وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

 

شیعیان ! مایه ی زینت ما باشید

این چند جمله نورانی را از حضرت امام عسکری (ع) بشنویم که ضمن نامه ای به یکی از اصحابشان مرقوم فرموده اند : حقیقت اینکه وقتی خداوند منّان بر اساس رحمت خود تشریع شریعت کرد و برنامه های سعادت آفرین آسمانی خود را برای شما مقرّر فرمود ، دری به روی شما باز کرد و کلیدی به دست شما داد تا از آن در به راه او وارد شوید و با آن کلید ، درهای معارف احکام الهی را به روی خود بگشایید.آن درِ راه خدا و آن کلید ، گنجینه های معارف و احکام الهی ، ولایت محمّد و آل محمّد است که اگر نبود محمّد (ص) و اوصیاء از فرزندان او (علیهم السلام) شماها همچون بهائم متحیّر و سرگردان بودید که هیچ برنامه ای از برنامه های آسمانی خدا را نمی شناختید و آیا نه مگر به هر شهری از دروازه ی آن باید داخل شد. بحارالانوار جلد 75 صفحه 374

در روایت دیگری که باز از آن حضرت نقل شده است خطاب به شیعیانش فرموده است : شما را سفارش می کنم به تقوای خدا و پرهیزکاری در فضای دینتان و کوشا بودن در اطاعت فرمان خدا و راستگویی و امانتداری چه آنکه وقتی یک فرد از شما طایفه ی شیعه در روش دینی خود پرهیزکاری و راستگویی و امانتداری و خوش خلقی با مردم از خود نشان داد می گویند : این شیعی است و تربیت شده ی در مکتب اهل بیت است و من خوشحال می شوم.خدا را در نظر بگیرید و مایه ی زینت ما باشید و مایه ی ننگ و عار ما نباشید.آری ما اهل همه ی خوبی ها هستیم امّا هیچ بدی از ما نشأت نمی گیرد.بحارالانوار جلد 75 صفحه ی 372

 

 

 

ماهنامه احادیث { وِیژه نامه ولادت حضرت امام حسن عسکری (ع) }

ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسکری (ع) در مدینه طیبه در سنه 232 هجری قمری در ماه ربیع الثانی بوده و در تعیین روز آن اختلاف است ، علامه مجلسی (ره) فرموده است : مشهورتر آن است که روز ولادت آن حضرت روز جمعه هشتم ماه ربیع الثانی بوده.اسم شریف آن حضرت حسن و کنیه اش ابو محمد و مشهورتر القابش زکی و عسکری است و به آن حضرت و همچنین به پدر و جدش (علیهم السلام) ابن الرضا می گفتند.        منتهی الآمال { حاج شیخ عباس قمی (ره) } صفحه 1016 زندگانی حضرت امام حسن عسکری (ع)

حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود : هركس در پنهانى برادر خود را پند دهد او را آراسته و هر كه آشكارا به او اندرز گوید از او عیب جوئى  كرده. مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، جلد 1 صفحه 320

امام حسن عسكری (ع) : نفوذ شرك در ضمیر مردم ، پنهان‌تر از آن است كه مورچه سیاهی در شب تیره و تاریكی روی گلیم سیاهی راه برود. (وقتی بشر در آن شرایط تاریك و سیاه از راه‌ رفتن مور آگاه نشود ، قطعاً از شرك ، كه پنهان ‌تر از آن است ، آگاه نخواهد شد.) الحدیث جلد 2 صفحه 171

امام حسن عسکری (ع) : شیعیان ما در یک اندوه دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر اکرم (ص) نوید ظهورش را داده ظاهر شود. کتاب وسائل الشیعه جلد 2 صفحه 908

احادیث حضرت امام حسن عسکری (ع)

ابوهاشم جعفری گوید : خدمت حضرت عسکری (ع) رفتم و می خواستم از آن حضرت نقره بگیرم و انگشتری بسازم و برای تبرک در دست کنم ، ولی نشستم و فراموش کردم ، چون با حضرت خداحافظی نموده و برخاستم ، حضرت انگشتری به من داد و فرمود : نقره می خواستی ما انگشتر به تو دادیم ، نگین آن با خرج ساختنش را استفاده کردی ، خدا برای تو گوارا سازد ای ابوهاشم ، من از این موضوع تعجب کردم و گفتم ای آقای من توئی ولی خدا و پیشوای من ، آنچنان پیشوائی که به فضل و اطاعت وی به دین خداوند متمسکم ، حضرت فرمود خدا تو را بیامرزد ای ابوهاشم.   ترجمه انوارالبهیه صفحه 334 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) } 

فضائل و مناقب حضرت امام حسن عسکری (ع)

اطمینان به امامت امام حسن عسكری(ع)

حضرت امام حسن عسكری (ع)از طرف حكومت عبّاسی در سامرّاء تحت نظر بودند.هر چند روز یك بار آن حضرت را به دربار احضار می ‌كردند.از یكی از دوستدارانشان نقل شده است : آن روز معیّنی كه می‌ خواستند سوار شوند؛ ما شیعیان سر راهشان رفته و منتظر ایستاده بودیم تا اماممان را از نزدیك زیارت كنیم.وقتی امام (ع) از در منزل خارج شدند، سوار بر مركب بودند.قبلاً نامه‌ای از طرف امام(ع)به یكی از افراد ما ـ كه مورد اعتمادمان هم بود ـ رسیده بود با این دستور كه امروز كسی بر من سلام نكند و با من حرفی نزند؛حتّی از دور هم كسی مرا با انگشت نشان ندهد،جاسوس‌ ها در اطراف پراكنده‌اند و شناسایی می ‌كنند و برای شما گرفتاری درست می‌ شود.راوی گفته است: كنار من جوانی ایستاده بود. دیدم وقتی از مضمون نامه آگاه شد، خیلی پریشان‌ حال گردید.گفتم: چرا این قدر ناراحت شدی؟ گفت: من از مدینه آمده‌ام؛ با زحمات زیاد این راه را طیّ كرده‌ ام تا به اینجا رسیده‌ام.آنجا امامت امام حسن عسكری(ع)مورد اختلاف بود.بعضی قائل و بعضی منكر بودند.من خواستم اینجا بیایم و امامم را بشناسم چون رسول خدا…فرموده است:

(مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَهًْْ جاهِلیَّهًْْ)؛

«هر كس امام زمانش را نشناخته بمیرد، به مرگ زمان كفر و نفاق مرده است».

آمدم آقا را از نزدیك ببینم و سؤالاتی كنم و اطمینان به امامتش پیدا كنم و حال می ‌بینم كه كسی حقّ ندارد به ایشان سلام كند و با ایشان حرف بزند؛ از این جهت سخت دگرگون شدم.در همین حال امام سوار بر مركب به محاذات ما رسیدند و توقّف اندكی كردند و نگاهی به چهره‌ی جوان انداختند و تبسّمی كرده و فرمودند :

(أغِفاریٌّ اَنتَ)؛

«تو غفاری هستی»؟

او گفت:بله!

امام(ع)فرمود:

(ما فَعَلَتْ اُمُّكَ حَمْدَوِیَّهْْ)؛

«مادرت حمدویّه چه می ‌كند»؟

جوان عرض كرد: خوب است!

امام(ع)از مقابل ما رد شد.دیدم آن جوان بسیار خوشحال شد.گفتم: تو آقا را تا به حال دیده بودی؟ گفت:نه،به خدا قسم این اوّلین بار است كه زیارتشان كردم و با همین سؤال مشكلم را حلّ كرد و ایمان به امامتش پیدا كردم زیرا نه كسی خبر داشت كه من از نسل "ابوذر غفاری" هستم و نه كسی از نام اصلی مادرم آگاه بود و با همین دو سؤال از من، دگرگونم ساخت و مؤمنم گردانید.بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ی269

 

استبصار یحیی به امامت امام حسن عسكری(ع)

شخص دیگری به نام یحیی گفته است : من با پسر عمویم درباره‌ی امامت گفتگویی داشتیم. او معتقد به امامت بود و من منكر!از این رو آمدم به سامرّاء. در همان روزی كه امام(ع)برای رفتن به دربار عبّاسی حركت می ‌كرد، من هم در میان جمعیّت ایستاده بودم.پیش خودم فكر كردم اگر مقابل من رسید و دست به عمّامه‌اش برد و آن را از سرش برداشت و به من نگاه كرد و دوباره بر سرش گذاشت، می ‌فهمم كه امام است.همین كه این فكر از ذهنم گذشت دیدم حضرت رسید مقابل من و توقّفی كرد و دست برد و عمّامه‌ اش را از سرش برداشت و نگاهی به چهره‌ی من انداخت و عمّامه را سرش گذاشت و فرمود:

(یا یَحْیَی ما فَعَلَ ابْنُ عَمِّكْ الَّذِی كُنْتَ تُنازِعُهُ فِی الاِمامَهِْْ)؛

«ای یحیی!پسر عمویت كه در امر امامت با هم نزاع داشتید، چه می ‌كند»؟

گفتم: خوب است!

فرمود: با او نزاع نكن.این را فرمود و از مقابلم گذشت.من فهمیدم كه امامت و ولایت، از آنِ ایشان است و مستبصر شدم.بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ی270

 

مواعظی از حضرت امام حسن عسكری(ع)

حال، چند جمله به عنوان موعظه از امام حسن عسكری(ع) نقل می ‌شود.

با ورع‌ ترین مردم

(اَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَة)؛

«با وَرَع ‌ترین مردم كسی است كه وقتی كنار كاری شبهه ‌ناك رسید، توقّف كند».

كاری كه حرام بودنش مسلّم نیست امّا احتمال حرام بودن دارد و شبهه‌ ناك است، انسان با ورع از آن نیز اجتناب می ‌كند.

عابدترین مردم

(اَعْبَدُ النّاسِ مَنْ اَقامَ عَلَی الْفَرائِضِ)؛

«عابدترین مردم كسی است كه فرایض[واجبات]را انجام دهد و آنها را ترك نكند».

فرایض و واجبات هم منحصر به نماز و روزه و حجّ نیست. در زندگی خانوادگی، رعایت حقوق مرد و زن نسبت به یكدیگر از فرایض است و ترك آن،گناه و موجب عقاب است.اولاد و والدین حقوق متقابل دارند. در روابط اجتماعی، همه‌ی افراد دارای حقوق متقابل هستند و رعایت آن از فرایض است و رمز عبادت خداست.

زاهدترین مردم

(اَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ)؛

«زاهدترین مردم كسی است كه مرتكب كار حرام نشود».

زاهد آن نیست كه غذای خوب نخورد و لباس خوب نپوشد و در مسكن خوب ننشیند،بلكه زاهد از نظر امام عسكری(ع) كسی است كه از حرام كاری و حرام ‌خواری بپرهیزد و طبیعی است كسی كه در پرهیز از حرام دقّت تمام داشته باشد، در زندگی، آلوده به تجمّل و زیاده ‌روی در خوراك و پوشاك و مسكن نیز نخواهد شد. بی‌اعتنایی به محرّمات است كه زندگی پرتجمّل به بار می‌آورد.

محكم‌ ترین مردم

(اَشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ)؛

«محكم ‌ترین مردم از نظر تلاش و كوشش دینی كسی است كه از [مطلقِ] گناهان [از هر قبیل كه هست] بپرهیزد».

در تمام افكار و اخلاق و اعمالش مراقب باشد كه از مسیر دستورهای دین انحراف پیدا نكند.

نقص عمر

(اِنَّكُمْ فِی آجالٍ مَنْقُوصَةٍ)؛

بدانید كه آن به آن از عمرتان كاسته می ‌شود و رو به مرگ و عالم برزخ در حركتید.روزی كه از مادر متولّد شدیم، مثلاً هفتاد سال با مرگ فاصله داشتیم؛ اینك كه هفتاد ساله شده‌ایم، شاید چند روزی یا چند ساعتی بیشتر با مرگ فاصله نداشته باشیم.

(وَ اَیّامٍ مَعْدُودَة)؛

روزهایی شماره ‌دار و زودگذر را داریم می ‌گذرانیم.

(وَ الْمَوتُ یَأْتِی بَغْتَة)؛

مرگ هم ناگهان فرا می ‌رسد و انسان در یك لحظه خود را می‌ یابد كه از دنیا جدا شده و در شكم عالم برزخ افتاده است.آنجاست كه هر كه هر چه كاشته است، همان را درو می ‌كند.اینك خوب بنگریم كه هم اكنون داریم چه كشت می ‌كنیم.

(لا تُجْزَوْنَ اِلاّ ما كُنْتُم تَعْمَلوُن)؛

«جز آنچه هم اكنون دارید انجام می‌ دهید،[آنجا چیزی به عنوان] كیفر و پاداش نخواهید داشت».برگرفته از کتاب شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 بهمن 1393 :: نویسنده : محب اهل بیت (ع)

عبد العظیم بن عبد اللَّه بن على بن حسن بن زید بن حسن علیه السلام گوید خدمت امام نهم‏ محمد بن على بن موسى علیه السلام رسیدم و می خواستم از او بپرسم كه قائم خاندان ما كه مهدى است او است یا دیگرى؛ او آغاز سخن كرد و فرمود اى ابو القاسم براستى قائم ما كه او است مهدى آنست كه باید در حال غیبتش انتظار او را بكشند و در ظهورش فرمان او را برند و او سومین فرزند منست سوگند به آن خدائى كه محمد (ص) را به نبوت برانگیخت و ما را به امامت مخصوص كرد هر آینه اگر نماند از دنیا جز یك روز خدا آن روز را طولانى كند تا در آن ظهور كند و زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از جور و ستم شده است و بدرستى كه خداى تبارك و تعالى هر آینه كار او را در ظرف یك شب اصلاح كند چنانچه كار كلیم خود موسى را اصلاح كرد آنگاه كه رفت آتشى برگیرد و برگشت با مقام رسالت و نبوت سپس فرمود بهترین كارهاى شیعیان ما انتظار فرج است.  كمال الدین و تمام النعمة {شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) } / ترجمه كمره‏ اى، ج‏2، ص: 49





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارم ربیع الثانی ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

 

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به عنوان یكی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السلام) نقل نموده است.
در این مقال به ذكر برخی از احادیث مذكور می پردازیم .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با چند واسطه از قول اسباط گوید: در خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام بودم . مردی از وی درباره آیه شریفه ( ان فی ذالك لایات للمتوسمین ..و انها لسبیل مقیم ) سوال می كرد ، راوی گفت: حضرت بدو فرمودند : مقصود از متوسمین ما هستیم و سبیل مقیم نیز راهی است كه ما آن را بپا داشته ایم ، یعنی باید از طریق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند .

 حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از امام رضا علیه السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهای خود از برای شیطان راهی باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئی در گفتار و ادائ امانت و این عمل آنها موجب نزدیکی به من می شود.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام از حضرت جواد علیه السّلام ، ایشان از پدرش و او از جدش روایت کرده که فرمود : از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود:سرپیچی از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند ( عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود: به حضرت جواد علیه السّلام عرض کردم ، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما ، حضرت فرمود ، پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود: شما هرگز نمی توانید مردم را بوسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجه سازید ، بلکه آنان را بوسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید. گوید عرض نمودم بیشتر بیان نمائید ، فرمودند : بد توشه ای است برای روز قیامت دشمنی کردن با بندگان خدا....

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود ، از حضرت ابوالحسن هادی علیه السّلام شنیدم می فرمود : مقصود از( رجیم ) از رحمت و آمرزش دور شدن ، و از درگاه خداوند رانده شدن میباشد ( و او شیطان است) و هیچ مومنی اورا به یاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از حضرت امام جواد علیه السّلام  واواز پدرانش علیهم السّلام  وآنها از حضرت امام سجّاد علیه السّلام  روایت فرمودند که : روزی سلمان فارسی ، ابوذر غفاری را به خانه خود میهمان کرد و از میان انبان ( کیسه ) ، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید وقدری آب برآن پاشید. ابوذرگفت : چقدر خوب می شد که همراهِ نان ، قدری نمک هم بود !سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد وآن را در مقابل ابوذر گذارد ، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت : خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده : سلمان گفت : « اگر قناعت در کار بود ، ظرف آب به گِرو نمی رفت » .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلاممی فرماید:روزی به خدمت حضرت امام محمد تقیعلیه السّلام رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود :ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد ، اگر چه دیداری کوتاه باشد .

روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو :
* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند .
* درگفتار خویش ، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.
* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند .
* به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است .
* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.
* به ایشان بگو : همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است ، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک »

روزی حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از حضرت امام هادی علیه السّلام شنید که فرمود : همانا پروردگار ، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او برحضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیتش علیهم السّلام بسیار صلوات می فرستاد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام می فرماید : روزی درمحضر مبارک امام جواد علیه السّلام بودم . عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السّلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : پدرم علیه السّلام از جدّم علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام و آنان از حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام روایت کرده اند که فرمود :
*هر کس خود را بی نیاز بداند ( در امور مهم بدون مشورت عمل کند ) خود را درخطر افکنده است.
*هر کس در دام خودبینی افتاد ، نابود خواهد شد.
*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السّلام فرمود :ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست .

حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود :مردم تو را گول نزنند ، زیرا که مسئولّیت کارهای تو ، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد ، ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران ، روزهای زندگی را به چون و چرا به هدرمده ، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند . اگر عمل نیکی را انجام دادی ، گرچه کوچک باشد ، حقیر مشمار ، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد ، و اگر کار بدی انجام دادی ، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید در هنگامی که تورا بدحال سازد ، و نیکی کن ، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان ر ا از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد علیه السّلام عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلاماز قول پدر وجّد و از وجود مقدّس حضرت امیر المومنین علیهم السّلام روایت فرمود که :
المرء مخبوءٌ تحت لسانه.
دانش و شخصیت هر کس در زیر زبانش مخفی است .
ما هلک امرء عرف قدره.
هر کس قدر خود را بشناسد ، هلاک نمی شود .
التّدبیر قبل العمل یومنک من النّدم
تدبیر و اندیشیدن پیش از انجام هر کار ، تو را از پشیمانی نگه می دارد .

از عبدالعظیم حسنی رضی الله عنه روایت شده که حضرت رضا (ع) فرمود : ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو راهی برای شیطان در خود باز نگذارند و او را به خود راه ندهند و به دوستان من امر کن که در سخن راستگو باشند و اداء امانت کنند و سکوت نمایند و جدال بی مورد و بی جهت را ترک گویند و به یکدیگر رو آورند و به دیدار یکدیگر بروند زیرا این کار وسیله تقرب و نزدیک شدن به من است و خود را به طعن زدن بر یکدیگر و تولید اختلاف مشغول نکنند ، زیرا من سوگند یاد کرده و بر خود لازم نموده ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمناک سازد از خدا بخواهم او را در دنیا به سخت ترین عذابها معذب گرداند و در آخرت از زیانکاران باشد.  انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 238

عرض دین حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام )

از جمله شخصیت‌های بزرگی که دین خود را بر امام زمان خود عرض نمود، ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن السبط الاکبر الامام ابی محمد الحسن المجتبی -علیه ‌الصلاة و السلام- است.
این بزرگوار یکی از اعاظم ذریه‌ی رسول و فرزندان مرتضی و بتول - صلوات الله علیهم اجمعین - و از شخصیت ها و معاریف علمای اهل بیت و بزرگان صحابه‌ی حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسلام و محارم اسرار ائمه علیهم‌ السلام است و علی الظاهر چون با حضرت رضا علیه‌السلام در سلسله‌ی نسب به حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در یک طبقه بوده است- چنان که برخی از علما رجال فرموده اند- از اصحاب آن حضرت نیز بوده است. و اگر چه برحسب روایتی که خواهیم آورد، عصر امامت امام عسکری علیه‌السلام را درک نکرده است، ولی احتمال اینکه درک خدمت آن حضرت را کرده باشد قوی است و اما روایتی که دلالت دارد بر فضل زیارت حضرت عبدالعظیم و وفات او در عصر امامت امام هادی علیه‌السلام روایتی است که صدوق در ثواب الاعمال از شخصی که خدمت حضرت هادی علیه‌السلام شرفیاب شد. امام علیه‌السلام از او پرسید:
«أَینَ کُنْتَ؟»
کجا بودی؟
جواب داد:
«زُرْتُ الحسینَ علیه‌السلام»
حسین علیه‌ السلام را زیارت کرده ام (یعنی به زیارت او بودم).
حضرت هادی علیه‌السلام فرمود:
«أَمّاإِنَّکَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِالْعَظیمِ عِنْدَکُمْ لَکُنْتَ کَمَنْ زارَ الْحُسَین بنَ عَلی علیه‌السلام»[ثواب الاعمال، ص 99، کامل الزیارات، باب 107، 537]
آگاه باش! اگر قبر عبدالعظیم را زیارت کرده بودی، که نزد شما است، هر آینه مثل کسی بودی که حسین بن علی علیه‌السلام را زیارت کرده باشد.

از جمله روایاتی که بر فضل و علم این شریف بزرگوار دلالت دارد، روایتی
است منقول از حضرت هادی علیه‌السلام که به یکی از شیعیان ری می فرماید:
«إِذا أَشْکَلَ عَلَیکَ شَی‌ءٌ مِنْ أَمْرِ دِینِکَ بِناحِیتِکَ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظیمِ بْنِ عبدِاللّهِ الحَسَنی و اقْرَأْهُ مِنّی السَّلامَ»[مستدرک الوسائل، کتاب صفات القاضی ...- باب حکم التوقف و الاحتیاط فی القضاء و الفتوی و العمل 17/ 321 ح 32 ش 21470]
هرگاه چیزی از امر دین تو بر تو مشکل شد، در ناحیه‌ی خودت در مورد آن از عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی سؤال کن و از من به او سلام برسان.
از اینکه چنین شخصیتی در مقام عرض دین خود برآمده است، اهمیت تصحیح عقاید، اعم از آنچه واجب الاعتقاد یا فراتر و بیشتر از آن است، معلوم می شود.
امور واجب الاعتقاد اموری است که برحسب ارشادات کتاب و سنت، همه باید به آنها به مفهوم و تعریفی که از کتاب و سنّت برای آنها شده، معتقد باشند تا اطلاق مسلم و مؤمن بر آنها صحیح باشد.
و آنچه فراتر و گسترده تر از این امور است که عدم التفات و عدم اعتقاد به آنها مضر به اسلام و ایمان نیست، اعتقاد به آنها به عنوان یک امر دینی و مربوط به دین نیز باید با دلیل معتبر از کتاب و سنت اخذ شده باشد؛ چنان که عدم اعتقاد به آنها با وجود دلیل کافی از کتاب و سنت و التفات به آن دلیل، عدم ایمان به نبوت است.

بنابراین هر کسی باید مطابق بودن عقاید خود با کتاب و سنت را احراز
نماید، به این ترتیب که :
اولًا: آنچه که به حکم شرع، اعتقاد سلبی یا ایجابی به آن واجب است را بشناسد.
ثانیاً: مطابق بودن عقاید خود با آن را احراز کند.
ثالثاً: در مسائل دیگر که به معنایی که گفته شد اعتقاد به آنها واجب نیست نیز اعتقاد خود را بر کتاب و سنت عرضه نماید.
رابعاً: کتاب و سنت را بر عقاید خود، بدون قرینه‌ی عقلیه یا شرعیه که برای عرف روشن باشد و نزد همه قرینیت داشته باشد، حمل ننماید.
اگر کسی بخواهد در معرض خطر ضلالت و گمراهی قرار نگیرد، باید با این برنامه، به خداپسند بودن عقاید خود اطمینان کامل حاصل نماید و ماوراء این دو منبع؛ یعنی کتاب و سنت، راهی برای تضمین از وقوع در خطر ضلالت و بدعت وجود ندارد.
در موقفی که بزرگواری مثل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه ‌السلام با آن همه علم و آگاهی از کتاب، سنت و تألیف کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه‌السلام و با عقایدی که صد درصد و به یقین جزمی و قطعی به آنها معتقد بوده است، باز لازم می داند که این عقاید را حضور مبارک امام عرضه بدارد تا از امام علیه ‌السلام تصدیق و امضای صحت آنها را دریافت نماید، دیگران و به خصوص امثال این حقیر به طریق اولی باید به عرض دین خود مبادرت کنند و برای اطمینان بیشتر و نه فقط به یک نفر بلکه به اشخاص متعدد از رجال عالم به قرآن، حدیث و معارف اهل بیت علیهم‌ السلام و آنهایی که علمشان را از آن بزرگواران گرفته‌اند، عرضه بدارند.
در این میدان باید با کمال تواضع و فروتنی کالای عقیدتی خود را به عرض خبرگان مورد اعتقاد و عالم به صحیح و ناصحیح و کامل و ناقص آن برسانیم.

درس‌های اخلاقی از عرض دین حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام

نکته‌ی ادبی و اخلاقی که باید از حکایت عرض دین این سید شریف جلیل حسنی آموخت، پرهیز از غرور به علم و مقام علمی است، مبادا که انسان به علم خود و به چند کلمه اصطلاح مغرور شود. غرور یکی از آفات بزرگ درخت انسانیت و موانع رشد، ترقّی و نیل به کمالات است، اما در میان انواع آن، غرور به علم و غرور به عقل و فهم از همه خطرناک تر است.
از این رو بزرگان و پرورش یافتگان مکتب وحی و مدرسه‌ی تربیت اهل بیت علیهم‌السلام و افراد ساخته شده و به انسانیت رسیده، هر چه علم و درکشان بیشتر می شود، خضوع علمی، شکستگی نفسانی و تواضعشان در برابر بزرگان و اساتید زیادتر می گردد، و در ابدای نظر پیرامون مسائل، حدّت و تندی ندارند، و به اصطلاح فقها، تسرع در فتوا نمی نمایند. اینان می فهمند که رفع هر جهلی موجب التفات به جهل ها و مجهولات بیشتر و دریافت پاسخ به هر پرسشی برایشان منبع پرسش ها و سؤالات زیادتر است.
بنابراین اگر از یک شخص کم اطلاع، در مورد شناخت انسان، حیوان، درخت، خورشید، ماه یا حقیقت حیات و چیزهای دیگر پرسیده شود، بی تأمل ادعای شناخت می نماید، امّا اگر از یک عالم یا دانشمندی که عمرش را در رشته های مختلف علوم صرف کرده باشد بپرسند: آیا بالاخره این اشیا و این مظاهر قدرت باری تعالی و خودش یا همه کوشش هایش را شناخته است، جواب خواهد داد: متأسفانه هنوز این اشیا ناشناخته مانده اند، و همین درک، دلیل اوج شناخت و بینش وسیع او است؛ شناختی که آن شخصِ اول، از آن محروم است و برای اینکه این شناخت را دارد کمال است.
حضرت عبدالعظیم با وجود بهره‌مندی از چنین درک و شناختی، متواضعانه در برابر امام زمان خود زانو بر زمین نهاده و دینش را عرضه می دارد.

نکته‌ی دیگر

ادب و صفت ممتاز و ارزشمند دیگری که در جریان این عرض دین از حضرت عبدالعظیم ظاهر می شود، تسلیم بی چون و چرای آن شخصیت والا در مقابل مقام ولایت و حجت خداست که باید از آن درس آموخت و در مقام پذیرش حق و اعتراف به حق دیگران بدون هیچ سربزرگی و نخوتی باید حق گزاری کرد که شعبه ای از «انصاف الناس من نفسک»[وسائل الشیعه، کتاب الجهاد- باب وجوب اجتناب المحارم- ح 20437/ 11- 15/ 255] است و یکی از سه عملی است که در بین اعمال جلیله و فضایل ممتازه سخت ترین اعمال می‌ باشد؛ یعنی هر کسی مرد عرض اندام در میدان این مسابقه نیست و کُمِیت بیشتر افراد در آن لنگ و ناتوان است.
حضرت عبدالعظیم در سلسله‌ی نسب و انتساب به امامین همامین حسنین علیهما السلام به دو واسطه از امام علی نقی علیه‌السلام نزدیک ‌تر است؛ زیرا حضرت امام علی نقی علیه ‌السلام در نسب به شش واسطه به حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام می رسد و در عمود نسب، هفتمین فرزند حضرت و هشتمین فرزند حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام محسوب می شود. اما نسب حضرت عبدالعظیم به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام می رسد که در عمود و نسب پنجمین فرزند حضرت مجتبی علیه‌السلام و ششمین فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام است. با این وجود این سید عظیم الشأن جلیل القدر در برابر حجت خدا و صاحب ولایت امر چنین متواضعانه رفتار می نماید که همین ادب و حفظ احترام امام و عرض دین از شخصی مثل او به حضرت هادی علیه‌السلام دلیل باهر و روشنی بر کمال معرفت، جلالت قدر و عقیده‌ی محکم او به ولایت و امامت آن حضرت می ‌باشد که اگر چه در سلسله‌ی شرف نسب به پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم از امام هادی علیه‌السلام نزدیک تر است، اما با معرفتی که دارد می داند در برابر مقام ولایت و امامت و حجت خدا هر که باشد و هر چه داشته باشد محو است، و ایمان به ولایت اقتضا دارد که تا آنجا که در توان دارد شرط ادب و اطاعت از ولی خدا را رعایت نموده و عرض وجودی نکند و زبان حالش این باشد:
                          ((با وجودت ز من آواز نیاید که منم ))

از حضرت علی بن جعفر علیه ‌السلام نیز که از مشاهیر بزرگان، اعاظم علما، محدثین اهل بیت و صاحب تألیفات و آثار مهم است، نیز نظیر همین ادب، تواضع و تسلیم نسبت به حضرت ابوجعفر امام محمد تقی علیه‌السلام روایت شده است؛ با اینکه علی بن جعفر عموی بزرگ آن حضرت؛ یعنی عموی پدر امام محمد تقی علیه‌السلام بود و نسبش به سه واسطه به امام حسین علیه‌السلام می رسید و نسب امام جواد علیه‌السلام به پنج واسطه به حضرت امام حسین علیه‌السلام می رسد و ایشان سالمَند ولی حضرت جواد علیه‌السلام نوسال و نوجوان بودند، با این وجود بدان طریق، صاحب مقام ولایت، امام جواد علیه‌السلام را تعظیم نموده و دست ایشان را می بوسید.

برگرفته از کتاب شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) از تالیفات مرجع گرانقدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

برای خواندن متن کامل کتاب شرح حدیث عرض دین اینجا و برای دانلود نسخه pdf کتاب مذکور اینجا را کلیک فرمایید.


1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته : ابوحماد رازی گوید : خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم ، هنگامیکه اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود : هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبدالعظیم حسنی بپرس ، و سلام مرا هم به او برسان .

2- در امالی « صدوق» در ضمن حدیث « عرض دین» آمده وقتیکه حضرت عبدالعظیم خدمت امام هادی علیه السّلام مشرّف شد و عقائد خود را اظهار نمود ، امام فرمود : تو از دوستان حقیقی ما هستی .

3- ابونصر بخاری ضمن حالات فرزندان امام مجتبی علیه السّلام از ابوعلی محمّد بن همام از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام روایت کرده که در نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی صحبت بمیان آمد ، فرمود : اگر عبدالعظیم نبود میگفتیم علی بن حسن بن زیدبن حسن فرزندی از خود باقی نگذاشته .

4- ابن قولویه در کامل الزّیارات (باب 107 صفحه 324 )از علیّ ابن حسین ابن موسی بن بابویه و او از محمّد ابن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده یکی از اهالی ری گفت بر حضرت ابوالحسن العسکری امام هادی علیه السّلام وارد شدم آن جناب از من پرسید کجا بودی؟ عرض کردم به زیارت سیّد الشهدا علیه السّلام رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی علیه السّلام را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آنست که حضرت حسین ابن علی را در کربلا زیارت کرده باشی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بیان خاطره ای از مرحوم انصاری که استاد محسن کافی بدون واسطه....



 بیان خاطره ای از مرحوم انصاری که استاد محسن کافی بدون واسطه ازین عالم وارسته شنیده اند
استاد می فرمودند:
"ما ارادتمان به مرحوم انصاری از باب ارادت بسیار بسیار بسیار زیاد ایشان به خاندان اهل بیت بود
مرحوم انصاری خاطرات زیادی از مرحوم کافی داشتند، ازجمله این که میفرمودند:
زمانی که من در دوران شاه در نائین اصفهان تبعید بودم ، دچار یک پادرد و زانودرد بسیار شدیدی شدم و بدلیل فقر زیاد و حصر شدید ما از طرف حکومت واز طرفی عدم دسترسی به پزشک متخصص در آن منطقه ، مدت ها این درد را تحمل میکردم تا در نهایت از شدت درد زمین گیر شدم ، در همان ایام خبر آمد که آقای کافی میخواهند از آن شهر عبور کنند و پیام دادند که میخواهند به منزل ماهم تشریف بیاورند (استاد محسن کافی می افزودند از سیره  معمول مرحوم کافی این بود که در طول سفرهای تبلیغی به هر شهری میرسیدند به علمای تبعیدی در آن شهر سر میزدند و در حد وسع خود به آنها کمک مالی میکردند تا بتوانند ازین طریق در آن دوران اختناق از علمای دینی حمایت کنند ، لذا علمای بسیار زیادی ازین دیدار ها خاطرات شیرینی دارند )
مرحوم انصاری میفرمودند من بسیار شرمنده بودم و پیام دادم که با این اوضاع پایم نمیتوانم از مرحوم کافی پذیرایی کنم و مقابل ایشان بنشینم 
ایشان فرموده بودند مشکلی نیست و ما خدمت میرسیم
وقتی مرحوم کافی آمدند با زحمت زیادی خدمت ایشان نشستم ، ایشان فرمودند: چه شده آقای شیخ یحیی؟
گفتم مدت هاست به یک پادردی مبتلا شدم و علت آنراهم نمیدانم
مرحوم کافی گفتند اشکالی نداره ،" ما الآن شفای شمارو می گیریم!"
بعد ایشان به یک نوجوانی که همراهشان بود و ما بعدا فهمیدیم حاج محسن طاهری از مداحان مشهور فعلی هستند فرمودند که یک روضه حضرت زهرا بخوان،ایشان شروع به روضه خواندن کرد و من و مرحوم کافی و حاج محسن طاهری شروع به گریه کردیم در اتاق کوچکی که غیر از ما سه نفر نبودیم ، بعد که اشعار حاج محسن تمام شد خود مرحوم کافی شروع کردند به روضه حضرت زهرا خواندن و  سه نفری مفصل گریه کردیم و بعد ایشان اشک چشم خود را به زانوی من مالیدند و فرمودند انشا الله خوب میشود
مرحوم انصاری میفرمودند از همان شب من احساس کردم درد از پای من کاملا رفته و تا الآن که در حدود ۳۰ سال از آن ماجرا میگذرد از آن درد خبری نیست و می افزودند که از آن جلسه به بعد من عنایت خاصی به مرحوم کافی پیدا کردم و در رحلت ایشان بسیار گریه کردم و الآن سفری نیست که به مشهد بروم و برای زیارت، سر قبر آقای کافی نروم "
استاد شیخ محسن کافی میگفتند مرحوم انصاری این خاطره را به عنوان کرامتی از مرحوم شهید کافی نقل میکردند درحالیکه این از محبت خود مرحوم آیت الله انصاری به خاندان اهل بیت و عنایت این خاندان به ایشان بوده است. 
برگرفته از سایت : http://www.kafee.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 283 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث