وبلاگ احادیث
صلی الله علیک یا حضرت شاه ولایت یا امام المتقین یا علی بن ابیطالب ع

ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

زندگانی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

گفتار بزرگان در شخصیت و شأن حضرت زینب (علیها السلام)

علاّمۀ مجاهد سیّد عبد الحسین شرف الدّین رحمه اللّه گوید : كسى در كرامت و بزرگوارى اخلاقى، پاكى سرشت، پاكى وجود و خلوص جوهر از آن حضرت [زینب علیه السّلام]-به جز جدّ او و همان پدر و مادرى كه او را به دنیا آوردند-برتر دیده نشده است. او از جمله زنان كمیابى بود كه شتابزدگى او را منحرف، و خشم او را سبك نكرده هیچ عاملى بردبارى ‌اش را از وى نگرفته و بر او چیره نشده بود. در تیزهوشى، پاكى روح، لطافت احساس، نیرومندى و پایدارى و استوارى دل و جان آیتى از آیات الهى در والاترین شكل شجاعت و بلند پروازى و اوج ‌گیرى روحى بود. . . . عقیلة الوحى، ص 24

علاّمه شیخ جعفر نقدى گوید : زمینۀ پیدایش این بانوى پاك و بزرگوار و جاى پرورش این گوهر ارزنده (زینب علیها السّلام) دامان نبوّت بود. در خاندان رسالت رشد یافت و شیر وحى را از پستان زهراى بتول نوشید و غذاى بزرگوارى را از دست پسر عموى پیامبر تغذیه كرد. از این رو، پیدایشى پاكیزه، و پرورشى روحانى یافت، جامۀ عظمت و شكوه بر تن كرده قباى پاكدامنى و شرف و بزرگى پوشیده، پنج تنى كه اصحاب كساء بودند، آموزش و پرورش و آراستنش را بر عهده گرفتند، و او را همین بس كه اینان ادب‌آموزان و استادان وى هستند.  شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص ١٩

علاّمه مامقانى رحمه اللّه گوید : زینب و چه زینبى ! و تو چه مى ‌دانى كه زینب كیست و چیست؟ ! او خردمند زن خاندان هاشم است، از صفات و ویژگی هاى برجسته ‌اى برخوردار بود كه پس از مادرش هیچ زنى دیگر بدان پایه نمى‌ رسید، تا آنجا كه گفته شده او صدّیقۀ صغرى و در حجاب و پاكدامنى یكتا بود. در دوران زندگى پدر و برادرانش تا روز عاشورا هیچ مردى چشمش به او نیفتاده بود. او در صبر و پایدارى و نیروى ایمان و پرهیزكارى نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونه‌اى بود كه گویا سخنانش از زبان امیرالمؤمنین علیه السّلام فرو مى ‌ریزد، كه این مطلب بر كسى كه در خطبه‌هایش دقّت كند به خوبى روشن است. و اگر بگوییم معصوم است، بر كسى كه حالات آن حضرت را در روز عاشورا و پس از آن مطالعه كرده، قابل انكار نیست، كه اگر آن واجدیّت مقام عصمت نبود حضرت امام حسین بخشى از وظایف امامت را در دوران بیمارى حضرت سجّاد به او واگذار ننموده آن وصایا و سفارش ها را به وى نمى ‌فرمود و حضرت سجّاد او را در بیان احكام و برخى دیگر از نشانه ‌هاى ولایت نایب و نمایندۀ خود قرار نمى‌ داد.

عبادت و بندگی حضرت زینب (علیها السلام )

امّا زینب علیها السّلام در عبادت، ثانى مادر بود، تمام شبهایش را به تهجّد و شب‌زنده‌ دارى و تلاوت قرآن مجید مى ‌گذرانید. برخى از فضلا و بزرگان گفته ‌اند :

آن حضرت در تمام دوران زندگى‌ اش هیچ‌ گاه تهجّد و شب‌زنده ‌دارى را حتّى در شب یازدهم محرّم ترك نكرد.

بعد مى ‌گوید: و از حضرت زین العابدین على بن الحسین علیه السّلام روایت شده است :

آن شب دیدم او نمازش را نشسته مى‌ خواند.

از فاضل قائنى بیرجندى نقل شده كه وى از بعضى كتاب هاى معتبر مقتل از حضرت سجّاد نقل كرده كه حضرت فرمود: عمّه‌ ام زینب علیها السّلام با تمامى مصیبت هایى كه بر او وارد شد، در طول راه شام نافلۀ شبش ترك نشد.

از همین فاضل محترم نیز نقل شده است : حضرت امام حسین علیه السّلام به هنگام آخرین وداع با خواهرش زینب علیها السّلام به او فرمودند : خواهرم مرا در نماز شب از یاد نبرى .

این روایت را نیز از كتب معتبر مقتل نقل كرده است.

علاّمه شیخ شریف جواهرى در كتاب «مثیر الاحزان» آورده كه فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام گوید : عمّه‌ام زینب علیها السّلام در آن شب (شب دهم محرم) در محراب عبادتش ایستاده دعا مى ‌خواند و به خدا استغاثه مى ‌كرد، آن شب دیدگان هیچ یك از ما به خواب نرفت و آه و ناله‌اش فرو ننشست.

برخى از پژوهشگران روایت كرده‌اند كه حضرت زین العابدین علیه السّلام فرمود : عمّه‌ام زینب در تمام طول مسافرت از كوفه به شام نمازهاى واجب و نوافلش را ایستاده مى ‌خواند و در یكى از منازل دیدم نشسته مى ‌خواند. علّت این كار را پرسیدم. پاسخ داد: به خاطر شدّت گرسنگى و ضعف، سه شبانه روز است كه دیگر نمى‌ توانم ایستاده نماز بخوانم. زیرا حضرت غذاى خود را بین كودكان تقسیم مى ‌كرد، به خاطر اینكه دشمن به هر كدام ما در شبانه روز فقط یك قرص نان مى‌ داد.

هرگاه انسان به دقّت به حالات آن حضرت نگاه كند و توجّه و انقطاع او را به خداوند متعال ببیند، در عصمت آن حضرت تردیدى به خود راه نمى ‌دهد و یقین مى‌ كند كه آن حضرت از همان زنان پارسایى است كه تمام حركات و سكنات خود را وقف خداوند متعال نموده ‌اند و از همین رهگذر به جایگاه رفیع و درجات بلندى كه از درجات پیامبران و اوصیا حكایت مى ‌كند، رسیده است. شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 62 - 63

 

 

بزرگوارى و ارجمندى حضرت زینب (علیها السلام)

در اخبار آمده است كه هرگاه حضرت زینب به دیدار برادرش امام حسین علیه السّلام مى ‌آمد، حضرت به احترام او جلو پایش حركت مى ‌كرد و سر پا مى ‌ایستاد و او را در جاى خود مى ‌نشاند. و به راستى كه این خود مقام عظیمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت، همان گونه كه او امین و امانت دار پدر نسبت به هدایاى الهى بود. در حدیثى كه مجلسى در جلد نهم بحارالانوار در شهادت حضرت على علیه السّلام نقل كرده، چنین آمده است: حسن خواهرش زینب را صدا زده گفت : اى امّ كلثوم حنوط جدّم رسول خدا را بیاور! زینب علیها السّلام فورا حنوط را آورد. هنگامى كه سر آن را گشود، بوى خوش آن تمام خانه و شهر كوفه و خیابان ها و كوچه‌هاى آن را خوشبو كرد. شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 22 - 29

علاّمه سیّد جعفر آل بحر العلوم طباطبائى در «تحفة العالم» گوید: زینب كبرى همسر جعفر و كنیه‌اش «امّ حسن» است، در جلالت قدر و والایى مقام او همین بس كه در اخبار آمده كه بر حضرت امام حسین علیه السّلام وارد شد در حالى كه آن حضرت مشغول قرائت قرآن بود، قرآن را روى زمین گذاشته به احترام او از جاى حركت كرده سر پا ایستاد.شیخ جعفر نقدى ؛ زینب كبرى (علیها السلام) ، ص 29

حضرت زینب كبری علیها السلام الگوی عفّت و حجاب

در جلالت شأن بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب كبری (علیها السلام) همین بس كه امام معصوم حضرت امام سیّدالسّاجدین (علیه السلام ) درباره‌ی عمّه‌اش فرمود:
اَنْتِ بِحَمْدِاللهِ عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ
تو به حمد خدا عالمی ‌هستی كه نیاز به معلّم و مفهّم نداشته‌ای.


این گفتار یك فرد عادی نیست؛ گفتار حجّت خداست. یعنی آن بزرگوار، مُلْهَم به الهامات الهی بوده و همچون جدّ و پدر و مادر و برادرانش دارای علم لدنّی بوده و هیچگاه اكتساب از بشر ننموده است. البتّه اكتساب علوم و معارف از جدّ و والدین و برادرانش داشته است؛ امّا نه آن ‌گونه كه ما افراد بشر عادی از یكدیگر داریم بلكه نوع دیگری از تعلّم و اكتساب معنوی است كه عقل ما قاصر از درك آن است. از همان نوع است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در لحظات آخر عمرش كه در بستر افتاده بود، مرا در آغوش خود كشید و هزار باب علم به من آموخت و از هر باب آن هزار باب دیگر به روی من گشوده شد.(بصائر الدرجات ، صفحه 302 ).

 
بدیهی است كه در آن چند لحظه نمی ‌شود این طور كه ما درس می ‌خوانیم درس خوانده باشد. پس معلوم می ‌شود تعلیم و تعلّم در میان خودشان نیز طور دیگری بوده است. این مقام علمی ‌آن‌حضرت و آن هم مقام معرفت و محبّتش نسبت به ذات اقدس حق كه در سنّ كودكی و هنگامی‌ كه یك كودك چهار یا پنج ساله بود و روی دامن پدر نشسته بود پدر نگاه محبّت ‌آمیزی به دخترش كرد. دختر متوجّه شد كه پدر با محبّت به او نگاه می ‌كند. در جواب،او هم نگاهی به ‌صورت پدر كرد و با همان زبان كودكی ‌اش گفت:(یا اَبَتاه اَتُحِبُّنا)؛ «پدر! ما را دوست می ‌داری»؟ فرمود: «نَعَم، اَوْلادُنا اَكْبادُنا»؛ «بله عزیزم ! فرزندان ما جگرگوشگان ما هستند». گفت :
یا اَبَتاه حُبّان لا یَجْتَمِعانِ فِی قَلْبِ الْمُؤمِنِ،
ای پدر! دو حبّ [حبّ خدا و حبّ اولاد] در دل مؤمن جمع نمی ‌شوند.
این درس را در كدام مدرسه آموخته است؟ آنگاه در مقام پس دادن درسی كه از پدر آموخته است گفت:
وَ اِنْ كانَ لابُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنا وَ الْحُبُّ لِلّهِ خالِصاً فازدادَ عَلِیٌّ حُبّاً ، (الحدیث جلد 1 صفحه 74 )
حقیقت آنكه مهر و ترحّم از آنِ ما و محبّت خالص از آن خداست.
آیا جا نداشت كه پدر، این دختر را به سینه‌اش بچسباند و دهانش را ببوسد و بگوید: «ذُرّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».


نكته‌ی دیگر شجاعت و شهامت روحی حضرت زینب كبری (علیها السلام) در مجلس شوم یزید كه از در و دیوارش خون می ‌بارید و آوای مرگ از هر سو به گوش می ‌رسید، در آن شرایط سنگین یك زن خُرد شده‌ی زیر بار مصائب طاقت ‌فرسا در لباس اسارت در خلال خطابه‌ی كوبنده ‌اش قاطعانه فرمود:
فَكِدْ، كَیْدَكَ وَاسْعَ سَعْیَكَ فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا وَ لا تُمیتُ وَحْیَنا،
[ای یزید] تو هر نقشه‌ای كه داری پیاده كن و هر سعی و تلاشی كه می‌ توانی به كار ببر.ولی این را بدان كه به خدا قسم تو نمی ‌توانی یاد ما را از دل ‌ها بیرون ببری و تو نمی ‌توانی نور وحی ما را خاموش سازی.
یعنی در آن اوضاع و احوال كه همه چیز ظاهراً نشان از به باد رفتن آثار نبوّت می ‌داد ، آن نادره‌ی زمان از همانجا آینده ‌ی دنیا را می ‌دید و عظمت و جلالت جاودانی خاندانش را مشاهده می ‌كرد و با قاطعیّت تمام می‌ فرمود: ای یزید! تو بطور قطع می ‌پوسی و در معده‌ ی عالم هضم می‌ شوی ولی ما زنده می ‌مانیم و هر روز كه می‌ گذرد، حقّانیت و عظمت ما بیشتر بر مردم عالم معلوم خواهد شد و ما الگوی حق ‌طلبان و فضیلت ‌دوستان قرار می‌ گیریم.


امّا نكته‌ ی قابل تأمّل اینكه در حال حاضر آنچه باید الگو و سرمشق زنان ما باشد، حجاب و حیاء و عفّت آن بانوی بزرگ تاریخ است نه موضوع سخنگویی او در مجلس مردان كه متأسّفانه تا سخن از زینب كبری (علیها السلام) به میان می‌‌آید فوراً عدهّ‌ای از زنان ـ به اصطلاح خود، دختران زینب ـ به سراغ خطبه‌ی آن ‌حضرت در كوفه و شام می ‌روند و آن را مجوّز سخنرانی زن در مجلس مردان به حساب می ‌آورند در حالی كه اوّلاً حضور آن كریمه‌ی خاندان رسالت در مجلس مردان به اجبار و اكراه دشمن و در حال اسارت بود و ثانیاً آن سخنرانی در شرایطی، لازم و واجب شد كه اساس دیانت در شرف انهدام بود و بنی‌امیّه با قدرت تمام كمر به شكستن شخصیّت آسمانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاموش ساختن نور وحی و نبوّت او بسته بودند و اگر نبود آن سخنرانی عقیله ‌ی بنی‌هاشم در كوفه و شام و اگر نبود خطابه‌ی افشاگرانه‌ی مادرش صدّیقه‌ی كبری‌ (علیها السلام) در مسجد مدینه و مجمع عمومی‌ مهاجر و انصار، جدّاً اساس دین منهدم گشته و كوچك ترین اثری از وحی و رسالت باقی نمانده بود و راستی این مادر و دختر(علیهما السلام) حقّ احیاء بر اسلام و مسلمین دارند.


حسّاسیّت اسلام به حفظ فاصله از نامحرم
حال برای شما ـ به قول خودتان دختران زینب ـ چه ضرورت دینی ایجاب می ‌كند كه در مجلس مردان حضور یافته و به ایراد سخن بپردازید؟! كجای دین در شرف انهدام است كه شما با حضور خود در مجلس مردان ترمیمش بنمایید؟! در صورتی كه به جز واقعه‌ی كربلا در تمام مدّت عمر زینب كبری (علیها السلام) سراغ نداریم كه در مجلسی از مجلس مردان حضور یافته و سخنرانی كرده باشد نه قبل از واقعه‌ی عاشورا و نه بعد از آن و همچنین تاریخ نشان نمی ‌دهد كه مادر بزرگوارش حضرت صدّیقه(علیها السلام) در مجمعی از مجمع مردان حاضر شده و سخن گفته باشد. جز همان خطابه‌ی معروف كه ضرورت حیاتی دین ایجاب كرده بود.
چرا شما سراغ حجاب و عفافشان نمی ‌روید؟ چرا هیچ گاه سخن از این نمی ‌گویید كه آن مرد عالم عابد گفت: من مدّت‌ها در مدینه، همسایه با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودم. در تمام این مدّت نه قامت زینب را دیدم و نه صدایی از او شنیدم! وقتی می ‌خواست برای زیارت قبر مطهّر جدّ بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برود اوّلاً شب می ‌رفت و ثانیاً پدر و برادرانش با وی همراهی می ‌كردند. وقتی نزدیك حرم می‌ رسیدند امیرالمؤمنین (علیه السلام ) جلوتر می ‌رفت و نور چراغ‌ها را كه در كنار قبر پیامبر اكرم بود كم می ‌كرد(فتیله‌ی آنها را پایین می ‌كشید). یكبار امام حسن(علیه السلام) راز این مطلب را از پدر پرسید. فرمود: خوف این دارم كه فرد نامحرمی ‌قامت خواهرت را ببیند. (زینب کبری صفحه ی 27 ).  

برگرفته از کتاب (نباید که گل ها پرپرشوند){زن مسلمان ، بایدها و نبایدها } از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه ی 87 الی 91





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)

ارزش اهل بیت (ع) و امامان (ع) ؛ حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به ارزشهای امامان معصوم (علیهم السلام) فرمود : ما اهل بیت رسول خدا (ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکیها ، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامبران الهی.شرح ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 201 ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 24

اثبات امامت علی (ع) {هدایت تشریعی} ، یادآوری روایات رسول خدا (ص) : محمود بن لبید می گوید : پس از رحلت پیامبر (ص) ، فاطمه (علیها السلام) را در کنار قبر حضرت حمزه در اُحُد ، در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم ، فرصت را غنیمت شمرده سئوال کردم : آیا برای امامت علی (ع) از سخنان رسول گرامی اسلام (ص) ، میتوان دلیلی آورد ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : شگفتا ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟ شنیدم که پیامبر گرامی اسلام فرمود : علی (ع) بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم.علی (ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم ، (حسن و حسین (علیهم السلام) )و نه نفر از فرزندان حسین (ع) پیشوایان و امامانی پاک و نیکند.اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید ، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.پرسید بانوی من ! پس چرا امام علی (ع) سکوت کرد و حق خود را نگرفت ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : رسول خدا (ص) فرمود : مَثَل امام ، مانند کعبه است ، مردم باید در اطراف آن طواف کنند ، نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.سپس ادامه داد که : آگاه باش ، قسم به خدا ، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند و از عترت رسول خدا (ص) اطاعت می نمودند دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همان گونه که رسول خدا(ص) معرفی فرمود از علی (ع) تا حضرت قائم (عج) فرزند نهم امام حسین (ع) ، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.اما (افسوس)کسی را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعث را انکار کردند و به بدعتها روی آوردند ، آنها هواپرستی و شهوت را برگزیدند و بر اساس رأی و نظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد.آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود : پروردگار تو خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار تعیین امامت بدست اوست ؛ سوره قصص آیه 68 .آری شنیدند اما همان گونه که قرآن فرمود : (دیده بصیرت آنها کور و چشم دل آنها بی نور است ؛ سوره حج آیه 46 ) افسوس ، که سران سقیفه ، آرزوها و هوسهای خود را تحقّق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند ، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند ، ای پروردگار ! من به تو پناه می برم از کمی یاران پس از پیروزی و فراوانی آنان) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 27 الی 28 ، بحارالانوار جلد 36 صفحه 353 ، احقاق الحق جلد 21 صفحه 26

کنیه و نام های حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

حضرت صدّیقه ‌ی كبریََ‌ (سلام الله علیها) دارای القاب فراوان از جمله : فاطمه، زهرا بتول ، عذرا، مباركه، حورای انسیّه و ... است.این‌ها لقب‌های تشریفاتی نیست كه تنها به منظور تجلیل و تكریم باشد، بلكه كاشف از واقعیّت‌هاست؛ یعنی هركدام از این اسم‌ها و لقب‌ها بُعدی از ابعاد وجودی آن ودیعه‌ی الهی را نشان می ‌دهد.

فاطمه است ؛ یعنی هم خودش منقطع از هر گونه پلیدی و ناپاكی است،هم جداكننده‌ ی انسان‌های محبّ از عذاب جهنّم است.

زهرا است ؛ یعنی درخشنده ‌ای است كه به نور او آسمان‌ها روشن گشته و بهشت از نور او خلق شده است .پدر گرامی ‌اش رسول خدا‌‌… (صلی الله علیه و آله و سلم) كه :

]وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی*إنْ هُوَ إلاّ وَحْیٌ یُوحَی[؛سوره‌ ی نجم،آیات 3و4؛ جز از مجرای وحی سخن نمی ‌گوید و ... فرموده است : من هر وقت اشتیاق به بهشت پیدا می ‌كنم، زهراء (علیها السلام ) را می ‌بویم.    برگرفته از کتاب حبل متین شناخت ارکان دین ( شرح زیارت جامعه کبیره ) حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

دانلود سخنرانی ها و روضه ها

دانلود روضه حضرت زهرا سلام الله علیها (آیت الله ضیاء آبادی )

دانلود سخنرانی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی ( با موضوعات : ضرورت عقلی عزاداری برای حضرت زهرا ،  (علیها السلام) نعمت واقعی،حضرت علی (علیه السلام) ، حبل‌الله چیزی جز قرآن و عترت نیست ، دو حدیثی كه باید آموخت و به خاطر سپرد ، دشنام دادن شیوه‌ی مؤمنان نیست ، آیا حضرت زهرا(علیها السلام) پس از رحلت رسول خدا… مورد اذیّت قرار گرفت؟ ، بخشی از خطبه‌ی آتشین حضرت زهرا (علیها السلام) در بستر شهادت ، چگونگی اذن ملاقات با حضرت زهرا(علیها السلام) ، سفارشهای حضرت زهرا(علیها السلام) به حضرت علی (علیه السلام) )

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات (شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عج) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، روضه حضرت زهرا (س) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) .

احادیث در فضیلت تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که : (( هرکه تسبیحات فاطمه ی زهرا (علیها السلام ) را بگوید ، قطعاً خدا را فراوان ذکر کرده است )). مجمع البیان جلد 8 ذیل احزاب (33) : 42 و به نقل از آن ، بحارالانوار جلد 43 ، ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 286

از حضرت صادق (علیه السلام ) { روایت کرده است که فرمود : } هرکه شب را با تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بگذراند ، از مردان و زنانی به شمار می رود که خداوند را بسیار یاد می کنند. ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 4  صفحه 166 )

الکافی : خداوند خداوند با چیزی بهتر از تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام پرستش نشده است.  ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 4  صفحه 166 )

امام صادق (ع) فرمودند : هرکس تسبیحات حضرت فاطمه زهراء (س) را بعد از نماز فریضه خود و قبل از آنکه حالت پاها را به هم بزند بجای آورد خداوند متعال در روز قیامت بهشت را بر او واجب می گرداند.  وسائل الشیعه جلد 6 صفحه 440 حدیث 8388 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

امام صادق (ع) { خطاب به یکی از اصحابش } فرمودند : ای ابا هارون ، همانا ما بچه های کوچک خود را همانطوری که به نماز امر می کنیم ، به تسبیحات حضرت فاطمه (س) نیز امر می کنیم ، پس ( حالا که ارزش آن را فهمیدی ) همواره آن را بجای آور ؛ چرا که هرکس آن را ملازمت کند ، از بدبختی و شقاوت رهایی می یابد. الکافی جلد 3 صفحه 343 حدیث 13 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

یکی از اصحاب امام صادق (ع) می گویند : به خاطر ضعف شنوایی خود ، خدمت امام صادق (ع) رسیدم ( و از او تقاضای درمان کردم ) ، امام (ع) فرمودند : ( تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بسیار بجای آور).  بحارالانوار جلد 85 صفحه 334 حدیث 20 ، صحیفه فاطمیه صفحه 253

ناگفته نماند که این تسبیحات را حضرت رسول اکرم (ص) و او نیز از ناحیه حضرت جبرئیل امین (ع) و او نیز از ناحیه خداوند متعال برای حضرت فاطمه زهرا (س) هدیه آورده است و داستان آن در کتابهای حدیثی مختلف ذکر شده است و اما نحوه اتیان این تسبیحات مقدسه به شرح ذیل است :

اَللهُ اَکبَر { 34 مرتبه } ؛ الحَمدُلِله { 33 مرتبه } ؛ سُبحانَ اللهِ { 33 مرتبه } ، و در پایان مستحب است که یک مرتبه گفته شود : ( لَا اِلهَ اِلاَّ الله )

مجموعه ای در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) { شامل : سخنان آن حضرت ، فضایل ، و....}

ماهنامه احادیث { ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (س) }

دانلود کتاب ؛ حضرت فاطمه (علیها سلام ) الگویی برای همه { با فرمت pdf } از تالیفات آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»

در این كتاب مطالبی پیرامون این موضوعات به چاپ رسیده است:

1- نژاد آسمانی حضرت زهرا (س)

2- فضائل و صفات حضرت زهرا (س)

3- شخصیت حضرت زهرا (س) در كلام خدا

4- نقش الگویی حضرت زهرا (س)

5- حضرت زهرا (س) و سیاست

6- حضرت زهرا (س) و شهادت


سخنان رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم) به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : إنّ فاطمةَ بَضْعةٌ مِنّی ، و هی نورُ عَیْنی ، و ثَمَرةُ فُؤادی ، یَسوؤنی ما ساءها ، و یَسُرُّنی ما سَرَّها ، و إنّها أوّلُ مَن یَلْحَقُنی مِن أهلِ بیتی .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :همانا فاطمه پاره تن من است. او نور دیده و میوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند، مرا نیز ناراحت مى كند و آنچه او را شاد سازد، مرا شاد مى سازد. او نخستین فرد از خاندان من است كه به من مى پیوندند. الأمالی للصدوق : 575 / 787 ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 309

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله :ابنَتی فاطمةُ سیّدةُ نِساءِ العالَمینَ .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :دخترم فاطمه، سرور زنان عالم است. بحار الأنوار : 43 / 22 / 13 ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 309  

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) : (( .... اگر نیکویی مجسّم می شد ، همانا فاطمه بود بلکه دخترم برتر از آن است.به راستی که دخترم ، فاطمه ، از نظر تبار و شرافت و بزرگواری بهترینِ اهل زمین است. فرائد السَّمطین ، جوینی شافعی ، جلد 2 صفحه 68 ؛ ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 254

 

از امام حسین بن علی (علیهما السلام ) از جدّش ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) ، نقل است که فرمودند : (( فاطمه شادمانی دل من است ، دو پسرش میوه ی قلب من و شویش نور چشمم و امامان از نسل او رازداران پروردگارم هستند و ریسمانی کشیده بین خدا و آفریدگانش که هرکه به آن چنگ زند ، نجات یابد و هرکه از آن سر باز زند ، به صورت فرو افتد )). فرائد السَّمطین ، جوینی شافعی ، جلد 2 صفحه 66 ؛ ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 254

حجاب و عفاف حضرت زهرا (سلام الله علیها)

از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است : (( پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی فاطمه ی زهرا (علیها السلام) را گشاده رو و خندان ندید تا آن که از دنیا رفت )) { کشف الغمّه ، علیّ بن عیسی اِربلی : ((مَا رُؤِیَتْ فَاطِمَةُ -عَلَیهَا السَّلامُ- ضَاحِكَةً مُسْتَبْشِرَةً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ -صلّی الله علیه و آله و سلّم- حتّی قُبِضَتْ)) }. در روایت دیگری آمده است که فقط روزی مختصر تبسّمی فرمود ( آن روز ، بر حسب روایت ، روزی بود که به فاطمه ی زهرا (علیها السلام) این بشارت داده شد که تابوتی ساخته شده است که در حمل اجساد مردگان بدن میّت را کاملاً می پوشاند.از آن جا که حضرتش راضی نبودند که پس از مرگ روی تخته ای حمل شوند که پیکرشان مشخّص باشد ، از شنیدن این مطلب مختصر تبسّمی فرمودند(مترجم).  ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 322

سید فضل الله راوندی در نوادر روایت کرده از امیرالمومنین (ع) که شخص نابینایی اذن خواست از حضرت فاطمه (س) که داخل خانه شود ، فاطمه (ع) خود را از او پنهان کرد ، پیغمبر خدا (ص) به فاطمه فرمود به چه سبب خود را پنهان کردی و حال آنکه این مرد نابینا نمی بیند تو را ، عرض کرد اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم ، اگر در پرده نباشم استشمام رایحه من می نماید. پس حضرت فرمود : شهادت می دهم که تو پاره تن من میباشی.   منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 161

 

اختلاط زن و مرد و توسعه‌ی بی ‌پروایی


اگر پس از تحقّق رسالت حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ولایت حضرت علی (علیه السلام) آن خطابه‌ی شورانگیز حضرت فاطمه (علیها السلام ) در آن شرایط بسیار سنگین در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار نبود، دشمنان خدا و دین خدا، با نقشه‌ های شیطانی خود اساس ولایت و رسالت را منهدم كرده بودند و تمام زحمات انبیاء و رسل (علیهم السلام) را بی‌ اثر و بی‌ ثمر ساخته بودند و پس از آن نیز اگر حسین فاطمه (علیهما السلام ) نبود كه با شهادت خود، دین در شرف انهدام را مستقیم گرداند و اگر چهارمین و پنجمین فرزندان فاطمه امام باقر و امام جعفر صادق (علیهما السلام ) نبودند كه با نهضت علمی خود، حقایق و معارف متروكه ‌ی دین را تبیین نموده و گسترش دهند و سرانجام اگر مهدی فاطمه عجّل الله تعالی فرجه الشّریف نبود كه جهان سراسر فرو رفته‌ ی در ظلم و كفر و الحاد را به دامن عدل و ایمان بیفكند، طبیعی است كه پایه‌ های ولایت و رسالت، به كلّی منهدم می ‌شد و نام و نشانی از دین خدا باقی نمی ‌ماند و نتیجتاً خلقت عالم، لغو و بی‌ه دف می‌ گردید.بنابراین واقعیّت عینی تاریخ اسلام و قرآن نشانگر صحّت صدور این جمله ‌ی پرمحتواست كه :
(یا اَحْمَدُ لَولاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاك وَ لَو لا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُكَ وَ لو لا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما)؛‌ {فاطمة الزّهراء بهجة قلب المصطفی ، صفحه 9 ، تألیف آقای رحمانی همدانی (ره) با ارائه ی سند }
ای احمد، اگر تو نبودی افلاك را خلق نمی ‌كردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌ كردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را هم خلق نمی ‌كردم!!
و البتّه توجّه داریم كه این به معنای افضلیّت فاطمه (علیها السلام) از پدر و همسرش نیست؛ بلكه به این معناست كه خداوند در عالم طبع، فاطمه (علیها السلام) را وسیله‌ی ابقاء شخصیّت آسمانی رسول خدا و امام امیرالمؤمنین علی (علیهما السلام) قرار داده است.

برداشت ناصحیح برخی از بانوان مسلمان


اینجا خالی از تناسب نیست كه عرض شود : خانم ‌هایی كه خیلی پروا از اختلاط با نامحرمان ندارند و بر حسب اقتضای وضع زمان، حضور در مجالس مردان و احیاناً سخنرانی در میان آنان را رمز روشنفكری و زن روز بودن می ‌پندارند و از طرفی هم می‌ خواهند رنگ اسلامی به كار خود بزنند، استناد به سخنرانی حضرت فاطمه(علیها السلام ) در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار و همچنین سخنرانی عقیله‌ی بنی‌ هاشم حضرت زینب كبری (علیها السلام) در بازار كوفه و در مجلس شوم یزید در شام می ‌نمایند؛ در صورتی كه باید توجّه داشته باشند، سخنرانی حضرت صدّیقه (علیها السلام ) در مجمع مردان، در شرایط فوق‌العاده سنگینی انجام شد كه بنیان اسلام و قرآن ـ همانگونه كه عرض شد ـ در شرف فرو ریختن و انهدام بود. آن سخنرانی همچون ستونی محكم، زیر بنای اسلام و قرآن ایستاد و آن را از فرو ریختن نگه داشت. انسان‌های محقّق متتبّع، اگر شرایط زمان پس از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به خوبی در نظر بگیرند و بعد متن خطابه‌ی آن ودیعه‌ی الهی و یگانه ذخیره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دقیقاً مورد مطالعه قرار دهند و منصفانه داوری كنند، اعتراف خواهند نمود، آن سخنرانی در آن شرایط، از اَوجَب واجبات بوده و اَحَدی هم جز شخص حضرت صدّیقه (علیها السلام ) نمی ‌توانسته از عهده‌ی این تكلیف واجب برآید.
حال ای بانوان مسلمان! شما با حضورتان در مجالس مردان و سخنرانی در میان آنان، كجای اسلام و قرآن را از فرو ریختن و ویران شدن نجات داده ‌اید. جز این كه بی ‌پروایی شما در اختلاط مرد و زن، روز به روز بر مفاسد جامعه‌ی اسلامی افزوده است و می ‌افزاید.

 کوثر معجزه ی پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 36





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر پس از تحقّق رسالت حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ولایت حضرت علی (علیه السلام) آن خطابه‌ی شورانگیز حضرت فاطمه (علیها السلام ) در آن شرایط بسیار سنگین در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار نبود، دشمنان خدا و دین خدا، با نقشه‌ های شیطانی خود اساس ولایت و رسالت را منهدم كرده بودند و تمام زحمات انبیاء و رسل (علیهم السلام) را بی‌ اثر و بی‌ ثمر ساخته بودند و پس از آن نیز اگر حسین فاطمه (علیهما السلام ) نبود كه با شهادت خود، دین در شرف انهدام را مستقیم گرداند و اگر چهارمین و پنجمین فرزندان فاطمه امام باقر و امام جعفر صادق (علیهما السلام ) نبودند كه با نهضت علمی خود، حقایق و معارف متروكه ‌ی دین را تبیین نموده و گسترش دهند و سرانجام اگر مهدی فاطمه عجّل الله تعالی فرجه الشّریف نبود كه جهان سراسر فرو رفته‌ ی در ظلم و كفر و الحاد را به دامن عدل و ایمان بیفكند، طبیعی است كه پایه‌ های ولایت و رسالت، به كلّی منهدم می ‌شد و نام و نشانی از دین خدا باقی نمی ‌ماند و نتیجتاً خلقت عالم، لغو و بی‌ه دف می‌ گردید.بنابراین واقعیّت عینی تاریخ اسلام و قرآن نشانگر صحّت صدور این جمله ‌ی پرمحتواست كه :
(یا اَحْمَدُ لَولاكَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاك وَ لَو لا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُكَ وَ لو لا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما)؛‌ {فاطمة الزّهراء بهجة قلب المصطفی ، صفحه 9 ، تألیف آقای رحمانی همدانی (ره) با ارائه ی سند }
ای احمد، اگر تو نبودی افلاك را خلق نمی ‌كردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌ كردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را هم خلق نمی ‌كردم!!
و البتّه توجّه داریم كه این به معنای افضلیّت فاطمه (علیها السلام) از پدر و همسرش نیست؛ بلكه به این معناست كه خداوند در عالم طبع، فاطمه (علیها السلام) را وسیله‌ی ابقاء شخصیّت آسمانی رسول خدا و امام امیرالمؤمنین علی (علیهما السلام) قرار داده است.

برداشت ناصحیح برخی از بانوان مسلمان


اینجا خالی از تناسب نیست كه عرض شود : خانم ‌هایی كه خیلی پروا از اختلاط با نامحرمان ندارند و بر حسب اقتضای وضع زمان، حضور در مجالس مردان و احیاناً سخنرانی در میان آنان را رمز روشنفكری و زن روز بودن می ‌پندارند و از طرفی هم می‌ خواهند رنگ اسلامی به كار خود بزنند، استناد به سخنرانی حضرت فاطمه(علیها السلام ) در مسجد مدینه در مجمع عمومی مهاجرین و انصار و همچنین سخنرانی عقیله‌ی بنی‌ هاشم حضرت زینب كبری (علیها السلام) در بازار كوفه و در مجلس شوم یزید در شام می ‌نمایند؛ در صورتی كه باید توجّه داشته باشند، سخنرانی حضرت صدّیقه (علیها السلام ) در مجمع مردان، در شرایط فوق‌العاده سنگینی انجام شد كه بنیان اسلام و قرآن ـ همانگونه كه عرض شد ـ در شرف فرو ریختن و انهدام بود. آن سخنرانی همچون ستونی محكم، زیر بنای اسلام و قرآن ایستاد و آن را از فرو ریختن نگه داشت. انسان‌های محقّق متتبّع، اگر شرایط زمان پس از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به خوبی در نظر بگیرند و بعد متن خطابه‌ی آن ودیعه‌ی الهی و یگانه ذخیره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دقیقاً مورد مطالعه قرار دهند و منصفانه داوری كنند، اعتراف خواهند نمود، آن سخنرانی در آن شرایط، از اَوجَب واجبات بوده و اَحَدی هم جز شخص حضرت صدّیقه (علیها السلام ) نمی ‌توانسته از عهده‌ی این تكلیف واجب برآید.
حال ای بانوان مسلمان! شما با حضورتان در مجالس مردان و سخنرانی در میان آنان، كجای اسلام و قرآن را از فرو ریختن و ویران شدن نجات داده ‌اید. جز این كه بی ‌پروایی شما در اختلاط مرد و زن، روز به روز بر مفاسد جامعه‌ی اسلامی افزوده است و می ‌افزاید.


اللّهمّ عجل لولیّك الفرج واجعلنا من اعوانه و انصاره و من المنتظرین لظهوره واجعل خاتمڑ امرنا خیرا و صلّ علی محمّد و آله الطّاهرین
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته
 
 کوثر معجزه ی پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 36





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در جلالت شأن بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب كبری (علیها السلام) همین بس كه امام معصوم حضرت امام سیّدالسّاجدین (علیه السلام ) درباره‌ی عمّه‌اش فرمود:
اَنْتِ بِحَمْدِاللهِ عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ
تو به حمد خدا عالمی ‌هستی كه نیاز به معلّم و مفهّم نداشته‌ای.


این گفتار یك فرد عادی نیست؛ گفتار حجّت خداست. یعنی آن بزرگوار، مُلْهَم به الهامات الهی بوده و همچون جدّ و پدر و مادر و برادرانش دارای علم لدنّی بوده و هیچگاه اكتساب از بشر ننموده است. البتّه اكتساب علوم و معارف از جدّ و والدین و برادرانش داشته است؛ امّا نه آن ‌گونه كه ما افراد بشر عادی از یكدیگر داریم بلكه نوع دیگری از تعلّم و اكتساب معنوی است كه عقل ما قاصر از درك آن است. از همان نوع است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در لحظات آخر عمرش كه در بستر افتاده بود، مرا در آغوش خود كشید و هزار باب علم به من آموخت و از هر باب آن هزار باب دیگر به روی من گشوده شد.(بصائر الدرجات ، صفحه 302 ).

 
بدیهی است كه در آن چند لحظه نمی ‌شود این طور كه ما درس می ‌خوانیم درس خوانده باشد. پس معلوم می ‌شود تعلیم و تعلّم در میان خودشان نیز طور دیگری بوده است. این مقام علمی ‌آن‌حضرت و آن هم مقام معرفت و محبّتش نسبت به ذات اقدس حق كه در سنّ كودكی و هنگامی‌ كه یك كودك چهار یا پنج ساله بود و روی دامن پدر نشسته بود پدر نگاه محبّت ‌آمیزی به دخترش كرد. دختر متوجّه شد كه پدر با محبّت به او نگاه می ‌كند. در جواب،او هم نگاهی به ‌صورت پدر كرد و با همان زبان كودكی ‌اش گفت:(یا اَبَتاه اَتُحِبُّنا)؛ «پدر! ما را دوست می ‌داری»؟ فرمود: «نَعَم، اَوْلادُنا اَكْبادُنا»؛ «بله عزیزم ! فرزندان ما جگرگوشگان ما هستند». گفت :
یا اَبَتاه حُبّان لا یَجْتَمِعانِ فِی قَلْبِ الْمُؤمِنِ،
ای پدر! دو حبّ [حبّ خدا و حبّ اولاد] در دل مؤمن جمع نمی ‌شوند.
این درس را در كدام مدرسه آموخته است؟ آنگاه در مقام پس دادن درسی كه از پدر آموخته است گفت:
وَ اِنْ كانَ لابُدَّ فَالشَّفَقَةُ لَنا وَ الْحُبُّ لِلّهِ خالِصاً فازدادَ عَلِیٌّ حُبّاً ، (الحدیث جلد 1 صفحه 74 )
حقیقت آنكه مهر و ترحّم از آنِ ما و محبّت خالص از آن خداست.
آیا جا نداشت كه پدر، این دختر را به سینه‌اش بچسباند و دهانش را ببوسد و بگوید: «ذُرّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».


نكته‌ی دیگر شجاعت و شهامت روحی حضرت زینب كبری (علیها السلام) در مجلس شوم یزید كه از در و دیوارش خون می ‌بارید و آوای مرگ از هر سو به گوش می ‌رسید، در آن شرایط سنگین یك زن خُرد شده‌ی زیر بار مصائب طاقت ‌فرسا در لباس اسارت در خلال خطابه‌ی كوبنده ‌اش قاطعانه فرمود:
فَكِدْ، كَیْدَكَ وَاسْعَ سَعْیَكَ فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنا وَ لا تُمیتُ وَحْیَنا،
[ای یزید] تو هر نقشه‌ای كه داری پیاده كن و هر سعی و تلاشی كه می‌ توانی به كار ببر.ولی این را بدان كه به خدا قسم تو نمی ‌توانی یاد ما را از دل ‌ها بیرون ببری و تو نمی ‌توانی نور وحی ما را خاموش سازی.
یعنی در آن اوضاع و احوال كه همه چیز ظاهراً نشان از به باد رفتن آثار نبوّت می ‌داد ، آن نادره‌ی زمان از همانجا آینده ‌ی دنیا را می ‌دید و عظمت و جلالت جاودانی خاندانش را مشاهده می ‌كرد و با قاطعیّت تمام می‌ فرمود: ای یزید! تو بطور قطع می ‌پوسی و در معده‌ ی عالم هضم می‌ شوی ولی ما زنده می ‌مانیم و هر روز كه می‌ گذرد، حقّانیت و عظمت ما بیشتر بر مردم عالم معلوم خواهد شد و ما الگوی حق ‌طلبان و فضیلت ‌دوستان قرار می‌ گیریم.


امّا نكته‌ ی قابل تأمّل اینكه در حال حاضر آنچه باید الگو و سرمشق زنان ما باشد، حجاب و حیاء و عفّت آن بانوی بزرگ تاریخ است نه موضوع سخنگویی او در مجلس مردان كه متأسّفانه تا سخن از زینب كبری (علیها السلام) به میان می‌‌آید فوراً عدهّ‌ای از زنان ـ به اصطلاح خود، دختران زینب ـ به سراغ خطبه‌ی آن ‌حضرت در كوفه و شام می ‌روند و آن را مجوّز سخنرانی زن در مجلس مردان به حساب می ‌آورند در حالی كه اوّلاً حضور آن كریمه‌ی خاندان رسالت در مجلس مردان به اجبار و اكراه دشمن و در حال اسارت بود و ثانیاً آن سخنرانی در شرایطی، لازم و واجب شد كه اساس دیانت در شرف انهدام بود و بنی‌امیّه با قدرت تمام كمر به شكستن شخصیّت آسمانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاموش ساختن نور وحی و نبوّت او بسته بودند و اگر نبود آن سخنرانی عقیله ‌ی بنی‌هاشم در كوفه و شام و اگر نبود خطابه‌ی افشاگرانه‌ی مادرش صدّیقه‌ی كبری‌ (علیها السلام) در مسجد مدینه و مجمع عمومی‌ مهاجر و انصار، جدّاً اساس دین منهدم گشته و كوچك ترین اثری از وحی و رسالت باقی نمانده بود و راستی این مادر و دختر(علیهما السلام) حقّ احیاء بر اسلام و مسلمین دارند.


حسّاسیّت اسلام به حفظ فاصله از نامحرم
حال برای شما ـ به قول خودتان دختران زینب ـ چه ضرورت دینی ایجاب می ‌كند كه در مجلس مردان حضور یافته و به ایراد سخن بپردازید؟! كجای دین در شرف انهدام است كه شما با حضور خود در مجلس مردان ترمیمش بنمایید؟! در صورتی كه به جز واقعه‌ی كربلا در تمام مدّت عمر زینب كبری (علیها السلام) سراغ نداریم كه در مجلسی از مجلس مردان حضور یافته و سخنرانی كرده باشد نه قبل از واقعه‌ی عاشورا و نه بعد از آن و همچنین تاریخ نشان نمی ‌دهد كه مادر بزرگوارش حضرت صدّیقه(علیها السلام) در مجمعی از مجمع مردان حاضر شده و سخن گفته باشد. جز همان خطابه‌ی معروف كه ضرورت حیاتی دین ایجاب كرده بود.
چرا شما سراغ حجاب و عفافشان نمی ‌روید؟ چرا هیچ گاه سخن از این نمی ‌گویید كه آن مرد عالم عابد گفت: من مدّت‌ها در مدینه، همسایه با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودم. در تمام این مدّت نه قامت زینب را دیدم و نه صدایی از او شنیدم! وقتی می ‌خواست برای زیارت قبر مطهّر جدّ بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برود اوّلاً شب می ‌رفت و ثانیاً پدر و برادرانش با وی همراهی می ‌كردند. وقتی نزدیك حرم می‌ رسیدند امیرالمؤمنین (علیه السلام ) جلوتر می ‌رفت و نور چراغ‌ها را كه در كنار قبر پیامبر اكرم بود كم می ‌كرد(فتیله‌ی آنها را پایین می ‌كشید). یكبار امام حسن(علیه السلام) راز این مطلب را از پدر پرسید. فرمود: خوف این دارم كه فرد نامحرمی ‌قامت خواهرت را ببیند. (زینب کبری صفحه ی 27 ).  

برگرفته از کتاب (نباید که گل ها پرپرشوند){زن مسلمان ، بایدها و نبایدها } از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه ی 87 الی 91





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 284 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

وبلاگ اینترنتی احادیث در آبان ماه سال 1387 کار خود را رسما آغاز کرد ، وبلاگ اینترنتی احادیث وابسته به هیچ گروه یا سازمان و یا شخصیتی نیست و به طور مستقل فعالیت میکند.

هدف از ایجاد این پایگاه جهانی حدیثی ترویج احادیث معصومین (ع) در بین مسلمانان جهان است. سخنان معصومین (ع) زیبا و جذاب است و اگر گفتار و کلام ائمه اطهار (ع) به صورت ساده و روان در منابر و سخنرانی ها و پایگاه های اینترنتی اسلامی به طور مستمر به مردم عرضه شود ، مردم عاشق دین و عمل به دستورات دینی میگردند ، امام رضا (ع) نیز این سخن را در حدیثی بیان میفرمایند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد ، پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ضمناً کپی برداری از محتویات وبلاگ برای ترویج اندیشه های شیعی بلامانع می باشد.

التماس دعا

برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات
( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد )
مدیر وبلاگ : محب اهل بیت (ع)
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 احادیث

  بانک سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی پایگاه شهر
حدیث