌(علیه السلام)تشكیل می‌دهیم ، مجلس توسّل می ‌نامیم و توسّل را هم به معنای ذكر مصیبت كردن و گریستن می شناسیم و حال آن كه معنای توسّل این نیست ! توسّل یعنی: چیزی را وسیله قراردادن برای رسیدن به چیز دیگر. یعنی مقصد و هدف دیگری در كار است و برای رسیدن به آن هدف وسیله‌ای به كار می ‌بریم.

ما می ‌خواهیم شركت در مجلس امام حسین‌(علیه السلام)و گریه بر مصائب ایشان را وسیله قرار دهیم برای اینكه اوّلاً او را به عنوان امام به معنای واقعیش بشناسیم و آنگاه از هدف و مقصدی كه از نهضتش داشته است آگاه گردیم و بفهمیم منطقش چه بوده و از مردم زمانش چه می‌خواسته كه نپذیرفته‌اند و عاقبت او را كشته‌اند! این حقیقت را خوب بفهمیم و مراقب باشیم كه ما هم فكراً و عملاً در صف دشمنان آن‌ حضرت قرار نگیریم! این معنای توسّل است؛ ولی ما این كار را نمی ‌كنیم بلكه ما شركت در این مجالس و گریه بر امام‌حسین‌(علیه السلام)را هدف قرار داده‌ایم نه وسیله! و لذا اگر مجلسی با شور و اشك و آه و ناله و افغان پایان پذیرد و به قول بعضی كربلا بشود آن مجلس را مجلس موفّق به حساب می‌آوریم و خود را كه در آن مجلس شركت داشته‌ایم انسان به هدف رسیده می‌دانیم و اصلاً توجّهی به تحوّل اخلاقی و عملی كه هدف اصلی از شركت در این مجالس می ‌باشد نمی ‌كنیم و كمبودی از این جهت در خود نمی ‌بینیم و این معنای هدف قرار دادن وسیله است و ضدّ معنای توسّل است. برگرفته از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (دانشگاه عاشورا و درس مهمّ آن )


حکمت نامه حضرت امام حسین (علیه السلام)

ویژگىِ عاقل

نزهة الناظرـ از امام حسین علیه السلام ـ : چون پیشامد سختى بر عاقل در رسد ، غم را با دوراندیشى مى رانَد و درگاه عقل را براى چاره جویى مى كوبد ..نزهة الناظر : ص ۸۴ ح ۱۳ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 19

نشانه دانشمند

تحف العقول از امام حسین علیه السلام ـ: از نشانه هاى دانشمند ، نقد كردن گفته خود و آگاهى به حقایق فنّ مناظره است .تحف العقول : ص ۲۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۱۹ ح ۱۴ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 25

محاضرات الاُدباءـ از امام حسین علیه السلام ـ: اگر همه گفته هاى عالِم ، نیكو و درست بود ، ممكن بود كه بر اثر خودبینى دیوانه شود ؛ بلكه همانا عالِم ، كسى است كه گفته هاى درستش فراوان باشد . محاضرات الاُدباء : ج ۱ ص ۵۰ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 25

علّت آفرینش

علل الشرائع به نقل از سلمة بن عطا ، از امام صادق علیه السلام ـ: حسین بن على علیه السلام بر یارانش در آمد و فرمود : «اى مردم ! خداوند بزرگِ بِشْكوه ، بندگانش را نیافریده ، جز براى آن كه او را بشناسند و چون او را شناختند ، عبادتش كنند و چون عبادتش كردند ، با عبادت او ، از عبادت جز او ، بى نیاز شوند» .
پس مردى گفت : اى فرزند پیامبر خدا ! پدر و مادرم فداى تو ! معرفت خدا، یعنى چه ؟
فرمود : «شناخت مردم هر عصر نسبت به امامى كه اطاعتش بر آنان، واجب است» .{یعنى لازمه معرفت وایمان حقیقى به خداوند متعال ، شناخت امام هر عصر است}علل الشرائع : ص ۹ ح ۱ ، كنز الفوائد : ج ۱ ص ۳۲۸ عن مسلمة بن عطا ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۳۱۲ ح ۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 63

خانه عمل

بستان الواعظین ، ابو الفرج ابن جوزى :گفته شده است كه حسین علیه السلام چون قبرها را مى دید ، مى فرمود : «چه ظاهرِ زیبایى و چه مصیبت هایى در درون آنهاست! خدا را ، خدا را ، بندگان خدا ! سرگرِم دنیا نشوید كه قبر ، خانه عمل است . عمل كنید و غفلت نورزید و بخوانید :

اى كه به دنیا، سرگرم گشته است ؛ و درازى آرزو ، او را فریفته است!
مرگ ، ناگهان در مى آید ؛ و قبر ، صندوق عمل است» .بستان الواعظین لأبی الفرج ابن الجوزی : ص ۱۹۴ ؛ إحقاق الحقّ : ج ۱۱ ص ۶۲۸ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 133

 

 

 

 


وقتی که امام حسین (ع) به شهادت رسید ، در پشت دوش آن حضرت پینه ها و اثرهایی بود ، از امام زین العابدین (ع) پرسیده شد این پینه ها و اثرها از چیست ؟ حضرت سجاد (ع) فرمود : این پینه ها و اثرها از بسیاری برداشتن بارهای سنگین  و کیسه های غذا بود که شبها بر دوش مبارک خود به خانه های بیوه زنان و یتیمان و مسکینان میبرد.  عین الحیوة صفحه 527 ، منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 344

حذیقة بن یمان گوید : دیدم پیغمبر (ص) دست حسین بن علی (ع) را گرفته و میفرماید : ای مردم این حسین بن علی است او را بشناسید ، بدانکه جانم به دست اوست او در بهشت است و دوستش در بهشت و دوست دوستش در بهشت.  امالی شیخ صدوق صفحه 596 مجلس هشتادو هفتم

سماک از ام سلمه رضی الله عنهما روایت کند که گفت : روزی هم چنان که رسول خدا (ص) نشسته بود و حسین (ع) در دامانش بود ، به ناگاه اشک از دیدگانش سرازیر شد ، من عرض کردم : ای رسول خدا قربانت شوم چگونه است که می بینم شما را که اشک می ریزی ؟ فرمود : جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندم حسین تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهی از امت من او را می کشند ، خداوند شفاعت مرا بهره ایشان نسازد.  ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 133





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

alt

 

سه آیه در شأن مولا علیّ امیر (علیه السلام) ؛ مباهله ، ولایت ، تطهیر

بیست و چهارم ذی ‌حجّه، روز مباهله و روز عزّت اسلام و روز كرامت شیعه است. وقتی مباهله واقع شد، هم اسلام در دنیا عزّت پیدا كرد هم شیعه كرامتش روشن شد.

 رسول اكرم… (ص) به نصارای نجران نامه نوشتند و آنها را به اسلام دعوت كردند. در صدر نامه این آیه را مرقوم فرمودند :

{ قُلْ یا أهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إلی كَلِمَة سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ ألاّ نَعْبُدَ إلاّ اللهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ فَإنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأنَّا مُسْلِمُونَ } سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی64

«بگو، ای اهل كتاب بیایید به سوی سخنی كه میان ما و شما مشترك است كه جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریك او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدای یگانه به خدایی نپذیرند. حال، اگر از این دعوت روی برگردانند، بگویید گواه باشید كه ما مسلمانیم».

بعد مرقوم فرمودند :

(اَمّا بَعْدُ فَاِنّی اَدْعُوكُمْ اِلَی عِبادَة اللهِ مِنْ عِبادَة الْعِبادِ وَ اَدْعوُكُمْ اِلی وِلایَة اللهِ مِنْ وِلایَةِ الْعِبادِ فَاِنْ اَسْلَمْتُمْ فَاِنّی اَحْمَدُ اِلَیْكُمُ اللهَ اِلهَ اِبْراهیمَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقوُبَ وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَالْجِزْیَة وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَقَدْ آذَنْتُكُمْ بِالْحَرْبِ وَ السَّلامُ)؛

«من شما را دعوت می ‌كنم بنده‌ی خدا باشید ، نه بنده‌ی بشر؛ دعوت می ‌كنم تن به حاكمیّت خدا بدهید، نه حاكمیّت بشر. حال، اگر مسلم شدید، خدا را شكر می‌ كنم كه چنین موفّقیّتی نصیب شما كرده است و اگر از قبول اسلام امتناع كردید، باید جزیه {جزیه : وجهی شبیه مالیات كه از كفّار گرفته می‌ شد} بدهید [تا ما بدانیم كه با ما سر جنگ ندارید] و اگر آن را هم نپذیرفتید، در این صورت، من اعلان جنگ با شما می‌ كنم. والسّلام».

لرزه افتادن بر اندام اسقف اعظم نجران

در روایت آمده است كه وقتی این نامه به اسقف ‌های نجران رسید ، اسقف بزرگ از هیبت آن لرزه بر اندامش افتاد:

(ذَعَرَ ذَعْراً شَدیداً)؛

«لرزه‌‌ای شدید بر اندامش افتاد».

بعد، با هم به مشورت نشستند كه چه باید كرد ؟ یكی از آنها گفت : شما می ‌دانید كه كتاب‌های آسمانی سَلَف آمدن پیامبر آخرالزّمان را بشارت داده‌اند و از آثار و علایم معلوم می‌ شود كه این همان پیامبر موعود است. عاقبت، بنا بر این شد كه از میانشان گروهی انتخاب بشوند و به مدینه بروند و از نزدیك، شخص مدّعی رسالت و برنامه‌ی زندگی ‌اش را مشاهده كند.

شصت نفر از عالمان و اشراف و اعیانشان برای این سفر انتخاب شدند. نزدیك مدینه كه رسیدند، از مركب‌ها پیاده شدند و خود را شستشو دادند و لباس‌های فاخرشان را پوشیدند و خود را آراستند تا به چشم مسلمانان بزرگ و باحشمت جلوه كنند. سوار بر مركب‌های مزیّن وارد مدینه شدند و در میان شهر گشتی زدند تا به زعم خود، چشم مسلمانان را خیره كنند. امّا دیدند مسلمانان نه تنها چشمشان خیره نشد، بلكه با نظر تحقیر به آنها می ‌نگرند.تا سه روز نزد پیامبر اكرم (ص) …نیامدند و حرفی نزدند.

تردید بزرگان نجران

 پس از سه روز كه شرفیاب شدند ، گفتند: یا ابا القاسم،(كنیه‌ ی پیامبر اكرم (ص) …است) ما تمام صفاتی را كه در انجیل درباره‌ی پیامبر آخرالزّمان آمده است، در شما دیده‌ایم؛ ولی یك صفت از آن صفات را در شما نمی ‌بینیم و آن صفت این كه، انجیل بشارت داده است كه پیامبر آخرالزّمان به عیسی ‌بن‌مریم ایمان دارد و تصدیقش می ‌كند و حال آن‌كه شما تكذیبش می‌ كنید.

حضرت فرمود: نه، من عیسی ‌بن‌ مریم ‡را تصدیق می‌ كنم و به او ایمان دارم. من او را بنده‌ی مقرّب خدا و نبیّ و رسول خدا می‌ دانم.گفتند : عیسای مسیح  (ع)اگر بنده بود، نمی ‌توانست كار خدایی بكند؛ در حالی كه او مرده زنده می‌كرد، ابراء الاكمه و الابرص {شفابخشی نابینایان و بیماران} می ‌كرد، از مافی‌ الضّمیر اشخاص خبر می‌ داد و... این كارها، كارهای خدایی است. پیامبر… (ص) فرمود : من قبول دارم كه عیسی ‌بن ‌مریم تمام این كارها را به اذن خدا انجام می‌ داد و بنده‌ی مأذون از جانب خدا بود. گفتند: اگر عیسی بشر بوده، پس پدرش چه كسی بوده است؟ در این موقع، این آیه نازل شد و جواب آنها را داد كه:

 } إنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی59

«داستان عیسی در نزد خدا همچون داستان آدم است كه او را از خاك آفریده [و بدون پدر و مادر ایجادش كرد]و سپس به او گفت،باش؛ پس، وجود یافت».

 اگر عیسی پدر از جنس بشر نداشت، آدم نه پدر داشت نه مادر. همان ‌گونه كه آدم مخلوق به اراده‌ی خداست،عیسی هم مخلوق به اراده‌ی خداست.

دعوت به مباهله

 در مقابل این حرف منطقی، آنها جوابی نداشتند، ولی تن به قبول آن ندادند و گفتند: ما حاضریم با شما مباهله كنیم و این آخرین گفتار ما باشد. پس بیاییم یكدیگر را نفرین ‌كنیم و از خدا بخواهیم تا بر هر كدام از ما كه باطل است و سخن نابجا می‌ گوید ؛ بلا نازل كند و نابودش كند. در همین موقع،این آیه نازل شد:

 } فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَ‌كَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَ‌‌نا وَ أبْناءَ‌كُمْ وَ نِساءَ‌نا وَ نِساءَ‌كُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْكاذِبِینَ{؛سوره‌ی آل‌عمران،آیه‌ی61

«پس هر كس در این[باره] پس از دانشی كه تو را[حاصل]آمده،با تو محاجّه كند ، بگو : بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خویشان نزدیكمان و خویشان نزدیكتان را فراخوانیم؛ سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».

قبول مباهله از سوی پیامبراكرم (ص)…

آنها باورشان نمی‌ شد كه رسول اكرم‌ (ص) …پیشنهاد مباهله را بپذیرد. وقتی دیدند با قاطعیّت تمام آماده است،گفتند: به ما مهلت دهید تا با هم مشورت كنیم. شب نشستند و با هم مشورت كردند. بزرگشان كه مرد موحّدی بود، گفت: به نظر من صلاح نیست با او مباهله كنیم.برای این كه من مطمئنّم كه او همان پیامبر موعود از جانب خداست و تمام علامت ‌هایی كه انبیاء سَلَف نشان داده‌اند، كاملاً بر او منطبق است. اگر ما با او مباهله كنیم، بلا نازل می ‌شود و نه تنها یك نفر از شما به سلامت به وطن برنمی‌ گردد، بلكه یك نصرانی روی زمین باقی نمی‌ ماند.اگر می ‌خواهید این حقیقت بر شما روشن شود، فردا صبح ببینید اگر با اعوان و انصار و لشكری بیرون آمد، مطمئن باشید كه سلطان است و از مباهله با او نهراسید و اگر دیدید با عزیزانش آمده است، بدانید كه به گفتارش ایمان دارد و مباهله نكنید.

این سخن را همگی پذیرفتند و فردا صبح آمدند و در یك گوشه در خارج شهر ایستادند. مردم باخبر شدند كه چنین ماجرایی در كار است. اجتماعی شد و در یك گوشه‌ی دیگر به انتظار ایستادند. رسول خدا… (ص) صبر كرد تا آفتاب اندكی بالا آمد و از شهر بیرون آمد، در حالی كه كسی از اصحاب و اتباع همراهش نبود ؛ تنها كودك سه چهارساله‌ای را در بغل گرفته بود و كودك دیگری هم دست در دستش داشت، بانوی جوانی پشت سرش بود و مرد جوانی هم پشت سر آن بانو حركت می‌ كرد.

عقب‌ نشینی اهل نجران از مباهله

اهل نجران از مردم پرسیدند : این همراهان كیانش هستند و چه نسبتی با او دارند ؟ گفتند: آن بانو یگانه دختر او و آن مرد داماد و پسر عمّ او و آن دو كودك هم دخترزاده و نوه‌های او هستند. از اینها نزدیك‌ تر و عزیزتر كسی را ندارد. اینجا بود كه اسقف اعظم اهل نجران به همراهانش گفت: صلاح نیست كه ما با او مباهله كنیم. من چهره‌ هایی می‌ بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بركند، می‌كند و اگر اینها دست به دعا بردارند، بلا بر ما نازل می‌ شود و فردی از ما به سلامت به وطن برنمی ‌گردد؛ لذا صلاح ما در این است كه اگر اسلام را قبول نمی ‌كنیم، با او مصالحه كنیم و جزیه را بپردازیم.

امیرالمؤمنین(ع) برای مصالحه واسطه می‌ شود

بر اساس این تصمیم، امیرالمؤمنین (ع) را واسطه قرار دادند كه از رسول خدا… (ص) راجع به جزیه نظرخواهی كند؛ در نتیجه، امیرالمؤمنین (ع) به دستور پیامبر اكرم (ص) با آنها مصالحه و مقرّر كردند كه در سی سال، زره و دو هزار حُلّه، كه هر حُلّه دو قطعه پارچه‌ی مخصوص بود، در دو قسط اوّل ماه رجب و اوّل ماه محرّم بدهند. به این كیفیّت مصالحه شد و در روز مباهله، علاوه بر عزّت اسلام، عظمت و حقّانیّت مذهب تشیّع آشكار شد؛ زیرا در آیه‌ی مباهله، امیرالمؤمنین (ع) نفس پیامبر اكرم… (ص) معرّفی شد.دشمنان نیز این فضیلت را پذیرفته‌اند. زمخشری،كه صاحب كشّاف و از مفسّران سنّی است، می ‌گوید:

(وَ فیهِ دَلیلٌ لاَشیْءَ اَقْوَی مِنْهُ عَلی فَضْلِ اَصْحابِ الْكِساءِ‌‰وَ فیهِ بُرهانٌ واضِحٌ عَلَی صِحَّةِ نُبُّوَةِ النَّبِیِّ)؛

«[در ماجرای مباهله] دلیلی بر فضل اصحاب كساء هست كه دلیلی قو ی ‌تر از آن وجود ندارد و در آن [ماجرا] برهانی واضح بر صحّت نبوّت پیامبر (ص) موجود است».

سؤالی از اهل تسنّن

حال، ما به اهل تسنّن می ‌گوییم : وقتی این حقیقت پذیرفته شد كه خداوند طبق آیه‌ی مباهله، علی (ع) را نفس پیامبر، یعنی خود پیامبر…،شناخته است، آیا جا دارد كه با بودن خود پیامبر در میان امّت، ابوبكر و پس از او عمر و عثمان جای پیامبر بنشینند و خود را حافظ دین و نگهبان قرآن و ولیّ امر مسلمانان معرّفی كنند و آنگاه شما دانایان نیز به همان راهی كه آنها رفته‌اند بروید؟

{ أ لَمْ تَرَ إلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَ أحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ *وَ جَعَلُوا للهِ أنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإنَّ مَصِیرَكُمْ إلَی النَّارِ}؛سوره‌ی ابراهیم،آیات28تا30

 

برگرفته از شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی


بیست و چهارم ذی الحجه روز نزول آیه ولایت ؛ سوره مائده آیه 55 ؛ ( خاتم بخشی آقا امیرالمومنین حضرت علی (ع) ) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

شأن نزول آیه‌ی ولایت


روز 24 ذیحجّه روز مباهله و از وقایع بسیار حسّاس در تاریخ اسلام است و از آیات بسیار درخشان برای فضیلت و منقبت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) همین «آیه‌ی مباهله» است و همچنین امروز روز نزول «آیه‌ی ولایت» و موضوع خاتم بخشی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می ‌باشد و لذا به تناسب ایّام، راجع به آیه‌ی مباهله و آیه‌ی ولایت مطالبی عرض می ‌شود. از آنجا كه راجع به آیه‌ی مباهله قبلاً مباحثی بیان و منتشر شده است و لذا اكنون به خواست خداوند متعال راجع به «آیه‌ی ولایت» مطالبی را بیان می‌ كنیم.


در شأن نزول این آیه آمده است كه جمعی از علمای یهود نزد پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و سؤالاتی كرده، جواب‌هایی شنیدند و مطمئن شدند كه ایشان پیغمبر است و در ادّعای رسالت صادق. لذا مسلمان شدند و سپس گفتند: یا رسول الله حضرت موسی (علیه السلام) جناب یوشع بن نون را به عنوان وصیّ و خلیفه ‌ی بعد از خود تعیین كرده بود، آیا وصیّ و خلیفه‌ی شما و ولیّ ما بعد از شما چه كسی خواهد بود؟ در همین موقع این آیه نازل شد:
(إنَّما وَلِیُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)؛

سوره‌ی مائده،آیه‌ی55. همانا ولیّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول او و كسانی است كه ایمان آورده ‌اند و نماز را برپا می ‌دارند و در حال ركوع زكات می ‌دهند.


یعنی ولیّ و سرپرست و صاحب اختیار شما ابتدا، ذات اقدس «الله» است و بعد «رسول» اوست و بعد آن كسی است كه در حال ركوع نماز انفاق كرده و زكات داده است. آنگاه برای مشخّص ساختن سوّمین ولیّ كه در آیه آمده است فرمود: برخیزید و همراه من بیایید. آمدند تا به درب خروجی مسجد رسیدند و دیدند سائلی فقیر از مسجد بیرون می‌آید. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از او پرسید: آیا در داخل مسجد كسی به تو كمكی كرد؟ گفت: آری این انگشتر را به من دادند. فرمود: چه كسی این انگشتر را به تو داد؟ او اشاره كرد آن آقایی كه در حال نماز است، در حال ركوع این انگشتر را به من داد. همه نگاه كردند و دیدند او علی(علیه السلام) است. رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: الله‌ اكبر.
اینجا بود كه آن كسانی كه تازه مسلمان شده بودند گفتند : «نَشهَدُ اَنْ لا اِله الّا الله و اَنَّك رَسول الله و اَنّ عَلیًّ وَلیّ الله»، یعنی: ما شهادت می ‌دهیم كه خداوند معبود یگانه است و تو هم رسول خدا هستی و علی هم ولیّ خدا بر ماست و این جریان در تمام منابع شیعه و سنّی نقل شده است و همگی متّفق هستند كه آن كسی كه در حال ركوع نماز، ایتاء زكات كرده علی (علیه السلام) بوده است.


معنای غیر منصفانه از واژه‌ی مولا


منتهی برخی از مخالفین ما در مذهب، كلمه‌ی«ولیّ» را در آیه، به معانی دیگر حمل و توجیه می ‌كنند و همین ‌ها هستند كه كلمه‌ی «مولا» را هم در حدیث غدیر كه به معنای سرپرست و صاحب اختیار است حمل به معنای دوست و یار و یاور می ‌كنند و می ‌گویند پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام مراجعت از حَجَّةُالوِداع انبوه جمعیّت مهاجرین و انصار را در وسط بیابان گرم و سوزان نگه داشت و از جهازات شترها شبیه منبری درست كردند و بالای آن رفت و دست علی را گرفت و بلند كرد و گفت:«اَلا مَن كُنتُ مَولاهُ فُهذا عَلیٌّ مَولاه»، هان ای مردم! هر كه را من دوست و یاور او هستم این علی نیز او را دوست و یاور است. آیا این كار از نظر عقلای عالم مضحك و خنده ‌آور نیست كه رسول اكرم مردم را وسط بیابان نگه دارد فقط برای همین كه به آنها اعلام كند كه علی دوست و یار و یاور شماست. یار و یاور و دوست یكدیگر بودن كه وظیفه‌ی همه‌ی مسلمانان است و اختصاص به علی (علیه السلام) ندارد. این قرآن است كه فرموده است :


(وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أوْلِیاءُ بَعْضٍ...)؛سوره‌ی توبه،آیه‌ی71.
همه‌ی مردان و زنان مسلمان دوستداران و یاوران یكدیگر و در حلّ مشكلات زندگی كمك كار هم می ‌باشند و تنها علی را دوست و یار و یاور امّت معرّفی كردن چه معنا دارد آن هم با آن شرایط خاصّ و در وسط بیابان سوزان؟!


مغایرت این معنا با آیات قرآن
آری همین افراد لجوج و معاندند كه در «آیه‌ی ولایت» هم دست به توجیه می ‌زنند و كلمه‌ی«ولیّ» را كه به معنای سرپرست و صاحب اختیار است به معنای دوست می ‌گیرند و می‌ گویند معنای آیه این است كه دوست شما بعد از خدا و رسول علی (علیه السلام) است كه در حال ركوع نماز، ایتاء زكات كرده است و حال آنكه آیه با كلمه‌ی«انّما» كه دلالت بر انحصار دارد آغاز شده است و چنین می ‌فهماند كه ولیّ امّت منحصراً خدا و رسولش و علی می ‌باشند و بس!


حال اگر «ولیّ» به معنای دوست باشد معنای آیه این می ‌شود كه دوستان امّت تنها خدا و رسول و علی می ‌باشند در صورتی كه آیه‌ی دیگر فرموده است مردان و زنان با ایمان همه دوستان یكدیگرند كه در این صورت این دو آیه با هم متنافی می ‌شوند. یكی همه‌ی اهل ایمان را دوست یكدیگر می ‌داند و دیگری دوستان امّت را منحصر به خدا و رسول و علی معرّفی می ‌كند.پس معلوم می‌ شود آن «ولیّ» كه در آیه‌ی شریفه منحصر به خدا و رسول و علی است به معنای سرپرست و «صاحب اختیار» است نه به معنای دوست كه مناسب با كلمه‌ی«انّما» نباشد.


سبب ذكر نشدن نام علی(علیه السلام) در قرآن


البتّه گاهی ممكن است این سؤال در بعضی از اذهان طرح شود كه پس چرا اسم علی صریحاً در آیه ذكر نشده است؟ در جواب عرض می ‌شود در هیچ آیه از آیات قرآن نداریم كه صریحاً اسم علی یا سایر امامان (علیهم السلام) ذكر شده باشد و این جهات خاصّی دارد از جمله‌ی آن جهات اینكه قرآن از آفت تحریف مصون و محفوظ بماند زیرا وقتی آن افراد ریاست ‌طلب به قدرت رسیدند، طبیعی است كه اگر اسم علی در آیه‌ای بود آن آیه را برای حفظ موقعیّت خویش از قرآن بر می ‌داشتند در این صورت قرآن كه سند رسمی اسلام و دلیل منحصر رسالت و خاتمیّت پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است دست خورده و لكّه‌دار می‌شد و مانند تورات و انجیل مُحرَّف از سندیّت می‌افتاد و لذا مقتضای سیاست الهیّه همین بود كه اسامی امامان و بویژه اسم علی كه دشمنان فراوان داشت صریحاً در قرآن ذكر نشود تا از تحریف و دستبرد قدرتمندان غاصب، مصون و محفوظ بماند و البتّه در این صورت هم بدیهی است كه این ریاست ‌طلبان منافق دست به توجیه آیات مربوط به «ولایت و امامت» می‌ گشایند و آن آیات را منطبق با خود می ‌سازند.


ما هم می ‌گوییم باشد همین قدر قرآن این سند حقّانیّت اسلام و خاتمیّت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از دستبرد تحریفگران خائن محفوظ بماند، توجیهات توجیه ‌گران در مورد آیات مربوط به «ولایت و امامت» خیلی مهم نیست زیرا فهمندگانِ مؤمن مخلص، خودشان می ‌فهمند و مقصود اصلی آیات را می ‌یابند.


سابقه‌ی توجیهات خائنانه


در موارد عدیده از قرآن این توجیهات خائنانه را داریم از جمله در آیه‌ی تطهیر كه می ‌فرماید:


(...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً)؛سوره‌ی احزاب،آیه‌ی33
...جز این نیست كه خدا می ‌خواهد آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را كاملاً پاكیزه گرداند.


این آیه مربوط به اصحاب كساء و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) است ولی منافقان آن را توجیه می‌ كنند و می‌ گویند: چون آیه در لابه‌لای آیات مربوط به زن‌های پیغمبر آمده است مربوط به همانهاست و ربطی به اصحاب كساء ندارد!
مقصود اینكه در قرآن، آیات متعدّد راجع به ولایت و امامت امامان معصوم (علیهم السلام ) داریم ولی در هیچ كدام از این آیات، اسمی از آن بزرگواران به صراحت نیامده است و جهت عمده‌اش این بوده كه قرآن كریم از دستبرد تحریف مصون بماند.
حال در «آیه‌ی ولایت» هم كه با روشنی كامل دلالت بر امامت و ولایت حقّه‌ی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارد، دست به توجیه زده‌اند و می‌ گویند كلمه‌ی«ولیّ» در آیه به معنای دوست است نه به معنای سرپرست و صاحب اختیار و حال آنكه در آیه‌ی دیگر می‌ خوانیم:


(النَّبِیُّ أوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أنْفُسِهِمْ...)؛سوره‌ی احزاب،آیه‌ی 6
پیامبر نسبت به اهل ایمان [ولایت دارد] و اَولی [به تصرّف] است...


در آیه‌ی دیگر هم می ‌فرماید:
(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ أمْراً أنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أمْرِهِمْ...)؛

سوره‌ی احزاب،آیه‌ی 36. هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارد وقتی كه در زندگی او خدا و رسولش نظری دادند او نظر مخالف بدهد، یعنی حتّی در زندگی شخصی هر كسی، فرمان خدا و پیامبر مُطاع است و او حقّ مخالفت ندارد.


در شأن نزول آیه آمده است كه زیدبن حارثه برده‌ای بود و حضرت خدیجه (علیها السلام) او را خرید و به پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشید و پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هم او را آزاد كرد. هر چند او به خاطر سابقه‌ی بردگی ‌اش در نظر مردم موقعیّت اجتماعی نداشت ولی در واقع آدمی صادق و امین و متعهّد و مورد لطف و عنایت خاصّ پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. در جنگ موته فرمانده لشكر اسلام شد و به شهادت رسید. قبلاً پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت برای او همسری برگزیند. از زینب بنت جحش كه دختر عمّه‌ی خود پیامبر بود خواستگاری كرد. زینب به گمان اینكه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم). می‌ خواهد او را برای خودش انتخاب كند، با خوشحالی تمام رضایت داد ولی بعد كه فهمید برای زید بوده است سخت ناراحت شد و امتناع ورزید و اظهار عدم رضایت نمود. چون هیچ زن با شخصیّتی در زمان جاهلیّت حاضر نمی‌ شد كه با برده‌ای ازدواج كند. اینجا بود كه این آیه نازل شد و به امّت اسلامی هشدار داد كه احدی از اهل ایمان از مرد و زن نمی ‌تواند هنگامی كه خدا و رسولش در موردی، امری صادر كردند در مقام مخالفت برآمده اطاعت ننماید و لذا زینب بعد از آگاهی از مضمون آیه تسلیم شد و رضایت داد.


منظور اینكه خداوند در قرآن كریمش ولایت به معنای سرپرستی و صاحب اختیاری را صریحاً برای رسول گرامی‌اش مقرّر كرده و فرموده است: پیامبر نسبت به اهل ایمان از خودشان بر خودشان متصرّف ‌تر است و فرمانش در تمام امور زندگی مردم مطاع است و لذا در روز غدیر خم كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌ خواست به امر خدا علی (علیه السلام) را به ولایت تعیین و تثبیت كند، در ضمن سخنرانی مفصّلش این آیه را تلاوت كرد و از مردم اقرار گرفت كه آیا شما قبول دارید كه من به حُكم این آیه‌ی قرآن نسبت به شما مؤمنان در تمام امور زندگیتان، اَولی به تصرّف می ‌باشم و ولایت مطلقه دارم و سرپرست و صاحب اختیار شما هستم. همه یك صدا گفتند: «آری ای رسول خدا تو به امر خدا مولا و ولیّ امر ما هستی و فرمانت در تمام شئون زندگی ما مُطاع است». آنگاه آن حضرت دست علی (علیه السلام)را گرفت و بلند و كرد و گفت: «اَلا مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌّ مَولاه»، حال آگاه باشید هر كه من مولای او و ولیّ امر او هستم این علی مولا و ولیّ امر اوست. مطیع فرمانش باشید.


آیا راستی می ‌شود كلمه‌ی «مولا» را در بیان پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)آن هم با آن مقدّمات و مقارنات به معنای دوست و یار و یاور توجیه كرد نه به معنای سرپرست و صاحب اختیار. اَعاذَنا الله مِنْ شُرور اَنفُسِنا وَ مِن اِتّباع اَهواءنا.
(فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً...)؛
سوره‌ی نساء،آیه‌ی78.


پاسخ به یك شبهه


شبهه‌ی دیگری كه اینجا القاء می ‌كنند این است كه می ‌گویند شما از یك طرف می ‌گویید علی (علیه السلام) در حال نماز چنان غرق در توجّه به خدا می ‌شد كه از خودش بیخود می ‌شد و از آنچه در اطرافش می ‌گذشت آگاه نمی ‌گشت حتّی در یكی از جنگ ‌ها كه تیر به پایش فرو رفته بود و می ‌خواستند آن را بیرون بكشند، از شدّت درد طاقت نمی ‌آورد و عاقبت در حال سجده‌ی نماز از پایش بیرون كشیدند و او اصلاً با خبر نشد. از طرفی هم می ‌گویید آن حضرت در حال نماز بود كه سائل فقیر وارد مسجد شد و از مردم كمك مالی خواست و كسی به او چیزی نداد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) كه در حال ركوع بود صدای سائل را شنید و دست خود را به سمت او برد و با اشاره به او فهماند كه انگشتر را از انگشتش بگیرد و ببرد. آیا این دو سخن با هم منافات ندارند؟ آنجا تیر از پایش بیرون می‌ كشند نمی ‌فهمد امّا اینجا از آمدن سائل آگاه گشته و انگشتر خود را به او می ‌دهد.


در جواب عرض می ‌شود: ما می ‌گوییم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حال نماز كه خود را در محضر خدا می‌ دید، آنچنان غرق در حال توجّه به خدا می‌ شد كه به هر چه كه مربوط به غیر خدا می ‌شد اعتنایی نداشت، هر چند آن، مربوط به شخص خودش بود و كشیدن تیر از پای مباركش بود، امّا مسأله‌ی انفاق مال و ایتاء زكات در حال ركوع نماز یك «كار الهی» بود و مربوط به غیر خدا نبود بلكه «اطاعت امر خدا» بود كه فرموده است:
(وَ أمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ)؛
سوره‌ی ضحی،آیه‌ی10. هرگز سائل و مستمند را از خود مران.


پس هم «نماز» اطاعت امر خدا بود و عبادت و هم «انفاق» به مستمند، اطاعت امر خدا بود و عبادت و در واقع عبادت در ضمن عبادت بود.
به هر حال از اینگونه القاء شبهات و تشكیكات از ناحیه‌ی مخالفین در مذهب فراوان داشته‌ایم و داریم و جوابشان هم به طور كافی از ناحیه‌ی علمای شیعه اعزّهم الله داده شده است.




بیست و چهارم ذی الحجه روز نزول آیه تطهیر در شأن اهلبیت (علیهم اسلام) ؛ سوره احزاب آیه 33 ؛ ( إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِیرًا ) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

چگونگی شأن نزول آیه‌ی تطهیر

شأن نزول آیه‌ی تطهیر هم از طریق ائمّه‌ی اطهار (علیهم السلام) از جناب امّ سلمه كه همسر پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است نقل شده:

 روزی رسول خدا در اطاقم بود.به من فرمود:علی و فاطمه و حسن و حسین را بگو نزد من بیایند.آنها كه آمدند،رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) كسانی خود را بر سر آنها كشید و فرمود:

(اللّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتِی فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُم تَطْهِیراً)؛

«خدایا! اینان اهل بیت منند؛ پلیدی را از آنها دور كن و از هر نوع آلودگی پاكشان گردان».

امّ سلمه می‌گوید:من هم جلو رفتم و گفتم:یا رسول الله!

(اَنَا مِنْ اَهْلِ بَیْتِكَ)؛

«من هم از اهل بیت شما هستم»؟!

اجازه می‌ دهید من هم داخل در جمع شما باشم؟فرمود:

(كُونِی مَكانَكِ یا اُمَّ سَلَمَه اِنَّكِ اِلَی خَیْرٍ اَنْتِ مِنْ اَزْواجِ نَبِیِّ الله)؛

«ای امّ سلمه!تو در جای خوت باش.تو زن خوبی هستی و تو از همسران پیامبرخدا هستی».


در این موقع بر رسول خدا وحی نازل شد و این آیه‌ آمد:

]...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً[؛[بحارالانوار،جلد35،صفحه‌ی208.]

«...خدا منحصراً می ‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و شما را از هر گونه آلودگی پاك گرداند».

مقصود قرآن از اهل بیت (علیهم السلام) چه كسانی هستند؟!

در روایات زیادی از منابع شیعه و سنّی نقل شده: پس از نزول آیه‌ی تطهیر تا مدّت شش ماه و بعضی تا هشت ماه و نه ماه هم نوشته‌اند كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هر روز صبح، هنگام رفتن به مسجد برای نماز، كنار خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) می‌ایستاد و صدا می‌ زد:

(اَلصَّلوةُ یَرْحَمُكُمْ اللهُ]...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً[[بحارالانوار،جلد35،صفحه‌ی223.]

«هنگام نماز است!... ای اهل بیت!خدا می ‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور كند و شما را از هر نوع آلودگی پاك گرداند».

روشن است كه هدف از این كار این بوده كه مردم نمازخوان حاضر در مسجد با توجّه به اینكه خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) متّصل به مسجد بوده مكرّراً از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بشنوند كه اهل بیت مقصود در قرآن، ساكنان خانه‌ی فاطمه (علیها السلام) بوده ‌اند و بعداً القاء شبهه نكنند و آیه‌ی تطهیر را منطبق بر همسران پیامبر ننمایند!!  برگرفته از جزوه صفیر هدایت شماره 34 سلسله مباحث معارفی سید محمد ضیاء آبادی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هیجدهم ذیحجّه سالروز فرخنده و شكوهمند انتصاب مولای متّقیان امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام  به امامت اهل ایمان از سوی خداوند سبحان به دست مبارك رسول مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله  بر حضرت مهدی صاحب الزّمان(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و همه‌ی حق دوستان و حق باوران در سراسر جهان خجسته و مبارك باد.

  رسول خدا (ص) فرمود : این علی بن ابیطالب (ع) است ؛ گوشتش از گوشت من و خونش از خون من است. [منزلت] او به من همانند منزلت هارون به موسی است، جز آن كه پس از من پیامبری نیست. و فرمود: ای ام سلمه، گواه باش و گوش فرادار! این علی است ، این امیرالمؤمنین و سرور مسلمانان است ، او جایگاه دانش من و در [علم] من است كه از آن بر من وارد می‌شوند . او برادرم در دنیا و صاحب سرّ من در آخرت است كه در درجات والای بهشت با من خواهد بود. كشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین (ع) صفحه 280

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر هدایت 

سلسله مباحث  معارفی سید محمد ضیاء آبادی

برکات غدیر و وظایف ما در قبال حضرت علیّ امیر (علیه السلام)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آرزوی علوّ درجات برای شهدای منا

امسال این حادثه‌ی غم‌انگیز مِنا، قلوب همه‌ی مسلمان‌ها را متأثّر ساخته است. آنها سعادتمندانی بودند كه مهمان خدا شدند و در كنار سفره‌ی خدا در قربانگاه مِنا به شرف لقاء خدا مشرّف شدند. آنها خیلی سعادتمند بودند و حتماً میزبان كریم از این مهمان‌های خودش پذیرایی كریمانه خواهد كرد و شكّی در آن نیست.

ما هم از همین راه دور از صمیم قلب از خدا می ‌خواهیم كه « پروردگارا! به حرمت مقرّبان درگاهت این مهمان‌های خودت را در مِنا بر رفعت درجاتشان بیفزا و به بازماندگان آنها را صبرجمیل و اجر جزیل عنایت بفرما و همه‌ی ما را مشمول لطف خودت و امام زمان (علیه السلام) قرار بده و حسن عاقبت نصیبمان بگردان.

روز پانزدهم ذیحجّه روز ولادت دهمین امام ما شیعه‌ی امامیّه حضرت امام علی النّقی الهادی (علیه السلام) است و سه روز بعد هم روز هجدهم ذیحجّه عید بسیار مبارك ما روز عید غدیر است كه روز نصب امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ولایت و امامت است.

روشن‌ترین آیه درباره‌ی امامت

از جمله‌ی روشن‌ترین آیات قرآن درباره‌ی امامت و ولایت این آیه‌ی سوّم از سوره‌ی مباركه‌ی مائده است.

(الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ اَلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الإسْلامَ دیناً)؛

الیومیعنی امروز، این كلمه دوبار در این آیه تكرار شده است. معلوم می ‌شود آن روز خیلی پربركت بوده كه خدا روی آن تكیّه كرده است. حال آن بركات چه بوده است از جمله‌ی آن بركات اینكه كفّار از اینكه به دین اسلام صدمه بزنند، مأیوس شدند و فهمیدند كه نخواهند توانست.

در زمان پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…كفّار سعی داشتند كه پیغمبر را شكست داده و اسلام را از بین ببرند، و نتوانستند ولی دلخوش بودند كه بزودی پیغمبر چون بشر است از دنیا می ‌رود. وقتی از دنیا رفت بساط اسلام برچیده می‌شود آنها به حكومت می ‌رسند.

آیه نازل شد كه امروز كاری انجام یافته كه سبب یأس و ناامیدی كفّار گشته و آنها مطمئن شده‌اند كه دیگر نخواهند توانست به دین شما مسلمانان صدمه‌ای بزنند بنابراین (لا تَخْشَوهُم)شما دیگر از آنها نترسیدبلكه (وَاخْشَوْنِ)از من بترسیدكه اگر شما به وظیفه عمل نكنید من خودم شما را از بركات دین محرومتان می‌سازم. آنگاه آیه را ادامه داده و فرموده است:

(الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الإسْلامَ دیناً)؛

امروز با نصب امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) به ولایت و امامت دین شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و راضی شدم كه اسلام با این پایه‌ گذاری محكم دین شما باشد.

بركات انتصاب حضرت علیّ امیر (علیه السلام)

بنابراین روز هجدهم ذیحجّه با تعیین و تقریر ولیّ و امام پس از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)……روزی پربركت شد. بركاتی اینچنین:

1ـ كفّار از غلبه‌ی بر اسلام مأیوس و نا امید شدند.

2ـ با معرّفی كردن مبیّن و مجری دین، دین كامل شد.

3ـ اتمام نعمت خدا بر امّت مسلمان كه در پناه هدایت ولیّ معصوم به حیات ابدی و سعادت سرمدی نائل شوند.

4ـ دین اسلام با مجهّز بودنش به اصول اعتقادی متقن از توحید و نبوّت و امامت و مزیّن بودنش به مبانی اخلاق فاضله و احكام مبرهن و مستدلّ صالحه مورد رضا و پسند خداوند حكیم قرار گرفته است.

 این همه از بركات روز نصب امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به ولایت و امامت بوده است و لذا می‌بینیم خداوند حكیم در آیه‌ی شریفه كلمه‌ی «الیوم» را كه به معنای امروز است دوبار تكرار كرده است.

)الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ ... الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ...(؛

امروز یعنی از عظمت و پربركت بودن امروز غافل نشوید و آن را پیوسته مورد توجّه و عنایت قرار بدهید.

چرا نام مبارك امام علی (علیه السلام)در قرآن نیامده است؟

حالا البتّه جا دارد كه این سؤال در ذهن انسان مطرح شود كه پس چرا با این همه عزّت و عظمت كه قرآن‌كریم برای روز هجده ذیحجّه «روز عید غدیر» قائل است و آن روزِ نصب امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت است پس چرا نه صریحاً اسمی از علی(علیه السلام) برده و نه سخنی از جریان روز غدیر به میان آورده است؟ در جواب این سؤال در جلسات گذشته بحث مشروحی داشته‌ایم و اجمالش این است كه اگر صریحاً اسم علی(علیه السلام) راجع به ولایت و امامتش پس از پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…در قرآن به میان می‌آمد آفتی بزرگ دامنگیر قرآن می‌ شد و قرآن به وسیله‌ی دشمن تحریف می ‌شد. یعنی منافقین كه روی كار می ‌آمدند آیه‌ای را كه اسم علی(علیه السلام) در آن بود بر می ‌داشتند و این تنها سند نبوّت پیغمبر را دست خورده و لكّه ‌دار می ‌كردند و اصل نبوّت و رسالت پیغمبر زیر سؤال می ‌رفت و لذا برای مصونیّت قرآن از تحریف و ابقاء سند نبوّت رسول‌اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…صریحاً اسمی از علی(علیه السلام) در قرآن نیامده است ولی آیات متعدّدی از قرآن با روشنی تمام، امامت و ولایت علی(علیه السلام) را اثبات می‌ كند كه هر انسان منصف غیرمعاند را قانع و خاضع می‌ سازد. آیا انصافاً دلالتی روشن‌ تر از دلالت این آیه در این باب می ‌خواهیم كه می‌فرماید:

)اَلْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ ... اَلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ...(؛

امروز كافران از غلبه‌ی بر اسلام مأیوس شدند. امروز اسلام برای هدایت جامعه‌ی بشری به طریق سعادت ابدی به نهایت درجه‌ی كمال و تمامیّت نعمت الهی رسید.آیا هر انسان عاقلی از دیدن این آیه در قرآن به این فكر نمی ‌افتد كه آن روز با این همه رفعت و جلالت را بشناسد و بفهمد آخر آن روز چه روزی بوده و در آن چه اتّفاقی افتاده كه منشأ این همه آثار پربركت گشته و پایه و اساس نبوّت و رسالت پیغمبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)…را محكم و استوار گردانیده است.

از این‌رو دشمنان دین در توجیه این آیه به جنب و جوش افتاده و برای كلمه‌ی «الیوم» از پیش خود محمل‌ها ساخته‌اند بعضی گفته‌اند مقصود «روز عرفه» است و بعضی «روز فتح مكّه» را گفته‌ و دیگران مصادیق دیگری نشان داده‌اند و هیچ كدام با قرائن موجود در آیه سازگار نمی‌باشد.

انتصاب حضرت علیّ امیر به امر خداوند متعال

امّا مفسّران و محدّثان شیعه همگی متّفقند كه مقصود از «اَلْیَوم» روز هجدهم ذیحجّه «روز غدیرخم» است كه در آن روز پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…به امر و دستور خدا، امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را به عنوان ولیّ‌امر و امام امّت و خلیفه و جانشین بعد از خود تعیین و معرّفی فرموده است و جالب اینكه قبلاً این آیه‌ی تهدیدآمیز به رسول‌اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…نازل شده بود:

(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏)؛[1]

ای رسول! و ای رساننده‌ی پیام من به بندگان من! آنچه را كه راجع به امامت و خلافت علی بن ابیطالب پس از خودت به تو از جانب ربّ و پروردگارت نازل شده است به مردم برسان و ابلاغ كن و اگر این كار را نكنی هیچ رسالتی از جانب خدایت انجام نداده‌ای و اصلاً در زمره‌ی رسولان خدا به حساب نخواهی آمد.

 یعنی خداوند حكیم به رسول گرامی‌اش اعلام كرده كه كار انتخاب ولیّ امر و معرّفی خلیفه و جانشین بعد از تو مربوط به تو نیست بلكه این كار خودِ من است و من علی (علیه السلام) را به ولایت و خلافت بعد از تو انتخاب كرده‌ام تو در این میان تنها جنبه‌ی رسالت و وظیفه‌ی ابلاغ پیام من به مردم داری كه:

)یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ...(؛

آنچه را كه من درباره‌ی ولایت علی به تو گفته‌ام به مردم برسان .

)وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏(؛

و اگر نرسانی اصلاً به وظیفه ی رسالت خود در پیشگاه خدا عمل نكرده‌ای و رسول خدا محسوب نمی‌ شوی.

 از این بیان معلوم می‌ شود كه قبلاً این دستور به پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…داده شده است ولی آن حضرت در ابلاغ آن تأخیر داشته از آن جهت كه مبادا از ناحیه‌ی منافقین متّهم شود به این‌كه خودش حكومت كرده حالا كه می‌خواهد برود دامادش را بر گردن ما سوار می ‌كند تا این كه این آیه نازل شد و رسول‌اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)…از جانب خداوند حكیم مورد تهدید قرار گرفت كه:

)وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏(؛

اگر این كار را نكنی و ابلاغ ولایت علی(علیه السلام)ننمایی رسالتت دوام و بقایی نخواهد داشت.

تو كارِ خود را بكن و علی(علیه السلام) را از جانب من برای خلافت و جانشینی خودت معرّفی بنما.

)وَ اللهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏(؛[2]

مطمئن باش كه خدا تو را از شرّ تهمت مردم مصون و محفوظت نگه می‌دارد.

اشاره‌ای به ماجرای غدیرخم

از این ‌رو رسول‌اكرم…(صلی الله علیه و آله و سلم) روز هجدهم ذیحجّه هنگام مراجعت از حجّة‌الوداع در میان بیابان و كنار غدیرخم دستور توقّف به حجّاج داد. منادی به امر آن حضرت ندا درداد: آنان كه جلو رفته‌اند برگردند و آنان كه عقب مانده‌اند ملحق شوند تا چندین هزار جمعیّت كه از اطراف و اكناف كشور اسلامی آن روز برای حجّ آمده بودند در یك جا جمع بشوند و پیام خدا را از زبان پیامبر خدا بشنوند و به اوطان خود كه برگشتند آن پیام را به دیگر مسلمانان برسانند. چون آن روز تنها رسانه‌ی عمومی خودِ افراد مردم بودند كه میان بیابان زیر آفتاب سوزان روی ریگ‌ های داغ اجتماع كردند در حالتی كه هر یك عبای خود را زیر پای خود می ‌انداخت تا روی آن بنشیند و از داغی زمین نسوزد و با روی هم گذاشتن چند پالان شتر شبیه منبری درست كردند و پیغمبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)…روی آن ایستاد و به سخنرانی پرداخت و پس از حمد و ثنای خدا، ضمن خطابه‌ی مفصّلی فرمود: این مطلبی كه می ‌خواهم امروز برای شما بگویم مطلبی است كه قبلاً از جانب خدا مأمور به ابلاغ آن بودم ولی به خاطر بودنِ منافقین زیاد در میان شما آن را به تأخیر انداختم اكنون با نزول آیه‌ی تهدید‌آمیز كه :

)یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏(؛

مؤكّداً مأمور به تبلیغ آن شده‌ام در این حال، دست علی (علیه السلام) را كه یك پلّه پایین ‌تر از خودش او را سر پا نگه داشته بود گرفت و بلند كرد و گفت:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاه‏»؛[3]

هر كس كه من را از جانب خدا به مُولَوِیّت خود پذیرفته است بداند كه پس از من این علی مولای او است و اطاعتش واجب است.

 پس از اینكه امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به این كیفیّت از جانب خدا به دست رسول خدا به ولایت و امامت امّت تعیین و معرّفی شد این آیه نازل شد.

(اَلْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن‏)؛

امروز كه علی (علیه السلام) به ولایت و امامت امّت و خلافت رسول خدا معرّفی شد دیگر كافران و دشمنان دین از این كه بتوانند در دین شما مسلمانان رخنه كنند و خللی ایجاد نمایند مأیوس و ناامید گشتند و فهمیدند وقتی علی (علیه السلام) كه در تمام صفات و كمالات در واقع خودِ پیغمبر است جای پیغمبر نشست بدیهی است كه تمام نقشه‌های شیطانی آنها نقش بر آب خواهد شد و لذا خداوند متعال فرمود:

(فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن‏)

بنابراین شما ای امّت اسلامی! دیگر از كفّار راجع به دینتان نترسید بلكه از من بترسید كه اگر شما در انجام وظیفه و تبعیّت از مقام ولایت علی (علیه السلام) كوتاهی كنید من به كیفر این ترك وظیفه شما را از بركات دین و ولایت محرومتان می‌سازم.

بعد در ادامه‌ی آیه فرمود:

(اَلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الإسْلامَ دیناً)؛

امروز كه علی را به ولایت و امامت امّت منصوب نمودم و جای پیغمبر نشاندم دین شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان یك دین به معنای واقعی‌اش برای شما پسندیدم.

مفهوم قرآنی نعمت و نقمت

حالا راجع به جمله‌ی (أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی)توضیحی عرض می‌كنم در این جمله از آیه‌ی شریفه از «دین» تعبیر به «نعمت» شده است هر چه كه آدمی را در مسیر زندگی به مقصود مطلوبش برساند و مشكلات را از سر راهش بردارد «نعمت»است و هر چه كه ایجاد مشكلات در سر راهش بنماید «بلا و نقمت»است. حال از یك طرف می ‌بینیم كه قرآن‌كریم همه‌ی موجودات را برای انسان «نعمت» می ‌داند و می ‌فرماید:

(وَ أَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً)؛[4]

خدا نعمت‌های خود را در ظاهر و باطن بر شما آدمیان فراوان گسترده است.

(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تُحْصُوها)؛[5]

شما اگر بخواهید نعمت‌های خدا را به شماره درآورید نمی‌ توانید احاطه به همه‌ی آنها پیدا كنید.

ولی از طرف دیگر بسیاری از این‌ها را بلا و نقمت می‌ شمارد و می ‌فرماید:

(اِنَّ مِنْ اَزواجِكُم وَ اَولادِكُم عَدُوٌّ لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ)[6]

حقیقت اینكه برخی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند از آنها برحذر باشید.

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ)؛[7]

بدانید كه اموال و اولاد شما وسیله‌ی آزمایش شما هستند و مراقب باشید كه از طریق آنها جهنّمی نشوید.

پس راه جمع بین این دو مطلب از دیدگاه قرآن ‌كریم این است كه بدانیم خداوند حكیم هدف و مقصودی برای خلقت انسان مقرّر فرموده است و لذا هر چه كه آدمی را در رسیدن به آن هدف كمك كند «نعمت» است و هر چه كه او را از نیل به آن هدف بازدارد «نقمت» است و آن هدف از خلقت انسان از دیدگاه قرآن‌‌كریم «عبادة الله» و «لقاء‌الله» است یعنی خدا را عبادت و بندگی كردن و برای لقاء و دیدار خدا در عالم آخرت آماده شدن، چنانكه فرموده است:

(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏)؛[8]

من جنّ و انس را نیافریده‌ام مگر برای اینكه مرا عبادت كنند.

و در آیه‌ی دیگر هم فرموده است:

(یا أَیُّهَا الْإنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلی رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقیه‏)؛[9]

ای انسان! تو بار سفر بسته و با تحمّل رنج و تعب به سوی خدایت داری پیش می‌ روی و سرانجام به لقاء و دیدار او می ‌رسی.

حال آنچه كه عالم انسان را در رسیدن به هدف از خلقتش كه «عبادة‌الله» و «لقاء‌الله» است كمك می‌كند «دین» است كه با دستورات آسمانی‌اش هم راه عبادت خدا را به انسان نشان می‌دهد و هم او را از طریق عبادت به شرف لقاء و دیدار خدا نائل می‌سازد. پس در واقع نعمت بزرگ خدا بر بشر «نعمت دین» است و اگر دین از دست بشر گرفته شود از رسیدن به شرف هدف اصلی از خلقتش كه «لقاء‌الله» است محروم می ‌شود و خلقتش لغو و بی ‌ثمر می‌ گردد. و از طرفی هم می‌ دانیم كه دین در هر زمان دشمنان و مخالفان فراوان داشته و دارد كه علی‌الدّوام می ‌كوشند از راه‌های گوناگون نیروی آن را هم بشكنند و آن را در نظر مردم بی‌اساس جلوه دهند از این‌رو «دین» احتیاج به یك «ولیّ معصوم» منصوب از جانب خدا دارد كه در پناه قدرت آن ولیّ الهی هم محفوظ بماند و هم مورد اجرا قرار گیرد. در زمان پیغمبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)…خودِ آن حضرت آن ولیّ معصوم بود و پس از آن حضرت، امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)منصوب به ولایت شد و «نعمت دین» در پناه «ولایت او» به كمال و تمام رسید و خدا فرمود:

(الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏)؛

امروز روز غدیر با نصب علی(علیه السلام)به ولایت، هم دین شما را كامل كردم و هم نعمت دین را بر شما تمام نمودم.

ولایت ولیّ معصوم(علیه السلام)لازمه‌ی دین

و لذا ما شیعه‌ی امامیّه معتقدیم كه دین مقدّس اسلام باید در پناه ولایت ولیّ معصوم قرار گیرد و آن ولیّ معصوم را هم خداوند حكیم، خودش در این آیه‌ی شریفه معیّن و معرّفی كرده است:

(إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللهَ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏)؛[10]

با كلمه‌ی «انّما»كه دلالت بر انحصار دارد فرموده است منحصراً ولیّ شما در رتبه‌ی اوّل «خدا»است كه تشریع شریعت می‌ كند و در رتبه‌ی دوّم «رسول خدا»است كه دین و شریعت خدا را به شما ابلاغ می‌كند و در درجه‌ی سوّم ولیّ شما همان كسی است كه بر اساس ایمان به خدا و رسولش اقامه‌ی نماز كرده و در حال ركوع نماز ایتاء زكات می ‌نماید. در اینجا اسم او را نبرده بلكه با نشان دادن صفت خاصّی او را معرّفی كرده است و مفسّران شیعه و سنّی در تفسیر این آیه متّفقند كه او جز امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) كسی نبوده است كه در مسجد در حال نماز، سائلی آمده و درخواست كمك كرده و كسی به او چیزی نداده است امام علی(علیه السلام) كه در حال ركوع بوده با اشاره‌ی انگشت به آن سائل فهمانده كه انگشتر را از انگشتش بگیرد و ببرد.

حالا در قرآن آمده كه ولیّ شما بعد از خدا و رسول همان كسی است كه درحال ركوع نماز ایتاء زكات كرده است.

حاصل كلام این شد كه انسان اگر در دامن دین قرار گرفت و با راهنمایی دین همه چیز را در راه رسیدن به هدف از خلقتش كه «لقاء‌الله» است مورد استفاده قرار داد همه چیز برای او «نعمت» خواهد شد و اگر از مسیر دین انحراف پیدا كرد و به راه طغیان بر خدا افتاد و همه چیز را در این راه مورد استفاده قرار داد قهراً همه چیز برای او «بلا و نقمت» می‌شود.

پس دین برای انسان نعمت و نعمت‌آفرین است آنگاه دین هم وقتی نعمت می ‌شود كه در دامن ولایت ولیّ معصوم قرار گیرد و به وسیله‌ی او بیان و اجرا شود وگر نه به دست دیگران كه بیفتد همین دین بلا و نقمتی بزرگ برای بشر می ‌شود.

)وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً(؛[11]

جز زیان و فساد و تباهی چیزی به بار نمی‌آورد.

پس نعمت اصلی و اساسی خدا برای عالم انسان، نعمت ولایت ولیّ معصوم است كه در سایه‌ی ولایت او دین «نعمت» می ‌شود و همه ‌ی وسائل زندگی نیز در دامن دین نعمت می‌شوند. امّا اگر بشر نادان، ولیّ معصوم را كنار زد و دیگران را جای او نشاند دین را از دست داده و با از دست دادن دین از رسیدن به هدف از خلقتش كه «لقاء‌الله» است محروم گشته و همه چیز عالم برای او «بلا و نقمت» شده است. و لذا خداوند حكیم می ‌فرماید:

)أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ*جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرار(؛[12]

آیا ندیدی آن كسانی كه نعمت خدا را تبدیل به كفران نموده‌اند و مردم را به هلاكت‌گاه جهنّم كه جایگاه بدی است جا داده‌اند چه خیانت بزرگی به مردم كرده‌اند.

كفران نعمت به جای شكر نعمت

هنوز جنازه‌ی پیامبر روی زمین بود كه تشكیل سقیفه‌ی بنی‌ساعده دادند و علی(علیه السلام)  ولیّ منصوب از جانب خدا و رسولش را كنار زدند و دیگری را جای او نشاندند.

)بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً(؛

به جای اینكه شكر نعمت خدا كرده و سر در مقابل ولایت علی(علیه السلام) فرود آورند كفران نعمت كرده و سر در مقابل حكومت دیگری فرود آوردند و امّت واحده‌ی اسلامی را به هفتاد و دو فرقه و مذهب مبدّل نمودند.

)أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ *جَهَنَّمَ (؛

مردم را به سمت جهنّم كه محلّ عذاب جاودانه است سوق دادند و در عین حال خود را خدمتگزار امّت اسلام می ‌پندارند!

نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَة.

پس ما خدا رااز صمیم قلب و عمق جان شاكریم كه مغناطیس روح و جان ما را با جاذبه‌ی ولایت علی علیه الصَّلوة و السّلام متناسب ساخته است و هم اكنون خودمان را می ‌بینیم كه مجذوب علی ولیّ خدا هستیم محبّتش را در سُوِیدای قلب خود می‌یابیم از شنیدن نام و سخنانش لذّت می ‌بریم به سوی قبر شریفش شتابان می‌رویم در مجالسی كه برای ذكر فضائل و مناقبش تشكیل می‌ شود با شور و عشق تمام شركت می ‌كنیم.

ولی آن نكته‌ای كه هیچگاه نباید از آن غافل باشیم این است كه لازمه‌ی محبّت به معنای واقعی‌اش این است كه محبّ پیوسته می ‌كوشد كه خود را در تمام حالات و شئون زندگی‌اش به رنگ محبوب خود درآورد و هرگز راضی نمی ‌شود سخنی یا كاری كه سبب آرزدگی دل محبوبش شود از او صادر گردد. حال آیا ما نسبت به محبوب قلبمان علی(علیه السلام) چه وضعی داریم خود را تا چه حدّ در زندگی به رنگ او درآورده‌ایم آیا هیچگاه از ما گفتاری یا كرداری كه ناپسند و گناه و دل‌آزار محبوبمان علی(علیه السلام) باشد صادر نمی ‌شود؟ آری این مطلب باید در همه جا و در همه حال مورد توجّه و تذكّر ما مدّعیان حبّ‌ علی(علیه السلام) باشد و جدّاً از ارتكاب گناه و مخالفت با دستورات دین بپرهیزیم. واجبات و محرمّات دین را طبق دستور رعایت كنیم تا مشمول لطف و عنایت مولا و محبوبمان امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در دنیا و آخرت باشیم ان‌شاء‌الله.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و ارزقنا معرفتهم و محبّتهم و شفاعتهم و وفّقنا لما تحبّ و ترضی واجعل خاتمة امرنا خیراً.

 

 


 


1ـ سوره‌ی مائده، آیه‌ی 67 .
2ـ سوره‌ی مائده،‌آیه‌ی 67 .
3ـ الاحتجاج، جلد1، صفحه‌ی 136.
4ـ سوره ی لقمان،‌ آیه ی 20.
5 ـ سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 34 .
6 ـ سوره‌ی تغابن، آیه‌ی14.
7 ـ سوره‌ی انفال،‌آیه‌ی 28.
8ـ سوره‌ی ذاریات،‌آیه‌ی 56.
9 ـ سوره‌ی انشقاق،‌آیه‌ی 6 .
10ـ سوره‌ی مانده، آیه‌ی 55 .
11ـ سوره‌ی اسراء آیه‌ی 82 .
12 ـ سوره‌ی ابراهیم،‌آیه‌ی 28 و 29.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 303 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) پایگاه شهر
حدیث