وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

روایت عنوان بصری یکی از دستور العمل های بسیار مهمّ وجود مقدس امام صادق (ع) است که در بردارنده نکاتی نغز و بدیع در تهذیب نفس است که جهت استفاده تمامی پیروان مکتب نورانی ائمه دین صادر فرموده اند.و بسیاری از عرفا ، علما و بزرگان اخلاق اهتمام خاصی به این روایت شریف داشته اند ، از جمله مرحوم آیت الله العظمی سید میرزا علی قاضی طباطبایی (ره) به ارادتمندان و شاگردان خود دستور می دادند که آن را بنویسند و عمل کنند و کراراً می فرمودند : (( باید آن را در جیب خود داشته باشید و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه کنید )) و شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمی پذیرفتند.

ذیلاً متن و ترجمه این روایت شریف را برای بهره مندی تمامی مشتاقان سلوک الی الله ذکر می کنیم.

مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار { چاپ بیروت ، جلد 1 صفحه 224 ، کتاب العلم ، باب 7 ، آداب طلب العلم و احکامه } می فرماید : می گویم : به خط استادمان ؛ بهاء الدین عاملی شیخ بهاء (ره) روایتی را با این مضمون یافتم :

(( شیخ شمس الدین محمد بن مکی ( شهید اول ) گفت : من از خط شیخ احمد فراهانی (ره) از عنوان بصری ؛ که پیرمردی سال خورده بود و از عمرش نود و چهار سال می گذشت نقل می کنم که او گفت : من سالیانی به نزد مالک بن انس رفت و آمد می کردم ، زمانی که جعفر صادق (ع) به مدینه آمدند به محضر ایشان شرفیاب شدم و دوست داشتم همان طوری که از مالک تحصیل علم کرده بودم از ایشان نیز کسب علم کنم.روزی آن حضرت به من فرمودند : من مردی تحت نظرم { وجود مقدس امام صادق (ع) در دوران امامت شدیداً تحت نظر حکومت وقت بودند خصوصاً زمان منصور دوانیقی که نسبت به حضرت ظلم زیادی روا داشت تا آنجا که محل اقامت آن حضرت را سه بار تغییر داد و لذا رفت و آمد ایشان در مقاطعی به ویژه اواخر عمر در اختیار خودشان نبود.که این امر خود بیانگر خفقان حاکم بر جامعه و ترس بیش از حد حاکمان جائر از ارتباط مردم با امام (ع) است } علاوه بر این در هر ساعت از شبانه روز اذکاری دارم که به آنها مشغول هستم.پس مرا از عبادتم غافل نکن ، و علومت را از سالک و راهنمایت (مالک بن انس) بگیر و مثل گذشته با او رفت و آمد کن.از این ماجرا غمگین شدم و از محضرشان مرخّص شدم . با خودم گفتم : اگر در وجود من آثار خیر و هدایت به چشم حضرت می آمد ، مرا از رفت و آمد و کسب علم از محضرشان منع نمی فرمودند.

بنابراین در مسیر خود داخل مسجد رسول الله (ص) شدم و به آن حضرت سلام دادم و بیرون آمدم.سپس فردای آن روز به روضه مبارکه ( بین قبر و منبر رسول خدا (ص) ) برگشتم و دو رکعت نماز خواندم و عرض کردم : خدا ! ، پروردگارا ! قلب جعفر (ع) را نسبت به من مهربان و متمایل فرما و از علمش مقداری روزی من کن که بوسیله آن به راه راست هدایت شوم.

با همان حالت ناراحتی و اندوه به منزل برگشتم و چون دلم مالامال از محبت جعفر (ع) شده بود با مالک بن انس رفت و آمد نکردم و از خانه ام به جز برای نماز واجب خارج نشدم ، تا این که صبرم تمام شد.(روزی) پس از اقامه نماز عصر سینه ام تنگ شد و طاقتم به سر آمد نعلینم را به پا کرده ، ردایم را پوشیده و قصد دیدار جعفر صادق (ع) نمودم.

وقتی که به درب خانه آن حضرت رسیدم اجازه ورود خواستم.خادمی بیرون آمده و پرسید : چه میخواهی ؟ گفتم : ( آمده ام تا ) به محضر شریف ( امام صادق (ع) ) عرض سلام کنم.

گفت : او در محل نمازشان مشغول عبادت هستند.

مقابل درب خانه حضرت نشسته و کمی درنگ کردم که خادمی از خانه خارج شد و گفت : به برکتی که خدا نصیب تو کرده داخل شو.وارد شده و بر آن حضرت سلام کردم.امام ضمن جواب سلام ، فرمودند : بنشین ، خداوند تو را بیامرزد.پس من نشستم.

حضرت مدتی به حال تفکر ، سرشان را پایین انداختند ، سپس سر بلند کرده و فرمودند : کُنیه شما چیست ؟ گفتم : اباعبدالله.فرمودند : خداوند کُنیه شما را ثابت گردانده و تو را موفق کند.ای ابا عبدالله ، درخواستت چیست ؟ ( حضرت باز سر خود را به زیر انداخت و منتظر جواب من شد ) با خودم گفتم : اگر بهره من از این زیارت و عرض سلام فقط همین دعا باشد خیری بزرگ و زیاد است.باز حضرت سرشان را بلند کرده و فرمودند : چه میخواهی ؟ عرضه داشتم : از خداوند خواستم که قلب شما را نسبت به من مهربان کند و از علم شما روزی ام فرماید.و امید دارم خداوند آنچه را که درباره وجود شریف شما خواسته ام اجابت فرماید.

حضرت فرمودند : ای اباعبدالله ! علم به آموختن نیست ، علم نور است و در قلب کسی قرار می گیرد که خداوند تبارک و تعالی هدایت او را اراده فرموده باشد.بنابراین اگر علم می خواهی ابتدا باید حقیقت عبودّیت ( بندگی ) را در وجود خودت بخواهی و علم را با عمل کردن ، طلب کنی و از خداوند طلب فهم کن تا ( علم را ) به تو بفهماند.عرض کردم : ای شریف . فرمودند : مرا اباعبدالله صدا بزن.گفتم :  ای ابا عبدالله ! حقیقت عبودّیت و بندگی چیست ؟ فرمودند : سه چیز است ؛ 1- اینکه بنده خدا در مورد آنچه که پروردگار به او سپرده است برای خودش ملکیتی نبیند.چرا که بندگان مِلکی ندارند ( مالک حقیقی خداوند تبارک و تعالی است ) و همه اموال را از آن خداوند می بینند.و آن را در جایی قرار می دهد ( مصرف می کند ) که خداوند امر فرموده است.

2-بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نمی کند ( مصلحت و تدبیر واقعی را در دست خداوند می داند).

3-تمام اشتغال او در کاری منحصر شود که خداوند او را به آن امر یا از آن نهی فرموده است.

پس اگر بنده خدا در آنچه که پروردگار به او سپرده است ملکیتی برای خودش نبیند ، در این صورت انفاق کردن برایش در چیزی که خداوند امر فرموده است آسان می شود.و وقتی که تدبیر امورش را به مدبّرش بسپرد ( و اهل توکل شود ) تحمل مصیبت های دنیا برایش آسان می شود. و زمانی که به آنچه خداوند امر و نهی کرده است مشغول باشد دیگر فرصتی برای خودنمایی و فخر فروشی به مردم پیدا نمی کند.

پس وقتی که خداوند بنده را با این سه ( خصلت ) گرامی بفرماید دنیا و ابلیس و مردم در نظرش کوچک خواهند بود.و دیگر دنیا را برای زیاده خواهی و فخر و مباهات به مردم و برای عزّت و جاه طلبی آنچه را که نزد مردم است نمی خواهد و عمرش را به بیهودگی نمی گذراند.

این اولین درجه تقوا است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید : آن سرای آخرت است که برای کسانی که در زمین قصد بلند پروازی ندارند و دنبال فساد نمی گردند ، قرار دادیم و سرانجام نیک ، برای مردم با تقوا است.

عرض کردم : ای اباعبدالله ! به من توصیه ای بفرمایید ، فرمودند : تو را به نُه چیز وصیت می کنم که آنها توصیه من به همه آرزومندان سیر و سلوک الی الله است.

از خداوند موفقیت تو را در عمل به آنها خواستارم.سه مورد آن در ریاضت و تربیت نفس است و سه مورد آن در حلم و بردباری و صبر است و سه امر دیگر آن در علم و دانش است.پس این وصایا را حفظ کن و به خاطر بسپار و مبادا در عمل به آنها سستی کنی.عنوان بصری می گوید : من قلبم را ( برای فراگیری علم حضرت ) آماده کردم.حضرت فرمودند : اما آنچه در ریاضت نفس است : 1- مبادا چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری چون موجب حماقت و نادانی می شود. 2- و تا گرسنه نشدی چیزی نخور 3-زمانی که غذایی خوردی ، با نام خدا و حلال باشد و حدیث رسول خدا (ص) را به یاد داشته باش که فرمودند : آدمی هیچ ظرفی بدتر از شکمش را پُر نکرده است.

پس اگر ناچار شد غذا بخورد ، یک سوم شکمش را برای طعام ، و یک سوم را برای آب و یک سوم را برای تنفس قرار دهد.اما آن سه موردی که در حلم و بردباری است :

1- اگر کسی به تو گفت که اگر یکی بگویی ده تا می شنوی.به او بگو : اگر ده تا بگویی سخنی هم نمی شنوی ( عفت کلام داشته باش و از نزاع بپرهیز )

2- اگر کسی به تو دشنامی داد به او بگو : اگر راست می گویی از خداوند می خواهم مرا ببخشد و اگر دروغ می گویی از خداوند می خواهم تو را ببخشد.

3- و اگر کسی تو را تهدید به دشنام کرد تو او را به خیر خواهی ( نصحیت ) و مراعاتش وعده بده.

 و اما آن سه امر دیگر که در علم و دانش است :

1-آنچه را که نمی دانی از عالمان بپرس و مبادا برای به زحمت انداختن و امتحان کردنشان سئوال کنی.

2-مبادا بر اساس خودرایی دست به کاری بزنی که علم نداری و در تمامی امور تا آنجا که ممکن است مسیر احتیاط را رها نکن.

3-همان گونه که از شیر درنده فرار میکنی از فتوا دادن ( فتوای بدون علم ) بپرهیز و گردن خود را پل عبور مردم نکن.ای اباعبدالله ! برخیز و برو که من برای تو خیر خواهی کردم.و ذکر من را خراب نکن چرا که من مردی هستم که برگذشت عمرم دقت دارم و سلام بر کسی که از هدایت پیروی می کند.  بحارالانوار ، علامه مجلسی ، جلد 1 صفحه 224 الی 226 ؛ الکوکب الدرّی فی شرح حدیث عنوان البصری ، آیت الله حاج سید ابوالفضل نبوی قمی ، بدون تاریخ و محل نشر ؛ منیة المرید ، شهید ثانی ، تصحیح رضا مختاری ، صفحه 148 الی 149





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 تیر 1393 :: نویسنده : محب اهل بیت (ع)

همچنین نقل شده است كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به یكی از اصحاب به نام ابن مسعود می ‌فرمود : برای من قرآن بخوان. ابن مسعود با تعجّب می ‌گفت: یا رسول الله من برای شما قرآن بخوانم؟! قلب مبارك شما مهبط وحی و فرودگاه قرآن است، ما همه از شما قرآن را آموخته‌ایم. می ‌فرمود: آری درست است ولی من دوست دارم قرآن را از زبان دیگری بشنوم. در شنیدن اثری است كه در دانستن نیست. او قرآن می خواند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)گوش می ‌داد و اشك می‌ ریخت و عملاً نشان می ‌داد كه در شنیدن مواعظ از زبان دیگران اثری هست كه در دانستن همان مطالب ، آن اثر نیست.

بنابراین نباید كسی بگوید من همه چیز می ‌دانم و دیگر نیازی به نشستن در پای منابر و مواعظ ندارم. خیر، چنین نیست بلكه شنیدن تلاوت آیات قرآن و شنیدن مواعظ از زبان دیگران از عوامل مؤثّر در زدودن تیرگی از دل‌ها و جلا دادن به آیینه‌ی قلب‌هاست منتهی باید توجّه داشت كه آیینه‌ی قلب از شدّت تراكم گناهان مسخ نشده باشد و از قابلیّت انعكاس نور در خود نیفتاده باشد، چون آیینه تا صاف و خالی از تیرگی است، صورت ما را خوب نشان می ‌دهد. گاهی تیره می ‌شود ولی تیرگی ‌اش سطحی است و با كشیدن یك دستمال تمیز می‌ شود و گاهی تیرگی روی آن متراكم می ‌گردد و با آب و صابون باید شسته شود و گاه احتیاج به چاقوی تیزی پیدا می‌ كنیم كه جرم روی آن را بتراشیم و بعضاً شدّت جرم و تیرگی به جایی می ‌رسد كه مانند یك قطعه سنگ سیاه می ‌شود و چاره‌ای جز این نمی ‌ماند كه باید به دستگاه ذوب برده شود تا ذوبش كنند و شاید از نو شیشه‌اش بسازند.

قلب انسان نیز چنین حالی دارد البتّه منظور ، این قلب گوشتی نیست كه مربوط به كار پزشكان است و آن را جرّاحی می‌ كنند، بلكه منظور از قلب همان روح و جان انسان است كه بر حسب فطرت و سرشت اوّلیه كه خدایش خلق كرده است صاف  و پاك است ، ولی بر اثر برخورد با مظاهر شهوت و غضب از رهگذر چشم و گوش و دست و پا و زبان آلودگی به خود می ‌گیرد و تیره و تاریك می‌ گردد منتهی این تیرگی در ابتدا سطحی است و با یك دستمال استغفار و گفتن «استغفرالله رَبّی و اَتوبُ اِلیه»پاك می ‌شود ولی وقتی این تیرگی بر اثر تكرار گناه و بی ‌پروایی در معصیت و غفلت از خدا تراكم پیدا كرد و هفته ‌ها و ماه‌ها و سال‌ ها گذشت و این آدم غفلت زده یك دستمال استغفار بر آیینه‌ی قلبش نكشید این‌ چنین قلبی احتیاج به یك چاقوی تیز دارد كه این جرم‌ها و تیرگی‌ های متراكم را بتراشد و لذا خدا مقدّر می ‌كند كه بیماری‌ ها و رنج‌ها و مصیبت‌ها و داغ مرگ عزیزان و فقر و تهی ‌دستی و ورشكستگی و...دل این آدم را بسوزاند و فشار به مغزش بیاورد و یا به هنگام مردن دچار سختی جان دادن بشود تا شاید از این آلودگی‌ها پاك شود. این به منزله‌ی همان چاقویی است كه روی آیینه‌ی جرم گرفته شده كشیده می‌شود تا پاكش كند.

در ضمن حدیثی كه از طریق اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده می ‌خوانیم كه خداوند در یكی از كتاب‌های آسمانی پیشین فرموده است:

(اَهْلِ مَعْصِیَتِی لا اؤیسهم مِنْ رَحْمَتِی اِنْ تابُوا فَاِنّا اَحْبیبِهِم وَ اِن مَرَضُوا فَاِنّا طَبیبِهِمْ اَداویهِمْ بِالْمَحَنِّ وَ الْمَصائِبِ لا طَهِّرَهُم مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعایِبِ)؛ بحارالانوار،جلد77،صفحه‌ی42.

من معصیت كاران از بندگانم را از رحمتم مأیوسشان نمی ‌كنم، اگر توبه كنند من دوستدارشان می شوم و اگر مریض شوند من طبیبشان می ‌شوم و آنها را با بلاها و مصیبت‌ها مداواشان می ‌كنم برای اینكه از آلودگی ‌ها پاكشان سازم.      ادامه ........

دانلود جزوه با عنوان " تجلی تقوا در ماه خدا " از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سوره بقره آیه 183{ یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ }{ اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود و این دستور براى آن است كه پاك و پرهیزكار شوید}

دانلود جزوه با عنوان " تجلی تقوا در ماه خدا " از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

سخنرانی های مرحوم شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) در رابطه با ماه مبارک رمضان

حضرت موسی (ع) : پروردگارا ! پاداش کسی که به خاطر رضای تو در روزهای طولانی روزه می گیرد چیست ؟ خداوند : ای موسی ! بهشتم برای اوست ، روز قیامت در هر کدام از مسیرهای وحشتناک امانی از برای اوست و او را از آتش جهنّم آزاد میکنم.  ترجمه فضائل الاشهر الثلاثة { از تالیفات شیخ صدوق (ره) } صفحه 91

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، چون روزه‏ اش را می گشود ، می گفت : خدایا براى تو روزه داشتیم، و با رزق تو افطار كردیم، پس آن را از ما بپذیر.تشنگى از ما بر طرف شد، و رگها رطوبت یافت، و اجر و ثواب به جاى ماند.  من لایحضرالفقیه جلد 2 صفحه 435

امام صادق (ع) : روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن و آشامیدن نیست . مریم مادر عیسی (ع) گفت : (( من نذر کرده ام که برای خدای رحمان روزه باشم )) یعنی جز به ستایش خدای رحمان ، دهان خود را باز نکنم . اگر روزه گرفتید ، زبان خود را حفظ کنید . چشم خود را از نگاه کردن به چیزهای حرام ببندید ، نزاع مکنید ، حسادت نکنید ، رسول خدا (ص) : شنید که یکی از بانوانش با دهان روزه خادم خود را فحش می دهد ، رسول الله (ص) فرمود : تا برایش خوراکی حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت : میل کنید . خانم گفت : من روزه هستم ، رسول خدا (ص) به او گفت : (( چگونه روزه ای هستی که خادم خود را دشنام می دهی ؟ روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن آب و غذا نیست )) امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی و دهان خود را از نوشیدنی و خوردنی بستی ، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایست بسته شود ، بحث و جدل مکن ، خادمت را با نیش زبان آزار مده ( خادمت را با ناسزا اذیت مکن ) ، آرامش و وقاری که ویژه روزه داری است را از دست مده . مبادا روزی که روزه هستی اعمالت با روزهای قبل که روزه نیستی یکسان باشد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 135

رسول خدا (ص) فرمود : شخص روزه دار ، همه وقت در حال عبادت است ، و اگرچه در بستر خود خوابیده باشد ، تا هر زمان که مسلمانی را غیبت نکند.  من لایحضرالفقیه جلد 2 صفحه 388

 

 

به مناسبت ماه مبارک رمضان و به عنوان عیدانه به محبین آقا امیرالمومنین مولا علی (ع) ، متن کتاب امام علی (علیه السلام ) حقیقت ایمان ، فضیلت پنهان ؛ از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی را از لینک زیر مطالعه بفرمایید :

امام علی (علیه السلام) حقیقت ایمان فضیلت پنهان

 

 

مجموعه احادیث و آیات درباره روزه

خطبه رسول خدا (ص) درباره ماه رمضان

رسول خدا (ص) فرمود : روزه آرزوهای نامشروع نَفس را که منشاء تمام مفاسد است را می میراند ، و نیروی شهوت را فرو می نشاند ، و آن را کنترل میکند.   بحارالانوار جلد 93 صفحه 254





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این داستان از بحارالانوار علّامه مجلسی (ره) نقل شده است که سه نفر با هم ، هم سفر شدند که رو به مقصدی بروند.در میان بیابان راه را گم کردند و از دور خیمه ای به چشمشان خورد و به سمت آن رفتند و دیدند پیر زنی میان آن نشسته و بزغاله ای با ریسمانی به عمود خیمه بسته است.سلام کردند و یکی از آنها گفت : مادر ! ما راه را گم کرده و تشنه و گرسنه و خسته ایم آیا ممکن است با جرعه ی آب و لقمه ی نانی از ما پذیرایی کنی ؟ پیر زن از جا برخاست از گوشه ی خیمه کوزه ی آبی آورد و پیش آنها گذاشت و گفت : بنشینید از این آب بخورید و از خستگی درآیید تا پسر من از صحرا بیاید این بزغاله را سر بِبُرد و من برای شما غذا تهیه کنم.آنها نشستند او هم جلوی خیمه نشست ، دیدند آن پیر زن هر چند لحظه ای یک بار دامن خیمه را کنار می زند و بیابان را نگاه می کند. از او پرسیدند : دنبال چه می گردی ؟ گفت : انتظار پسرم را دارم ، امروز دیر کرده است.یک بار دیدند نگاه کرد و پریشان حال شد و گفت : خدا خیر پیش بیاورد .آنها پرسیدند : چه شد ؟ گفت : شترِ پسرم را دیگری می آورد ، خودش سوار بر آن نیست ، نکند اتفّاقی برایش شده باشد.از جا برخاست و بیرون رفت . آن مرد تا چشمش به او افتاد گفت : مادر پسرت از دنیا رفت ، خدا صبرت دهد.این شتر هم مال اوست که آورده ام.پیر زن گفت : فرزندم ! آرام حرف بزن ، مهمان دارم آنها نفهمند ، بگو چه شده است ؟ گفت : پسرت آمد به شترش آب بدهد ، شترها به هم پریدند و لگد زدند ، او افتاد توی چاه و من رفتم دیدم مرده است.الآن جنازه اش در لب چاه است.بدیهی است که مادر از شنیدن این سخن چه غوغایی در دلش پیدا شد ولی در عین حال بدون اینکه جزع کند به آن مرد گفت : تو بیا سر این بزغاله را بِبُر که من برای مهمانانم غذا تهیّه کنم بعد تا ببینم چه باید بکنم.مادر داغدیده نشست و در حالی که اشک می ریخت غذا را آماده کرد و پیش مهمانها گذاشت و آنها خوردند.بعد رو به مهمانها کرد و گفت : من تنها یک پسر داشتم که انیس و مونس من بود ، از دستم رفت.حال آیا در میان شما کسی هست که قرآن بلد باشد به یاد پسر از دست رفته ام چند آیه از قرآن بخواند ؟ یکی از آنها گفت : من بلدم و شروع کرد به خواندن  سوره بقره آیات 155 تا 157 : وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ(155)الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ(156)أُوْلَئكَ عَلَیهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(157) ؛ قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و میوه ‏ها، آزمایش می ‏كنیم و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان! (155)آنها كه هر گاه مصیبتى به ایشان می ‏رسد، می ‏گویند: «ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمی ‏گردیم!» (156)اینها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏ یافتگان! (157)

این آیه ی آرام بخش آسمانی را آن مادر داغدیده گوش می کرد و اشک می ریخت و پیام تسلیت آمیز خدا را به گوش دل می گرفت که به صبر کنندگان در مصیبت ها ، بشارت صلوات و رحمت داده و آنها را در زمره ی راه یافتگان به عالم قُرب خود به حساب آورده است و لذا پس از شنیدن این پیام الهی برخاست و رو به قبله ایستاد و گفت : خدایا ! امانتی که به من داده بودی از من پس گرفتی ، الحال دستور داده ای که شکیبا باشم ، من هم اطاعت می کنم ولی توقّع دارم همانگونه که وعده داده ای فیض رحمت خودت را شامل حالم گردانی.پس از این راز و نیاز با خدا رو به مهمان ها کرد و گفت : حال ای میهمانان عزیزم به من اجازه بدهید برای دفن پسرم بروم.آنها هم همراهش رفتند و جنازه را دفن کردند. این هم نمونه ای بود از اینکه قرآن شفابخش و رحمت آفرین برای اهل ایمان است : وَ نُنزَِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یَزِیدُ الظَّلِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (سوره اسراء آیه 82 ، و از قرآن آنچه برای مومنان شفا و رحمت است نازل می کنیم ولی ستمگران را جز زیان نمی افزاید)

جزوه صفیر هدایت شماره 54 تفسیر آیات 83 و 84 سوره اسراء از سلسله مباحث تفسیری آیت الله ضیاء آبادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 276 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث